نقد و بررسی
نقد Promising Young Woman | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی در مرز انتقام و سوگواری «زن جوان نویدبخش» از همان عنوانش پرسشی نهفته در خود دارد: چه کسی حق دارد آیندهای را برای زنی تعریف کند، و جامعه با چه سازوکاری میتواند آن آینده را از او بگیرد؟ فیلمِ اِمرالد فِنِل با محوریت کَسی، زنی جوان که شبها خود را مست نشان میدهد تا مردانی را که از زنان آسیبپذیر سوءاستفاده میکنند روبهرو سازد، در ظاهر به قلمرو انتقامجویی تعلق دارد؛ اما نیروی اصلیاش نه در تعقیبوگریز و هیجان، بلکه در بررسی زخمهایی است که بهآسانی به گذشته سپرده نمیشوند.
کَسی در پی عدالت است، اما فیلم از ابتدا روشن میکند که عدالت برای او مفهومی ساده یا دستیافتنی نیست. این روایت، ماجرای فردی را به بستری برای سنجش مسئولیت جمعی بدل میکند. مسئله تنها مردی نیست که مرتکب آزار میشود؛ مسئله شبکهای از دوستان، همکاران و نهادهایی است که میتوانند با سکوت، بیاعتنایی یا توجیه، امکان تکرار خشونت را فراهم کنند.
فیلم بهجای آنکه این سازوکار را در قالب بحثی نظری عرضه کند، آن را در مواجهههای روزمره و رفتار شخصیتها آشکار میسازد. کَسی؛ خشمِ مهارشده و آسیبپذیری پنهان کری مولیگان نقش کَسی را با ظرافتی چشمگیر پیش میبرد. شخصیت او در نگاه نخست خونسرد، حسابگر و حتی بازیگوش به نظر میرسد، اما این ظاهر آرام پوششی برای اندوه و خشم عمیقی است که مدام در حال بازگشت است.
مولیگان میان این لایهها تعادل برقرار میکند: کَسی نه به چهرهای یکسره شکستناپذیر تبدیل میشود و نه رنجش به مجموعهای از واکنشهای نمایشی فروکاسته میشود. در لحظههای سکوت و مکث، بیش از هر رویارویی آشکار میتوان فرسودگی او را حس کرد. بازی او بهویژه از آن رو مؤثر است که شخصیت را از یک نماد صرف فراتر میبرد.
« کَسی در پی عدالت است، اما فیلم از ابتدا روشن میکند که عدالت برای او مفهومی ساده یا دستیافتنی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کَسی میتواند زیرک و مصمم باشد، اما تصمیمهایش همیشه از خردی بینقص سرچشمه نمیگیرند؛ گاه از زخمی میآیند که هنوز بهبود نیافته است. همین تناقض، او را انسانی و باورپذیر میکند. فیلم از مخاطب نمیخواهد همه انتخابهایش را تأیید کند؛ بیشتر میکوشد نشان دهد چگونه رنجِ حلنشده میتواند زندگی فرد را در مسیری محدود و تکرارشونده گرفتار سازد.
فیلمنامه و معماری تعلیق فِنِل اطلاعات را با شتابی حسابشده در اختیار مخاطب میگذارد. گذشته کَسی و دوست ازدسترفتهاش بهتدریج شکل میگیرد و همین تدریج، داستان را از یک روایت خطیِ انتقام به معمایی اخلاقی و عاطفی تبدیل میکند. پیچوخمها صرفاً برای غافلگیری طراحی نشدهاند؛ هر افشاگری، برداشت ما را از رفتار کَسی و از نقش اطرافیانش تغییر میدهد.
مخاطب پیوسته میسنجد که چه کسی حقیقت را میدانسته، چه کسی آن را انکار کرده و چه کسی از ندانستن سود برده است. بااینحال، فیلم بیشتر به تعلیق ذهنی تکیه دارد تا هیجان پرشتاب. موقعیتهای پرتنش وجود دارند، اما کانون توجه معمولاً واکنش شخصیتها و معنای اخلاقی انتخابهایشان است. ازاینرو، تماشاگرانی که انتظار تریلری پرتحرک و مملو از خطرهای پیدرپی دارند، ممکن است ریتم را کندتر از انتظار بیابند.
فیلم عمداً از مسیر هیجان متعارف فاصله میگیرد و زمان بیشتری را صرف ساختن فضای ناراحتی و انتظار میکند؛ انتخابی که از نظر مضمونی سنجیده است، اما همیشه به یک اندازه پرکشش از کار درنمیآید. طنز تلخ و نوسان لحن یکی از جسورانهترین تصمیمهای فیلم، آمیختن طنز سیاه با درامی درباره خشونت و پیامدهای آن است.
« همین تناقض، او را انسانی و باورپذیر میکند. »
شخصیتها و اجرا
بسیاری از صحنهها با لحنی سبک یا حتی کمیک آغاز میشوند، اما زیر این سبکی، حقیقتی تلخ جریان دارد. طنز در اینجا صرفاً وسیلهای برای تسکین نیست؛ گاهی راهی است برای برهنهکردن تناقضهای مردانی که خود را «آدمهای خوب» میدانند، بیآنکه حاضر باشند رفتارشان را در موقعیتی واقعی محک بزنند.
این انتخاب در بهترین لحظهها هوشمندانه و گزنده است، اما همواره یکدست نمیماند. تغییر ناگهانی از شوخی به اندوه یا از آرامش به تهدید ممکن است برای بخشی از مخاطبان گیجکننده باشد. گاه لحن فیلم چنان سریع تغییر میکند که فاصله میان خنده و ناراحتی فرصت شکلگرفتن نمییابد. بااینهمه، این بیثباتی تا حدی با وضعیت عاطفی کَسی همخوان است: زندگی او پس از ضربهای عمیق به نظمی آرام و قابلپیشبینی بازنگشته و فیلم نیز از ساختن چنین نظمی سر باز میزند.
تصویر، رنگ و موسیقی ظاهر بصری فیلم در تقابل جالبی با موضوع تلخش قرار دارد. رنگها، لباسها و فضاهای مرتب و چشمنواز، جهانی آراسته میسازند که در زیر سطحش نوعی فساد اخلاقی پنهان است. این فاصله میان زیبایی ظاهری و خشونتِ انباشته، به فیلم کمک میکند از تصویرهای کلیشهای درباره سوگواری و انتقام فاصله بگیرد.
فضای روزمره و گاه دلپذیر زندگی کَسی نیز یادآور میشود که اندوه همیشه در چهرهای تیره و آشکار ظاهر نمیشود. موسیقی، بهویژه در انتخاب ترانهها، نقشی فراتر از همراهی صحنهها دارد. گاه آهنگی آشنا یا پرنشاط در موقعیتی ناآرام قرار میگیرد و از همین تضاد، معنای تازهای میسازد. موسیقی میتواند به صحنه انرژی بدهد، اما همچنین نوعی بیقراری ایجاد کند؛ انگار شادیِ ظاهری صحنه چیزی را پنهان میکند که هنوز در راه است.
« بسیاری از صحنهها با لحنی سبک یا حتی کمیک آغاز میشوند، اما زیر این سبکی، حقیقتی تلخ جریان دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این عناصر شنیداری و بصری از بهیادماندنیترین وجوه اثرند و لحن خاص آن را شکل میدهند. عدالت، همدستی و حدود انتقام در مرکز فیلم، پرسشی دشوار قرار دارد: وقتی سازوکارهای رسمی از پاسخگویی بازمیمانند، فرد چه میتواند بکند؟ «زن جوان نویدبخش» پاسخ آسانی ارائه نمیکند و انتقام را معادل عدالت نمیگیرد.
کَسی میکوشد مردان را با تصویری روشن از رفتارشان روبهرو سازد، اما این رویاروییها لزوماً چیزی را در ساختار بزرگتری که از آنان حمایت میکند تغییر نمیدهند. فیلم از همین فاصله، تلخی خود را میسازد: مجازات یک فرد، بهتنهایی تضمینی برای دگرگونی فرهنگی نیست. نکته مهم دیگر، توجه فیلم به همدستی است.
اطرافیان ممکن است خود را بیگناه بدانند، چون مستقیماً دست به خشونت نزدهاند؛ بااینحال، سکوت، بیاعتنایی و حفظ آبروی متهم میتواند سهمی واقعی در تداوم آسیب داشته باشد. اثر در طرح این مسئله قاطع است، اما گاهی شخصیتهای فرعی را بیش از آنکه بهعنوان انسانهایی پیچیده بپروراند، در خدمت موضع اخلاقی خود قرار میدهد.
این فشردگی به تیزی پیام کمک میکند، ولی میتواند از چندلایگی برخی موقعیتها بکاهد. پایانبندی و ماندگاری اثر پایان فیلم از آن بخشهایی است که طبیعی است واکنشهای متفاوتی برانگیزد. بدون ورود به جزئیات، میتوان گفت اثر در واپسین مرحله از قالب انتقامجوییِ آشنا فاصله میگیرد و تصمیمی روایی میگیرد که ممکن است برای برخی مخاطبان جسورانه و مؤثر، و برای برخی دیگر نامأنوس یا قانعکنندهنباشد.
« این عناصر شنیداری و بصری از بهیادماندنیترین وجوه اثرند و لحن خاص آن را شکل میدهند. »
قوتها و کاستیها
فیلم بهجای آنکه همه تنشها را با گرهگشاییای آرام و رضایتبخش حل کند، مخاطب را با پرسشهایی اخلاقی و عاطفی تنها میگذارد. این پایان، برای بعضیها نیروی ماندگار فیلم است و برای بعضی دیگر نقطهای که پیوندشان را با روایت سست میکند. هر دو واکنش با ماهیت اثر سازگارند؛ زیرا فیلم از ابتدا بیشتر در پی برانگیختن بحث است تا فراهمکردن آسودگی.
بااینحال، این رویکرد خطر هم دارد: اگر مخاطب تصمیم نهایی فیلم را نپذیرد، ممکن است احساس کند تجربهای که تا آن لحظه با دقت ساخته شده، به نتیجهای تحمیلی رسیده است. جمعبندی «زن جوان نویدبخش» فیلمی تند، تلخ و آگاهانه ناآرام است که موضوع خشونت علیه زنان را به مسئلهای صرفاً فردی محدود نمیکند و به نقش سکوت و توجیه جمعی نیز میپردازد.
بازی کری مولیگان، طراحی بصری چشمگیر و استفاده سنجیده از موسیقی، به فیلم هویتی متمایز میبخشند؛ فیلمنامه نیز با افشاگریهای تدریجی و موقعیتهای اخلاقاً پیچیده، مخاطب را درگیر نگه میدارد. در برابر این امتیازها، نوسان لحن، ریتمی که همیشه به اندازه کافی پرکشش نیست و پایانی بحثبرانگیز قرار دارند.
این ضعفها مانع از آن نمیشوند که فیلم در ذهن بماند، اما توضیح میدهند چرا تجربه تماشای آن برای همه یکسان نیست. ارزش اثر در ارائه پاسخ قطعی نیست؛ در این است که پس از پایان، پرسشهایی درباره مسئولیت، عدالت و امکان رهایی را زنده نگه میدارد.
« این پایان، برای بعضیها نیروی ماندگار فیلم است و برای بعضی دیگر نقطهای که پیوندشان را با روایت سست میکند. »



ثبت دیدگاه