نقد و بررسی
نقد Promised Land | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
درام اخلاقی در دل شهری فرسوده «سرزمین موعود» به کارگردانی Gus Van Sant، در ظاهر دربارهٔ فروش حق حفاری برای استخراج گاز طبیعی است؛ اما مسئلهٔ اصلیاش معاملهای گستردهتر است: چه چیزی را میتوان در برابر وعدهٔ رونق اقتصادی واگذار کرد، و چه کسی حق دارد بهای آن را تعیین کند؟ فیلم این پرسش را به شهری کوچک میبرد که فرسودگی اقتصادیاش، پیشنهاد شرکت را وسوسهانگیز میکند.
برای ساکنان، قرارداد فقط کاغذی اداری نیست؛ شاید فرصتی برای نفسکشیدن دوباره باشد، و شاید خطری برای آیندهای که هنوز کاملاً درک نشده است. استیو باتلر با همکارش سو وارد این شهر میشود تا کاری را انجام دهد که در نگاه نخست روشن و محدود به نظر میرسد: زمینها را به شرکت نزدیکتر کند و مخالفتها را به حداقل برساند.
اما فیلم بهجای آنکه او را از ابتدا چهرهای اهریمنی نشان دهد، میکوشد منطق حرفهای و شخصیاش را بفهمد. استیو آدمی است که به زبان قراردادها، هدفها و فرصتها خو گرفته؛ مسئله این است که در این زبان، آدمهای واقعی گاهی به مانعی در مسیر فروش بدل میشوند. شخصیتپردازی و بازیها یکی از امتیازهای برجستهٔ فیلم، بازیهای طبیعی و کمتکلف آن است.
Matt Damon استیو را با آمیزهای از اعتمادبهنفس، مهارت در معاشرت و نوعی بیقراری پنهان میسازد. او نه قهرمانی بینقص است و نه کاریکاتوری از یک مأمور شرکت؛ میخواهد خودش را انسانی معقول بداند، حتی وقتی رفتار حرفهایاش با پیامدهای انسانیِ تصمیمهایش فاصله میگیرد. این شکاف، هستهٔ دراماتیک شخصیت است، هرچند تغییرات درونی او همیشه به اندازهٔ لازم تدریجی و قانعکننده پیش نمیروند.
« فیلم این پرسش را به شهری کوچک میبرد که فرسودگی اقتصادیاش، پیشنهاد شرکت را وسوسهانگیز میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
Frances McDormand در نقش سو با چند حرکت و جملهٔ کوتاه، سابقهٔ مشترک و تفاوت نگاه این دو همکار را ملموس میکند. حضور او به فیلم تعادل میدهد: سو از بسیاری جهات عملگراست، اما تجربهاش باعث شده کمتر از استیو به وعدههای شغلی و هیجان موفقیت دل ببندد. John Krasinski نیز با ورود بهعنوان صدایی مخالف، ریتم کشمکش را تغییر میدهد؛ بااینحال، فیلم گاهی او را بیش از آنکه شخصیتی مستقل بپردازد، به ابزاری برای تشدید جدال فکری تبدیل میکند.
شخصیتهای شهر نیز عموماً از جنس آدمهایی هستند که میتوان حضورشان را در یک اجتماع واقعی تصور کرد: کسانی با نیازهای فوری، خاطرههای محلی و نگرانیهایی که از یک اختلاف سیاسی فراتر میروند. Hal Holbrook در نقش معلم سالخورده، آرامش و وزن اخلاقی ویژهای به فضای فیلم میآورد. با این همه، بخشی از مردم شهر بیشتر نمایندهٔ موضعی مشخصاند تا شخصیتهایی با زندگی درونیِ پرجزئیات؛ در نتیجه، فیلم گاه بهجای آنکه تضادهای درون جامعه را بکاود، آنها را در دو سوی یک مناظره مرتب میکند.
اقتصاد در برابر محیطزیست فیلم در برخورد با استخراج منابع طبیعی، از سادهسازی کامل فاصله میگیرد. پولی که شرکت پیشنهاد میکند برای شهری گرفتار رکود، معنایی واقعی دارد: میتواند خرج مدرسه، زندگی خانوادهها یا ادامهٔ فعالیتهای محلی را تأمین کند. در برابر آن، نگرانی دربارهٔ محیطزیست و پیامدهای بلندمدت حفاری نیز صرفاً مخالفتی انتزاعی نیست.
«سرزمین موعود» در بهترین لحظاتش میفهمد که مردم ممکن است از سر بیمسئولیتی تصمیم نگیرند؛ گاهی انتخابی دشوار میکنند، چون گزینههای بهتر از دسترسشان دور شدهاند. همین درک، به فیلم نیرویی انسانی میبخشد. بحث بر سر استخراج گاز فقط نزاع میان شرکت بد و شهروندان خوب نیست، بلکه برخورد میان دو نوع آسیبپذیری است: آسیبپذیری کسانی که با کمبود درآمد دستوپنجه نرم میکنند و آسیبپذیری کسانی که از آسیبهای احتمالی به زمین و آب میترسند.
« Frances McDormand در نقش سو با چند حرکت و جملهٔ کوتاه، سابقهٔ مشترک و تفاوت نگاه این دو همکار را ملموس میکند. »
شخصیتها و اجرا
با این حال، فیلم همیشه تا پایان به همین پیچیدگی وفادار نمیماند. گاهی پیام اخلاقیاش را چنان آشکار میکند که تماشاگر بهجای کشف تدریجی معنا، احساس میکند نتیجه از پیش تعیین شده است. کارگردانی و فضای روایی Van Sant فضای شهر را با نگاهی آرام و بیادعا شکل میدهد. محیطهای روزمره، گفتوگوهای محلی و رفتوآمدهای معمول، به ماجرا حسی نزدیک میدهند؛ اینجا نه شهری افسانهای است و نه صحنهای برای نمایشهای بزرگ، بلکه مکانی است که ساکنانش در آن کار میکنند، دیدار میکنند و دربارهٔ آینده بحث میکنند.
گرمای حاصل از این جزئیات، با موضوعی که بالقوه میتوانست به جدالی خشک و خطابهوار بدل شود، تضادی مؤثر میسازد. کارگردانی بهجای تأکید بر هیجان بیرونی، بیشتر به مکثها و مواجهههای چهرهبهچهره تکیه دارد. این انتخاب با حالوهوای صمیمی اثر سازگار است، اما همیشه به نفع آن کار نمیکند.
بعضی صحنهها بیش از اندازه درنگ میکنند و کشمکش، بهخصوص در بخشهایی از میانهٔ فیلم، از حرکت بازمیماند. آرامش روایی وقتی ثمربخش است که به شناخت شخصیتها بیفزاید؛ اینجا گاهی فقط زمان داستان را طولانیتر میکند. ریتم، فیلمنامه و مسئلهٔ باورپذیری فیلمنامه از موقعیتی جذاب بهره میگیرد: فروشندهای که برای قانعکردن دیگران آموزش دیده، ناچار میشود به شیوهٔ قانعکردن خودش نیز شک کند.
چنین طرحی ظرفیت یک درام اخلاقی ظریف را دارد، زیرا تحول شخصیت میتواند از جزئیات کوچک پدید آید؛ از گفتوگویی که برخلاف انتظار پیش میرود، از دیدن پیامد یک تصمیم، یا از شنیدن تجربهای که دیگر نمیتوان بهآسانی نادیده گرفت. اما فیلم در پرداخت این مسیر یکدست نیست. بعضی تصمیمهای داستانی ناگهانی به نظر میرسند و دگرگونی استیو گاه سریعتر از آن رخ میدهد که تماشاگر بتواند مراحلش را دنبال کند.
« با این حال، فیلم همیشه تا پایان به همین پیچیدگی وفادار نمیماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همچنین، در چند موقعیت، رفتار او میان آدمی حسابگر و شخصیتی که ناگهان از توازن خارج شده، نوسان میکند؛ این نوسان میتوانست نشانهٔ فشار روانی باشد، اما فیلم همیشه زمینهٔ کافی برای خواندن آن فراهم نمیکند. ازاینرو، لحظاتی که باید نقطهٔ عطف عاطفی باشند، ممکن است برای بخشی از مخاطبان ساختگی یا کماقناع جلوه کنند.
ریتم کند فیلم نیز با همین مسئله پیوند دارد. وقتی روایت مکث میکند، انتظار میرود این فرصت صرف تعمیق تردیدها و رابطهها شود؛ ولی برخی مکثها به تکرار همان مواضع میانجامند. در مقابل، بخشهایی که شخصیتها را در موقعیتهای معمول و بیتکلف کنار هم قرار میدهند، مؤثرترند و از دل گفتوگوهای ساده، شناختی واقعیتر به دست میدهند.
لحن و پیام اجتماعی «سرزمین موعود» فیلمی آشکارا دغدغهمند است و از پنهانکردن موضع اخلاقی خود پرهیز نمیکند. این صراحت میتواند فضیلت باشد: موضوع استخراج منابع و هزینههای اجتماعی آن را از حاشیه بیرون میآورد و به انتخابهای روزمرهٔ مردم پیوند میزند. اما مرز میان دغدغهمندی و شعارزدگی باریک است.
هرگاه فیلم به شخصیتها فرصت میدهد متناقض، ناتمام و مردد باشند، پیامش جان میگیرد؛ هرگاه نتیجه را با تأکید مستقیم بیان میکند، از پیچیدگیای که پیشتر ساخته بود فاصله میگیرد. از سوی دیگر، فضای شهر گاهی بیش از اندازه دلپذیر و شاعرانه تصویر میشود. این گرما به جذابیت فیلم کمک میکند، اما ممکن است سختی زندگی اقتصادی را نرم و خوشنما کند؛ گویی فقر و رکود تنها پسزمینهای دلنشین برای یک بحث اخلاقیاند.
« ازاینرو، لحظاتی که باید نقطهٔ عطف عاطفی باشند، ممکن است برای بخشی از مخاطبان ساختگی یا کماقناع جلوه کنند. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب، بخشی از تنش اجتماعی اثر را کمرنگ میسازد و پرسشی مهم را باقی میگذارد: آیا فیلم واقعاً به دشواری انتخابهای مردم نزدیک میشود، یا از زیبایی محیط برای آرامکردن نگاه تماشاگر استفاده میکند؟ جمعبندی «سرزمین موعود» در بازیها، فضای صمیمی و طرح پرسشی دشوار دربارهٔ پول، مسئولیت و آیندهٔ یک جامعه موفق است.
Matt Damon و Frances McDormand به قصه گرما و باورپذیری میبخشند و کارگردانی آرام Gus Van Sant موقعیت را از یک بحث صرفاً نظری به تجربهای انسانی نزدیک میکند. بااینحال، کندی ریتم، صراحت گاه شعاری پیام و چند چرخش داستانی کمزمینه مانع میشوند که فیلم تمام ظرفیت موضوعش را به کار گیرد.
ارزش اصلی اثر در آن است که مسئله را به انتخاب میان خیر و شر تقلیل نمیدهد؛ دستکم در بهترین بخشهایش نشان میدهد وعدهٔ درآمد و ترس از زیان، هر دو از واقعیت زندگی مردم سرچشمه میگیرند. با وجود نارساییهای روایی، فیلم پس از پایان نیز پرسشی را در ذهن نگه میدارد: وقتی آیندهٔ یک شهر به معاملهای وابسته میشود، چه کسی باید خطر را بپذیرد و چه کسی از سود آن بهرهمند خواهد شد؟



ثبت دیدگاه