نقد و بررسی
نقد پروژه آ بخش دوم (Project A - Part II) | 1987
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان میراث قسمت نخست و هویت مستقل «Project A - Part II» بازگشتی به جهان ما اژدهاست؛ شخصیتی که بار دیگر باید در شهری پرآشوب، میان قانون و بیقانونی راهی پیدا کند. فیلم بهسرعت روشن میکند که قرار نیست صرفاً ماجرای قسمت نخست را تکرار کند: این بار اژدها به ریاست پلیس منطقهٔ سای وان میرسد و با تشکیلاتی روبهرو میشود که از درون گرفتار فساد است.
در کنار آن، دستههای تبهکار، انقلابیون ضد منچو، دزدان دریایی فراری و وفاداران منچو نیز هر یک در پی هدفی جداگانهاند. این تراکم، به دنباله حالوهوایی بزرگتر و پیچیدهتر میدهد، اما الزاماً به معنای روایتی منسجمتر نیست. فیلم میخواهد همزمان ماجرایی پلیسی، کمدی موقعیت، داستانی تاریخی و نمایشگاهی برای بدلکاریهای پرخطر باشد.
هر یک از این عناصر بهتنهایی جذاب است؛ دشواری از آنجا آغاز میشود که اثر گاه نمیتواند میانشان تعادل برقرار کند. نتیجه، فیلمی است که از نظر تماشاییبودن دستودلباز است، اما در پیوند دادن ماجراهایش به یک خط روایی شفاف، به اندازهٔ قسمت نخست موفق نیست. روایتی پرشخصیت و کمتمرکز پایهٔ دراماتیک داستان روشن است: اژدها باید در برابر فساد پلیس بایستد و همزمان نظم را به منطقهای آشفته بازگرداند.
با این حال، هرچه فیلم پیش میرود، گروهها و انگیزههای بیشتری وارد میدان میشوند و توجه روایت میان آنها تقسیم میشود. این گسترش، حس آشوب شهر را تقویت میکند، اما گاهی تماشاگر را از پیگیری مسیر اصلی بازمیدارد. بعضی رخدادها بیشتر شبیه راهی برای رسیدن به یک موقعیت کمدی یا صحنهٔ مبارزهاند تا حلقهای ضروری در زنجیرهٔ داستان.
« این تراکم، به دنباله حالوهوایی بزرگتر و پیچیدهتر میدهد، اما الزاماً به معنای روایتی منسجمتر نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شروع فیلم نیز بیش از اندازه مکث دارد. پیش از آنکه قصه به ریتم پرجنبوجوش خود برسد، باید با چندین شخصیت، موقعیت و مناسبات قدرت آشنا شد. این مقدمهچینی برای ساختن تصویری از محیط لازم است، اما اجرای آن گاه کشدار به نظر میرسد. فیلم سرانجام شتاب میگیرد، ولی تماشاگرانی که منتظر ورود زودهنگام به ماجرا هستند، ممکن است آغاز آن را کمتحرکتر از انتظار بیابند.
اژدها؛ قهرمانِ عمل و واکنش جکی چان در نقش اژدها همچنان مرکز ثقل فیلم است. این قهرمان نه به هیبت شکستناپذیر یک جنگجوی اسطورهای متکی است و نه از موقعیتهای خطرناک با وقاری سنگی عبور میکند؛ او بدنش را در معرض خطر میگذارد، اشتباه میکند، دستپاچه میشود و از دل همین آسیبپذیری، هم خنده میآفریند و هم هیجان.
در این جهان، شخصیتپردازی او تا اندازهٔ زیادی از حرکت شکل میگیرد: نحوهٔ جاخالیدادن، افتادن، برخاستن و استفادهٔ بداهه از محیط، از هر توضیحی دربارهٔ جسارت و هوش او رساتر است. غیبت سامو هونگ و یوئن بیائو نیز محسوس است. در قسمت نخست، حضور آن دو به پویایی گروهیِ مبارزهها و کمدیها کمک میکرد؛ این بار بار اصلی تقریباً بهتنهایی بر دوش چان قرار دارد.
او از پس حفظ انرژی فیلم برمیآید، اما جای خالی آن همراهی سهنفره کاملاً پر نمیشود. از این رو، دنباله در لحظاتی بیشتر به نمایش تواناییهای فردی چان شباهت پیدا میکند تا همکاری پرجنبوجوش گروهی که یکی از جذابیتهای قسمت پیشین بود. اکشن و بدلکاری؛ زبان اصلی فیلم قویترین دستاورد فیلم در طراحی اکشن آن است.
« پیش از آنکه قصه به ریتم پرجنبوجوش خود برسد، باید با چندین شخصیت، موقعیت و مناسبات قدرت آشنا شد. »
شخصیتها و اجرا
مبارزهها صرفاً رشتهای از ضربهها نیستند؛ هر صحنه بر موقعیت، فاصله، اشیا و واکنش بدنها بنا میشود. میز، دیوار، راهرو و وسایل روزمره میتوانند ناگهان به بخشی از حرکت بدل شوند. این رویکرد، صحنهها را خوانا و خلاقانه نگه میدارد و به تماشاگر امکان میدهد خطر و دشواری بدلکاریها را حس کند، بیآنکه ریتم مبارزه در آشفتگی گم شود.
اکشن فیلم در بهترین لحظاتش میان خطر و شوخی مرز باریکی میکشد. یک حرکت میتواند هم از نظر فیزیکی چشمگیر باشد و هم بهسبب زمانبندی یا پیامد نامنتظرش خندهدار از آب درآید. همین آمیختگی است که سبک چان را از نمایش صرف مهارتهای رزمی جدا میکند: بدن او هم ابزار مبارزه است و هم ابزار کمدی.
صحنههای پایانی، با بدلکاریهای بزرگ و پرمخاطره، این وجه را به اوج میرسانند؛ تماشاییاند، هرچند فیلم برای رسیدن به آن اوج، از مخاطب صبر میطلبد. کمدی؛ خانهای برای آشوب کمدی فیلم در موقعیتهایی بهترین کارکرد را دارد که فضا را به دام بدل میکند. سکانس خانه نمونهٔ درخشانی از همین منطق است: شخصیتها در محیطی محدود گرفتار میشوند و هر ورود، پنهانشدن یا جابهجایی، امکان تازهای برای سوءتفاهم و آشفتگی میسازد.
شوخیها از واکنشها و زمانبندی بازیگران نیرو میگیرند و بهجای آنکه فیلم را از اکشن جدا کنند، زمینهٔ آن را فراهم میآورند. همچنین موقعیتهایی چون دستبندشدن دو شخصیت به یکدیگر، ایدهای ساده را به سرچشمهای برای همزمانیِ تعقیب، تقلا و خنده تبدیل میکند. در اینجا، طنز از فاصلهٔ میان خواستهٔ شخصیتها و محدودیت جسمانیشان پدید میآید.
« مبارزهها صرفاً رشتهای از ضربهها نیستند؛ هر صحنه بر موقعیت، فاصله، اشیا و واکنش بدنها بنا میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کمدی چان بیش از آنکه متکی به شوخی کلامی باشد، بر بدن، مکث و واکنش ناگهانی استوار است؛ به همین دلیل حتی هنگامی که روایت درگیر چندین شاخهٔ داستانی است، چنین صحنههایی مستقیم و مؤثر باقی میمانند. طراحی فضا و مضمونِ فساد سای وان در فیلم فقط پسزمینهای برای زدوخورد نیست؛ شهری است که قانون رسمیاش اعتبار اندکی دارد و مناسبات قدرت در آن میان پلیس، تبهکاران و گروههای سیاسی دستبهدست میشود.
انتصاب اژدها به ریاست پلیس، او را در موقعیتی قرار میدهد که اجرای عدالت به نیروی بازو محدود نمیشود. او باید با نهادی مواجه شود که ظاهر قانون را حفظ میکند، اما در عمل به شبکهای از منافع و تبانی وابسته است. این بُعد سیاسی به فیلم وزن بیشتری میدهد، اما همیشه با ظرافت در دل سرگرمی تنیده نمیشود.
گاه شخصیتها و گروههای متعدد چنان سریع وارد صحنه میشوند که مضمون فساد و کشمکش سیاسی در میان شلوغی ماجراها کمرنگ میماند. بااینحال، تقابل اژدهای درستکار با ساختاری که از درون فرسوده شده، به داستان نیروی اخلاقی میبخشد و به مبارزههای او معنایی فراتر از پیروزی در یک درگیری میدهد.
مقایسه با قسمت نخست مقایسه با «Project A» تقریباً ناگزیر است، اما ارزش این دنباله را نباید تنها با میزان تکرار موفقیت قسمت نخست سنجید. فیلم دوم از همان مواد آشنا—قهرمان سرزنده، کمدی جسمانی و اکشنهای مبتکرانه—بهره میگیرد، اما بهجای تمرکز نسبتاً روشن، جهان خود را با گروهها و بحرانهای بیشتری پر میکند.
« انتصاب اژدها به ریاست پلیس، او را در موقعیتی قرار میدهد که اجرای عدالت به نیروی بازو محدود نمیشود. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب گاهی حس گستردگی میآفریند، ولی از انسجام و گیرایی روایی میکاهد. از سوی دیگر، شخصیتمحوری جکی چان و مجموعهٔ صحنههای طراحیشده برای نمایش تواناییهای او، به فیلم هویتی مستقل میدهد. بعضی تماشاگران ممکن است غیبت همبازیان قسمت نخست را مانعی جدی بدانند؛ برخی دیگر احتمالاً از تمرکز بیشتر بر چان و دامنهٔ وسیع بدلکاریها لذت خواهند برد.
در هر دو صورت، دنباله بیش از آنکه با پیوستگی داستانی به قسمت اول گره بخورد، با روحیهٔ نمایشی و بازیگوشانهٔ آن پیوند دارد. جمعبندی «Project A - Part II» فیلمی نامتوازن اما سرزنده است: آغاز کند و داستان شلوغش مانع از آن میشود که همیشه کشش روایی یکدستی داشته باشد، ولی اکشن خوشطراحی، بدلکاریهای چشمگیر و کمدی جسمانیِ جکی چان بارها آن را از افتادن به ورطهٔ یکنواختی نجات میدهند.
سکانس خانه و موقعیت دستبند، نمونههایی از توانایی فیلم در تبدیل یک ایدهٔ ساده به سرگرمی دیداریاند؛ صحنههای پایانی نیز نشان میدهند چان چگونه میتواند خطر واقعی را به بخشی از زبان سینمایی خود تبدیل کند. این دنباله به اندازهٔ قسمت نخست متمرکز و درگیرکننده نیست و نبود سامو هونگ و یوئن بیائو از پویایی جمعی آن میکاهد.
بااینحال، برای دوستداران سینمای اکشن هنگکنگ و کمدیهای مبتنی بر بدلکاری، اثری دیدنی و سرشار از لحظههای بهیادماندنی است؛ فیلمی که نه با استحکام قصه، بلکه با جسارت اجرایی و تواناییاش در خنداندن و شگفتزدهکردن در خاطر میماند.
« این انتخاب گاهی حس گستردگی میآفریند، ولی از انسجام و گیرایی روایی میکاهد. »
ثبت دیدگاه