نقد و بررسی
نقد 2023 با زیرنویس فارسی (Problemista) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیای کوچک در شهری بزرگ «Problemista» از دل موقعیتی آشنا آغاز میشود: جوانی بااستعداد میخواهد در نیویورک راهی برای تحقق رؤیایش پیدا کند، اما هر قدم او به مانعی تازه میرسد. الخاندرو، طراح اسباببازیِ اهل السالوادور، نه قهرمانی شکستناپذیر است و نه نابغهای که جهان بیدرنگ قدرش را بداند.
او کمحرف، مضطرب و گاه دستوپاچلفتی است؛ کسی که باید هم برای آیندهاش بجنگد و هم در شهری ناآشنا، قواعد نانوشتهٔ بقا را بیاموزد. وقتی فرصت اقامت کاریاش رو به پایان میرود، همکاری با الیزابت، زنی پرآشوب از دنیای هنر، به راهی برای ماندن بدل میشود؛ راهی که البته آرامش چندانی در آن نیست.
این موقعیت، بستر برخورد رؤیای فردی با واقعیت سخت و گاه پوچِ زندگی مهاجرانه را فراهم میکند. طنزی که از اضطراب تغذیه میکند طنز فیلم از جنس شوخیهای صریح و ضربههای پیدرپی نیست؛ بیشتر از فاصلهٔ میان جدیت شخصیتها و بیمعناییِ بسیاری از موقعیتهایشان نیرو میگیرد. یک کار اداری، یک گفتوگوی کاری یا حتی درخواست سادهای از سوی کارفرما میتواند به آزمونی طاقتفرسا بدل شود.
« این موقعیت، بستر برخورد رؤیای فردی با واقعیت سخت و گاه پوچِ زندگی مهاجرانه را فراهم میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم این بیتناسبی را با لحنی خشک و خونسرد پیش میبرد و اجازه میدهد خنده از دل درماندگی بیرون بیاید. این رویکرد بهویژه در مواجهه با کاغذبازی و ناامنی مهاجرتی مؤثر است. اضطراب الخاندرو فقط نگرانی دربارهٔ شغل یا آیندهٔ حرفهای نیست؛ او میداند فرصت اشتباهکردن ندارد و هر تأخیر ممکن است پیامدی بزرگتر از خود آن موقعیت داشته باشد.
«Problemista» از این فشار، کمدی میسازد، بیآنکه رنج پشت آن را کاملاً ناپدید کند. در بهترین لحظهها، خنده و دلآشوبی همزمان حضور دارند: مخاطب میخندد، اما میفهمد چرا شخصیت نمیتواند به همان اندازه آسوده باشد. جهان سورئال و قواعد مخصوص خودش تصویرسازیهای سورئال فیلم صرفاً تزئینی یا راهی برای عجیبکردن قابها نیستند؛ آنها ذهنیتی را بیرونی میکنند که زیر فشار شهر، کار و مهاجرت شکل گرفته است.
نیویورکِ فیلم، شهری واقعگرا اما بیطرف نیست: خیابانها، محیطهای کاری و جهان هنر، گاه چنان اغراقشده جلوه میکنند که انگار خود شهر نیز در حال آزمودن الخاندرو است. این فضای نامتعارف با منطق خوابگونهاش، احساس سردرگمی شخصیت را به تجربهای بصری بدل میکند. فیلم با تصویر و استعاره، مسائل انتزاعی را ملموس میسازد؛ مهلتها و بنبستها بهجای آنکه فقط در گفتوگو توضیح داده شوند، میتوانند شکل و حضوری محسوس پیدا کنند.
« فیلم این بیتناسبی را با لحنی خشک و خونسرد پیش میبرد و اجازه میدهد خنده از دل درماندگی بیرون بیاید. »
شخصیتها و اجرا
همین انتخاب به اثر هویتی مستقل میبخشد و آن را از کمدیهای شهریِ متعارف دور میکند. بااینحال، سورئالیسم فیلم نیز مرزی دوگانه دارد: برای تماشاگرانی که از پرشهای فرمی و شوخیهای نامنتظر لذت میبرند، سرچشمهٔ جذابیت است؛ برای دیگران ممکن است پراکنده یا حتی بیهدف به نظر برسد. الخاندرو و الیزابت؛ رابطهای نابرابر و پیچیده قلب دراماتیک فیلم در رابطهٔ میان الخاندرو و الیزابت میتپد؛ رابطهای که از همان ابتدا زیر سایهٔ نیاز و نابرابری قرار دارد.
الخاندرو به امکان کار و حمایت الیزابت احتیاج دارد، در حالی که او به دستیارِ مطیعی نیازمند است تا کارهایش را پیش ببرد. این وابستگی، صمیمیت را دشوار میکند: هر لطفی میتواند شبیه معامله باشد و هر درخواست، بارِ قدرتی نامرئی را با خود بیاورد. الیزابت با شخصیتی پرحضور و رفتارهایی پیشبینیناپذیر، فضای فیلم را بهسرعت تصاحب میکند.
تیلدا سوینتن به این نقش انرژی، اغراق و نوعی بیپروایی میدهد که با جهان عجیب فیلم سازگار است. حضورش هم خندهآور است و هم آزاردهنده؛ او را نمیتوان بهآسانی در قالب یک کارفرمای بد یا یک شخصیت صرفاً مضحک جا داد. در مقابل، بازی جولیو تورس کمصداتر و محتاطتر است. این تفاوت بخشی از تقابل دو شخصیت را میسازد، اما گاهی چنان برجسته میشود که الخاندرو زیر سایهٔ نیروی نمایشی الیزابت قرار میگیرد.
« همین انتخاب به اثر هویتی مستقل میبخشد و آن را از کمدیهای شهریِ متعارف دور میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه، رابطهای است که جاذبه و تنش دارد، ولی تعادل میان دو سوی آن همیشه به یک اندازه شکل نمیگیرد. مهاجرت، کار و فرسایش رؤیا لایهٔ اجتماعی فیلم از آن رو اثرگذار است که مهاجرت را به یک پیام ساده یا سخنرانی مستقیم فرو نمیکاهد. مسئله فقط عبور از مرز نیست؛ مسئلهٔ ادامهدادن زندگی در شرایطی است که حضور فرد به مجوز، شغل و تأیید دیگران گره خورده است.
الخاندرو برای ماندن باید مفید، انعطافپذیر و همیشه آمادهٔ حل مشکل باشد. این انتظار، توانایی او را به نیرویی تبدیل میکند که دیگران میتوانند از آن بهره ببرند. فیلم همچنین نشان میدهد که «سختکوشی» بهتنهایی تضمینی برای رسیدن به فرصت نیست. شخصیت اصلی میتواند تلاش کند، خود را با محیط وفق دهد و از خواستههایش عقب بنشیند، اما همچنان در برابر ساختاری قرار دارد که قواعدش را خودش تعیین نمیکند.
از این منظر، عنوان فیلم هم به دشواریهای پیشروی الخاندرو اشاره دارد و هم به راهبردی برای دیدهشدن: گاهی کسی که در نظام موجود جایی ندارد، ناچار است خود را به مسئلهای بدل کند که نادیدهگرفتنش دشوار باشد. این ایده به فیلم بُعدی تلخ میدهد، اما از امید تهیاش نمیکند. ریتم و ناهماهنگیها جاهطلبی فرمی «Problemista» گاهی به سودش کار میکند و گاهی مانع انسجام آن میشود.
« نتیجه، رابطهای است که جاذبه و تنش دارد، ولی تعادل میان دو سوی آن همیشه به یک اندازه شکل نمیگیرد. »
قوتها و کاستیها
فیلم میان کمدیِ موقعیت، قصهٔ مهاجرت، هجو دنیای هنر و تصویرهای خیالپردازانه حرکت میکند؛ اما همهٔ این مسیرها همیشه با یک نیروی دراماتیک واحد پیش نمیروند. بعضی موقعیتها پس از آنکه شوخی یا استعارهٔ خود را عرضه میکنند، بیش از اندازه ادامه مییابند؛ بعضی دیگر نیز آنقدر ناگهانی ظاهر میشوند که فرصت نمییابند تأثیر عاطفیشان را کامل کنند.
این پراکندگی با شخصیتپردازی نیز پیوند دارد. الیزابت بهسبب شدت حضورش بهسرعت در ذهن میماند، اما گاه عمق رابطهٔ او با الخاندرو زیر انبوه شوخیها و رفتارهای افراطی کمرنگ میشود. الخاندرو نیز، با وجود آنکه نقطهٔ اتکای داستان است، میتواند در بخشهایی بیش از حد واکنشی به نظر برسد؛ انگار فیلم بهجای آنکه همیشه تجربهٔ درونی او را بکاود، بیشتر به موقعیتهای پیرامونش علاقهمند است.
این کاستیها الزاماً جذابیت اثر را از میان نمیبرند، اما مانع میشوند همهٔ اجزای آن به یک اندازه به بلوغ برسند. جمعبندی «Problemista» فیلمی نامتعارف، بامزه و گاه آشفته است که جهان اجتماعی خود را از دریچهٔ طنزی خشک و تخیلی سورئال میبیند. بهترین دستاوردش پیوندزدن اضطراب مهاجرت و ناامنی شغلی با موقعیتهایی است که هم خندهدارند و هم ناخوشایند؛ خندهای که معمولاً پس از خود پرسشی دربارهٔ قدرت، وابستگی و امکان رؤیاپردازی باقی میگذارد.
« این پراکندگی با شخصیتپردازی نیز پیوند دارد. »
جمعبندی
بازی پرانرژی تیلدا سوینتن و تصویرسازیهای خیالپردازانه به فیلم شخصیت میدهند، هرچند ریتم ناپایدار و عدم توازن میان دو بازیگر اصلی گاهی مانع اثرگذاری کامل آن میشود. این اثر بیش از آنکه قصهای سرراست دربارهٔ رسیدن به هدف باشد، تصویری از زیستن در مهلتها و شروط دیگران است؛ جایی که حتی رؤیای طراحی اسباببازی نیز باید از میان فرمها، درخواستها و روابط نابرابر عبور کند.
اگر تماشاگر از طنز خشک، روایتهای نامتعارف و کمدیای که در کنار خنده تلخی هم دارد لذت ببرد، «Problemista» تجربهای بهیادماندنی و متفاوت خواهد بود.
ثبت دیدگاه