نقد و بررسی
نقد Princess of Thieves | 2001
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانهای آشنا با قهرمانی تازه «Princess of Thieves» بازگشتی به جهان رابینهود است، اما نه برای بازگویی ماجرای آشنای راهزن شروود؛ این بار کانون روایت گوئین، دختر رابینهود و ماریان، است. پس از بازگشت رابین از جنگهای صلیبی و گرفتارشدن او در توطئهای سیاسی، دخترش ناچار میشود مسئولیتی را بر عهده بگیرد که تا آن زمان بیشتر در قلمرو افسانههای پدرانه قرار داشت: دفاع از مردم، مقابله با قدرتطلبی و نجات خانواده.
فیلم بهجای آنکه میراث رابینهود را صرفاً نشانی از گذشته بداند، آن را به آزمونی برای نسل بعد بدل میکند؛ آزمونی درباره اینکه آیا شجاعت و عدالتخواهی آموختنیاند یا باید هر نسل آنها را از نو به دست آورد. گوئین؛ مرکز ثقل روایت مهمترین تصمیم فیلم، سپردن مرکز داستان به گوئین است.
او نه نسخهای زنانه و بیتغییر از پدر، بلکه جوانی است که باید میان استقلال، وفاداری و میل به پذیرفتهشدن راه خود را پیدا کند. مهارتش در تیراندازی و جسارتش بهسرعت او را وارد میدان ماجرا میکند، اما جذابیت شخصیت بیش از تواناییهای نمایشیاش در سرکشی او به نقشهای ازپیشتعیینشده نهفته است.
گوئین نمیخواهد فقط دختر قهرمان باشد؛ میخواهد کنشگر و تصمیمگیرنده باشد. کیرا نایتلی به این شخصیت انرژی و جنبوجوش میبخشد. بازی او، بهویژه در لحظاتی که گوئین با اعتمادبهنفس وارد موقعیتهای خطرناک میشود، بار اصلی فیلم را بر دوش میکشد. بااینحال، فیلم گاه بیش از آنکه به تناقضها و تردیدهای درونی او فرصت بپردازد، بر چابکی و جسارتش تکیه میکند.
« گوئین؛ مرکز ثقل روایت مهمترین تصمیم فیلم، سپردن مرکز داستان به گوئین است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، گوئین حضوری بهیادماندنی دارد، اما گاهی بیش از آنکه شخصیتی کاملاً پیچیده باشد، نماینده ایدهای روشن است: دختر قهرمان نیز میتواند میراث قهرمانی را به ارث ببرد و از آن فراتر برود. میراث، خانواده و استقلال رابطه گوئین و رابین یکی از لایههای انسانی فیلم است. رابین شخصیتی افسانهای و محبوب است، اما در این روایت پدر هم هست؛ پدری که غیبت و انتخابهایش بر زندگی دخترش اثر گذاشتهاند.
از همین رو، اختلاف میان آن دو فقط بر سر خطرپذیری یا شیوه مبارزه نیست، بلکه به پرسشی خانوادگی گره میخورد: آیا پدر میتواند از فرزندش در برابر جهانی خشن محافظت کند، بیآنکه حق تجربه و انتخاب را از او بگیرد؟ فیلم این مضمون را ساده و قابلفهم عرضه میکند. گاه همین سادگی به نفع حالوهوای خانوادگی اثر تمام میشود، زیرا رابطه پدر و دختر در میان تعقیبوگریزها و مأموریت سیاسی مجال عاطفی پیدا میکند.
اما کشمکش نسلی به عمقی که ظرفیتش را دارد نمیرسد. رابین و گوئین در چند موقعیت بهسرعت از تقابل به تفاهم نزدیک میشوند و فیلم کمتر درنگ میکند تا نشان دهد اعتماد دوباره چگونه شکل میگیرد. بااینهمه، ایده محوری رابطهشان روشن و دلنشین است: میراث واقعی نه تقلید از راه پدر، بلکه یافتن صدای مستقل در امتداد آن راه است.
ماجراجویی و ریتم «Princess of Thieves» در قالب یک ماجرای تلویزیونی خانوادگی حرکت میکند: خطری سیاسی، قهرمانی جوان، یارانی وفادار و مسیری پر از مانع. طرح داستانی با سرعتی مناسب برای مخاطبی که سرگرمی بیتکلف میخواهد پیش میرود و پیوند میان نجات رابین و سرنوشت شاهزاده فیلیپ، ماجرا را از سطح یک نجات خانوادگی به کشمکشی برای آینده انگلستان گسترش میدهد.
« میراث، خانواده و استقلال رابطه گوئین و رابین یکی از لایههای انسانی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
همین ترکیب، به فیلم امکان میدهد هم صحنههای پرتحرک داشته باشد و هم لحظاتی برای شکلگیری دوستی و دلبستگی. بااینحال، شتاب روایت همیشه یکدست نیست. در بخشهایی فیلم از موقعیتی به موقعیت دیگر میپردازد و گاه مسیر داستان بیش از آنکه از انتخابهای شخصیتها نیرو بگیرد، به نیاز قصه برای رسیدن به مرحله بعد وابسته میشود.
در سوی دیگر، برخی لحظهها نیز کندتر از آناند که تنش موجود را حفظ کنند. این ناهماهنگی بهخصوص هنگامی محسوس میشود که ماجرا میان تعقیبوگریز، توطئه سیاسی و رابطههای عاطفی جابهجا میشود. فیلم سرگرمکننده باقی میماند، اما ریتمش بهندرت به هیجان فشرده و پیوستهای میرسد که بتواند هر بخش را به بخش بعدی با نیرویی فزاینده پیوند دهد.
جهان تصویری و حالوهوای افسانهای فضای شروود و عناصر آشنای افسانه رابینهود، به فیلم هویتی قابلتشخیص میدهند. جنگل، کمان، یاران وفادار و دربار گرفتار رقابت قدرت، مجموعهای از نشانههای کلاسیک این جهاناند؛ نشانههایی که فیلم برای برقراری ارتباط سریع با مخاطب به کار میگیرد. فضای قرونوسطایی، بیش از آنکه در پی بازسازی تاریخی دقیق باشد، در خدمت لحن قصهگو و ماجراجویانه قرار دارد.
تماشاگر قرار نیست در پیچیدگی مناسبات سیاسی یا جزئیات زمانه غرق شود؛ مقصد اصلی، همراهی با قهرمان و لذت بردن از سفر اوست. این رویکرد به اثر گرمایی خانوادگی میبخشد، اما در عین حال آن را از خشونت و ابهام جهان افسانه دور نگه میدارد. خطرها عموماً در چارچوبی مهارشده باقی میمانند و فضای تاریک قدرتطلبی بهندرت به تلخی واقعی میرسد.
« همین ترکیب، به فیلم امکان میدهد هم صحنههای پرتحرک داشته باشد و هم لحظاتی برای شکلگیری دوستی و دلبستگی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
چنین لحنی برای مخاطب نوجوان و خانواده مناسب است، ولی ممکن است برای بینندهای که از روایت رابینهود انتظار جهانی زمختتر، پرتنشتر یا از نظر تاریخی غنیتر دارد، اندکی سبک جلوه کند. شخصیتهای فرعی و کشمکش قدرت حضور شاهزاده جان و کلانتر ناتینگهام، به فیلم دشمنانی آشنا و بیدرنگ قابلفهم میدهد.
آنها نماینده قدرتی خودخواه و سرکوبگرند و در برابر ارزشهایی چون وفاداری، عدالت و حمایت از مردم قرار میگیرند. این تقابل روشن، به روایت جهت میدهد، اما بهایش سادهشدن انگیزههاست. شخصیتهای مخالف بهندرت از قالب شروران متعارف بیرون میآیند و فرصت چندانی برای پیچیدهشدن یا ایجاد تردید اخلاقی ندارند.
شخصیتهای همراه نیز نقشهایی عمدتاً کارکردی دارند: یارانی که مسیر قهرمان را هموار میکنند، شاهزادهای که پیوند سیاسی و عاطفی داستان را شکل میدهد، و دوستی که بُعد دیگری از زندگی گوئین را نمایندگی میکند. برخی از این چهرهها جذابیت لحظهای دارند، اما کمتر به شخصیتهایی مستقل با مسیر دراماتیک کامل تبدیل میشوند.
همین کمپرداختگی سبب میشود جهان فیلم، با وجود شلوغی و آشناییاش، گاهی کوچکتر از آن به نظر برسد که کشمکش سیاسی داستان نویدش را میدهد. نسبت با افسانه رابینهود یکی از جذابیتهای فیلم، جابهجایی زاویه دید است. افسانه رابینهود معمولاً حول مردی میچرخد که با یارانش به مقابله با بیعدالتی برمیخیزد؛ اینجا همان الگو از راه تجربه دختر او بازخوانی میشود.
« آنها نماینده قدرتی خودخواه و سرکوبگرند و در برابر ارزشهایی چون وفاداری، عدالت و حمایت از مردم قرار میگیرند. »
قوتها و کاستیها
چنین تغییری صرفاً جایگزینکردن قهرمان نیست. گوئین در موقعیتی قرار دارد که باید ثابت کند شایستگیاش از نام خانوادگیاش نمیآید و میتواند در برابر اقتدار مردانه و انتظارات اجتماعی، تصمیمهای خودش را بگیرد. البته فیلم این امکان را تا انتها کاوش نمیکند. مضمون توانمندی زنانه گاه بیشتر به شعار روایی نزدیک میشود تا پرسشی دراماتیک که در سراسر قصه آزموده شود.
بااینحال، انتخاب گوئین بهعنوان قهرمان اصلی برای مخاطب جوان اهمیت دارد: او در ماجرایی کلاسیک حضور دارد، بیآنکه صرفاً پاداش یا همراه قهرمان مرد باشد. فیلم از این نظر، نسخهای سبک و خوشتماشا از افسانهای آشنا ارائه میکند که مرکز عاطفیاش را به نسل تازهای میسپارد. جمعبندی «Princess of Thieves» اثری بیادعا و ماجراجویانه است که ارزش اصلیاش را در انتخاب گوئین بهعنوان وارث داستان رابینهود پیدا میکند.
کیرا نایتلی به نقش سرزندگی میبخشد و رابطه دختر و پدر، در کنار فضای خانوادگی و عناصر کلاسیک افسانه، فیلم را خوشتماشا نگه میدارد. در برابر این امتیازها، قصه گاه پیشبینیپذیر میشود، شخصیتهای فرعی عمق کافی نمییابند و ریتم میان بخشهای پرتحرک و آرام نوسان دارد. فیلم نه بازآفرینی بنیادینی از افسانه رابینهود است و نه در پرداخت همه مضمونهایش به نهایت توان خود میرسد؛ اما بهعنوان ماجرایی درباره استقلال، میراث و جرئت پذیرفتن مسئولیت، سرگرمی دلپذیری فراهم میآورد و تصویری تازه از قهرمانی میسازد که این بار در جنگل شروود، دختر رابینهود است.
« چنین تغییری صرفاً جایگزینکردن قهرمان نیست. »



ثبت دیدگاه