نقد و بررسی
نقد زن زیبا (Pretty Woman) | 1990
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و افسانهٔ شهری «Pretty Woman» ساختهٔ Garry Marshall، کمدی رمانتیکی است که قصهٔ آشنایی ویوین، زنی خیابانبلد و سرزنده، با ادوارد، سرمایهداری ثروتمند و محتاط را در قالبی آشنا اما ماندگار روایت میکند. رابطهٔ آنها با توافقی کاری آغاز میشود و بهتدریج از محدودهٔ معامله فراتر میرود.
فیلم از همان ابتدا بهروشنی اعلام میکند که قرار نیست واقعگرایی اجتماعی را تا انتهای تلخ و بیپردهٔ آن دنبال کند؛ انتخابش، افسانهای شهری و پرزرقوبرق است که در آن برخورد دو جهان متفاوت به فرصتی برای دگرگونی عاطفی بدل میشود. این انتخاب، هم منبع جذابیت فیلم است و هم سرچشمهٔ محدودیتهایش.
«Pretty Woman» جهان فقر، کار جنسی و نابرابری طبقاتی را از صافیِ لحن سبک و رمانتیک خود عبور میدهد. حاصل، فیلمی خوشتماشا و سرگرمکننده است، اما نه تصویری جامع از واقعیتهایی که شخصیت ویوین به آنها تعلق دارد. تفاوت میان این دو را باید در ارزیابی فیلم همزمان حفظ کرد: قصه در مقام افسانه اثرگذار است، اما در مقام بازنمایی اجتماعی سادهسازی میکند.
روایت میان معامله و دلبستگی نیروی محرک داستان، تغییری است که در معنای رابطهٔ ویوین و ادوارد رخ میدهد. آغاز آشناییشان بر پایهٔ پول و توافقی محدود است؛ بنابراین هر لحظهٔ صمیمانه در آغاز با پرسشی همراه میشود: آیا این احساس حقیقی است، یا امتداد قراردادی که یکی از طرفین توان بیشتری برای تعریفکردنش دارد؟
« رابطهٔ آنها با توافقی کاری آغاز میشود و بهتدریج از محدودهٔ معامله فراتر میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از همین تنش برای ایجاد کشش استفاده میکند. مناسبات کاری، بهتدریج به موقعیتی برای گفتوگو، شناخت و نزدیکی بدل میشوند، بیآنکه مخاطب از همان ابتدا بتواند دربارهٔ مرزهای میان نقش و عاطفه داوری قطعی کند. روایت در این مسیر، از مجموعهای از برخوردهای اجتماعی و موقعیتهای طنزآمیز نیرو میگیرد.
رفتوآمد ویوین در فضاهایی که آداب و قواعدشان را نمیشناسد، به فرصتی برای خنده تبدیل میشود؛ اما فیلم معمولاً او را صرفاً موضوع شوخی قرار نمیدهد. بخش مهمی از شیرینی موقعیتها از اینجا میآید که ویوین با هوش، شوخطبعی و اعتمادبهنفس خود، قواعد خشک محیط را به پرسش میکشد. بااینحال، تحول رابطه گاهی چنان روان و بیمانع پیش میرود که پیچیدگیهای آن کمتر از انتظار به چشم میآید.
ویوین؛ سرزندگی بهمثابه نیروی شخصیت جولیا رابرتس نقش ویوین را با حضوری گرم و پرجنبوجوش شکل میدهد. جذابیت اجرایش تنها به طراوت چهره یا انرژی کلامی محدود نیست؛ او میان شوخی، آسیبپذیری و خودداری عاطفی رفتوآمد میکند و به شخصیتش نوعی استقلال میبخشد. ویوین در بسیاری از صحنهها با درک سریع موقعیت، مسیر گفتوگو را تغییر میدهد و اجازه نمیدهد دیگران بهسادگی او را در قالبی ثابت تعریف کنند.
همین کیفیت است که او را از یک قهرمان صرفاً آرمانیشده متمایز میکند. بااینهمه، فیلم بیش از آنکه زندگی روزمره یا دشواریهای ساختاری ویوین را کاوش کند، بر ظرفیت او برای نشاطبخشیدن به دنیای ادوارد تکیه دارد. گذشته و شرایط اقتصادی او بیش از آنکه موضوعی مستقل برای بررسی باشند، زمینهٔ آغاز داستاناند.
« فیلم از همین تنش برای ایجاد کشش استفاده میکند. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، ویوین شخصیتی بهیادماندنی از نظر حضور و بیان میشود، اما تجربهٔ زیستهٔ زنی در موقعیت او چندان عمیق باز نمیشود. فیلم به فردیت و خواستهایش اشاره میکند، ولی بهندرت اجازه میدهد واقعیتهای سخت پیرامونش بر لحن افسانهای داستان غلبه کنند. ادوارد و نابرابری پنهان رابطه ریچارد گییر ادوارد را با بازی کمتحرکتر و خویشتندارترش در برابر شور ویوین قرار میدهد.
سکوتها و مکثهای او کمک میکنند مردی دیده شود که عادت دارد امور را به شکل مسئلههایی قابلمدیریت بفهمد. در کنار بازی پرتحرک رابرتس، این تفاوت ریتم به رابطهٔ دو شخصیت شکل میدهد: یکی با انرژی آشکار وارد موقعیتها میشود و دیگری در آغاز میکوشد فاصله و کنترل خود را حفظ کند. شیمی میان این دو بازیگر، بخش مهمی از باورپذیری عاطفی فیلم است؛ اختلاف جهانبینیشان را به کشاکشی دیدنی تبدیل میکند.
اما رابطه از همان آغاز زیر سایهٔ نابرابری مالی و اجتماعی قرار دارد. ادوارد نهفقط از ثروت بیشتری برخوردار است، بلکه امکان تعریفکردن شرایط دیدارها و شکل حضور ویوین در دنیای خود را نیز در اختیار دارد. فیلم این عدم توازن را کاملاً پنهان نمیکند، ولی غالباً آن را به مانعی رمانتیک تقلیل میدهد؛ مانعی که قرار است با نزدیکی و دلبستگی نرم شود.
همینجا نگاه انتقادی مخاطب اهمیت مییابد: آیا تغییر ادوارد بهتنهایی کافی است تا رابطهای که با اختلاف آشکار قدرت آغاز شده، متوازن جلوه کند؟ فیلم پاسخ را بیشتر از راه احساس پیشنهاد میکند تا بررسی دقیق ساختار قدرت. طبقه، ظاهر و سازوکار تغییر یکی از محورهای اصلی فیلم، برخورد میان پول، ظاهر و منزلت اجتماعی است.
« سکوتها و مکثهای او کمک میکنند مردی دیده شود که عادت دارد امور را به شکل مسئلههایی قابلمدیریت بفهمد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ویوین وارد فضاهایی میشود که رفتار و پوشش در آنها بخشی از زبان قدرتاند. صحنههای مربوط به خرید و حضور در محافل رسمی، از سرگرمکنندهترین بخشهای فیلماند؛ زیرا نمایش میدهند که طبقهٔ اجتماعی چگونه با نشانههای بیرونی شناخته و داوری میشود. در این موقعیتها، قواعد ظاهری מוצגים כמשהו שניתן ללמוד, اما خودِ قواعد هم موضوع طنز میشوند: کسانی که مدعی تشخیص شایستگیاند، گاه بیش از آنکه با منش افراد مواجه شوند، به لباس و آدابشان واکنش نشان میدهند.
بااینحال، فیلم میان نقد این داوریها و پذیرش بخشی از منطق آنها در نوسان است. از یک سو، بیادبی و نخوت برخی چهرههای ثروتمند را دست میاندازد؛ از سوی دیگر، دگرگونی ظاهری ویوین را به یکی از ابزارهای اصلی ورود او به جهان تازه تبدیل میکند. این دوگانگی، فیلم را از یک بیانیهٔ ساده دربارهٔ برابری دور میسازد.
اثر میفهمد که ظاهر چگونه بر رفتار دیگران اثر میگذارد، اما کمتر میپرسد چه کسانی امکان انتخاب ظاهر و منزلت تازه را دارند و چه کسانی از این امکان محروم میمانند. لحن، ریتم و کارکرد کمدی کارگردانی Garry Marshall بر روانی و خوشخلقی روایت تکیه دارد. فیلم کمتر به مکثهای طولانی یا فضای تیره مجال میدهد و ترجیح میدهد از موقعیتهای روشن، شوخیهای قابلفهم و لحظههای عاطفیِ مستقیم استفاده کند.
این رویکرد سبب میشود داستان برای مخاطبی گسترده دسترسپذیر بماند. کمدی آن اغلب از برخورد آداب رسمی با صراحت ویوین یا از فاصلهٔ میان ظاهر جدی ادوارد و واکنشهای غیرمنتظرهٔ او شکل میگیرد. شوخیها، در بهترین لحظات، نه گسستی از قصه، بلکه راهی برای آشکارکردن تفاوت شخصیتها هستند. ریتم فیلم نیز با همین منطق پیش میرود: صحنهها معمولاً بهسرعت از معرفی موقعیت به لحظهای سرگرمکننده یا احساسی میرسند.
« ویوین وارد فضاهایی میشود که رفتار و پوشش در آنها بخشی از زبان قدرتاند. »
قوتها و کاستیها
این چابکی از کشآمدن داستان جلوگیری میکند، اما به بهای کنارگذاشتن بعضی پرسشها تمام میشود. موقعیتهایی که میتوانستند به بررسی جدیتر وابستگی اقتصادی، نگاه جامعه به ویوین یا پیامدهای زندگی او بینجامند، اغلب دوباره به مسیر عاشقانه بازمیگردند. از اینرو، روانی فیلم هم نقطهٔ قوت سرگرمکنندهٔ آن است و هم سازوکاری که پیچیدگیها را مهار میکند.
کلیشه و مسئلهٔ بازنمایی فیلم بر الگوهای آشنای عاشقانه تکیه دارد: برخورد دو شخصیت از جهانهای متفاوت، تأثیر متقابل آنها بر یکدیگر و امید به دگرگونی از راه عشق. بسیاری از نشانههای مسیر داستان نیز برای مخاطب آشناست و همین آشنایی، پیشبینیپذیری را افزایش میدهد. بااینحال، اجرای بازیگران و مهارت فیلم در ساختن لحظههای کوچک و دلنشین باعث میشود کلیشهها صرفاً تکرار بیجان نباشند.
جذابیت فیلم بیش از آنکه از تازگی طرح بیاید، از کیفیت حضور شخصیتها و لحن صمیمی روایت سرچشمه میگیرد. مسئلهٔ بازنمایی تنفروشی، محدودیت مهمتری است. فیلم تجربهٔ ویوین را با لحنی سبک و رمانتیک تصویر میکند و از بسیاری از دشواریها، مخاطرات و فشارهای اجتماعیِ مرتبط با آن فاصله میگیرد.
این انتخاب را میتوان در چارچوب افسانهپردازی فیلم فهمید، اما نمیتوان آن را با تصویری کامل یا واقعگرایانه یکی دانست. رابطهٔ او و ادوارد در مرکز توجه قرار میگیرد و شرایط اقتصادیای که این رابطه را شکل دادهاند، به حاشیه میروند. از این جهت، اثر امروز هم میتواند سرگرمکننده و خوشساخت به نظر برسد و هم موضوع نقد باشد؛ این دو داوری با یکدیگر ناسازگار نیستند.
« این چابکی از کشآمدن داستان جلوگیری میکند، اما به بهای کنارگذاشتن بعضی پرسشها تمام میشود. »
جمعبندی
جمعبندی «Pretty Woman» با تکیه بر بازی گیرای جولیا رابرتس، خویشتنداری مؤثر ریچارد گییر و لحن رمانتیک و روانش، قصهای ساده را به تجربهای ماندگار بدل میکند. طنز و لحظههای احساسی آن با مهارتی کنار هم نشستهاند و رابطهٔ مرکزی فیلم چنان نیرویی دارد که مخاطب را در پیگیری مسیر دو شخصیت نگه میدارد.
در عین حال، پیشبینیپذیری روایت، نابرابری قدرت میان ویوین و ادوارد و کمرنگماندن واقعیتهای زندگی ویوین، از محدودیتهای جدی اثرند. ارزش فیلم در این نیست که تصویری جامع از عشق میان دو طبقه یا از تنفروشی عرضه کند؛ چنین ادعایی با آنچه روی پرده میآورد سازگار نیست. اهمیتش بیشتر در توانایی آن برای ساختن یک افسانهٔ عاشقانهٔ خوشریتم و درخشان از نظر بازیگری است، افسانهای که همزمان نشانههایی از نابرابری و سادهسازی را نیز در خود دارد.
تماشای دوبارهٔ آن، بنابراین، میتواند هم لذتبخش باشد و هم فرصتی برای دیدن فاصلهٔ میان رؤیای سینمایی و واقعیت اجتماعی؛ فاصلهای که فیلم با جذابیتش میپوشاند، اما بهکلی از میان نمیبرد.
ثبت دیدگاه