نقد و بررسی
نقد Prêt-à-Porter | 1994
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نگاه کلی: رژهای از چهرهها و خردهروایتها «Prêt-à-Porter» ساختهٔ رابرت آلتمن، بیش از آنکه یک داستان واحد و منسجم باشد، تابلویی شلوغ از آدمهایی است که در هفتهٔ مد پاریس به هم نزدیک میشوند، از کنار هم میگذرند و گاه برای لحظهای در مدار یکدیگر قرار میگیرند. طراحان، مدلها، روزنامهنگاران و چهرههای تلویزیونی در فضایی پرزرقوبرق گرد آمدهاند؛ هر یک با جاهطلبی، دلمشغولی و تصویری که میخواهد از خود به نمایش بگذارد.
فیلم از همین ازدحام نیرو میگیرد، اما همان ازدحام گاه مانع تمرکز آن میشود. حاصل، اثری است که تماشایش بیشتر شبیه قدمزدن در راهروهای پرهیاهوی یک نمایش مد است تا دنبالکردن روایتی که با گامهای سنجیده به مقصدی روشن میرسد. پاریس بهمثابه صحنه پاریس در فیلم فقط پسزمینهای زیبا نیست؛ بخشی از شخصیت و لحن اثر است.
خیابانها، هتلها، سالنهای نمایش و رفتوآمد بیوقفهٔ اهل مد، جهانی میسازند که در آن ظاهر به زبان مشترک آدمها بدل شده است. لباسها و آرایشها چشم را به خود میکشند و نمایشهای مد، با رنگها و ایدههای گاه نامتعارف، از جذابترین بخشهای فیلماند. آلتمن از حضور واقعی دنیای مد در پاریس بهره میگیرد و به تصاویرش نوعی حس مشاهدهگرانه میدهد: گویی دوربین نه فقط داستانی را روایت میکند، بلکه در میان جمعیت پرسه میزند و از لحظهها و چهرهها یادداشت برمیدارد.
« فیلم از همین ازدحام نیرو میگیرد، اما همان ازدحام گاه مانع تمرکز آن میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این کیفیت به فیلم طراوت بصری میبخشد، هرچند بهتنهایی نمیتواند خلأهای روایی را پر کند. هجو مد و دشواریِ نشانهرفتن هدف فیلم قصد دارد صنعت مد را با فاصلهای طنزآمیز بنگرد؛ صنعتی که در آن شهرت، بدن، سلیقه و قدرت اقتصادی بهسرعت در هم میآمیزند. آلتمن از نمایشهای عجیب، رقابتهای پشتپرده و گفتوگوهای آکنده از خودنمایی، مادهٔ خام هجو میسازد.
گاه همین اغراقها به لحظههایی بامزه و مؤثر میانجامند؛ بهویژه هنگامی که شخصیتها با جدیتی تمام دربارهٔ چیزی سخن میگویند که فیلم پوچی یا تناقض آن را آشکار میکند. بااینحال، هجو فیلم همیشه به اندازهٔ کافی تیز نیست. هدف آن گاه روشن به نظر میرسد، اما ضربهٔ نهاییِ شوخی بهاندازهای دقیق فرود نمیآید که منظرهٔ آشنای خودنمایی را به کشفی تازه تبدیل کند.
مد، خود صنعتی نمایشی و گاه خودآگاه است؛ بنابراین صرفاً کنار هم چیدن ژستهای غریب و رفتارهای متکبرانه، برای نقد آن کافی نیست. فیلم در بهترین لحظهها این فاصله را میفهمد، اما در لحظههای ضعیفتر، بیشتر به تماشای همان نمایش دل میسپارد تا آنکه معنای انتقادیاش را گسترش دهد. منتقدان نیز به پراکندگی قصه و کمرمقی هجو آن اشاره کردهاند.
« این کیفیت به فیلم طراوت بصری میبخشد، هرچند بهتنهایی نمیتواند خلأهای روایی را پر کند. »
شخصیتها و اجرا
روایت پراکنده؛ امتیاز و مانع ساختار چندروایتی از ویژگیهای آشنای سینمای آلتمن است: شخصیتهای بسیار، گفتوگوهای همپوشان و خطوط داستانیای که بهجای دنبالکردن یک قهرمان، تصویری جمعی میسازند. در «Prêt-à-Porter» نیز مرگ یکی از چهرههای بانفوذ صنعت مد، رابطهٔ دو روزنامهنگار آمریکایی، ماجرای یک خبرنگار تلویزیونی و رقابتهای حرفهای در کنار هم پیش میروند.
این انتخاب با جهان فیلم تناسب دارد؛ هفتهٔ مد خود عرصهای از برخوردهای کوتاه، خبرهای پراکنده و مناسبات زودگذر است. اما تناسبِ ایده با موضوع، الزاماً به انسجام در اجرا نمیانجامد. خردهداستانها همیشه چنان به هم پیوند نمیخورند که تماشاگر احساس کند هرکدام بخشی ضروری از تصویری بزرگترند.
برخی شخصیتها وارد میشوند، لحظهای توجه میگیرند و سپس از قاب بیرون میروند، بیآنکه خط رواییشان عمق یا فرجام عاطفی کافی پیدا کند. نتیجه آن است که فیلم گاهی میان مجموعهای از طرحهای نیمهپرداخته معلق میماند. این پراکندگی را میتوان بازتابی از هرجومرج دنیای مد دانست، اما وقتی اتصال میان روایتها کمرنگ میشود، حس آشفتگی از انتخابی فرمی فراتر میرود و به محدودیت دراماتیک بدل میشود.
« اما تناسبِ ایده با موضوع، الزاماً به انسجام در اجرا نمیانجامد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گروه بازیگران؛ ستارههایی در قابهای کوتاه یکی از جاذبههای بیانکار فیلم، گروه بازیگران پرشمار آن است. سوفیا لورن، مارچلو ماسترویانی، کیم بسینجر، جولیا رابرتس، تیم رابینز، لورن باکال و آنوک امه از جمله نامهایی هستند که در این اجتماع سینمایی حضور دارند. دیدن این چهرهها در کنار هم، بهویژه در فضایی که خود بر شهرت و تصویر عمومی بنا شده، با جهان فیلم پیوندی طبیعی دارد.
حضورشان به فیلم انرژی و گیرایی میبخشد؛ حتی وقتی روایت برای پرداخت کامل شخصیتها فرصت کافی فراهم نمیکند. در میان بازیها، کیم بسینجر حضوری بهیادماندنی دارد. شخصیت او با شیوهٔ گزارشگری و واکنشهایش به فضای مد، امکان میدهد تماشاگر از دریچهای بیرونیتر با آن جهان روبهرو شود. بسینجر میان شگفتی، سردرگمی و شوخطبعی تعادل دلپذیری برقرار میکند و چند لحظه از فیلم را از رخوت بیرون میآورد.
بااینهمه، انبوه چهرههای شناختهشده گاه بیش از آنکه به غنای داستان کمک کند، یادآور فرصتهای ازدسترفته است: بازیگران بسیاری در قاب حضور دارند، اما همه مجال نمییابند به شخصیتهایی کامل و ماندگار تبدیل شوند. ریتم و لحن: میان مشاهده و فرسودگی فیلم میخواهد تماشاگر را در جریان پیوستهٔ هفتهٔ مد غوطهور کند؛ رفتوآمدها، مکالمهها و برخوردهای کوتاه، نوعی ریتم روزمره و مشاهدهگرانه میسازند.
« گروه بازیگران؛ ستارههایی در قابهای کوتاه یکی از جاذبههای بیانکار فیلم، گروه بازیگران پرشمار آن است. »
قوتها و کاستیها
در بخشهایی، این رویکرد دلنشین است. لازم نیست هر صحنه بلافاصله به نقطهٔ عطفی داستانی برسد؛ گاهی خودِ فضا و شیوهٔ رفتار آدمها موضوع تماشا است. آهنگ فیلم و موسیقی نیز به این بافت رنگ میدهند و در لحظههایی، سرزندگی لازم را فراهم میکنند. ولی این تأملِ آزاد همیشه به ریتمی زنده تبدیل نمیشود.
فیلم طولانی است و برخی صحنهها بیش از آنچه برای شکلگیری شوخی یا انتقال اطلاعات لازم است ادامه مییابند. وقتی روایتهای متعدد پیشرفت چشمگیری ندارند و هجو هم به نقطهای قاطع نمیرسد، کندیِ ریتم برجستهتر میشود. لحن نیز میان کمدی، هجو و نمایش روابط عاطفی در نوسان است؛ این نوسان میتواند تنوع بسازد، اما در اینجا گاهی مانع میشود فیلم لحن مسلط و نیروی یکپارچهای پیدا کند.
ظاهر پرزرقوبرق و مضمون کمتمرکز یکی از تناقضهای جالب فیلم آن است که زیبایی بصریاش هم نقطهٔ قوت است و هم پرسشی انتقادی به میان میآورد. لباسها و نمایشهای پرزرقوبرق به تماشاگر لذت دیداری میدهند، اما همین لذت ممکن است فاصلهٔ انتقادی فیلم را کاهش دهد. اثر میخواهد سطحیبودن و نمایشگری را دست بیندازد، درحالیکه خود به سطح چشمنواز آن جهان وابسته است.
« لازم نیست هر صحنه بلافاصله به نقطهٔ عطفی داستانی برسد؛ گاهی خودِ فضا و شیوهٔ رفتار آدمها موضوع تماشا است. »
جمعبندی
این دوگانگی میتوانست به تنشی ثمربخش بدل شود: فیلم هم مجذوب مد باشد و هم از آن فاصله بگیرد. بااینحال، نتیجه همیشه روشن نیست؛ گاه معلوم نمیشود تصویرِ مجلل قرار است موضوع نقد باشد یا صرفاً زینت قاب. جمعبندی «Prêt-à-Porter» فیلمی دیدنی و ناهموار است؛ اثری که فضای پاریس، لباسهای چشمنواز و حضور بازیگران فراوانش جذابیتی فوری میآفرینند، اما روایت پراکنده و ریتم کند اجازه نمیدهند این جذابیت به تجربهای کاملاً منسجم بدل شود.
بهترین لحظههایش در مشاهدهٔ ژستها، تضادها و غرابتهای جهان مد شکل میگیرند و بازی کیم بسینجر نیز به فیلم گرما و شوخطبعی میبخشد. در مقابل، هجو آن بیش از آنکه به نقدی نافذ و ماندگار برسد، اغلب در سطح اشاره و تمسخر باقی میماند. فیلم برای علاقهمندان به سینمای گروهی آلتمن یا فضای مد پاریس تماشایی است، اما در مقام اثری روایی و طنزی اجتماعی، از پراکندگی و کمبود تمرکز آسیب میبیند.
« این دوگانگی میتوانست به تنشی ثمربخش بدل شود: فیلم هم مجذوب مد باشد و هم از آن فاصله بگیرد. »
ثبت دیدگاه