نقد و بررسی
نقد با دعا تغییرش بده (Pray Away) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتِ ایمان، انکار و پیامدها مستند «Pray Away» به کارگردانی کریستین استولاکیس، سراغ جنبشی میرود که وعده میداد گرایش همجنسخواهانه را با ایمان، انضباط و تلاش فردی تغییر دهد. نقطهٔ آغاز روایت، گروهی از مردان همجنسگراست که در دههٔ ۱۹۷۰ در کلیسایی انجیلی گرد هم آمدند تا به یکدیگر برای فاصلهگرفتن از آنچه «سبک زندگی همجنسگرایانه» میخواندند کمک کنند.
این جمع کوچک به اکسدس اینترنشنال گسترش یافت؛ تشکیلاتی بانفوذ که در شکلگیری و رواج جنبش «سابقاً همجنسگرا» نقشی محوری پیدا کرد. فیلم گذشتهٔ سازمان را در کنار زندگی کسانی میگذارد که در آن فعالیت داشتهاند، و نیز تجربهٔ فردی را دنبال میکند که از آسیبهای این مسیر سخن میگوید. حاصل، روایتی تلخ از برخورد ایمان و هویت است؛ روایتی که بیش از آنکه دربارهٔ یک سازمان باشد، دربارهٔ انسانهایی است که میکوشند خود را با تصویری تحمیلی از خویشتن سازگار کنند.
از جمع کوچک تا جنبشی بانفوذ یکی از جنبههای مهم مستند، نشاندادن فاصلهٔ میان خاستگاه شخصی جنبش و پیامدهای عمومی آن است. گروه نخستین با تجربهای فردی و با زبانی آمیخته به ایمان شکل گرفت، اما در گذر زمان به تشکیلاتی بدل شد که برای شمار زیادی از مردم نسخهای واحد از رهایی عرضه میکرد: اگر فرد بهاندازهٔ کافی دعا کند، بکوشد و خود را مهار کند، میتواند از گرایشش عبور کند.
همین گذار، پرسش اصلی فیلم را میسازد: چگونه تلاشی که از دل رنج و نیاز به تعلق آغاز شده، به دستگاهی برای نفی تجربهٔ دیگران بدل میشود؟ «Pray Away» تاریخ جنبش را با تصاویر آرشیوی، گفتوگوها و یادآوری فضای مذهبی و سیاسی دورههای مختلف بازسازی میکند. این مواد کمک میکنند ببینیم که جنبش صرفاً مجموعهای از باورهای خصوصی نبود؛ بهتدریج صدایی عمومی پیدا کرد و توانست بر شیوهٔ سخنگفتن دربارهٔ گرایش جنسی اثر بگذارد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلم گاهی از تشریح جزئیات تاریخی و سازوکارهای قدرت فاصله میگیرد و به روایتهای شخصی تکیه میکند. این انتخاب، فیلم را انسانیتر میکند، اما ممکن است برای تماشاگر مشتاق تحلیلی جامع از تاریخ و شبکهٔ نفوذ جنبش، ناکافی بماند. شهادتهایی میان اعتراف و زخم هستهٔ عاطفی فیلم، گفتوگو با رهبران پیشین و کسانی است که درگیر این جریان بودهاند.
آنان فقط از یک عقیدهٔ انتزاعی سخن نمیگویند؛ از سالهایی حرف میزنند که در آن برای پنهانکردن یا کنترل بخشی از وجودشان تلاش کردهاند. اعترافها اهمیت ویژهای دارند، زیرا میان تجربهٔ زیسته و مسئولیت اخلاقی پیوند برقرار میکنند: برخی گویندگان نهفقط رنج خود، بلکه اثر سخنان و کردارشان بر کسانی را به یاد میآورند که از آنان راهنمایی میخواستند.
این لحظهها حس رضایت ساده یا پیروزی کامل ایجاد نمیکنند. آنچه شکل میگیرد، رضایتی تلخ است؛ تماشاگر میبیند که بعضی از افرادِ سابقاً مدافع این رویکرد، اکنون از پیامدهای آن سخن میگویند، اما دانستنِ دیرهنگام حقیقت، گذشته را پاک نمیکند. فیلم در بهترین لحظاتش به همین پیچیدگی وفادار میماند: پشیمانی میتواند صادقانه و مهم باشد، ولی بهتنهایی جبران نیست.
اعتراف، آغاز مواجهه است، نه پایان مسئولیت. آسیب روانی و بهای انکار خویشتن فیلم موضوع خود را با تمرکز بر اثر انسانی آن پیش میبرد. درد کسانی که تلاش کردهاند گرایش خود را انکار یا تغییر دهند، بهصورت مفهومی دوردست باقی نمیماند؛ در مکثها، تردیدها و روایتهای شخصی جلوه میکند. همین رویکرد باعث میشود «Pray Away» گاه بیش از هر توضیح نظری، از راه حضور آدمها حرف بزند.
« بااینحال، فیلم گاهی از تشریح جزئیات تاریخی و سازوکارهای قدرت فاصله میگیرد و به روایتهای شخصی تکیه میکند. »
شخصیتها و اجرا
رنجی که نقل میشود تنها نتیجهٔ یک دورهٔ کوتاه نیست؛ میتواند در نگاه فرد به خود، رابطهاش با ایمان و تواناییاش برای اعتماد به دیگران رسوخ کند. فیلم در عین حال به نکتهای اساسی اشاره دارد: وقتی فرد احساس کند باید میان هویت و تعلق مذهبی یکی را انتخاب کند، فشار روانی به مسئلهای عمیقتر از اختلاف نظر تبدیل میشود.
وعدهٔ تغییر، ممکن است امیدی کاذب بسازد؛ و اگر آن تغییر رخ ندهد، فرد شکست را به حساب ضعف یا نقص خودش بگذارد. این چرخه، در مستند، از خلال شهادتها ملموس میشود. قدرت فیلم در همینجاست: مسئله را به بحثی انتزاعی دربارهٔ آموزهها تقلیل نمیدهد، بلکه هزینهٔ انسانیِ باور به امکانِ «درستکردن» دیگری را پیش چشم میگذارد.
انتخابهای روایی و ریتم مستند ساختار فیلم بر رفتوآمد میان گذشته و حال و میان چهرههای گوناگون استوار است. تصاویر آرشیوی به تماشاگر امکان میدهند فاصلهٔ میان زبان پرشور رهبران در دورهٔ اوج جنبش و روایتهای متأخر آنان را احساس کند. در سوی دیگر، مصاحبههای امروزی فضایی آرامتر دارند و گاه سکوت و مکث در آنها بهاندازهٔ کلمات معنا پیدا میکند.
این تضاد، برای موضوعی که با بازنگری و اعتراف سروکار دارد، انتخاب مناسبی است. اما همین شیوه همیشه به روایتی پیوسته نمیانجامد. تغییر مکرر میان افراد و مسیرهای زمانی مختلف، گاهی تمرکز را از یک خط داستانی مشخص میگیرد. تماشاگر ممکن است پیش از آنکه تجربهٔ یک شخصیت به اندازهٔ کافی بسط یابد، به صدایی تازه منتقل شود.
« وعدهٔ تغییر، ممکن است امیدی کاذب بسازد؛ و اگر آن تغییر رخ ندهد، فرد شکست را به حساب ضعف یا نقص خودش بگذارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همچنین بخشهایی که بر چهرههای در حال گفتوگو تکیه دارند، از نظر بصری محدود میمانند؛ در نتیجه، ریتم در میانهٔ فیلم ممکن است یکنواخت شود. این ضعفها از اثرگذاری شهادتها نمیکاهند، اما نشان میدهند که موضوع سنگین و پرشاخهٔ فیلم به تدوینی منسجمتر و کاوشی متمرکزتر مجال میداد. صداقت در برابر تازگی و عمق یکی از محدودیتهای «Pray Away» این است که برای تماشاگر آشنا با موضوع، الزاماً افق تازهای نمیگشاید.
فیلم باورها و آسیبهایی را که پیشتر در بحثهای مربوط به تبدیلدرمانی مطرح شدهاند، با قوت عاطفی بازگو میکند، اما همیشه به پرسشهای پیچیدهتر پاسخ نمیدهد: جنبش دقیقاً از چه راههایی توانست نفوذش را حفظ کند؟ چه تفاوتهایی میان تجربههای افراد وجود داشت؟ و چگونه میتوان مسئولیت سازمانی را در کنار روایت شخصی رهبران سابق سنجید؟
مستند به این پرسشها نزدیک میشود، اما در بسیاری از لحظات از بررسی کامل آنها عبور میکند. در همین زمینه، حضور فردی که همچنان در مسیری مذهبی برای مقابله با همجنسگرایی فعالیت میکند، ظرفیت مهمی برای ایجاد تنش فکری دارد. این حضور یادآور میشود که موضوع صرفاً گذشتهای بستهشده نیست.
بااینحال، فیلم میتوانست جایگاه این چهره را روشنتر و عمیقتر بررسی کند تا پیوند میان میراث جنبش و استمرار برخی از باورهای آن دقیقتر شکل بگیرد. وقتی چنین تقابلی بیآنکه به اندازهٔ کافی واکاوی شود در کنار روایتهای دیگر قرار میگیرد، خطر آن هست که تماشاگر احساس کند فیلم از کنار یکی از مهمترین پرسشهایش میگذرد.
« چه تفاوتهایی میان تجربههای افراد وجود داشت؟ »
قوتها و کاستیها
اثرگذاریِ بدون آسودگی با وجود پراکندگیهایی که در ریتم و پیوند روایتها دیده میشود، «Pray Away» اثری درگیرکننده است؛ نه به این دلیل که موضوع را با پیچیدگی کامل حل میکند، بلکه چون اجازه نمیدهد رنج آدمها در پسِ شعارها و عنوانهای سازمانی گم شود. فیلم از تماشاگر نمیخواهد فقط دربارهٔ گذشته داوری کند؛ او را با پیامدهای تصمیمها و سخنان آدمهایی روبهرو میکند که زمانی خود را حامل امید میدانستند.
این برخورد، فضای سادهٔ قهرمان و ضدقهرمان نمیسازد و بهجای آن بر تناقضها مکث میکند: کسی میتواند هم آسیبدیده باشد و هم در آسیبرساندن سهم داشته باشد؛ و پشیمانی، هرچند ارزشمند، تمام ماجرا نیست. همین نگاه، تلخی فیلم را عمیقتر میکند. اعترافهای افراد سابق حس آسودگی کامل نمیآورند، زیرا زخمها و سالهای ازدسترفته با یک تغییر موضع ناپدید نمیشوند.
مستند در عوض ارزش سخنگفتن را یادآوری میکند: نامبردن از خطا، روایتکردنِ آسیب و پذیرفتن پیامدها میتواند راهی برای جلوگیری از تکرار باشد. فیلم در این نقطه بیش از هر جا موفق است؛ وقتی که بهجای بیانیهدادن، به آدمها فرصت میدهد تجربهٔ خود را در برابر دوربین بازگو کنند. جمعبندی «Pray Away» مستندی مهم و از نظر عاطفی نیرومند دربارهٔ جنبشی است که وعدهٔ تغییر میداد، اما برای بسیاری از درگیرانش به تجربهای از انکار، شرم و رنج بدل شد.
قدرت اصلی اثر در شهادتهای انسانی و لحظههای اعتراف و بازنگری است؛ لحظههایی که مخاطب را با پیچیدگی مسئولیت و امکان جبران روبهرو میکنند. در مقابل، پراکندگی روایت، تکرار برخی توضیحات و کمعمقیِ بعضی مسیرهای تحلیلی مانع میشود فیلم به بررسی همهجانبهٔ موضوع برسد. بااینهمه، اهمیت آن در طرح پرسشی پابرجاست: وقتی یک باور، بهجای پذیرفتن انسانها، از آنان میخواهد بخشی از وجودشان را انکار کنند، چه کسی بهای آن را میپردازد؟
جمعبندی
«Pray Away» پاسخی ساده عرضه نمیکند، اما با صدا و چهرهٔ کسانی که این بها را پرداختهاند، پرسش را بهروشنی در ذهن تماشاگر باقی میگذارد.



ثبت دیدگاه