نقد و بررسی
نقد پاور رنجرز (تکاوران قدرت) (Power Rangers) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی قهرمانان نوجوان «پاور رنجرز» محصول ۲۰۱۷، در ظاهر داستانی آشنا را دنبال میکند: پنج نوجوان معمولی درمییابند که نیرویی بیگانه تهدیدی برای شهرشان و جهان است و باید برای رویارویی با آن به گروهی قهرمان بدل شوند. اما فیلم در آغاز، بیش از آنکه شتابزده به سوی نبرد برود، به زندگی آشفته و تنهاییهای این نوجوانان نزدیک میشود.
این انتخاب، هم نقطهٔ قوت اثر است و هم سرچشمهٔ اصلی ضعف آن؛ زیرا هرچه زمان بیشتری صرف ساختن شخصیتها میشود، رسیدن به وعدهٔ اصلی فیلم ــ تبدیلشدن آنان به پاور رنجرز ــ دیرتر از انتظار تماشاگر از راه میرسد. اثر به کارگردانی Dean Israelite میکوشد میراثی رنگارنگ و پرتحرک را با حالوهوایی واقعگرایانهتر و نوجوانانهتر بازسازی کند.
در نتیجه، فیلم نه کاملاً به بازیگوشی مجموعهٔ تلویزیونی نزدیک میشود و نه به یک حماسهٔ ابرقهرمانی پرشتاب و باشکوه بدل میگردد. میان این دو قطب معلق میماند؛ هرچند در بخشهایی که به دوستی، اعتماد و شناخت متقابل میپردازد، هویت خودش را پیدا میکند. نوجوانانی با زخمهای واقعی مهمترین دستاورد فیلم، توجه به این نکته است که قهرمانانش پیش از آنکه صاحب قدرت شوند، نوجوانانی سردرگم و آسیبپذیرند.
جیسون با پیامدهای تصمیمهای نادرستش روبهروست؛ کیمبرلی از گذشتهای ناراحتکننده فاصله میگیرد؛ زک با نگرانیهای خانوادگی دستوپنجه نرم میکند؛ ترینـی در فهم جایگاه خود میان خانواده و همسالانش احساس بیگانگی دارد؛ و بیلی، با شیوهٔ خاص خود در برقراری ارتباط و نگاهکردن به جهان، از جمع فاصله گرفته است.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این گرفتاریها صرفاً آرایههایی برای معرفی شخصیتها نیستند؛ فیلم تلاش میکند نشان دهد که کنارآمدن با خود، بخشی از مسیر قهرمانشدن است. با این همه، پرداخت شخصیتها یکدست نیست. برخی از نوجوانان فرصت بیشتری برای آشکارکردن تناقضها و ترسهایشان مییابند، درحالیکه برای بعضی دیگر، اطلاعات اصلی بیشتر گفته میشود تا آنکه در رفتار و کنش نمایان شود.
با وجود این کاستی، فیلم از الگوی سادهٔ «گروهی از نوجوانان برگزیده» فراتر میرود و به آنان گذشته و دشواریهایی میدهد که سبب میشود پیوندشان تدریجی و باورپذیرتر شکل بگیرد. رفاقت، تنوع و نیروی جمع گرمای فیلم در رابطههایی است که میان اعضای گروه شکل میگیرد. این نوجوانان از همان ابتدا یک تیم هماهنگ و صمیمی نیستند؛ تفاوتهایشان گاه به سوءتفاهم و فاصله میانجامد و گاه زمینهٔ لحظههایی خندهآور و دلنشین میشود.
بخشهای جمعی فیلم، بهویژه زمانی که شخصیتها هنوز در حال شناختن یکدیگرند، از انرژی و طراوتی برخوردارند که در صحنههای پرهزینهتر و پرسروصدا کمتر دیده میشود. تنوع گروه نیز فقط در ظاهر و پیشینهٔ متفاوت اعضا خلاصه نمیشود. هر شخصیت نوعی حساسیت، توانایی و نگاه مستقل به موقعیت دارد و فیلم میکوشد این تفاوتها را به سرچشمهٔ همبستگی بدل کند.
بیلی، با شوخطبعی و صراحت خاص خود، بهخصوص حضوری بهیادماندنی دارد و در بسیاری از لحظهها به گروه نیرویی انسانی و نزدیک میبخشد. رابطهٔ او با دیگران یادآوری میکند که در این داستان، قهرمانی بیش از آنکه به قدرت فردی وابسته باشد، به پذیرش و همراهی نیاز دارد. روایتِ دیررس و ضرباهنگ نامتوازن مسئلهٔ اصلی ساختاری فیلم، نسبت میان مقدمه و ماجراجویی است.
« رفاقت، تنوع و نیروی جمع گرمای فیلم در رابطههایی است که میان اعضای گروه شکل میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
نیمهٔ نخست، که به زندگی روزمره، کشمکشهای شخصی و شکلگیری رفاقتها اختصاص دارد، بهخودیخود سرگرمکننده است؛ اما فیلم چنان در این مرحله میماند که گاهی گویی از تعهد خود به ژانر ابرقهرمانی فاصله گرفته است. تماشاگر برای دیدن گروهی که نام فیلم وعدهاش را میدهد، ناچار است صبر کند و این انتظار، بهویژه در بخشهای میانی، احساس کشآمدن روایت را تقویت میکند.
مشکل فقط دیر رسیدن قهرمانان به لباسها و هویت تازهشان نیست؛ مسیر رسیدن به آن نقطه نیز گاه با تکرار و مکثهای بیش از اندازه همراه میشود. فیلم میخواهد هر پنج نوجوان را جداگانه معرفی کند و برای هرکدام زمینهای عاطفی بسازد، اما همیشه نمیتواند این معرفیها را در دل حرکتی روایی و پرکشش جای دهد.
ازاینرو، گاهی لحظههای صمیمانهٔ گروه بیش از خط اصلی تهدید و خطر، فیلم را زنده نگه میدارند. از هیجان بصری تا مگازورد هنگامی که فیلم سرانجام به نبرد و نمایش تواناییهای گروه میرسد، انتظار برای تماشاییترین بخش داستان بالا رفته است؛ اما دستاورد بصری همیشه با این انتظار تناسب ندارد.
در لحظههایی، جلوههای ویژه و طراحی صحنهها حس مقیاس و عظمت لازم را منتقل نمیکنند و کنشها، با وجود بزرگی تهدیدها، آنقدر که باید پرقدرت یا خوانا نیستند. این فاصله میان مقیاس داستان و تأثیر صحنههای اکشن، بهخصوص در بخشهایی که باید نقطهٔ اوج فیلم باشند، محسوس است. مگازورد، بهعنوان تصویری که میبایست تماشاگر را شگفتزده کند، از مهمترین نمونههای این ناهماهنگی است.
« ازاینرو، گاهی لحظههای صمیمانهٔ گروه بیش از خط اصلی تهدید و خطر، فیلم را زنده نگه میدارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طراحی آن برای برخی مخاطبان ممکن است شلوغ و نازیبا به نظر برسد و حضورش آن حس پیروزی و رضایت بصری را که فیلم به سویش حرکت میکند، کاملاً فراهم نمیکند. درنتیجه، بخش پایانی از نظر هیجان و شکوه، کمتر از آن چیزی اثر میگذارد که مقدمهٔ طولانی فیلم نوید میداد. این ضعف، بیش از آنکه فقط مسئلهای فنی باشد، به چگونگی ساخت و پرداخت نقطهٔ اوج مربوط است.
موسیقی و هویت شنیداری فیلم موسیقی در «پاور رنجرز» حضوری پررنگ دارد و گاه میکوشد صحنهها را با انرژی تازهای همراه کند. اما این استفاده همیشه سنجیده نیست. در بعضی لحظهها، آهنگها چنان پشتسرهم یا بیوقفه شنیده میشوند که مجال سکوت، مکث عاطفی و تنفس میان صحنهها کاهش مییابد. بهجای آنکه موسیقی در خدمت لحظه باشد، گاهی توجه را از خود لحظه میرباید و این احساس را پدید میآورد که فیلم بیش از اندازه به آهنگ برای ایجاد هیجان تکیه کرده است.
این انتخاب با ضرباهنگ نامتوازن روایت نیز پیوند دارد. فیلمی که در بخشهایی آرام و شخصیتمحور پیش میرود، در بخشهای دیگر ناگهان میکوشد با موسیقی پرشور و جلوههای چشمگیر، انرژی ازدسترفته را جبران کند. نتیجه، هویتی شنیداری و ریتمی کاملاً یکپارچه نیست؛ هرچند در صحنههایی که موسیقی با شور نوجوانانهٔ گروه همنوا میشود، همین پرتحرکی میتواند به جذابیت فیلم بیفزاید.
فاصلهٔ میان نوستالژی و بازسازی «پاور رنجرز» برای مخاطب آشنا با مجموعهٔ قدیمی، از نشانهها و ایدههایی بهره میگیرد که یادآور دنیای پیشیناند؛ اما بهجای بازسازی صرف همان فضای ساده و شوخطبع، میکوشد بنیانی تازه و جدیتر برای گروه بسازد. این تصمیم به فیلم امکان میدهد شخصیتها را با جزئیات بیشتری معرفی کند، ولی در عین حال بخشی از سبکبالبودن و بازیگوشیای را که از چنین داستانی انتظار میرود، کمرنگ میکند.
« درنتیجه، بخش پایانی از نظر هیجان و شکوه، کمتر از آن چیزی اثر میگذارد که مقدمهٔ طولانی فیلم نوید میداد. »
قوتها و کاستیها
اثر در این بازآفرینی میان دو مخاطب نیز در رفتوآمد است: تماشاگرانی که به دنبال یادآوری دوران کودکیاند و کسانی که انتظار دارند با یک ماجراجویی ابرقهرمانی امروزی روبهرو شوند. فیلم در رابطههای میان نوجوانان به هر دو گروه چیزی برای عرضه دارد، اما در اکشن و نقطهٔ اوج کمتر میتواند این دو انتظار را به هم پیوند دهد.
به همین دلیل، جذابیت آن بیش از هر چیز در شخصیتها و حس جمعی نهفته است، نه در مقیاس نبردها. جمعبندی «پاور رنجرز» فیلمی است که بهترین لحظههایش را نه در نمایش قدرت، بلکه در شکلگیری اعتماد میان پنج نوجوان مییابد. شخصیتهای دوستداشتنی، تفاوتهای دلپذیر اعضای گروه و لحظههای گرم رفاقت، نیمهٔ نخست را به تجربهای سرگرمکننده تبدیل میکنند.
در سوی دیگر، روایت بیش از اندازه برای رسیدن به هستهٔ ماجراجویی زمان صرف میکند و اکشن، جلوههای ویژه و طراحی مگازورد نمیتوانند انتظار ساختهشده در طول فیلم را بهطور کامل برآورده کنند. موسیقی پرمصرف نیز گاهی بر ناهماهنگی ریتم میافزاید. بااینحال، فیلم در پایهگذاری پیوند انسانی میان قهرمانان موفقتر از آن است که ضعفهای فنیاش تمام جذابیتش را از میان ببرد.
حاصل، اثری نابرابر اما صمیمی است: روایتی که در مسیر قهرمانسازی گاه کند میشود، ولی وقتی نوجوانان کنار هم قرار میگیرند، جان میگیرد و نشان میدهد نیروی اصلی این گروه، پیش از هر چیز، خودِ گروه است.
« به همین دلیل، جذابیت آن بیش از هر چیز در شخصیتها و حس جمعی نهفته است، نه در مقیاس نبردها. »



ثبت دیدگاه