نقد و بررسی
نقد تسخیر شده () (Possessed) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و افق انتظار عنوان «Possessed» در اینجا به مجموعهٔ تلویزیونی کرهای سال ۲۰۱۹ اشاره دارد؛ اثری شانزدهقسمتی که از تلفیق جنایی، وحشت فراطبیعی و درام شخصیتمحور بهره میگیرد. داستان، کارآگاهی به نام کانگ پیلسونگ و زنی با تواناییهای روانی، هونگ سوجونگ، را در مسیر مقابله با نیرویی شوم قرار میدهد؛ اما جذابیت سریال صرفاً در معمای پروندهها نیست.
پرسش مهمتر این است که آدمها در برابر شرّی که نمیتوانند توضیحش دهند، چگونه رفتار میکنند و چه بهایی برای مقاومت میپردازند. آغاز جنایی، گسترش فراطبیعی سریال با آشنایی دو شخصیت اصلی و پیوند تواناییهای غیرعادی سوجونگ با کار پلیس، طرحی آشنا را بنا میکند: کسی که به نشانههایی فراتر از شواهد معمول دسترسی دارد، در کنار مأموری قرار میگیرد که باید آن نشانهها را به زبانی قابلقبول برای دستگاه قانون ترجمه کند.
این الگو، زمینهای مناسب برای تعلیق و طنز موقعیت فراهم میآورد، ولی «Possessed» بهتدریج از قالب پروندهمحور فاصله میگیرد. دامنهٔ تهدید گستردهتر میشود و جهان داستان از یک معمای جنایی به کابوسی دربارهٔ بازگشت خشونت و نفوذ آن در زندگی روزمره بدل میگردد. این تغییر مسیر برای بخشی از مخاطبان نیروی محرک اصلی سریال است: هرچه امر فراطبیعی حضور پررنگتری مییابد، قواعد عادیِ تحقیق و عدالت نیز نابسندهتر به نظر میرسند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، همین گسترش میتواند انسجام آغازین را تضعیف کند. سریال گاه چنان شتاب میگیرد که فرصت نمیکند هر تحول را با همان دقت و ظرافتی آماده سازد که در ابتدای کار نویدش را داده است. دو شخصیت در مرکز آشوب کانگ پیلسونگ و هونگ سوجونگ قطب عاطفی مجموعهاند. پیلسونگ در ظاهر تندخو، نامرتب و گاه دستوپاچلفتی است؛ اما این ظاهر بهتدریج ترک برمیدارد و لایههایی از تنهایی، آسیبپذیری و شفقت را آشکار میکند.
نقشآفرینی Song Sae-byeok از آن رو مؤثر است که شخصیت را به یک کارآگاه خشنِ کلیشهای تقلیل نمیدهد: شوخیها و لغزشهای او بخشی از انسانبودنش هستند، نه صرفاً تمهیدی برای سبککردن فضای داستان. سوجونگ نیز فقط ابزار روایی برای دیدن ارواح یا خواندن ذهن دیگران نیست. پنهانکاری و فاصلهگرفتن او از دیگران، بهایی است که برای زیستن با تواناییهایش پرداخته است.
Go Joon-hee در سکوتها و نگاهها، بیش از توضیحهای مستقیم، حس احتیاط و اندوه شخصیت را منتقل میکند. رابطهٔ این دو، میان ناسازگاری، اعتماد و همدلی حرکت میکند و لحظات طنزآمیزش به پیوندی دلپذیر میانجامد؛ هرچند فشردگی روایت مجال نمیدهد که همهٔ وجوه این رابطه با عمق یکسان پرورده شوند.
« بااینحال، همین گسترش میتواند انسجام آغازین را تضعیف کند. »
شخصیتها و اجرا
طنز در سایهٔ هراس یکی از امتیازهای «Possessed» کنار هم نشاندن شوخی و وحشت است. طنز عمدتاً از تفاوت منش دو شخصیت اصلی و برخورد امر ناممکن با روال معمول پلیسی پدید میآید. این لحظهها، بدون آنکه فضای تهدید را کاملاً خنثی کنند، به مخاطب مجال تنفس میدهند. اهمیتشان بهویژه زمانی آشکار میشود که داستان تیرهتر میشود: شوخی دیگر زینت صحنه نیست، بلکه یادآوری کوتاهی از زندگی عادیای است که شخصیتها در معرض ازدستدادنش قرار دارند.
البته تعادل میان دو لحن همیشه هموار نیست. گاه شوخی از دل شخصیتها برمیآید و طبیعی مینشیند؛ گاه در مجاورت خشونت یا دلهره، ناگهانی به نظر میرسد. این نوسان برای برخی بینندگان بخشی از هویت اثر خواهد بود و برای برخی دیگر نشانهٔ ناپایداری لحن. فضاسازی و زبان وحشت فضای سریال بیش از آنکه به نمایش مداوم خشونت متکی باشد، از انتظار و بدگمانی نیرو میگیرد.
سکوتها، فضاهای کمنور و حس حضور چیزی نادیدنی، جهان آشنا را ناامن میکنند. وحشت در بهترین لحظاتش از برخورد دو منطق میآید: پلیس به مدرک و علتومعلول نیاز دارد، حال آنکه تهدید پیش رو از چارچوبهای قابلاندازهگیری میگریزد. این تضاد، موتور تعلیق را روشن نگه میدارد. بااینهمه، سریال گاهی به قراردادهای آشنای ژانر پناه میبرد: صداهای ناگهانی، نشانههای شوم و موقعیتهایی که مخاطب باتجربه میتواند مسیر کلیشان را حدس بزند.
« طنز در سایهٔ هراس یکی از امتیازهای «Possessed» کنار هم نشاندن شوخی و وحشت است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ازاینرو، «Possessed» همیشه در آفرینش هراس تازه موفق نیست؛ قوت آن بیشتر در پیوند دادن عناصر متعارف وحشت با روابط شخصیتهاست تا در ابداع زبانی کاملاً نو. ریتم، ساختار و شخصیتهای فرعی ساختار چندقسمتی به داستان مجال میدهد تا پروندهها و شخصیتهای جانبی را وارد میدان کند. این گستردگی در لحظاتی که جهان سریال از زاویهٔ آدمهای فرعی دیده میشود، به آن بُعد میبخشد؛ تهدید فقط مسئلهٔ دو قهرمان نیست و اثراتش به پیرامون آنان نیز سرایت میکند.
در سوی دیگر، طول مجموعه باعث میشود تغییر فضا و افزایش stakes ــ یا میزان خطر ــ کمکم شکل بگیرد، نه آنکه همهچیز در زمان کوتاه یک فیلم فشرده شود. مجموعه در شانزده قسمت عرضه شده است. اما افزایش دامنهٔ ماجرا همیشه با پرداخت متناسب همراه نیست. بعضی شخصیتها یا موقعیتها بیشتر برای پیشراندن بحران به کار میروند تا آنکه فرصت یابند به موجوداتی مستقل و چندوجهی تبدیل شوند.
ریتم نیز در بخشهایی پرشتاب میشود و گذار از معمای جنایی به رویاروییهای بزرگتر میتواند ناگهانی احساس شود. در نتیجه، سریال هم از ظرفیت داستان بلند سود میبرد و هم از خطر پراکندگی آن آسیب میبیند. مضمونهای زیرپوستی در زیر لایهٔ ارواح و پروندهها، «Possessed» دربارهٔ آسیبپذیری انسان در برابر خشونتی است که صورتهای تازه پیدا میکند.
« اما افزایش دامنهٔ ماجرا همیشه با پرداخت متناسب همراه نیست. »
قوتها و کاستیها
توانایی دیدن یا احساسکردن چیزی که دیگران انکارش میکنند، برای سوجونگ امتیازی بیهزینه نیست؛ او را از جهان معمول جدا میکند و اعتمادکردن را دشوار میسازد. از سوی دیگر، پیلسونگ نمایندهٔ محدودیتهای نهادهای انسانی است: ارادهٔ حل پرونده بهتنهایی همیشه برای فهم یا مهار شرّ کفایت نمیکند.
سریال همچنین با پرسشی اخلاقی بازی میکند: وقتی تهدیدی خارج از منطق عادی پدیدار میشود، آیا میتوان همچنان به قواعد آشنا تکیه کرد؟ پاسخ اثر ساده و آرامشبخش نیست. همین رویکرد، لحظات تلخ آن را معنادار میکند، هرچند گاهی تأکید بر تشدید بحران جای تأمل عمیقتر دربارهٔ پیامدهای آن را میگیرد.
جمعبندی «Possessed» مجموعهای است با هویتی دوگانه: هم میخواهد سرگرمیِ جنایی و فراطبیعی باشد و هم درامی دربارهٔ تنهایی، اعتماد و مواجهه با شرّ. بازیهای مرکزی، شیمی میان دو شخصیت اصلی و رفتوآمد میان طنز و هراس، آن را دیدنی میکنند. در مقابل، طرح شنیدن صداها و بخشی از تمهیدات وحشت تازگی چندانی ندارند؛ شتاب روایت و فرصت محدود برای پرداخت برخی شخصیتها نیز مانع از آن میشود که همهٔ ایدههایش به یک اندازه شکوفا شوند.
« بازیهای مرکزی، شیمی میان دو شخصیت اصلی و رفتوآمد میان طنز و هراس، آن را دیدنی میکنند. »
جمعبندی
بااینحال، جذابیت مجموعه در این نیست که قواعد ژانر را یکسره کنار بگذارد، بلکه در آن است که از دل همین قواعد، رابطهای انسانی و فضایی رو به تیرگی میسازد. برای مخاطبی که از پیوند پلیسی و فراطبیعی لذت میبرد و انتظار دارد طنز در کنار دلهره حضور داشته باشد، «Possessed» اثری قابلاعتناست؛ سریالی که شاید همیشه غافلگیرکننده نباشد، اما به مدد شخصیتهایش و تغییر تدریجی حالوهوایش، کشش خود را حفظ میکند.



ثبت دیدگاه