نقد و بررسی
نقد پورت آرتور (Port Arthur) | 1980
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حماسهای در سایهٔ محاصره «پورت آرتور» ساختهٔ توشیو ماسودا، حماسهای جنگی است که محاصرهٔ پورت آرتور و نبردهای تپهٔ ۲۰۳ را در بستر جنگ روسیه و ژاپن روایت میکند. بااینحال، فیلم صرفاً بازسازی زنجیرهای از درگیریهای نظامی نیست؛ میکوشد نشان دهد جنگ چگونه از تصمیمهای فرماندهان و خواست حکومتها فراتر میرود و زندگی مردانی را زیرورو میکند که پیش از اعزام به جبهه، در جهانهای کوچک و شخصی خود زندگی میکردند.
عنوان ژاپنی فیلم، «تپهٔ ۲۰۳»، به همان نقطهٔ راهبردی اشاره دارد که در روایت به کانونی از نبرد و فرسایش بدل میشود. فیلم از یک سو با مقیاس عظیم نبرد و حرکت نیروها سروکار دارد و از سوی دیگر، بر چند سرباز و فرمانده تمرکز میکند. این دو سطح، گاه در کنار هم به اثری پرکشش و انسانی میانجامند و گاه باعث میشوند روایت میان خطوط داستانی متعدد پراکنده شود.
حاصل، فیلمی است بلندپروازانه و سنگین که بیش از آنکه بر تعلیق متعارف تکیه کند، مخاطب را به تماشای روند طولانیِ فروپاشی آسایش و عادیشدن مرگ فرامیخواند. دو میدان روایت: سربازان و فرماندهان در بخش مربوط به سربازان، تاکشی کوگا نقطهٔ اتصال مهمی میان زندگی پیشین و تجربهٔ جبهه است. او آموزگاری است که با تصویری انسانی و آرمانخواهانه از جهان پا به جنگ میگذارد؛ اما جبهه بهآسانی اجازه نمیدهد آن تصویر دستنخورده بماند.
« فیلم از یک سو با مقیاس عظیم نبرد و حرکت نیروها سروکار دارد و از سوی دیگر، بر چند سرباز و فرمانده تمرکز میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در کنار او، سربازانی از پیشینههای گوناگون حضور دارند و همین تفاوتها به فیلم امکان میدهد جنگ را نه از دید یک قهرمان یگانه، بلکه از خلال برخورد آدمهایی با تجربهها و نیازهای متفاوت بنگرد. در سوی دیگر، ژنرال نوگی و فرماندهان ارشد قرار دارند؛ کسانی که باید دربارهٔ پیشروی، تاکتیک و هزینهٔ انسانی تصمیم بگیرند.
فرمانروایی که مأموریت فتح دژ را به نوگی میسپارد نیز در این سطح از روایت حضور دارد. جابهجایی میان این دو میدان، گاه تصویری چندلایه از جنگ میسازد: تصمیمی در سطح بالا به حرکت نیروها میانجامد و پیامد آن در بدن و روان سربازانی ظاهر میشود که در برابر استحکامات دشمن قرار گرفتهاند.
اما همین تعدد شخصیتها و موقعیتها گاهی پیوند عاطفی روایت را سست میکند؛ برخی خطوط داستانی مجال مییابند شکل بگیرند، ولی پیش از آنکه به اندازهٔ کافی عمق پیدا کنند، فیلم به شاخهای دیگر میرود. جنگ بهمثابه فرسایش یکی از مهمترین دستاوردهای فیلم، پرهیز نسبی از تصویرکردن جنگ بهعنوان رشتهای از پیروزیهای باشکوه است.
« فرمانروایی که مأموریت فتح دژ را به نوگی میسپارد نیز در این سطح از روایت حضور دارد. »
شخصیتها و اجرا
پورت آرتور در این روایت، دژی سخت و مقاوم است و رویارویی با آن نه یک مانور ساده، بلکه آزمونی طولانی و خونین برای نیروهای مهاجم است. صحنههای نبرد با تأکید بر آشفتگی، تلفات و ناتوانی انسان در کنترل موقعیت پیش میروند. در اینجا، شجاعت فردی لزوماً به رهایی یا پیروزی فوری نمیانجامد؛ گاهی تنها شکل دیگری از ایستادگی در برابر وضعیتی است که از پیش بهشدت نامتوازن و بیرحم به نظر میرسد.
این نگاه، فضای حماسی فیلم را پیچیده میکند. شکوهِ لشکرکشی و نمایش قدرت نظامی همزمان با تصویر فرسودگی سربازان پیش میرود، بهگونهای که حماسه در نهایت از جنس جلالِ بیهزینه نیست. فیلم به دستاورد نظامی چشم دارد، اما هزینهای را که برای آن پرداخت میشود نیز از میدان خارج نمیکند. همین کشاکش، اثر را از یک روایت سادهٔ پیروزیمحور دور میسازد و سویهای تأملبرانگیز به آن میدهد.
کارگردانی و مقیاس بصری توشیو ماسودا در ساختن حس گستردگی و ازدحام جنگ موفق است. سربازان، استحکامات و حرکتهای جمعی، جهان فیلم را از اندازهٔ یک درام شخصی فراتر میبرند و به آن کیفیتی وسیع و تاریخی میبخشند. کارگردانی میکوشد تماشاگر را در محیطی قرار دهد که نظم نظامی و بینظمی نبرد پیوسته به یکدیگر برخورد میکنند: فرمانها صادر میشوند، نیروها به حرکت درمیآیند و سپس در میانهٔ درگیری، برنامهها زیر فشار واقعیت میدان از هم میگسلند.
« صحنههای نبرد با تأکید بر آشفتگی، تلفات و ناتوانی انسان در کنترل موقعیت پیش میروند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، مقیاس بزرگ همیشه به انسجام نمیانجامد. فیلم گاه بهجای انتخاب چند لحظهٔ تعیینکننده، انبوهی از رویدادها و جزئیات را گرد میآورد. این شیوه، به حس تاریخی و فراگیری اثر کمک میکند، اما ممکن است تمرکز را از تجربهٔ درونی شخصیتها بگیرد. صحنههای جنگی نیز با معیارهای امروز گاه کهنه به نظر میرسند: برخی جلوههای گریم و اجرای نبردها آن اقناع بصریای را ندارند که تماشاگر معاصر از تولیدی عظیم انتظار دارد.
این ضعفها الزاماً ارزش تاریخی یا عاطفی فیلم را از میان نمیبرند، اما فاصلهٔ میان جاهطلبی اثر و امکانات نمایشیاش را آشکار میکنند. بازیگری و وزن عاطفی بازیها از تکیهگاههای اصلی فیلماند. ترهیکو آئوی در نقش کوگا، کشمکش میان منش پیشین شخصیت و دگرگونی تدریجی او را حمل میکند؛ نقشی که در آن، تغییر فقط در رفتار بیرونی خلاصه نمیشود، بلکه در فاصلهگرفتن شخصیت از آرمانهای اولیهاش نیز نمود پیدا میکند.
در مقابل، تاتسویا ناکادای نقش نوگی را با سنگینی و وقاری میسازد که با جایگاه فرماندهی او تناسب دارد. حضور توشیرو میفونه در نقش امپراتور میجی نیز به بخشهای مربوط به دربار وزن نمادین میبخشد، هرچند فیلم عمدتاً انرژی عاطفی خود را از مواجههٔ فرماندهان با مسئولیت و پیامدهای تصمیمهایشان میگیرد.
« بااینهمه، مقیاس بزرگ همیشه به انسجام نمیانجامد. »
قوتها و کاستیها
قدرت بازیگری بیش از همه زمانی احساس میشود که شخصیتها ناچارند آنچه را در میدان دیدهاند، به زبان بیاورند یا در سکوت با آن روبهرو شوند. فیلم در این لحظهها، از نمایش صرف فاصله میگیرد و به تأثیر روانی جنگ نزدیک میشود. بازیگران به شخصیتهایی که ممکن بود در میان شلوغی رویدادهای تاریخی گم شوند، چهره و آسیبپذیری میدهند.
با وجود این، ازدحام نقشها سبب میشود همهٔ شخصیتها فرصت برابر برای شکلگیری نداشته باشند و شماری از آنها بیشتر کارکردی در مسیر روایت پیدا کنند تا حضوری مستقل و ماندگار. ریتم، ساختار و محدودیتها زمان طولانی فیلم به آن امکان میدهد از پیشزمینهٔ سربازان تا سطح تصمیمگیری فرماندهان را بگستراند؛ اما این فرصت بیهزینه نیست.
در بخشهایی، روایت کند میشود و تکرار موقعیتهای جنگی یا رفتوآمد میان خطوط مختلف، از نیروی دراماتیک اثر میکاهد. کندی گاه با مضمون سازگار است: محاصره و جنگ طولانی، خود تجربهای از انتظار، تکرار و فرسایشاند. بااینحال، هر کندیای لزوماً به معنا تبدیل نمیشود و فیلم در لحظاتی بیش از آنکه تعمداً تأملبرانگیز باشد، پراکنده احساس میشود.
« فیلم در این لحظهها، از نمایش صرف فاصله میگیرد و به تأثیر روانی جنگ نزدیک میشود. »
جمعبندی
چالش دیگر، توازن میان تاریخ و درام است. انبوه شخصیتها و جزئیات نظامی به اثر دامنه میبخشد، اما گاهی تماشاگر را از پیگیری عاطفی شخصیتهای اصلی دور میکند. فیلم میخواهد هم نبردی بزرگ را ترسیم کند و هم تجربهٔ فردیِ سربازان و فرماندهان را به تصویر بکشد؛ این دو هدف همیشه بهخوبی در هم حل نمیشوند.
بااینهمه، همین ناتمامی در انسجام، بخشی از کیفیت ناآرام فیلم است: جهان آن نیز نظمی ساده و یکپارچه ندارد و از فشار نیروها، تصمیمها و فقدانهای پیدرپی ساخته شده است. جمعبندی «پورت آرتور» اثری تاریخی و جنگی است که حماسه را با تصویر هزینههای انسانی آن در هم میآمیزد. گستردگی صحنهها، تلاش برای روایت همزمان سربازان و فرماندهان و بازیهای پرقدرت، به فیلم نیرویی جدی میبخشند؛ در مقابل، مدت طولانی، ریتم نابرابر، پراکندگی شخصیتها و برخی جلوههای قدیمی از تأثیر آن میکاهند.
فیلم برای تماشاگرانی مناسبتر است که به روایتهای تاریخیِ گسترده و تأمل دربارهٔ سازوکار جنگ علاقه دارند و از اثری کمشتاب و پرشخصیت گریزان نیستند. ارزش ماندگار آن نه در پرهیز از شکوه نظامی، بلکه در کنار هم نشاندن آن شکوه و بهای سنگینی است که انسانها برایش میپردازند.
« جمعبندی «پورت آرتور» اثری تاریخی و جنگی است که حماسه را با تصویر هزینههای انسانی آن در هم میآمیزد. »



ثبت دیدگاه