نقد و بررسی
نقد Popstar: Never Stop Never Stopping | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: پرترهای کمدی از ستارهای در آینهٔ شهرت «Popstar: Never Stop Never Stopping» در ظاهر ماجرای خوانندهای مشهور است که آلبوم تازهاش شکست میخورد و برای حفظ جایگاه خود به تکاپو میافتد؛ اما هدف فیلم فقط خنداندن به یک ستارهٔ خیالی نیست. اثر، با ساختن جهانی که در آن شهرت بهسرعت ساخته و به همان سرعت مصرف میشود، مناسبات میان هنرمند، رسانه و مخاطب را دست میاندازد.
فیلمسازان بهجای آنکه دربارهٔ صنعت موسیقی خطابهای جدی بسازند، اغراق و حماقت را به ابزار نقد بدل میکنند: در این جهان، هر رسوایی میتواند به محتوای سرگرمکننده تبدیل شود و هر حرکت حسابشدهای برای حفظ تصویر عمومی، خود به شوخی تازهای بینجامد. فیلم از همان ابتدا لحن خود را روشن میکند: با یک مستند واقعی طرف نیستیم، بلکه دوربینها و مصاحبهها بخشی از بازی کمدیاند.
همین قرارداد به سازندگان اجازه میدهد که از چهرهای ساختگی، اسطورهای ساختگی بسازند و سپس آن اسطوره را زیر فشار توجه عمومی قرار دهند. نام فیلم نیز وعدهای پرطمطراق در خود دارد؛ وعدهای که خودبهخود پرسش مرکزی اثر را شکل میدهد: آیا ستارهای که پیوسته باید در معرض دید بماند، واقعاً میتواند از حرکت بازایستد؟
قصه و ساختار: سقوطی آشنا، با مسیر پرپیچوخم کانر فورریل، ستارهای که از دل گروه رپ قدیمیاش، استایل بویز، به شهرت فردی رسیده، با ناکامی آلبوم تازهاش ناچار میشود تصویری را که از خود ساخته دوباره مدیریت کند. او در برابر افت محبوبیت، بهجای آنکه با مسئلهای ساده و انسانی روبهرو شود، مجموعهای از واکنشهای نمایشی و تصمیمهای پرزرقوبرق را پیش میگیرد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دوربین مستندنما این واکنشها را ثبت میکند و فاصلهٔ میان چیزی را که کانر میخواهد نشان دهد و آنچه واقعاً از او دیده میشود، به منبع اصلی طنز بدل میسازد. خط داستانی کلی عمداً آشناست: شهرت، غرور، بحران، تلاش برای بازگشت و مواجهه با گذشته. فیلم از این آشنایی نمیگریزد و حتی گاهی از قابلپیشبینیبودن مسیرش سود میبرد؛ زیرا بسیاری از کلیشههای زندگی ستارگان پاپ را چنان آشکار پیش چشم میگذارد که خودِ کلیشه به شوخی تبدیل میشود.
بااینحال، این انتخاب محدودیت هم دارد. در بخشهایی، پیشروی روایت بیشتر شبیه رشتهای از موقعیتهای کمیک است تا درامی که هر صحنهاش ضرورت روایی روشنی داشته باشد. ماجرا سرگرمکننده میماند، اما همیشه احساس نمیشود که شخصیتها از دل حوادث دگرگون میشوند. قالب مستندنما: فاصلهای میان تصویر و واقعیت ساختار مستندنما یکی از مؤثرترین تصمیمهای فیلم است.
مصاحبهها، گزارشها و ثبت جزئیات ظاهراً بیاهمیت، فضای آشنای مستندهای موسیقی را بازسازی میکنند؛ اما این بازسازی، بیش از آنکه در پی فریب مخاطب باشد، بر شکاف میان جدیتِ قالب و پوچیِ موضوع تکیه دارد. آدمها دربارهٔ کانر و جایگاهش با لحنی سخن میگویند که گویی با چهرهای تاریخی روبهرو هستند، حال آنکه خود فیلم پیوسته نشان میدهد این هیبت تا چه اندازه شکننده و وابسته به تبلیغات است.
دوربین در اینجا صرفاً ناظر نیست. حضورش بر رفتار شخصیتها اثر میگذارد و آنها را به اجرای نسخهای از خودشان وامیدارد. کانر در برابر لنز، نه فقط یک هنرمند، بلکه محصولی است که باید بهطور مداوم عرضه شود. از همین رو، فیلم بهخوبی میفهمد که شهرت در عصر رسانههای پیوسته، فقط به موفقیت هنری وابسته نیست؛ بلکه به مهارت در ساختن روایت عمومی از خود نیز گره خورده است.
« خط داستانی کلی عمداً آشناست: شهرت، غرور، بحران، تلاش برای بازگشت و مواجهه با گذشته. »
شخصیتها و اجرا
گاهی شوخیها مستقیم و بلندصدا هستند، اما قالب مستند کمک میکند که بخشی از طنز از سکوتها، واکنشها و فاصلهٔ میان گفتهها بیرون بیاید. طنز و هجو: هدفگیری دقیق در میان اغراق هجو فیلم متوجه یک فرد یا یک چهرهٔ مشخص نیست؛ دامنهٔ وسیعتری دارد و خودِ سازوکار شهرت را نشانه میگیرد. خودشیفتگی هنرمند، تصمیمهای تبلیغاتی، رسانههای زرد، حامیان بیچونوچرای ستاره و مخاطبانی که با سرعت از یک موج به موج دیگر میروند، همگی در تیررس آناند.
نکتهٔ مهم آن است که فیلم صرفاً به رفتارهای عجیب یک خواننده نمیخندد؛ نشان میدهد چگونه صنعت سرگرمی میتواند رفتارهای افراطی را به بخشی از نمایش عمومی تبدیل کند. بااینحال، همهٔ شوخیها به یک اندازه دقیق نیستند. بعضی گگها با چنان تأکیدی عرضه میشوند که پیش از رسیدن به نقطهٔ خنده، مسیرشان قابل حدس میشود.
گاهی نیز فیلم بهجای آنکه ایدهای را بپروراند، همان شوخی را بیش از اندازه ادامه میدهد. این تکرار، از نیروی غافلگیری میکاهد و ریتم را کند میکند. در مقابل، لحظاتی که طنز از تناقض میان لحن جدی و محتوای مضحک زاده میشود، اثرگذارترند؛ زیرا به مخاطب فرصت میدهند خودش شکاف را دریابد، نه آنکه شوخی با تأکید دوباره و دوباره توضیح داده شود.
موسیقی و ترانهها: قلب تپندهٔ کمدی ترانهها از برجستهترین عناصر فیلماند و نقش آنها فراتر از میانپردههای سرگرمکننده است. هر قطعه بخشی از شخصیتپردازی کانر را بر عهده میگیرد: میل او به ستایششدن، تصور اغراقآمیزش از استعداد خویش و تلاش برای آنکه هر تجربهای را به تصویری جذاب و قابلفروش تبدیل کند، در خودِ موسیقی نیز بازتاب مییابد.
« بااینحال، همهٔ شوخیها به یک اندازه دقیق نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شوخیها فقط در متن ترانهها نیستند؛ نوع اجرا، لحن خواننده و فاصلهٔ میان ادعای هنری و مضمون سطحی، بخش مهمی از جذابیت را میسازد. این ترانهها همچنین به فیلم انرژی میدهند و مانع میشوند که قالب مستند به مجموعهای از گفتوگوهای ایستا محدود بماند. در لحظههایی، موسیقی بهتنهایی جهان فیلم را توضیح میدهد: پاپ در اینجا هم هنر است، هم محصول، هم ابزار تبلیغ و هم راهی برای تثبیت تصویری عمومی.
البته اتکای زیاد به قطعات مستقل، گاهی همان احساس «رشتهای از طرحهای کمدی» را تقویت میکند. بااینهمه، موسیقی در مجموع از نقاط قوت اصلی اثر است و حتی هنگامی که شوخی روایی به هدف نمیرسد، به فیلم کیفیتی شنیداری و اجرایی میبخشد. شخصیتها و بازیها: ستاره در مرکز، آدمها در حاشیه Andy Samberg نقش کانر را با آمیزهای از اعتمادبهنفس کودکانه و خودبزرگبینی اجرا میکند.
او شخصیتی میسازد که میتواند در یک لحظه جذاب و در لحظهای دیگر تحملناپذیر باشد؛ همین بیثباتی برای کمدی لازم است. بااینحال، فیلم کمتر میکوشد به لایههای درونی او نفوذ کند. کانر بیش از آنکه شخصیتی پیچیده باشد، محور نمایشی است که پیرامون شهرت و غرور شکل گرفته است. این تصمیم با هدف هجو سازگار است، اما وقتی روایت به سوی احساسات و روابط گذشته میرود، محدودیت آن آشکارتر میشود.
Owen و Lawrence نیز ظرفیت دراماتیک بیشتری دارند تا آنچه فیلم به آنها میدهد. گذشتهٔ مشترکشان با کانر میتوانست مرکز ثقل عاطفی داستان باشد؛ در عمل، رابطهٔ آنها بیشتر برای پیشبرد موقعیتهای کمیک و بازنمایی پیامدهای جاهطلبی به کار میرود. حضور بازیگران مکمل، از جمله Jorma Taccone و Akiva Schaffer در نقش اعضای پیشین گروه، به جهان فیلم حس جمعی میدهد، اما پرداخت شخصیتها اغلب در سطح طرح کلی باقی میماند.
« البته اتکای زیاد به قطعات مستقل، گاهی همان احساس «رشتهای از طرحهای کمدی» را تقویت میکند. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، تماشاگر ممکن است به اندازهٔ کافی به سرنوشت این افراد دل نبندد؛ حتی اگر از رفتارشان بخندد. ریتم و اجرا: انرژی بالا، اما نه همواره مهارشده فیلم با تدوین و تغییر مداوم موقعیتها میکوشد ضرباهنگی پرتحرک حفظ کند. کنسرتها، مصاحبهها، جزئیات روزمره و رخدادهای نامتعارف با سرعتی کنار هم قرار میگیرند که به فضای پرهیاهوی شهرت شباهت دارد.
این انرژی با جهان کانر تناسب دارد: او در محیطی زندگی میکند که هر سکوتی باید با خبر، نمایش یا حرکت تازهای پر شود. اما همین شتاب گاهی به پراکندگی میانجامد. شوخیهای موفق فرصت مییابند بر مخاطب اثر بگذارند، در حالی که شوخیهای کمجان نیز ممکن است بیش از اندازه در قاب بمانند. فیلم همیشه نمیداند چه زمانی باید از یک ایده عبور کند؛ گاه تکرار، بیش از آنکه طنز را تشدید کند، آن را فرسوده میسازد.
با وجود این، لحن پرانرژی اثر کمک میکند که افتهای مقطعی به توقف کامل تبدیل نشوند و مجموعهٔ فیلم همچنان سرگرمکننده باقی بماند. جمعبندی «Popstar: Never Stop Never Stopping» کمدیای پرتحرک و موسیقایی است که با قالب مستندنما، فرهنگ ستارهسازی و خودنمایی رسانهای را به سخره میگیرد.
ترانههای خلاقانه، اجرای پرانرژی Andy Samberg و تضاد میان ظاهر جدی مستند و رفتارهای مضحک شخصیتها، به آن هویت ویژهای میبخشند. در برابر این امتیازها، قصه مسیری آشنا دارد، برخی شوخیها تکراری یا کشدار میشوند و شخصیتهای پیرامونی کمتر از ظرفیتشان پرداخت میشوند. قدرت فیلم در ظرافت روانشناختی یا پیچیدگی روایی نیست؛ در تواناییاش برای تبدیل منطق شهرت به نمایشی مسخره و درعینحال آشناست.
« در نتیجه، تماشاگر ممکن است به اندازهٔ کافی به سرنوشت این افراد دل نبندد؛ حتی اگر از رفتارشان بخندد. »
جمعبندی
این اثر هرگاه به تناقض میان تصویری که ستاره از خود میسازد و واقعیتی که دوربین ثبت میکند تکیه دارد، بیشترین اثر را میگذارد. نتیجه، کمدیای نابرابر اما سرزنده است که پشت شوخیهای بیپروا، پرسشی جدیتر پنهان میکند: در صنعتی که دیدهشدن خود به معیار موفقیت بدل شده، آیا کسی هنوز میتواند از نقش ستاره بیرون بیاید؟



ثبت دیدگاه