نقد و بررسی
نقد پاپی (Poppy) | 1935
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میانِ عشق، وظیفه و بدهی «Poppy» یا «گوبیجینسو» از آثار میانیِ کنجی میزوگوچی در دههٔ ۱۹۳۰ است؛ اقتباسی از رمانی به همین نام نوشتهٔ ناتسومه سوسهکی. فیلم در کمتر از یکونیم ساعت، چندین رشتهٔ عاطفی و خانوادگی را در هم میتند: فوجیو، دختر جوانی از خانوادهای مرفه، نامزد مونهچیکاست و قرار است ساعت طلای موروثی خانوادهاش را بهعنوان نشان نامزدی به او بدهد.
ورود اونو، دانشجویی که برای آموزش زبان انگلیسی به فوجیو استخدام شده، نظم این رابطه را برهم میزند؛ اما اونو نیز به سایوکو، دختر استاد و حامی خود، قول ازدواج داده است. از همان ابتدا، احساسات شخصی با تعهدهایی گره میخورند که هیچیک بهسادگی نمیتوانند نادیدهشان بگیرند. جذابیت بنیادی فیلم در این است که «وظیفه» را مفهومی روشن و بیمناقشه نشان نمیدهد.
وفاداری اونو به استادش از یک سو قدردانیِ اخلاقی است و از سوی دیگر، تعهدی که ممکن است آزادی انتخاب او را محدود کند. وعدهٔ فوجیو به مونهچیکا نیز تنها یک قرارداد عاشقانه نیست؛ نشانی از پیوند خانوادگی و منزلت اجتماعی است. در چنین فضایی، هر تصمیم عاطفی پیامدهایی برای دیگران دارد و عشق، بهجای آنکه راهی برای رهایی باشد، به میدان سنجش مسئولیت و بدهکاری بدل میشود.
شبکهٔ رابطهها و آشفتگی روایی این درهمتنیدگی، هم سرچشمهٔ غنای دراماتیک فیلم است و هم مهمترین مانع آن. داستان از وعدهها، نامزدیها، انتظارات خانوادگی و بدهیهای عاطفی ساخته شده است؛ هر شخصیت به نوعی در برابر دیگری متعهد است و همین امر مسیر روایی را پیچیده میکند. پیچیدگی، در سطح ایده، ثمربخش است: روابط هیچگاه صرفاً مثلثی ساده میان دو زن و یک مرد نیستند، بلکه در شبکهای از حمایت، منفعت، قدردانی و توقع شکل میگیرند.
« از همان ابتدا، احساسات شخصی با تعهدهایی گره میخورند که هیچیک بهسادگی نمیتوانند نادیدهشان بگیرند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این حال، فیلم گاهی فرصت کافی برای جاافتادن هر پیوند نمیدهد. تماشاگر باید با دقت دنبال کند چه کسی به چه کسی وعده داده و آن وعده از کدام نیاز یا فشار سرچشمه گرفته است. این ازدحام روایی بهویژه در گفتوگوها نمود پیدا میکند. اطلاعات و انگیزهها غالباً در کلام توضیح داده میشوند و بعضی صحنهها چنان متراکماند که بهجای گشودن معنای تازه، بار بیشتری بر دوش مخاطب میگذارند.
در نتیجه، گاه تفاوت میان تردید واقعی شخصیتها و آشفتگی ناشی از چیدمان داستان محو میشود. تندیِ طرح نیز مجال نمیدهد همهٔ شخصیتها به یک اندازه عمق بیابند؛ برخی بیش از آنکه فردیت کامل پیدا کنند، نمایندهٔ جایگاه یا تعهدی در شبکهٔ روابط باقی میمانند. پول، منزلت و نابرابری یکی از لایههای مؤثر «Poppy» توجه به فاصلهٔ طبقاتی است.
فوجیو فقط موضوع دلبستگی اونو نیست؛ ثروت و موقعیت خانوادگیاش نیز در نگاه او نقش دارد. این نکته رابطه را از تصویری آرمانی از عشق دور میکند و پرسشی ناخوشایند پیش میکشد: آیا کشش اونو به فوجیو کاملاً از احساس برمیآید، یا در آن میل به امنیت و ارتقای جایگاه اجتماعی نیز دخیل است؟ فیلم پاسخ را بهسادگی تحویل نمیدهد و همین ابهام به رابطه نیرویی دراماتیک میبخشد.
در سوی دیگر، رابطهٔ اونو با استادش با نوع دیگری از وابستگی شکل گرفته است. استاد، که زمانی به او یاری رسانده و راه آموزش و پیشرفت را برایش هموار کرده، اکنون از او انتظاری خانوادگی دارد. این حمایت، هرچند از مهر و سخاوت سرچشمه گرفته، بهتدریج رنگ تعهدی الزامآور میگیرد. فیلم از این راه نشان میدهد که کمک و محبت نیز ممکن است در جامعه به بدهی تبدیل شوند؛ بدهیای که پرداختش نه با پول، بلکه با آینده و انتخاب شخصی انجام میشود.
« با این حال، فیلم گاهی فرصت کافی برای جاافتادن هر پیوند نمیدهد. »
شخصیتها و اجرا
ساعت طلای موروثی نیز در این بافت معنایی فراتر از یک شیء پیدا میکند: یادگار خانواده، نشان وعده و حامل ارزش مادی است؛ گویی همهٔ رابطهها ناچارند در برابر چیزی قابلدیدن و قابلانتقال شکل بگیرند. شخصیتها و محدودیت انتخاب اونو شخصیتی است گرفتار میان میل و سپاسگزاری. او نه میتواند بهآسانی از خواستهٔ خود پیروی کند و نه قادر است تعهدهایش را بیهزینه کنار بگذارد.
نقطهٔ قوت این کشمکش آن است که فیلم او را قهرمانی قاطع یا عاشقی بیگناه نمیسازد. تردید او گاه نشانهٔ ملاحظه و مسئولیتپذیری است، اما گاه نیز به ضعف و ناتوانی در پذیرفتن پیامد تصمیم شباهت پیدا میکند. همین دوگانگی، او را برای نقد مناسبات اجتماعی مناسب میسازد: مردی تحصیلکرده و رو به پیشرفت که هنوز نمیتواند خواست شخصی خود را از انتظارات دیگران جدا کند.
فوجیو نیز بیش از آنکه صرفاً چهرهای زیبا و ثروتمند باشد، در مرکز نیرویی قرار دارد که مردان پیرامونش میکوشند آن را در قالب توافقها و برنامههای خود مهار کنند. با این همه، روایت همیشه به او فرصت نمیدهد که از جایگاه موضوعِ خواست دیگران فراتر برود. سایوکو نیز درگیر رابطهای است که از پیش با امیدهای پدرش معنا یافته؛ بنابراین خواستهٔ شخصی او با آرزوهای خانوادگی درهم میآمیزد.
فیلم از خلال این زنان و مردان، تصویری از جامعهای ارائه میکند که در آن تصمیمهای ازدواج و آینده اغلب بهتنهایی گرفته نمیشوند؛ خانواده، طبقه و دینِ عاطفی بر زندگی خصوصی سایه میاندازند. میزانسن و زبان تصویری میزوگوچی در مقایسه با آثار پختهتر میزوگوچی، «Poppy» گاه خامتر و کمانسجامتر به نظر میرسد؛ اما در برخی لحظهها میتوان ردّ حساسیت بصری او را دید.
« شخصیتها و محدودیت انتخاب اونو شخصیتی است گرفتار میان میل و سپاسگزاری. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
قاببندیهای درونی، درها و فضاهای جداشدهٔ خانههای ژاپنی، به روابط شکل میدهند: شخصیتها کنار یکدیگرند، اما معماریِ قاب میانشان فاصله میاندازد. گاهی یک نگاه، مکث یا حرکت در فضای محدود بیش از گفتوگویی طولانی دربارهٔ تردید شخصیتها خبر میدهد. این لحظهها نشان میدهند که فیلم ظرفیت بیان تصویری دارد، حتی وقتی روایت کلامی بر آن غلبه میکند.
از نکتههای چشمگیر فیلم، پیوند دادن صحنهها از طریق حرکت و ترکیببندی است؛ گذارهایی که گاه در عین سادگی، حس میکنند تصویرها بهجای آنکه صرفاً داستان را پیش ببرند، بخشی از درون شخصیتها را آشکار میکنند. همچنین حالوهوای اثر میان شیوهٔ بازی و روایتِ سینمای صامت و امکانات فیلم ناطقِ آغازین در نوسان است.
این نوسان میتواند برای تماشاگر امروز جذاب باشد، اما گاهی به ناهمگونی اجرایی میانجامد: صحنهها از نظر ریتم و تأکید یکدست نیستند و تأثیر عاطفیشان با هم تفاوت دارد. اجرا، لحن و کیفیت نسخهٔ باقیمانده بازیها در بخشهایی به سوی بیان ملودراماتیک میروند؛ احساسی که در سینمای آن دوره نامأنوس نیست، اما در این فیلم گاه شدت عاطفه را بیش از پیچیدگی درونی شخصیتها برجسته میکند.
بهجای آنکه همهٔ تنشها از رفتارهای ظریف یا سکوت پدید آیند، برخی صحنهها بر تأکید آشکار و گفتار مستقیم تکیه میکنند. این انتخاب با تراکم داستان جمع میشود و ممکن است فاصلهای میان ایدههای جدی فیلم و اجرای آن ایجاد کند. کیفیت نسخهٔ باقیمانده نیز بر دریافت اثر اثر میگذارد. تصویر و صدا همیشه امکان ارزیابی منصفانهٔ جزئیات بصری و ریتم را فراهم نمیکنند؛ ازاینرو، بعضی نارساییهایی که به چشم میآیند ممکن است به وضعیت نسخه مربوط باشند، نه فقط به تصمیمهای سازندگان.
« گاهی یک نگاه، مکث یا حرکت در فضای محدود بیش از گفتوگویی طولانی دربارهٔ تردید شخصیتها خبر میدهد. »
قوتها و کاستیها
با وجود این، نمیتوان همهٔ دشواریهای تماشا را به کیفیت نسخه نسبت داد: فشردگی روایت و انباشت گفتوگوها در ساختار خود فیلم نیز حضور دارد. این دو عامل در کنار هم باعث میشوند لحظههای تصویریِ موفق، گاه در میان توضیحهای طولانی کمرنگ شوند. جمعبندی «Poppy» فیلمی بینقص یا همسنگِ آثار برجستهتر میزوگوچی نیست، اما ارزش تماشایش در پرسشهایی نهفته است که دربارهٔ عشق و اختیار مطرح میکند.
اثر نشان میدهد احساسات در خلأ شکل نمیگیرند: ثروت، منزلت، سپاسگزاری و توقع خانواده در هر رابطه حضور دارند و تصمیمی که برای یک نفر آزادی به همراه میآورد، ممکن است برای دیگری رنج یا محرومیت بسازد. در عین حال، داستانِ شلوغ و گفتوگوهای فشرده اجازه نمیدهند این لایهها همیشه با وضوح و نیروی یکسان به مقصد برسند.
فیلم را میتوان بیش از آنکه ملودرامی کاملاً پرداختشده دانست، اثری جستوجوگر در کارنامهٔ میزوگوچی دید؛ اثری که در آن، مضمونهای اجتماعی و چند لحظهٔ بصریِ دقیق در کنار ضعفهای روایی و اجرایی قرار گرفتهاند. برای تماشاگر علاقهمند به سینمای ژاپن و مسیر شکلگیری زبان تصویری میزوگوچی، «Poppy» تجربهای قابل تأمل است؛ نه به سبب کمال، بلکه به دلیل کشمکش میان خواست فردی و تعهدهایی که جامعه به نام محبت بر دوش آدمها میگذارد.
« این دو عامل در کنار هم باعث میشوند لحظههای تصویریِ موفق، گاه در میان توضیحهای طولانی کمرنگ شوند. »
ثبت دیدگاه