نقد و بررسی
نقد پمپو شیفتهٔ سینما 2021 (Pompo the Cinephile) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عشق به سینما؛ نیروی پیشبرنده و موضوع فیلم «Pompo the Cinephile» به کارگردانی تاکایوکی هیراو، انیمهای درباره ساختن فیلم است؛ اما شور اصلیاش نه در ستایش بیچونوچرای صنعت سینما، بلکه در تماشای لحظهای نهفته است که علاقهای خام و شخصی به سینما، به مسئولیتی واقعی بدل میشود. داستان در نیالیوود، نسخهای خیالپردازانه از پایتخت سینمای تجاری، میگذرد؛ جایی که پومپو، تهیهکنندهای پرانرژی و نامتعارف، فیلمهای سرگرمکننده میسازد و جین، دستیار جوان و شیفتهٔ سینما، در حاشیهٔ کارهای او تجربه میاندوزد.
با سپردن کارگردانی فیلمنامهای تازه به جین، فیلم از خیال تماشاگرانه عبور میکند و به پرسشی عملی میرسد: دوست داشتن سینما چهوقت به توانایی ساختن آن تبدیل میشود؟ پاسخ اثر بیش از آنکه بر دانش فنی یا نبوغی ناگهانی تکیه کند، به انتخاب، مسئولیت و آمادگی برای کنارگذاشتن بخشی از آنچه دوست داریم وابسته است.
همین جابهجایی، به داستان نیرویی فراتر از یک نامهٔ عاشقانهٔ ساده به سینما میبخشد. پومپو و جهان نیالیوود نیالیوود صرفاً پسزمینهای تزئینی نیست؛ فضایی است که فیلم در آن، هالیوود و افسانههای پیرامون آن را با طنزی سبک و انیمهوار بازآفرینی میکند. پومپو در مرکز این جهان قرار دارد: شخصیتی کوچکاندام و پرتحرک که اقتدارش را نه از ظاهر رسمی یا سخنرانیهای طولانی، بلکه از تصمیمهای سریع و قاطع میگیرد.
او هم تهیهکنندهای عملگراست و هم کسی که میتواند در آدمها استعدادی را ببیند که هنوز خودشان به آن اعتماد ندارند. بااینحال، پومپو عمداً شخصیتی واقعگرایانه به معنای متعارف نیست. جسارت و شهود حرفهای او گاه چنان بیدرنگ و مؤثر عمل میکنند که مرز میان مهارت و افسانهپردازی کمرنگ میشود.
« همین جابهجایی، به داستان نیرویی فراتر از یک نامهٔ عاشقانهٔ ساده به سینما میبخشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این اغراق با حالوهوای کمیک و شاد فیلم هماهنگ است، اما همزمان از پیچیدگی شخصیتی او میکاهد. پومپو بیش از آنکه درونیاتش بهتدریج آشکار شود، اغلب با انرژی و حضور صحنهایاش تعریف میشود؛ امری که جذابیتش را حفظ میکند، اما مجال چندانی برای پرداخت عمیقتر باقی نمیگذارد. جین؛ از تماشاگر مشتاق تا کارگردان جین قلب عاطفی فیلم است.
او در آغاز، بیش از آنکه خالق باشد، بینندهای دقیق و مشتاق است؛ کسی که فرایند ساخت فیلم را با تحسین دنبال میکند، اما هنوز نمیداند این تحسین در عمل چه هزینهای خواهد داشت. دعوت پومپو برای کارگردانی، او را از جایگاه امن دستیار بیرون میکشد و با زنجیرهای از انتخابها روبهرو میسازد: چه چیزی را در فیلم نگه دارد، چه چیزی را حذف کند و چگونه رؤیای اثر را در محدودیتهای واقعی به شکل نهایی برساند.
مسیر جین از این نظر باورپذیر است که رشد او را به دانستن همهچیز پیوند نمیزند. او نه با یک کشف جادویی به کارگردانی پخته تبدیل میشود و نه تمام تردیدهایش یکباره ناپدید میشوند. فیلم، بااینحال، گاهی این مسیر را بیش از اندازه قهرمانانه و پرشتاب میسازد. فشار کاری و فرسودگی جین به تصاویری پرتحرک و اغراقآمیز بدل میشوند؛ تصاویری که از نظر بصری سرگرمکنندهاند، اما گاه دشواری کار را بیشتر به نمایش بدل میکنند تا تجربهای پیچیده و چندلایه.
ناتالی و دیگر چهرههای روایت حضور ناتالی، دختر تازهواردی که رؤیای بازیگری دارد، بُعد دیگری به ماجرای فیلمسازی میدهد. او یادآور آن است که ورود به سینما فقط به پشت دوربین محدود نمیشود؛ در برابر کارگردان جوان، بازیگری ایستاده که باید فرصت پیدا کند تا تواناییاش را در میدان عمل نشان دهد.
« این اغراق با حالوهوای کمیک و شاد فیلم هماهنگ است، اما همزمان از پیچیدگی شخصیتی او میکاهد. »
شخصیتها و اجرا
رابطهٔ او با پروژه، ظرفیت خوبی برای بررسی فاصلهٔ میان رؤیای شخصی و تصویری را دارد که فیلمساز از آن رؤیا میسازد. اما این ظرفیت همیشه بهطور کامل شکوفا نمیشود. ناتالی و شماری از شخصیتهای فرعی، بیشتر در نسبت با مسیر جین یا نیازهای پروژه تعریف میشوند تا بهعنوان شخصیتهایی مستقل با کشمکشهای درونی مفصل.
در نتیجه، برخی از مهمترین لحظههای احساسی فیلم اثر میگذارند، اما پس از آن فرصت کافی برای رسوبکردن و پیچیدهترشدن پیدا نمیکنند. این کمپرداختی با سادگی و سرعت روایت تناسب دارد، ولی از وزن نمایشی بعضی روابط میکاهد. فیلمسازی بهمثابه هنر انتخاب و حذف یکی از بهترین ایدههای «Pompo the Cinephile» این است که ساخت فیلم را نه فقط خلق تصاویر زیبا، بلکه هنر انتخابکردن میبیند.
کارگردان باید از میان مواد فراوان، به اثری محدود و منسجم برسد؛ باید بفهمد کدام لحظه به روایت خدمت میکند و کدام، با وجود دوستداشتنیبودنش، باید کنار گذاشته شود. در این نگاه، تدوین صرفاً مرحلهای فنی نیست، بلکه ادامهٔ نگارش فیلم با ابزارهای تازه است. فیلم با شور فراوان این کشمکش را به نمایش میگذارد و نشان میدهد که رؤیای هنری همیشه در تماس با زمان، بودجه و ذوق دیگران شکل میگیرد.
بااینحال، نگاهش به سازوکار تولید گاهی خوشبینانه است. همکاری حرفهای و دستیابی به هدف، بیش از آنکه با تعارضهای ساختاری یا سازشهای فرساینده همراه باشد، همچون آزمونی دشوار اما قابلحل تصویر میشود. این خوشبینی به لحن دلگرمکنندهٔ اثر کمک میکند، ولی تصویری سادهشده از واقعیت پرتنش تولید فیلم به دست میدهد.
« اما این ظرفیت همیشه بهطور کامل شکوفا نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم، تدوین و زبان بصری انرژی بصری فیلم مهمترین ابزار آن برای انتقال شور ساختن است. تدوین تند، جابهجایی سریع میان موقعیتها و استفادهٔ بازیگوشانه از اغراق انیمیشنی، جهان سینما را به عرصهای زنده و خیالانگیز تبدیل میکند. صحنههای مرتبط با کار جین، بهویژه هنگامی که او باید میان انبوهی از مواد خام و تصمیمهای دشوار راهی پیدا کند، با ضرباهنگی فشرده پیش میروند؛ گویی خود فیلم میخواهد تماشاگر را در فشار و هیجان اتاق تدوین شریک کند.
این شتاب، در بهترین لحظهها، صورت سینماییِ اشتیاق است. اما همیشه به سود روایت عمل نمیکند. گاه گذار از یک مرحله به مرحلهٔ بعد چنان سریع است که فرصت مکث، تأمل یا شناخت بیشتر شخصیتها از بین میرود. تصاویر چشمنواز و طراحیهای پرتحرک نیز هرچند جهان اثر را متمایز میکنند، گاهی بر نیروی احساسی صحنه غلبه دارند.
فیلم در این لحظات بیشتر میخواهد شور خود را منتقل کند تا آنکه پیچیدگی احساس را با آرامش بپرورد. طنز، احساسات و لحن لحن فیلم میان کمدی، ستایش سینما و درام شخصی حرکت میکند. طنز آن از تضاد میان ظاهر فانتزی نیالیوود و جدیت تصمیمهای حرفهای نیرو میگیرد؛ شخصیتها در جهانی بازیگوش زندگی میکنند، اما مسئلههایی که با آن روبهرو میشوند، برای خودشان واقعی و مهماند.
همین ترکیب، فیلم را از یک روایت خشک درباره مراحل تولید دور میکند و به آن سرزندگی میبخشد. در سوی دیگر، اثر از بیان مستقیم احساسات پرهیز چندانی ندارد. لحظههای امید، تردید و فداکاری با تأکید فراوان عرضه میشوند و موسیقی و تصویر نیز گاه بر همان احساسِ ازپیشروشنشده میافزایند. برای تماشاگرانی که با صداقت عاطفی و شور آشکار همراه میشوند، این صراحت بخشی از لطف فیلم است؛ برای دیگران، ممکن است به اغراق یا احساساتیگری نزدیک شود.
« ریتم، تدوین و زبان بصری انرژی بصری فیلم مهمترین ابزار آن برای انتقال شور ساختن است. »
قوتها و کاستیها
«Pompo the Cinephile» بیش از آنکه به ظرافت و سکوت اعتماد کند، بر شور و فوران تکیه دارد. جمعبندی «Pompo the Cinephile» فیلمی پرجنبوجوش و صمیمی درباره فاصلهٔ میان رؤیای سینمایی و کار واقعیِ ساختن فیلم است. نگاهش به هنر تدوین و دشواری انتخاب، از دقیقترین وجوه آن به شمار میرود و زبان بصری پرتحرکش اشتیاقی را منتقل میکند که در هستهٔ داستان جای دارد.
جین، بهعنوان جوانی که باید از تحسینکردن به تصمیمگرفتن برسد، محور مناسبی برای این سفر است و پومپو نیز با انرژی نامتعارفش جهان فیلم را زنده نگه میدارد. در مقابل، شتاب روایت، پرداخت محدود برخی شخصیتها و گرایش به تأکید احساسی، مانع از آن میشود که همهٔ ایدهها به عمق یکسانی برسند.
بااینهمه، فیلم در هدف اصلی خود موفق است: نشاندادن اینکه سینما فقط محصول الهام نیست، بلکه حاصل کار جمعی، انتخابهای دشوار و ایمان به امکان ساختن چیزی است که هنوز وجود ندارد. نتیجه، اثری سرزنده و دلنشین است که شورش را آشکارا به نمایش میگذارد، هرچند گاه در همین شور، فرصت مکث و پیچیدگی را از دست میدهد.
« Pompo the Cinephile» بیش از آنکه به ظرافت و سکوت اعتماد کند، بر شور و فوران تکیه دارد. »
ثبت دیدگاه