نقد و بررسی
نقد Pokémon the Movie: Volcanion and the Mechanical Marvel | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجویی میان پیوند و اجبار «Pokémon the Movie: Volcanion and the Mechanical Marvel» ماجرایی است که از یک وضعیت کمابیش کمدی آغاز میشود: آش و ولکنین، پوکمون افسانهایِ آتشین و بدگمان به انسانها، بهواسطهٔ نیرویی مغناطیسی به یکدیگر متصل میشوند. اما این اجبار فیزیکی، بهتدریج به تمهیدی برای ساختن رابطهای عاطفی بدل میشود.
آش نمیتواند از همراهی ولکنین بگریزد و ولکنین نیز، با وجود خشم و بیاعتمادیاش، ناچار است حضور او را تحمل کند. از دل این کشمکش ساده، فیلم به پرسشی آشنا اما مؤثر میرسد: آیا نزدیکیِ تحمیلی میتواند به اعتماد واقعی بینجامد؟ داستان در ادامه، از رابطهٔ دونفرهٔ آش و ولکنین فراتر میرود و آنها را به پادشاهی مکانیکی آزوت میکشاند؛ جایی که مِگیرنا، پوکمونی مصنوعی با گذشتهای دور، در مرکز نزاع قدرت قرار گرفته است.
فیلم از همان ابتدا عناصر بسیاری را روی میز میگذارد: افسانه، فناوری، سیاست، دوستی، تعقیبوگریز و نبرد. این فراوانی به ماجرا انرژی میبخشد، اما همزمان یکی از منشأهای آشفتگی آن نیز هست. فیلم گاه بیش از آنکه فرصت دهد ایدههایش در ذهن مخاطب جا بیفتند، موضوع تازهای پیش میکشد. ولکنین؛ خشم بهمثابه نقطهٔ آغاز ولکنین جذابترین نیروی نمایشی فیلم است، نه فقط بهسبب تواناییهای خارقالعادهاش، بلکه بهخاطر بدبینی و تندیای که او را از قهرمانان معمول این مجموعه متمایز میکند.
او به انسانها اعتماد ندارد و واکنشش به آش، از جنس پذیرش فوری و بیدلیل نیست. این فاصله، به رابطهشان کشمکش میدهد و باعث میشود همراهی آنها فقط وسیلهای برای پیشبرد طرح نباشد. آش باید اعتماد ولکنین را به دست آورد و ولکنین نیز ناچار است تصویری پیچیدهتر از انسانها را بپذیرد. این خط روایی در بهترین لحظات فیلم، با موضوع محافظت از موجودات آسیبپذیر پیوند میخورد.
« اما این اجبار فیزیکی، بهتدریج به تمهیدی برای ساختن رابطهای عاطفی بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خشم ولکنین را میتوان واکنشی به آسیبهایی دانست که انسانها به محیط و پوکمونها وارد کردهاند؛ بنابراین خصومت او صرفاً یک خصلت ظاهری نیست، بلکه ریشهای اخلاقی دارد. با این حال، فیلم همیشه برای پرورش این ایده وقت کافی نمیگذارد. برخی دگرگونیهای عاطفی سریعتر از آن رخ میدهند که وزن کامل خود را پیدا کنند.
با وجود این شتاب، تقابل میان تندی ولکنین و سماجت خوشقلبانهٔ آش همچنان هستهٔ انسانی و سرگرمکنندهٔ اثر است. مِگیرنا و پرسش از زندگی مصنوعی مِگیرنا نقطهٔ عاطفی دیگری در روایت است؛ موجودی مصنوعی که گذشتهاش به تاریخ پادشاهی آزوت گره خورده و نیروی درونیاش او را به هدفی برای جاهطلبی سیاسی بدل کرده است.
ایدهٔ پوکمونی که ساختهٔ دست انسان است، اما ارزش و عاطفهای فراتر از کاربردش دارد، ظرفیت چشمگیری دارد. فیلم از این مسیر، پرسشهایی دربارهٔ مالکیت، اختیار و مسئولیت سازنده در برابر ساختهٔ خود مطرح میکند، بیآنکه آنها را به بحثی سنگین و جدا از ماجراجویی بدل سازد. پیوند مِگیرنا با مضمون مراقبت، در برابر نگاه ابزاریِ شخصیتهای قدرتطلب قرار میگیرد.
در این تقابل، فیلم بهروشنی میگوید که ارزش یک موجود را نمیتوان تنها با نیرویی که در اختیار دارد سنجید. با این همه، مِگیرنا گاهی بیشتر به نمادی برای پیشبرد پیرنگ شباهت پیدا میکند تا شخصیتی که فرصت کافی برای بیان فردیتش یافته باشد. عاطفهٔ بالقوه در او حاضر است، اما روایت همیشه به اندازهٔ لازم مکث نمیکند تا تماشاگر آن را با عمق بیشتری تجربه کند.
« با این حال، فیلم همیشه برای پرورش این ایده وقت کافی نمیگذارد. »
شخصیتها و اجرا
شهر چرخدندهها و چشمانداز دیداری یکی از دلپذیرترین دستاوردهای فیلم، فضای بصری پادشاهی آزوت است. معماری چرخدندهای و حالوهوای مکانیکیِ شهر، از محیطهای طبیعی و آشنای مجموعه فاصله میگیرد و جهانی تازه میسازد. این شهر فقط پسزمینهای برای تعقیبها و نبردها نیست؛ ظاهر آن با مضمون داستان دربارهٔ فناوری و قدرت همخوانی دارد.
سازوکارهای صنعتی، سازههای عظیم و تقابل میان نظم ماشینی و حیات پوکمونها، به ماجرا هویتی دیداری میبخشند. انیمیشن رنگارنگ فیلم نیز در لحظات پرتحرک کارآمد است. نبردها از انرژی بصری خوبی برخوردارند و جلوههای ویژه، مقیاس خطر را بزرگتر و چشمگیرتر میکنند. ترکیب طراحیهای سادهتر شخصیتها با محیطهای پرجزئیات، گاه تفاوتهایی در بافت تصویر پدید میآورد، اما معمولاً مانع از خوانایی صحنهها نمیشود.
فیلم بهویژه هنگامی موفق است که از رنگ و حرکت برای زندهکردن فضای فانتزی خود بهره میگیرد. از این منظر، آزوت یکی از یادماندنیترین عناصر اثر است؛ مکانی که میتوانست سهم بیشتری در ساختن حس شگفتی داشته باشد. ریتم نابرابر و ازدحام شخصیتها بزرگترین مانع روایی فیلم، تراکم شخصیتها و خطوط داستانی است.
آش، ولکنین و مِگیرنا در کنار دوستان آش، چهرههای پادشاهی آزوت، نیروهای مخالف و گروههایی دیگر قرار میگیرند. حاصل، جهانی پررفتوآمد است، اما همهٔ شخصیتها به یک اندازه پرداخت نمیشوند. گاهی نامها، جایگاهها و انگیزهها پشت سر هم معرفی میشوند و تماشاگر باید برای دنبالکردن ماجرا اطلاعات زیادی را در زمانی کوتاه به خاطر بسپارد.
« شهر چرخدندهها و چشمانداز دیداری یکی از دلپذیرترین دستاوردهای فیلم، فضای بصری پادشاهی آزوت است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طرفداران آشنا با مجموعه احتمالاً آسانتر با این شلوغی کنار میآیند، اما برای مخاطبی که با شخصیتها و قواعد جهان پوکمون آشنایی ندارد، دنبالکردن برخی مسیرها دشوارتر خواهد بود. ریتم نیز میان شتاب و مکث تعادل کاملی پیدا نمیکند. بخشهایی از فیلم بیش از اندازه در توضیح و تدارک رویدادها توقف میکنند، حال آنکه اتفاقات مهم داستان دیرتر از حد انتظار پیش میروند.
سپس، وقتی روایت به نقطههای پرتنش میرسد، بعضی تحولات با سرعتی فشرده رخ میدهند. این نابرابری باعث میشود فیلم گاه کند و گاه شتابزده به نظر برسد. اگر روایت بخشی از شخصیتها و خطوط فرعی را حذف یا سادهتر میکرد، احتمالاً هم رابطهٔ اصلی فرصت بیشتری برای رشد مییافت و هم مسیر ماجراجویی روشنتر میشد.
ضدقهرمان و آشناییِ الگوها تهدید اصلی فیلم از جاهطلبی شخصیتی سیاسی و استفادهٔ ابزاری از نیروی مِگیرنا سرچشمه میگیرد. این تقابل، امکان خوبی برای پیوند دادن سیاست و فناوری با خطر سوءاستفاده از قدرت فراهم میکند. با این حال، انگیزهٔ ضدقهرمان بهاندازهای که باید، پیچیده و چندلایه نیست.
او بیشتر به مانعی برای قهرمانان شباهت دارد تا شخصیتی که منطق درونیاش بتواند توجه مخاطب را جلب کند. در نتیجه، تهدید داستان روشن است، اما نیروی دراماتیک آن همیشه با اهمیت موضوعی که فیلم مطرح میکند همسنگ نمیشود. برخی از ایدههای تصویری و روایی نیز برای مخاطب آشنا با فیلمهای این مجموعه تازگی چندانی ندارند: قدرتی ویژه که به دست فرد نادرست میافتد، قهرمانانی که باید متحد شوند و خطری بزرگ که در نبردی پرهیجان به اوج میرسد.
« ریتم نیز میان شتاب و مکث تعادل کاملی پیدا نمیکند. »
قوتها و کاستیها
فیلم میکوشد این الگوها را با شهر مکانیکی و رابطهٔ خاص آش و ولکنین تازه کند، و در بخشهایی هم موفق میشود؛ اما در نهایت، نوآوریاش بیشتر در جزئیات و فضای داستان است تا در ساختار کلی آن. ماجراجویی خانوادگی با قلبی گرم با وجود کاستیهای روایی، فیلم در ساختن لحظات سرگرمکننده و عاطفی توانمند است.
کشمکشهای میان آش و ولکنین به ماجرا شوخطبعی و حرکت میدهند، در حالی که خطر پیشروی مِگیرنا و تهدیدی که پادشاهی را دربرمیگیرد، پیوسته داستان را به سوی نبردهای پرهیجان سوق میدهد. دوستی، وفاداری و همدلی مضمونهایی آشنا در دنیای پوکموناند، اما فیلم از آنها بهعنوان تکیهگاهی قابلاعتماد استفاده میکند؛ بهویژه از این جهت که اعتماد در اینجا آسان و فوری به دست نمیآید.
اثر همچنین برای مخاطب جوان، ماجرایی پررنگ و قابلفهم فراهم میآورد، هرچند ازدحام شخصیتها ممکن است از سادگی تجربه بکاهد. تماشاگر بزرگسال نیز میتواند از طراحی جهان، پیوند دو شخصیت ناهمگون و ایدهٔ مسئولیت در برابر موجودات آسیبپذیر لذت ببرد، اما بعید است فیلم را بهسبب عمق روانشناختی یا ظرافت سیاسیاش به یاد بسپارد.
قدرت آن بیشتر در لحظات، رنگها و رابطههاست تا در انسجام کامل ساختار. جمعبندی «Pokémon the Movie: Volcanion and the Mechanical Marvel» ماجراجوییای خوشرنگ و پرتحرک است که قلبش در رابطهٔ ناخواسته اما بهتدریج صمیمیِ آش و ولکنین میتپد. فضای مکانیکی آزوت، شخصیت مِگیرنا و مضمون اعتماد، به فیلم ظرفیت عاطفی و دیداری میبخشند؛ در عوض، تراکم شخصیتها، ریتم نامتوازن و ضدقهرمانی کمعمق، از انسجام آن میکاهند.
« ماجراجویی خانوادگی با قلبی گرم با وجود کاستیهای روایی، فیلم در ساختن لحظات سرگرمکننده و عاطفی توانمند است. »
جمعبندی
این اثر در همهٔ ایدههایش به اندازهٔ کافی مکث نمیکند، اما در لحظات موفق، گرمایی صادقانه و حس ماجراجویی دلنشینی دارد. برای دوستداران پوکمون، تجربهای سرگرمکننده با چند تصویر و رابطهٔ بهیادماندنی است؛ برای دیگران، فیلمی دیدنی اما گاه دشوار برای دنبالکردن.



ثبت دیدگاه