نقد و بررسی
نقد Point Blank | 1967
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت از مرز مرگ «Point Blank» با صحنهای آغاز میشود که از همان ابتدا قواعد عادی تریلر جنایی را برهم میزند: واکر در جریان سرقتی در جزیرهٔ آلکاتراز از سوی شریکش، مال ریس، هدف گلوله قرار میگیرد و رها میشود تا بمیرد. اما فیلم نه بر تعلیقِ سادهٔ زندهماندن او، بلکه بر نیرویی تمرکز میکند که پس از آن حادثه به حرکتش درمیآورد: بازپسگرفتن سهم خود از پول و تسویهحساب با کسانی که به او خیانت کردهاند.
داستان در ظاهر طرحی آشنا دارد؛ مردی زخمی به جستوجوی شریک فراریاش میرود و هرچه پیش میرود، به لایههای بالاتری از جهان تبهکاران نزدیک میشود. تفاوت فیلم در آن است که این طرح را نه همچون زنجیرهای شفاف از علت و معلول، بلکه چون خاطرهای شکسته یا خوابی ناآرام روایت میکند. انتقامی که به روایت بدل میشود کارگردان، جان بورمن، قصه را به شکلی خطی و مطمئن پیش نمیبرد.
زمان در فیلم گاه لغزنده و نامطمئن به نظر میرسد؛ گذشته و اکنون در هم میآمیزند و بعضی پیوندهای داستانی بهجای آنکه توضیح داده شوند، از خلال تصویر، صدا و تکرار موقعیتها حس میشوند. همین انتخاب، جستوجوی واکر را به تجربهای ذهنی بدل میکند: تماشاگر مانند خود او وارد جهانی میشود که در آن یقین اندکی وجود دارد و هر برخورد میتواند نشانهای از واقعیت یا پژواکی از گذشته باشد.
این ساختار غیرخطی از یک سو به فیلم هویت میبخشد و آن را از یک داستان انتقام معمولی فراتر میبرد؛ از سوی دیگر، ممکن است برای مخاطبی که انتظار دارد اطلاعات را بهترتیب دریافت کند، گیجکننده باشد. گسستها گاهی چنان برجستهاند که پیگیری جزئیات طرح به حاشیه میرود. بااینحال، ابهام فیلم صرفاً بازی فرمی نیست: صورت سینمایی آن با ذهنیت مردی سازگار است که جهانش بر اثر خیانت فروپاشیده و اکنون همهچیز را از خلال یک هدف واحد میبیند.
« انتقامی که به روایت بدل میشود کارگردان، جان بورمن، قصه را به شکلی خطی و مطمئن پیش نمیبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
واکر؛ نیرویی سرد و مهارنشدنی لی ماروین در نقش واکر حضوری دارد که بیش از گفتوگو، با سکوت و حرکت تعریف میشود. او شخصیت را به مردی کمحرف، سرسخت و از نظر عاطفی دور تبدیل میکند؛ کسی که در هر اتاقی که وارد میشود، پیش از آنکه سخنی بگوید، فضای صحنه را تغییر میدهد. بازی ماروین متکی به اغراق یا نمایش آشکار خشم نیست.
قدرت آن در مهار است: در نگاه سنگین، مکثها، و آرامشی که خشونت را نه فورانی لحظهای، بلکه ابزار پیشبرد ارادهٔ واکر جلوه میدهد. این کیفیت، نقطهٔ قوت و در عین حال محدودیت فیلم است. واکر بهندرت به شخصیتی بدل میشود که تماشاگر بتواند بهآسانی با احساساتش همراه شود. او بیشتر حضوری فیزیکی و نیرویی پیشبرنده است تا انسانی که انگیزههایش با جزئیات روانشناختی گشوده شود.
چنین فاصلهای ممکن است همدلی را دشوار کند، اما با جهان سرد فیلم تناسب دارد: واکر نه برای یافتن آرامش، بلکه برای دنبالکردن طلبی مشخص به راه افتاده است. شهر بهمثابه هزارتوی بتنی یکی از مهمترین دستاوردهای «Point Blank» در فضاسازی آن است. لسآنجلس اینجا شهری آفتابی و دلفریب نیست؛ مجموعهای از سازههای سخت، راهروهای عبوری، پارکینگها، پلها و ساختمانهای مدرن است.
معماری بتنی و خطوط هندسی، شخصیتها را در فضایی محصور و بیروح قرار میدهد. شهر به جای آنکه پسزمینهای خنثی باشد، همچون هزارتویی عمل میکند که واکر باید از آن عبور کند؛ هزارتویی که هرچه بیشتر در آن پیش میرود، بیشتر به شبکهای از قدرت و بدهکاری شبیه میشود. فیلمبرداری فیلیپ اچ.
« واکر؛ نیرویی سرد و مهارنشدنی لی ماروین در نقش واکر حضوری دارد که بیش از گفتوگو، با سکوت و حرکت تعریف میشود. »
شخصیتها و اجرا
لاثروپ و طراحی بصری بورمن، از رنگ و ترکیببندی برای ایجاد حالوهوایی سرد و گاه رؤیاگون بهره میگیرند. بعضی صحنهها چنان با رنگ، نور و فضای معماری سازمان یافتهاند که گویی شخصیتها درون خاطرهای رنگپریده یا رؤیایی آشفته حرکت میکنند. این زیباییشناسی، خشونت را نیز از واقعگرایی معمول دور میکند: ضربهها و تهدیدها در جهانی رخ میدهند که هم ملموس است و هم اندکی غیرواقعی.
سازمان جنایی و منطق قدرت جستوجوی واکر او را از ریس فراتر میبرد و به سازمانی جنایی میرساند که در فیلم بیش از آنکه چهرهای روشن و کامل داشته باشد، به سازوکاری بینامونشان شباهت دارد. اعضای آن، با ظاهر و رفتارِ مدیران یک دستگاه اداری، قدرت را نه از راه آشوب، بلکه از طریق نظم و نفوذ اعمال میکنند.
این تصویر از جهان زیرزمینی، یکی از ایدههای جالب فیلم است: تبهکاری و تجارت قانونی در دو سوی متضاد قرار نمیگیرند، بلکه گاه در زبان، ساختار و روابطشان به یکدیگر نزدیک میشوند. بااینحال، فیلم دربارهٔ سازوکار سازمان و انگیزههای برخی شخصیتها توضیح اندکی میدهد. بسیاری از برخوردها بیشتر بر اثرشان تکیه دارند تا بر پیشینه و منطق کاملشان.
این کمگویی در بخشهایی به فضای رازآلود و تهدیدآمیز اثر کمک میکند، اما گاه حس میشود اطلاعاتی که میتوانست پیچیدگی روابط را روشنتر کند، عمداً کنار گذاشته شده است. بنابراین، تماشاگر باید بپذیرد که همهٔ ابهامها قرار نیست به پاسخ صریح برسند. خشونت، صدا و خلأهای معنادار خشونت در «Point Blank» با هیجانزدگی یا شکوه قهرمانانه عرضه نمیشود.
« لاثروپ و طراحی بصری بورمن، از رنگ و ترکیببندی برای ایجاد حالوهوایی سرد و گاه رؤیاگون بهره میگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آنچه اهمیت دارد، بیشتر سردی و پیامد روانی آن است تا نمایش پرزرقوبرقِ عمل. فیلم در لحظاتی با کمکردن گفتوگو و برجستهساختن سکوت، فاصلهای آزارنده میان واکر و آدمهای پیرامونش ایجاد میکند. صدا نیز همیشه نقش همراهیکننده ندارد؛ گاه غیاب یا ناپیوستگی آن بخشی از حس گسست را تقویت میکند.
در نتیجه، تماشاگر نه فقط شاهد خشونت، بلکه در معرض جهانبینیای قرار میگیرد که در آن ارتباط انسانی فرسوده و معنا ناپایدار شده است. این رویکرد، اثر را از تریلرهایی که بر توضیح پیوسته و هیجان آشکار تکیه دارند جدا میکند. «Point Blank» بهجای آنکه مدام انگیزهها را شرح دهد، از تماشاگر میخواهد به ریتم، فضا و جزئیات تصویری توجه کند.
این دعوت برای همه به یک اندازه لذتبخش نیست؛ اما برای مخاطبی که با روایتهای باز و چندپهلو همراه میشود، بخشی از جذابیت اصلی فیلم است. میراث یک نئونوآر مدرن «Point Blank» در نقطهای میان نوآر کلاسیک و تریلر جنایی مدرن ایستاده است. از سنت قصههای جنایی، مردی تنها، خیانت و طلبی خونین را به ارث میبرد؛ اما فرم آن به قواعد متعارف ژانر وفادار نمیماند.
تدوین گسسته، روایت موجز و تصویرپردازی مدرن، داستان را به تجربهای فرمی بدل میکنند. فیلم بهجای آنکه صرفاً بپرسد واکر چگونه به هدفش میرسد، این پرسش را پیش میکشد که جهانِ او چه اندازه واقعی، منسجم و قابلفهم است. در این معنا، اثر بورمن فقط یک فیلم انتقامی نیست، بلکه مطالعهای دربارهٔ مردی است که پس از فروپاشی اعتماد، زندگی را به حسابی ناتمام تقلیل میدهد.
« آنچه اهمیت دارد، بیشتر سردی و پیامد روانی آن است تا نمایش پرزرقوبرقِ عمل. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، فیلم از توضیح مستقیم مفهوم خود پرهیز میکند و همین پرهیز هم نیروی آن است و هم مانع احتمالیاش. مخاطبی که انتظار داستانی روشن و شخصیتپردازی عاطفیِ گسترده دارد، ممکن است با فاصله روبهرو شود؛ کسی که سینما را در تصویر، ضرباهنگ و ابهام نیز میجوید، با اثری ماندگار مواجه خواهد شد.
جمعبندی «Point Blank» فیلمی موجز، سرد و هیپنوتیزمکننده است که قصهٔ انتقام را به روایتی شکسته از خیانت، قدرت و انزوای انسان بدل میکند. بازی خونسرد لی ماروین، معماری بیروح لسآنجلس و نگاه جسورانهٔ جان بورمن به زمان و تدوین، به فیلم شخصیتی میبخشند که از قالب تریلر معمولی فراتر میرود.
در برابر این امتیازها، ابهام روایی، کمتوضیحماندن سازمان جنایی و فاصلهٔ عاطفی واکر ممکن است بخشی از مخاطبان را پس بزند. اما همین دشواریها نیز با منطق جهان فیلم سازگارند: جهانی که در آن پاسخها کماند، آدمها از یکدیگر دورند و انتقام، بیش از آنکه راهی به سوی رهایی باشد، نیرویی است که شخصیت را در حرکت نگه میدارد.
« بااینهمه، فیلم از توضیح مستقیم مفهوم خود پرهیز میکند و همین پرهیز هم نیروی آن است و هم مانع احتمالیاش. »
ثبت دیدگاه