نقد و بررسی
نقد Pocket Money | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وسترنی در جادهای پر از مکث «Pocket Money» بیش از آنکه به الگوی آشنای وسترنِ پرحادثه وفادار بماند، فیلمی جادهای است که حرکت را بهانهای برای مکث، گفتوگو و مشاهده قرار میدهد. ماجرای جیم کین، گاوچرانی درستکار اما گرفتار بدهی، با پذیرفتن مأموریتی مشکوک آغاز میشود: رساندن گلهای گاو از مکزیک به ایالات متحده.
در ظاهر، این سفر نوید تعلیق و ماجراجویی میدهد؛ اما فیلم علاقهای چندانی به تبدیل کردن هر مانع به اوج دراماتیک ندارد. جاده در اینجا نه مسیری مستقیم به سوی پیروزی، بلکه فضایی برای سرگردانی و برخوردهای ناخواسته است. این انتخاب به فیلم هویتی متمایز میبخشد، اما همزمان یکی از منابع اصلی نارضایتی از آن نیز هست.
روایت عمداً از شتاب معمول قصههای ماجراجویانه فاصله میگیرد و بهجای آنکه پیوسته بر خطرها بیفزاید، گاه در حاشیهها توقف میکند. بنابراین، تماشاگر باید از ابتدا بداند که با وسترنی پرتحرک و پرپیچوخم روبهرو نیست؛ جذابیت فیلم بیشتر در لحن، شخصیتها و حالوهوای مسیر نهفته است. سفر دو مرد و کیفیت رفاقت مرکز عاطفی فیلم رابطهٔ جیم کین و لئونارد است؛ دو مردی که نه قهرمانانی بینقصاند و نه همراهانی که همیشه تصمیمهای سنجیده بگیرند.
یکی زیر بار تنگنای مالی و وظیفهای دشوار قرار دارد و دیگری با بداقبالیهای خود، به این سفر رنگی از آشفتگی میافزاید. همین نابرابری در خلقوخو، منبع مهمی برای طنز و کشمکشهای کوچک فیلم است. همراهی آنها بیش از آنکه بر دوستی آرمانی استوار باشد، از کنار آمدن روزمره با شرایطی شکل میگیرد که هیچیک بهتنهایی از پسش برنمیآید.
« جاده در اینجا نه مسیری مستقیم به سوی پیروزی، بلکه فضایی برای سرگردانی و برخوردهای ناخواسته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شیمی میان دو بازیگر اصلی، بهویژه در لحظههایی که فیلم از پیش بردن داستان دست میکشد، به کار میآید. نگاهها، مکثها و واکنشهای نامتوازنشان به اتفاقات، گاه بیش از شوخیهای آشکار اثرگذار است. این دو در کنار هم احساس میکنند که پیشینهای مشترک دارند، حتی اگر فیلم همیشه برای توضیح آن پیشینه وقت نگذارد.
از همین رو، تماشای رابطهشان میتواند لذتبخش باشد، اما این لذت بیشتر به حضور و کیفیت تعامل آنها وابسته است تا به تحول پررنگ شخصیتها. لی ماروین و طنزِ کمفروغ اما بهیادماندنی لی ماروین حضوری دارد که بهسادگی توجه را به خود جلب میکند. بازی او بر اغراق و نمایشگری تکیه ندارد؛ جذابیتش در نوعی خشکی، بیاعتنایی ظاهری و واکنشهای کوتاهی است که گاهی ناگهان خنده میآفرینند.
او میتواند صحنهای کمحادثه را با یک مکث یا تغییر جزئی در لحن زنده کند. این لحظهها نشان میدهند که فیلم در دست بازیگری با توانایی کمیک، ظرفیت بیشتری برای سرگرمکنندگی پیدا میکند. با این همه، حضور یک بازیگر برجسته بهتنهایی نمیتواند کمبود انرژی کلی اثر را جبران کند. بعضی صحنهها چنان آرام پیش میروند که حتی بازی خوب نیز نمیتواند آنها را از رخوت بیرون بکشد.
در بخشهایی، بازیها حالتی کمرمق پیدا میکنند؛ گویی فیلم بهجای آنکه از ظرفیت بازیگران برای ایجاد شتاب و کشش بهره ببرد، آنها را در فضایی رها کرده که هر لحظه به کندی خود بازمیگردد. حاصل، ترکیبی ناهموار است: شوخیهایی که بهخوبی مینشینند، در کنار بخشهایی که بیش از اندازه بیحرکت به نظر میرسند.
« شیمی میان دو بازیگر اصلی، بهویژه در لحظههایی که فیلم از پیش بردن داستان دست میکشد، به کار میآید. »
شخصیتها و اجرا
وسترنی که از قواعد خود فاصله میگیرد «Pocket Money» بهجای تأکید بر دوئل، انتقام، قهرمانی یا فتح طبیعت، به ناکامیهای کوچک و دشواریهای عملی سفر توجه دارد. گاوها، بدهی، بدقولی و ابهام در سرانجام مأموریت، عناصر جهان فیلماند؛ اما هیچکدام بهتنهایی به محور یک درام پرتنش بدل نمیشوند.
در نتیجه، اثر بیشتر نوعی کمدی موقعیتِ پراکنده است تا روایتی کلاسیک با هدفی روشن و موانعی که مرحلهبهمرحله بر دشواریشان افزوده میشود. این فاصلهگیری از قواعد ژانر میتواند برای تماشاگرانی که از وسترن انتظار چهرهای تازه دارند، دلپذیر باشد. فیلم جدیت متعارف این گونه را با طنزی کمصدا و گاه ابزورد تعدیل میکند و از قهرمانسازی پرطمطراق پرهیز دارد.
اما تازگی لحن، همیشه به معنای انسجام نیست. گاهی فضای متفاوت فیلم به پراکندگی بدل میشود و صحنهها چنان مستقل از یکدیگر جلوه میکنند که رشتهٔ دراماتیک سفر سست میشود. وسترنِ نامتعارف فیلم، در بهترین لحظههایش غافلگیرکننده است و در لحظههای ضعیفتر، بیهدف به نظر میرسد. ریتم کند و روایت کمشتاب کندی ریتم صرفاً مسئلهٔ کم بودن حادثهها نیست؛ مسئله این است که بخشهایی از فیلم مکث میکنند، بیآنکه آن مکث همواره به شناخت تازهای از شخصیتها یا تشدید موقعیت منجر شود.
جاده و سفر میتوانند فرصتی برای ساختن تدریجی تنش باشند، اما در اینجا همهٔ توقفها وزن یکسانی ندارند. برخی لحظهها به رابطهٔ دو مرد عمق میدهند یا فضای کمیک فیلم را شکل میدهند؛ برخی دیگر فقط زمان میگیرند و انتظار برای حرکت بعدی را طولانیتر میکنند. این ناهمگونی، تجربهٔ تماشا را به میزان همراهی مخاطب با لحن فیلم وابسته میسازد.
« این فاصلهگیری از قواعد ژانر میتواند برای تماشاگرانی که از وسترن انتظار چهرهای تازه دارند، دلپذیر باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اگر تماشاگر از داستانی آرام و شخصیتمحور لذت ببرد، میتواند از بیشتابی اثر بهعنوان بخشی از جذابیتش استقبال کند. اما اگر انتظار داشته باشد مأموریت گاوچرانی بهسرعت پیچیدهتر شود و رخدادها زنجیرهای روشن بسازند، احتمالاً احساس میکند فیلم درجا میزند. داستان پیشرفت دارد، اما پیشرفت آن چنان پیوسته و محسوس نیست که همیشه کنجکاوی را زنده نگه دارد.
طنز و حالوهوای فیلم طنز «Pocket Money» بیشتر از جنس موقعیت و شخصیت است تا شوخیهای پیدرپی و طراحیشده. خندهها از ناهمخوانی میان جدیت مأموریت و بیسامانی آدمهایی پدید میآیند که باید آن را به انجام برسانند. جیم و لئونارد در جهانی حرکت میکنند که ظاهراً برنامه دارد، اما هر برنامهای ممکن است با مانعی تازه روبهرو شود.
این فاصله میان قصد و نتیجه، به فیلم لحنی سبک و نامتعارف میدهد. با وجود این، لحن کمیک همیشه یکدست نیست. برخی شوخیها با ظرافت از دل شخصیتها بیرون میآیند، اما بعضی صحنهها بیشتر به انتظار برای خنده شباهت دارند تا ساختن آن. از سوی دیگر، رگهای از بیهودگی و بداقبالی در فضای فیلم وجود دارد که مانع تبدیل شدن آن به کمدی سرخوش و بیوقفه میشود.
فیلم گاهی به تماشاگر لبخند میزند و گاهی او را در سکوتی طولانی رها میکند. این نوسان، بخشی از هویت اثر است؛ هرچند میتواند برای کسانی که خواهان کمدی پرانرژیتری هستند، ناامیدکننده باشد. اجرای فنی و ساختن فضای سفر ارزش فیلم به ماجراجویی داستانیاش محدود نمیشود؛ بخش مهمی از تجربهاش از فضای سفر و حضور گاوها در دل چشماندازهای باز میآید.
« داستان پیشرفت دارد، اما پیشرفت آن چنان پیوسته و محسوس نیست که همیشه کنجکاوی را زنده نگه دارد. »
قوتها و کاستیها
این محیط، احساس دشواری و بیثباتی مأموریت را تقویت میکند. طبیعت در فیلم نه صرفاً منظرهای زیبا، بلکه پهنهای است که شخصیتها را کوچک و آسیبپذیر نشان میدهد. جاده و مسیر، بهاندازهٔ گفتوگوها در ساختن حس سرگردانی سهم دارند. بااینحال، فضای باز و ظرفیت تصویری وسترن در همهٔ لحظهها به درامی دیدنی تبدیل نمیشود.
گاهی قابها و موقعیتها بیشتر بر امتداد سفر تأکید دارند تا بر دگرگونی آن. در نتیجه، فیلم از نظر حالوهوا موفقتر از نظر حرکت روایی است: تماشاگر ممکن است فضای خاص آن را به یاد بسپارد، اما نه لزوماً زنجیرهٔ رخدادهایش را. این فاصله میان خاطرهٔ حسی و خاطرهٔ داستانی، یکی از ویژگیهای مهم اثر است.
جمعبندی «Pocket Money» وسترنی سبک، کمشتاب و نامتعارف است که بیش از تعلیق داستانی بر همراهی دو شخصیت و حالوهوای جاده تکیه میکند. شیمی میان بازیگران اصلی و حضور کمیک لی ماروین به فیلم لحظههایی زنده و خوشنشست میبخشد؛ لحظههایی که نشان میدهند اثر در سطح رابطه و لحن، ظرفیت سرگرمکنندگی دارد.
در مقابل، کندی ریتم، پراکندگی برخی رخدادها و اجراهایی که گاه از انرژی لازم بیبهرهاند، مانع میشوند این ظرفیت در سراسر فیلم به شکلی یکدست شکوفا شود. تماشاگرانی که از وسترن انتظار روایت پرشتاب، کشمکش فزاینده و نقاط عطف پرقدرت دارند، ممکن است آن را کشدار و کممایه بیابند. اما برای کسانی که از فیلمهای جادهای با شوخیهای خشک، شخصیتهای نامتعارف و لحنی متفاوت لذت میبرند، «Pocket Money» تجربهای دلپذیر و گاه بامزه فراهم میکند.
« این محیط، احساس دشواری و بیثباتی مأموریت را تقویت میکند. »
جمعبندی
جذابیتش نه در مقصدی باشکوه، بلکه در لحظههایی است که دو همراه، با تمام ناتوانیها و بداقبالیهایشان، راه را با هم ادامه میدهند.



ثبت دیدگاه