نقد و بررسی
نقد پلیموبیل: فیلم (Playmobil: The Movie) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان اسباببازی و قصه «Playmobil: The Movie» ماجراجویی فانتزیِ خانوادگیای است که از یک ایدهٔ آشنا آغاز میشود: مارلا، دختری مسئولیتپذیر و محتاط، ناچار است برای یافتن برادر کوچکترش، چارلی، از روال منظم زندگیاش فاصله بگیرد و پا به جهانی بگذارد که منطقش را اسباببازیها تعیین میکنند.
در این جهان رنگین، شخصیتها و فضاهای گوناگون کنار هم قرار میگیرند و مسیر جستوجو بهانهای میشود برای عبور میان چند قلمرو و آشنایی با همراهان تازه. فیلم از همان ابتدا خود را اثری سبک، پرتحرک و مناسب مخاطب کمسنوسال معرفی میکند. مسئله این نیست که چرا به سراغ فانتزی میرود یا چرا از تنوع دنیاهای اسباببازی بهره میگیرد؛ اینها ظرفیتهای طبیعی چنین اقتباسیاند.
پرسش مهمتر آن است که آیا این ظرفیتها در خدمت قصه و شخصیتها قرار میگیرند، یا قصه فقط رشتهای است برای عبور از نمایشگاه رنگارنگ اسباببازیها. پاسخ فیلم، متأسفانه، اغلب به گزینهٔ دوم نزدیکتر است. سفر مارلا و تحول شخصیت مارلا در آغاز داستان شخصیتی حسابگر و محتاط دارد؛ کسی که مسئولیتهای زندگی را جدی گرفته و کمتر مجال خیالپردازی به خود میدهد.
ورود او به جهان پلیموبیل، در ظاهر فرصتی برای مواجهه با ناشناختهها و بازنگری در نگاهش به زندگی است. چارلی نیز صرفاً گمشدهای نیست که باید پیدا شود؛ رابطهٔ میان خواهر و برادر، زمینهٔ عاطفی اصلی فیلم را فراهم میکند و قرار است مسیر ماجراجویی، پیوند میان آن دو را دوباره استوار سازد.
« فیلم از همان ابتدا خود را اثری سبک، پرتحرک و مناسب مخاطب کمسنوسال معرفی میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این هستهٔ خانوادگی از ظرفیت خوبی برخوردار است، اما پرداخت آن چندان ژرف نمیشود. تغییرات مارلا گاه بیشتر از آنکه از دل تجربههایش بجوشد، به اقتضای صحنه و نیازهای ماجرا رخ میدهد. فیلم به ایدهٔ کنارگذاشتن کنترل و پذیرفتن خطر اشاره میکند، ولی فرصت نمیدهد این کشمکش با پیچیدگی کافی شکل بگیرد.
از سوی دیگر، چارلی هم گاهی بیش از آنکه شخصیتی مستقل باشد، محرکی برای حرکت قهرمان داستان است. در نتیجه، رابطهٔ خواهر و برادری هرچند برای مخاطب قابلفهم و گرم است، کمتر به لحظاتی میرسد که آن را به تجربهای واقعاً ماندگار بدل کند. جهانی رنگین با پیوندهای سست یکی از امتیازهای آشکار فیلم، تنوع بصری جهان آن است.
روایت از یک قلمرو به قلمروی دیگر میرود و با فضاها و چهرههایی روبهرو میشود که هرکدام حالوهوای متفاوتی دارند. برای کودکی که با اسباببازیها و بازیهای تخیلی پیوند دارد، چنین رفتوآمدی میتواند جذاب باشد: جهان فیلم پیوسته چیز تازهای برای دیدن پیش میکشد و امکان میدهد شخصیتها در موقعیتهایی متفاوت قرار بگیرند.
بااینحال، همین گوناگونی گاه به پراکندگی بدل میشود. جابهجایی میان دنیاها، اگرچه ریتمی پرتحرک به ظاهر فیلم میدهد، همیشه از ضرورت روایی برخوردار نیست. بعضی فضاها پیش از آنکه فرصت پیدا کنند هویت یا قواعد خود را تثبیت کنند، جای خود را به مکانی دیگر میدهند. بنابراین جهانسازی بیشتر بر تنوع فوری تکیه دارد تا بر ساختن یک منطق منسجم و بهیادماندنی.
« این هستهٔ خانوادگی از ظرفیت خوبی برخوردار است، اما پرداخت آن چندان ژرف نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
رنگ و حرکت فراوان است، اما همهٔ این جلوهها به یک تجربهٔ واحد و پیوسته تبدیل نمیشوند. سایهٔ مقایسه و مسئلهٔ هویت مقایسهٔ فیلم با «The Lego Movie» تقریباً اجتنابناپذیر است؛ هر دو از یک برند اسباببازی به دنیایی سینمایی میرسند و میکوشند از آزادی تخیلِ بازی بهره بگیرند. اما تفاوت مهمی میان داشتن یک جهان پر از اسباببازی و تبدیلکردن آن جهان به یک زبان سینمایی وجود دارد.
«Playmobil: The Movie» بیش از اندازه در معرض این مقایسه قرار میگیرد، زیرا کمتر موفق میشود هویت مستقلی برای شیوهٔ روایت، شوخیها یا جهانسازی خود بسازد. این شباهت لزوماً به معنای تقلید مستقیم از همهٔ جزئیات نیست؛ مسئله آن است که فیلم در بسیاری از لحظات به فرمولی آشنا تکیه میکند، بیآنکه همان انرژی یا ظرافت را در آن بیابد.
مخاطبی که پیشتر نمونهای خلاقانهتر از تبدیل اسباببازی به ماجراجویی سینمایی دیده باشد، احتمالاً کمبود ابتکار را زود تشخیص میدهد. فیلم میخواهد همزمان سرگرمکننده، احساسی و پر از جلوههای نمایشی باشد، اما میان این خواستهها پیوندی نیرومند برقرار نمیکند. حاصل، اثری است که اجزای آشنایش بیش از ویژگیهای خاص خودش در ذهن میمانند.
صداپیشگی و آهنگها صداپیشگی در بخشهایی از فیلم به جان شخصیتها حرکت میبخشد. بهویژه اجرای دِل، با انرژی و شوخطبعیاش، میتواند صحنههایی را که در معرض یکنواختیاند سرزندهتر کند. این حضور پرتحرک گاهی بیش از خود ماجرا توجه میگیرد و نشان میدهد اجرای بازیگر چگونه میتواند به شخصیتی کموبیش ساده، جذابیت بیشتری ببخشد.
« رنگ و حرکت فراوان است، اما همهٔ این جلوهها به یک تجربهٔ واحد و پیوسته تبدیل نمیشوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در مقابل، همهٔ شخصیتهای فرعی فرصت یکسانی برای اثرگذاری ندارند؛ برخی بهسرعت وارد قصه میشوند و پیش از آنکه ویژگی متمایزی پیدا کنند، کنار میروند. موسیقی و ترانهها اما از نقاطیاند که فیلم در آنها به نتیجهای کمرمق میرسد. آهنگها قرار است میان بخشهای داستانی تنوع ایجاد کنند، اما بسیاری از آنها ملودی یا مضمونی ندارند که پس از پایان صحنه در خاطر بماند.
ورود ترانهها نیز همیشه طبیعی نیست و گاهی جریان روایت را متوقف میکند، بیآنکه در عوض لحظهای پرقدرت یا عاطفی بسازد. برای کودکانی که از موسیقی پرجنبوجوش استقبال میکنند، این بخشها ممکن است قابلتحمل یا حتی خوشایند باشند؛ اما بهعنوان عنصر مستقل، به جذابیت ویژهای دست نمییابند.
ریتم و سرگرمی خانوادگی فیلم در طراحی موقعیتها بر حرکت، رنگ و تغییر مداوم تکیه دارد. این ویژگی برای مخاطب خردسال امتیاز محسوب میشود؛ احتمال دارد او از تعقیبوگریزها، شخصیتهای عجیب و جابهجاییهای پیدرپی لذت ببرد، حتی اگر همهٔ پیوندهای داستانی را دنبال نکند. شوخیها نیز گاه بهسادگی و بازیگوشی متکیاند و برای تماشاگر کمسنوسال قابلدسترساند.
اما تحرک ظاهری همیشه به معنای ریتم مناسب نیست. داستان در بخشهایی کش میآید و تکرارِ الگوی ورود به موقعیتی تازه، روبهروشدن با مانعی دیگر و ادامهٔ جستوجو، از نیروی غافلگیری میکاهد. وقتی هر مرحله تغییر محسوسی در شخصیتها یا مسیر قصه ایجاد نکند، تنوع صحنهها هم نمیتواند بهتنهایی از خستگی جلوگیری کند.
« موسیقی و ترانهها اما از نقاطیاند که فیلم در آنها به نتیجهای کمرمق میرسد. »
قوتها و کاستیها
به همین دلیل، فیلم برای بزرگسالانی که انتظار انسجام روایی و شوخیهای چندلایه دارند، ممکن است طولانیتر از زمان واقعیاش احساس شود. پیام عاطفی و محدودیتهای آن در پس ماجراجوییها، فیلم به رابطهٔ خواهر و برادر و اهمیت نزدیکماندن اعضای خانواده توجه دارد. پیام نهاییاش دلنشین است و با مسیر مارلا تناسب دارد: مسئولیتپذیری نباید به معنای خاموشکردن شور زندگی باشد، و پیوند خانوادگی با توجه و همدلی قوت میگیرد.
این مضمون برای مخاطب کمسنوسال ساده و روشن است و به فیلم گرمایی میدهد که در برخی بخشهای پرشتابش کمرنگ میشود. بااینهمه، پیام عاطفی بهتنهایی نمیتواند همهٔ ضعفهای میانراه را جبران کند. فیلم بیشتر به نتیجهٔ دلگرمکنندهٔ خود تکیه دارد تا آنکه گامبهگام زمینهٔ کافی برای آن بسازد.
ازاینرو، پایانبندی میتواند حس خوبی برجای بگذارد، اما اثرگذاری آن برای بعضی تماشاگران محدود خواهد ماند؛ بهخصوص اگر در طول مسیر، شخصیتها یا تعارضهایشان بهاندازهٔ کافی درگیرکننده نشده باشند. جمعبندی «Playmobil: The Movie» اثری بیخطر و رنگارنگ برای تماشای خانوادگی است که میتواند کودکان را با فضای پرتحرک و دنیاهای گوناگونش سرگرم کند.
صداپیشگی دِل به فیلم انرژی میبخشد و پیام پایانی آن نیز صمیمیتی ساده و دوستداشتنی دارد. در سوی دیگر، داستان معمولی و کشدار، شخصیتهای فرعی کمرنگ، ترانههای کماثر و ناتوانی در ساختن هویتی متمایز، مانع از آن میشوند که فیلم از حد سرگرمی گذرا فراتر برود. این ماجراجویی برای مخاطب خردسال شاید تجربهای خوشایند باشد، اما بزرگسالان بهتر است انتظار اثری همسنگ نمونههای خلاقانهترِ سینمای اسباببازیمحور را نداشته باشند.
« بااینهمه، پیام عاطفی بهتنهایی نمیتواند همهٔ ضعفهای میانراه را جبران کند. »



ثبت دیدگاه