نقد و بررسی
نقد زمینلرزه بزرگ (Planetquake) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فاجعهای با مقیاس سیارهای و ابزارهایی محدود «Planetquake» ساختهٔ Monroe Robertson، فیلمی فاجعهمحور است که بحرانش را از اعماق گودال ماریانا آغاز میکند: جابهجایی زمینساختی، زنجیرهای از زمینلرزههای فزاینده را به راه میاندازد و دانشمندانی را در برابر تهدیدی جهانی قرار میدهد.
فیلم از همان ابتدا به سراغ مقیاسی میرود که در آن نه یک شهر، بلکه بقای تمدن در معرض خطر است. این انتخاب، ظرفیت روشنی برای تعلیق دارد؛ هر لرزه میتواند مقدمهٔ فاجعهای بزرگتر باشد و زمان برای فهمیدن علت و یافتن راهحل محدود به نظر برسد. اما میان بزرگی تهدید و توان فیلم برای مجسمکردن آن فاصلهای محسوس وجود دارد.
قصه میخواهد تماشاگر را با پیامدهایی در حد فروپاشی جهان روبهرو کند، حال آنکه امکانات بصری و دراماتیکش همیشه با این ادعا همقد نیست. همین ناهمخوانی، تجربهٔ فیلم را دوپاره میکند: ایدهٔ مرکزی کنجکاویبرانگیز است، اما اجرای آن گاه کوچکتر از فاجعهای جلوه میکند که وعدهاش داده شده است.
«Planetquake» در سال ۲۰۲۴ عرضه شد و Monroe Robertson علاوه بر کارگردانی، نویسندگی آن را نیز بر عهده داشت. تعلیق بر پایهٔ زنجیرهٔ بحرانها یکی از امتیازهای طرح، حرکت پلهپلهٔ خطر است. زمینلرزهها بهجای آنکه یک رویداد منفرد و تمامشده باشند، در قالب زنجیرهای از رخدادها ظاهر میشوند؛ پس هر نشانهٔ تازه امکان وخامت بیشتر را در خود دارد.
« فیلم از همان ابتدا به سراغ مقیاسی میرود که در آن نه یک شهر، بلکه بقای تمدن در معرض خطر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این الگو برای فیلم فاجعهای مناسب است، زیرا تعلیق را از پرسش «چه اتفاقی افتاده؟» به پرسش دشوارتری میبرد: «آیا میتوان پیش از آنکه دیر شود، پیامدهایش را مهار کرد؟» حضور گروهی از لرزهشناسان نیز به داستان مجالی میدهد تا میان مشاهده، تفسیر و تصمیمگیری رفتوآمد کند. با این همه، تنش بالقوه همیشه به تنش مؤثر تبدیل نمیشود.
برای آنکه تصاعد بحران نفسگیر باشد، تماشاگر باید شدت خطر را نهفقط در دیالوگها، بلکه در رفتار شخصیتها و تغییر شرایط پیرامونشان احساس کند. هرگاه فیلم بزرگی فاجعه را بیشتر اعلام میکند تا نشان دهد، فوریت داستان کاهش مییابد. در نتیجه، ایدهٔ زلزلههای پیدرپی از جذابترین داراییهای فیلم است، اما بهرهگیری از آن یکنواخت نیست: گاهی وعدهٔ تعلیق را بهخوبی پیش میبرد و گاهی زیر بار توضیح و اعلام خطر کمرمق میشود.
دانشمندان و مسئلهٔ باورپذیری مرکز روایت به افرادی سپرده شده که باید پدیده را بخوانند و برای مهار آن راهی بیابند. این انتخاب میتوانست تضادی دراماتیک و پربار بسازد: دانش علمی در برابر ناآگاهی، و تحلیل آرام در برابر فشار تصمیمهای فوری. اما فیلم همیشه به این تضاد فرصت نمیدهد تا از دل شخصیتپردازی و کنش شکل بگیرد.
گاه اطلاعات علمی بهجای آنکه بخشی طبیعی از گفتوگو و کشمکش باشد، همچون توضیحی آماده به صحنه وارد میشود. چنین لحظاتی سبب میشوند شخصیتها کمتر شبیه انسانهایی گرفتار بحران و بیشتر شبیه حاملان اطلاعات لازم برای پیشبرد قصه به نظر برسند. مشکل دیگر، فاصلهٔ میان مقیاس ادعایی و منطق روایی است.
« با این همه، تنش بالقوه همیشه به تنش مؤثر تبدیل نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
وقتی داستان از فاجعهای با پیامدهای جهانی سخن میگوید، جزئیات علمی و علتومعلولی اهمیت بیشتری پیدا میکنند؛ تماشاگر میخواهد بفهمد چرا رویدادها به این شکل گسترش مییابند و راهحل پیشنهادی چگونه قرار است اثر بگذارد. «Planetquake» در این زمینه بیشتر به منطق ملودرامِ فاجعه متکی است تا اقناع علمی.
این ویژگی لزوماً برای تماشای سرگرمکننده مانع نیست، اما برای فیلمی که دانشمندان و سازوکار زمین را در مرکز ماجرا میگذارد، خلأیی قابل توجه است. دیالوگهایی که بهجای شخصیت، اطلاعات میدهند ضعف آشکار فیلمنامه در بسیاری از گفتوگوها نمایان میشود. بعضی جملهها بیش از آنکه از موقعیت و رابطهٔ شخصیتها بجوشند، برای رساندن اطلاعات یا برجستهکردن اهمیت بحران نوشته شدهاند.
در نتیجه، لحن گاه تصنعی و توضیحزده میشود؛ شخصیتها چیزی را با صدای بلند بیان میکنند که فیلمنامه بهدقت میتوانست با تصویر، واکنش یا کنش منتقل کند. این شیوه از طبیعیبودن ارتباط میان آدمها میکاهد و فرصت شکلگیری سکوتهای معنادار یا واکنشهای ظریف را محدود میکند. همچنین شخصیتپردازی در سایهٔ شتاب داستان قرار میگیرد.
فیلم برای معرفی بحران و حرکت بهسوی راهحل، فضای زیادی به رابطههای انسانی نمیدهد؛ از همین رو، گاه دشوار است که وزن عاطفی خطر را فراتر از گفتههای خود شخصیتها حس کنیم. بازیگران، از جمله Erica Duke، Michael Paré و Phillip Andre Botello، در میان مجموعهای از نقشهای گرفتار بحران حضور دارند، اما کیفیت اجرا بهتنهایی نمیتواند همهٔ کاستیهای نوشته را جبران کند.
« Planetquake» در این زمینه بیشتر به منطق ملودرامِ فاجعه متکی است تا اقناع علمی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه آن است که لحظات عاطفی بیشتر اعلام میشوند تا آنکه بهتدریج در مخاطب رسوب کنند. تصویر فاجعه میان چشمگیری و کمبود امکانات در فیلمی با چنین موضوعی، تماشاگر بهطور طبیعی منتظر است ویرانی را با نیرویی دیداری تجربه کند. «Planetquake» در برخی صحنهها موفق میشود تصویری تماشایی از پیامدهای زلزله بسازد؛ ساختمانهای آسیبدیده و عبور شخصیتها از دل محیط ویرانشده، به جهان داستان ملموسیت میبخشند.
این بخشها نشان میدهند که حتی در اثری با منابع محدود نیز میتوان از انتخاب قاب، طراحی صحنه و ترکیب عناصر تصویری برای القای ابعاد فاجعه استفاده کرد. در بعضی لحظات، تصویر از دیالوگها مؤثرتر عمل میکند و شدت بحران را بیواسطهتر به تماشاگر منتقل میسازد. با این حال، کیفیت جلوههای ویژه و صحنههای تخریب یکدست نیست.
برخی تصاویر بهجای آنکه وزن مادی و هولناک حادثه را منتقل کنند، مصنوعی یا کماثر به نظر میرسند. این نوسان پیوسته تماشاگر را از فضای فیلم بیرون میکشد: لحظهای باور میکند که شهر ویران شده است و لحظهای دیگر محدودیتهای ساخت را آشکارا میبیند. بنابراین، تحسین صحنههای موفق باید در کنار این واقعیت قرار گیرد که فیلم نتوانسته در همهٔ بخشها میان بزرگی فاجعه و توان فنی خود توازن برقرار کند.
ضرباهنگ و سازوکار ژانر «Planetquake» از الگوی آشنای فیلمهای فاجعه بهره میگیرد: تهدیدی بزرگ، دانشی که باید در لحظه به کار بسته شود و شخصیتهایی که همزمان با بحران بیرونی با گرفتاریهای انسانی خود روبهرو هستند. آشنایی با این فرمول میتواند برای دوستداران آثار فاجعهمحور لذتبخش باشد؛ زیرا فیلم از قواعد ژانر فاصلهٔ زیادی نمیگیرد و تماشاگر میداند با چه نوع کشمکشی مواجه است.
« نتیجه آن است که لحظات عاطفی بیشتر اعلام میشوند تا آنکه بهتدریج در مخاطب رسوب کنند. »
قوتها و کاستیها
ولی همین اتکا به الگوهای آشنا، گاه حس تازگی را کاهش میدهد. وقتی موقعیتها بیش از آنکه از ویژگیهای خاص این داستان برخیزند، شبیه ایستگاههای ازپیشمنتظرِ یک روایت فاجعه باشند، پیشبینیپذیری جای غافلگیری را میگیرد. ضرباهنگ نیز از این مسئله اثر میپذیرد. فیلم باید میان توضیح علمی، نمایش خطر، حرکت شخصیتها و حفظ تعلیق تعادل برقرار کند؛ هرجا یکی از این عناصر بیش از اندازه وقت میگیرد، بخشهای دیگر کمجان میشوند.
صحنههای بحران گاهی انرژی مناسبی دارند، اما گفتوگوهای کشدار یا توضیحات مستقیم میتوانند حرکت روایت را کند کنند. با وجود این، ساختار ساده و هدف روشن داستان اجازه میدهد فیلم مسیر کلی خود را حفظ کند و مخاطب از خط اصلی بحران دور نیفتد. جمعبندی «Planetquake» اثری است که در ایدهٔ مرکزی خود ظرفیت دارد: زلزلههایی که پیدرپی شدت میگیرند، دانشمندانی که باید در برابر زمان تصمیم بگیرند و تهدیدی که از یک منطقه فراتر میرود.
برخی تصویرهای ویرانی نیز به فیلم جان میدهند و نشان میدهند که روایت، دستکم در لحظاتی، میتواند از محدودیتهای بودجهای فراتر برود. اما دیالوگهای مصنوعی، توضیحزدگی، منطق علمی نامطمئن و جلوههای ویژهٔ نابرابر، مانع از آن میشوند که بزرگی فاجعه به تجربهای کاملاً قانعکننده بدل شود.
« ولی همین اتکا به الگوهای آشنا، گاه حس تازگی را کاهش میدهد. »
ثبت دیدگاه