نقد و بررسی
نقد پلن بی (Plan B) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیای بر لبهی تصمیم نادرست «Plan B» از موقعیتی آغاز میکند که ظرفیت یک کمدی عاشقانهی پرتحرک را در خود دارد: پیپر، زنی مستقل اما گریزان از تعهد، پس از شبی بیمقدمه با همسایهاش ایوان باردار میشود. او بهجای آنکه با پیامد این اتفاق روبهرو شود، میکوشد واقعیت را بازآرایی کند؛ مردی موفق پیدا کند، با او رابطه برقرار کند و چنان پیش برود که او را پدر کودک بداند.
این نقشه هم موتور کمدی فیلم است و هم سرچشمهی تنش اخلاقی آن. فیلم بهروشنی نشان میدهد که پیپر در پی راهحلی عملی نیست، بلکه میخواهد تصویری امن و ازپیشساخته از آینده را به واقعیت تحمیل کند؛ آیندهای که در آن موقعیت اجتماعی، توان مالی و شکل ظاهری خانواده، جای شناخت و صداقت را میگیرند.
کارگردانی فیلم بر عهدهی Brandon Tamburri است و Jamie Lee و Jon Heder در نقشهای اصلی ظاهر میشوند. پیپر؛ شخصیت اصلی، نه قهرمانی بینقص یکی از تصمیمهای مهم فیلم، انتخاب شخصیتی است که رفتارهایش بهسادگی نمیتوانند تحسینبرانگیز جلوه کنند. پیپر دروغ میگوید، آدمها را با معیاری ابزاری میسنجد و برای رسیدن به تصویری که از زندگی مطلوبش دارد، احساس و اعتماد دیگران را به خطر میاندازد.
این خصلت میتوانست او را به شخصیتی تحملناپذیر بدل کند؛ بااینحال، فیلم میکوشد رفتار او را از ترس و آشفتگیاش جدا نکند. پیپر بیش از آنکه شرور باشد، درماندهی تصوراتی است که خود دربارهی موفقیت، امنیت و رابطه ساخته است. Jamie Lee به نقش انرژی و بیقراری میبخشد و تماشاگر را در کشاکش میان خشم از انتخابهای پیپر و کنجکاوی نسبت به مسیر او نگه میدارد.
« این نقشه هم موتور کمدی فیلم است و هم سرچشمهی تنش اخلاقی آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نقطهی قوت این شخصیت در بیخطاییاش نیست؛ در امکان دیدن فاصلهای است که میان آنچه پیپر گمان میکند میخواهد و آنچه در رابطههای واقعی تجربه میکند، شکل میگیرد. بااینهمه، فیلم گاهی بهجای آنکه این تحول را آرام و باورپذیر بنا کند، انتظار دارد مخاطب زودتر از خود شخصیت با او همدل شود.
همین شتاب میتواند فاصلهای میان تصمیمهای مسئلهساز او و پیامد عاطفی آنها ایجاد کند. ایوان و هنر وارونهکردن نخستین برداشت ایوان در نگاه اول چهرهی آشنای مرد کمرو و نامتعارفی است که کمدیهای رمانتیک برای برهمزدن معیارهای رایج جذابیت به کار میگیرند. دستوپاچلفتیبودن او بهتنهایی مضمون تازهای نیست، اما Jon Heder به نقش گرمایی میدهد که از تیپبودن محض آن جلوگیری میکند.
ایوان مضحک یا ناکارآمد تصویر نمیشود؛ دستکم در بهترین لحظههای فیلم، تفاوت او با مردان بهظاهر موفق نه در میزان دارایی و آراستگی، بلکه در کیفیت توجه و صداقتش جلوه میکند. رابطهی پیپر و ایوان بر فاصلهی میان ظاهر و شناخت بنا شده است. پیپر ابتدا او را بر پایهی ویژگیهایی سطحی کنار میگذارد و با پیشروی روایت درمییابد که همین داوری شتابزده، او را از دیدن جنبههای دیگری از همسایهاش بازداشته است.
بازی Heder در این بخش از مهمترین تکیهگاههای فیلم است: طنز نقش را حفظ میکند، اما اجازه نمیدهد ایوان تنها وسیلهای برای خنده باشد. هرجا فیلم به این شخصیت فرصت میدهد از کلیشهی «مرد عجیب» فراتر برود، قصه نیز انسانیتر میشود. طنز موقعیت و محدودیتهای آن کمدی فیلم بیشتر از موقعیتهای ساختگی، سوءتفاهمها و دشواری پنهانکردن حقیقت نیرو میگیرد.
« همین شتاب میتواند فاصلهای میان تصمیمهای مسئلهساز او و پیامد عاطفی آنها ایجاد کند. »
شخصیتها و اجرا
نقشهی پیپر بهخودیخود چنان پرمخاطره و نامعقول است که زمینهی بسیاری از لحظههای خندهآور را فراهم میکند. فیلم از تضاد میان آنچه پیپر در ذهن طراحی کرده و آنچه در عمل از کنترلش خارج میشود بهره میبرد. بعضی از این موقعیتها سبک و سرگرمکنندهاند و به اثر امکان میدهند بدون سنگینشدن، با بحران عاطفی شخصیت اصلی سروکله بزند.
اما طنز همیشه به یک اندازه موفق نیست. گاهی شوخی بهجای آنکه از شخصیت و پیامد طبیعی رفتار او بجوشد، همچون توقفی میان بخشهای داستانی ظاهر میشود. در چنین لحظههایی، فیلم از ظرفیت واقعی فرض مرکزی خود فاصله میگیرد و موقعیتهای بالقوهی تلخ یا پیچیده را به شوخیهایی گذرا تقلیل میدهد.
نتیجه، لحنی است که میان کمدی سبک و درام اخلاقی نوسان میکند، بیآنکه همیشه بتواند این دو را در هم ادغام کند. مخاطبی که با انتظار کمدی بیدردسر به سراغ فیلم برود، احتمالاً لحظههای مفرحی خواهد یافت؛ کسی که به دنبال کاوشی دقیقتر در پیامدهای فریب است، ممکن است احساس کند فیلم از موضوع دشوار خود عقب مینشیند.
مرد موفق و معمای امنیت ورود مردی موفق به نقشهی پیپر، فقط یک مانع یا گزینهی رمانتیک تازه نیست؛ او آزمونی برای تصور پیپر از امنیت است. پیپر گمان میکند میتواند با انتخاب مردی برخوردار از موقعیت و امکانات، مسئلهی آینده را حل کند. در این منطق، رابطه به معاملهای خاموش تبدیل میشود: یک نفر باید آنچه را دیگری نیاز دارد فراهم کند و ظاهر زندگی نیز با معیارهای پذیرفتهشده سازگار بماند.
« نقشهی پیپر بهخودیخود چنان پرمخاطره و نامعقول است که زمینهی بسیاری از لحظههای خندهآور را فراهم میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم این تصور را زیر سؤال میبرد، هرچند نه همیشه با عمق لازم. نکتهی جالب آن است که مرد موفق داستان نیز بهسادگی در قالب رقیبی یکبعدی قرار نمیگیرد. حضور او، پیپر را با این واقعیت روبهرو میکند که آدمها را نمیتوان فقط بر اساس جایگاه، جذابیت یا میزان مناسببودن برای یک نقشه ارزیابی کرد.
این پیچیدگی بالقوه به فیلم جان میدهد، اما در عین حال تناقضی اخلاقی را آشکار میکند: وقتی پیپر احساسات واقعی دیگران را وارد طرح خود میکند، آنها دیگر مهرههای بیجان یک کمدی نیستند. فیلم تا اندازهای این مسئله را میفهمد، اما گاهی پیامدهایش را بیش از حد نرم و سریع پشت سر میگذارد.
بازیگران مکمل و گرمای جمعی بازیگران مکمل به فضای فیلم رنگ میافزایند و اجازه نمیدهند داستان تنها به محور سه شخصیت اصلی محدود بماند. حضور چهرههایی چون Subhah Agarwal، Kate Flannery، Tom Berenger و Shannon Elizabeth به روایت حس یک جمع اجتماعی میدهد؛ آدمهایی که با واکنشها و دخالتهایشان، تصمیم خصوصی پیپر را به ماجرایی پرتماشاچیتر تبدیل میکنند.
در میان آنها، برخی حضورها بهسبب زمان محدود یا جنس اغراقآمیز نقش، بیشتر بر ایجاد لحظههای خنده تکیه دارند تا شکلدادن به شخصیتهایی مستقل و ماندگار. از همینجا یکی از دوگانگیهای قابلتوجه فیلم پدیدار میشود: گروه مکمل میتواند گرما و تحرک ایجاد کند، اما هماهنگی بازیها و لحن اجرا همیشه یکسان نیست.
« فیلم این تصور را زیر سؤال میبرد، هرچند نه همیشه با عمق لازم. »
قوتها و کاستیها
بعضی شخصیتها به جهان قصه تعلق دارند و برخی چنان بهنظر میرسند که انگار از کمدی دیگری وارد آن شدهاند. این ناهمگونی گاه به شوخی کمک میکند، ولی در بخشهایی نیز پیوستگی عاطفی روایت را تضعیف میسازد. بنابراین، گرمای جمعی فیلم واقعی است، اما به اجرای کاملاً یکدست بدل نمیشود. ریتم، ظاهر و حس آشنای یک کمدی قدیمی «Plan B» از نظر لحن و ساختار، به الگوی کمدیهای عاشقانهای نزدیک است که در آنها یک تصمیم نامعقول به زنجیرهای از موقعیتهای رو به پیچیدگی میانجامد.
این آشنایی میتواند برای تماشاگرانی که از چنین فرمولی لذت میبرند، دلپذیر باشد؛ بااینحال، برای گروهی دیگر، فیلم بیش از اندازه یادآور محصولی قدیمی است. این حس فقط از خود ایدهی داستانی نمیآید، بلکه به شیوهی پیشبرد صحنهها، میزانسنها و تکیه بر قراردادهای آشنا نیز مربوط میشود. مسئلهی جدیتر، ریتم است.
داستان در آغاز با طرحی روشن و پرظرفیت حرکت میکند، اما میان پیشآمدهای کمدی و لحظههای تأملی، گاهی مکثهای طولانی ایجاد میشود. فیلم نه همواره آنقدر تند پیش میرود که زنجیرهی دروغها هیجانانگیز بماند، نه همیشه آنقدر مکث میکند که تغییرات درونی پیپر وزن کافی پیدا کنند. همین نوسان ممکن است تجربهی تماشاگر را دوپاره کند: برخی از موقعیتها سرگرمکنندهاند، اما فاصلهی میان آنها گاهی کشدار بهنظر میرسد.
اگر تدوین و تمرکز روایی فشردهتر بود، کشمکش مرکزی احتمالاً نیروی بیشتری پیدا میکرد. جمعبندی «Plan B» کمدی عاشقانهای است که از دل یک فرض عامدانهی عجیب، پرسشی جدیتر بیرون میکشد: آیا میتوان با حذف حقیقت، خانواده و آیندهای مطمئن ساخت؟ پاسخ فیلم در شخصیتها و موقعیتهایش نهفته است؛ هرچه پیپر بیشتر میکوشد زندگی را مطابق طرحی ازپیشنوشته تنظیم کند، بیشتر با پیچیدگی آدمهایی روبهرو میشود که گمان کرده بود میتواند بهسادگی دستهبندیشان کند.
« بعضی شخصیتها به جهان قصه تعلق دارند و برخی چنان بهنظر میرسند که انگار از کمدی دیگری وارد آن شدهاند. »
جمعبندی
بازی گرم Jon Heder و حضور پرانرژی Jamie Lee به فیلم جان میدهد و لحظههای کمدیاش برای علاقهمندان به این جنس روایت سرگرمکننده خواهد بود. در سوی دیگر، ریتم نابرابر، لحن گاه ازمدافتاده و برخورد نسبتاً سبک با پیامدهای تصمیمهای پیپر، مانع میشوند که فیلم به همهی ظرفیت ایدهی خود برسد.
بااینحال، اثر در بهترین لحظههایش دربارهی فاصلهی میان «زندگی مناسب» و رابطهی واقعی حرف میزند؛ فاصلهای که نه با ظاهر موفقیت پر میشود و نه با نقشهچینی از میان میرود. حاصل، فیلمی نه کاملاً منسجم، اما دارای شخصیت مرکزی و موقعیتهایی است که گاه خنده میآفرینند و گاه تماشاگر را به سنجیدن مرز میان خواستن، فریبدادن و پذیرفتن واقعیت فرامیخوانند.



ثبت دیدگاه