نقد و بررسی
نقد خوکها و کشتی جنگی (Pigs and Battleships) | 1961
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بندر بهمثابه جهان کوچک «خوکها و کشتیهای جنگی» ساختهٔ شُوهی ایمامورا، تصویری خشن، پرتحرک و سرشار از تناقض از یوکوسوکا در ژاپن پس از جنگ ترسیم میکند؛ شهری بندری که حضور نیروی دریایی آمریکا، اقتصاد محلی و مناسبات اجتماعیاش را دگرگون کرده است. فیلم به جای آنکه تاریخ را از چشم سیاستمداران یا قهرمانان رسمی روایت کند، دوربین را به خیابانها، بارها و حاشیههای شهر میبرد؛ جایی که سربازان، دلالان، کارگران، زنان جوان و اعضای یاکوزا برای بقا و بهرهبرداری از فرصتها به هم گره خوردهاند.
یوکوسوکا در این اثر فقط محل وقوع داستان نیست؛ نمونهای فشرده از جامعهای است که در آن قدرت، پول و میل به پیشرفت با وابستگی و استیصال درهم آمیختهاند. کینتا و رؤیای منزلت کینتا، عضو دونپایهٔ یک باند یاکوزا، با بلندپروازی و خامدستی همزمان پیش میرود. او تصور میکند که با پذیرفتن مسئولیتهای تازه، سرانجام احترام و جایگاهی به دست میآورد؛ اما فیلم از همان ابتدا میان این خیال و واقعیت فاصله میاندازد.
دنیای باند بیش از آنکه میدان شکوه و اقتدار باشد، شبکهای از فرمانبرداری، زدوبند و انتقال خطر به زیردستان است. کینتا به دنبال آن است که خود را مردی صاحباختیار نشان دهد، ولی تصمیمهایش اغلب از نیاز به تأیید دیگران و ترس از بیاهمیتماندن سرچشمه میگیرد. هاروکو در برابر او قرار میگیرد، نه بهعنوان شخصیتی بینقص یا صرفاً صدای عقل، بلکه بهمثابه کسی که هزینهٔ این رؤیای مردانه را روشنتر میبیند.
« کینتا و رؤیای منزلت کینتا، عضو دونپایهٔ یک باند یاکوزا، با بلندپروازی و خامدستی همزمان پیش میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خواست او برای ترک زندگی خلافکارانه، تصمیمی ساده و رمانتیک نیست؛ تلاشی است برای یافتن مسیری بیرون از چرخهای که آینده را از پیش به سود قدرتمندان و به زیان فرودستان تنظیم کرده است. رابطهٔ این دو، کشاکش میان امید شخصی و واقعیت اجتماعی را به مرکز فیلم میآورد. طنز سیاه و سیاست روزمره طنز فیلم از دل موقعیتهایی بیرون میآید که بهظاهر مضحکاند، اما در عمق خود از خشونت و نابرابری خبر میدهند.
شخصیتها با اعتمادبهنفسی گاه خندهآور از پول، قدرت و وفاداری حرف میزنند، حال آنکه رفتارشان نشان میدهد هیچیک از این مفاهیم در جهان آنان استوار نیست. خندهٔ تماشاگر آسوده نمیماند؛ تقریباً همیشه چیزی ناخوشایند در پس آن پنهان است. ایمامورا سیاست را به سخنرانی یا توضیح مستقیم تقلیل نمیدهد.
مناسبات ژاپنیها با آمریکاییان، تأثیر حضور نظامی و اقتصادی آنان و شکلگیری فرصتهای سودجویانه در جزئیات زندگی روزانه آشکار میشود. کشتیهای جنگی، سربازان و کسبوکارهای وابسته به آنان در پسزمینهای دوردست باقی نمیمانند؛ حضورشان بهطور ملموس بر انتخابهای شخصیتها اثر میگذارد. فیلم، وابستگی را نه با زبان انتزاعی، بلکه از خلال دادوستد، آرزو و سازشهای روزمره به تصویر میکشد.
« رابطهٔ این دو، کشاکش میان امید شخصی و واقعیت اجتماعی را به مرکز فیلم میآورد. »
شخصیتها و اجرا
خوکها؛ استعارهای زمینی و بیرحم عنوان فیلم، دو نیرویی را کنار هم مینشاند که در نگاه نخست به یکدیگر تعلق ندارند: خوکها و کشتیهای جنگی. یکی بدنمند، زمینی و نیازمند خوراک است؛ دیگری نماد قدرت نظامی و حضور امپراتوری. در جهان فیلم، این دو از راه اقتصاد و وابستگی به هم میرسند. خوکداریِ باند به فرصتی برای کسب درآمد بدل میشود، اما این تجارت نیز از همان مناسبات فاسد و نابرابری تغذیه میکند که سایر فعالیتهای شخصیتها را شکل داده است.
این استعاره هرگز در حد نشانهای آراسته و دور از زندگی نمیماند. خوکها موجوداتی واقعیاند که حرکتشان به فیلم کیفیتی آشوبناک و جسمانی میبخشد. در برابر، تعبیر استعاری عنوان به تماشاگر اجازه میدهد بپرسد چه کسانی در این چرخه خوراک میدهند و چه کسانی از آن سود میبرند. ایمامورا جامعهای را نمایش میدهد که در آن همه برای سهمی از منابع میجنگند، اما سهمها برابر نیست و بسیاری ناچارند باقیماندهٔ سفرهٔ دیگران را بپذیرند.
کارگردانی، قاب و ریتم یکی از دستاوردهای مهم فیلم، حس ازدحام و حرکت مداوم آن است. خیابانها و فضاهای عمومی در قابها سرشار از زندگیاند؛ آدمها از کنار یکدیگر میگذرند، وارد معامله میشوند یا در کشاکشهای گروهی گرفتار میشوند. دوربین، شهر را به پسزمینهای تزئینی تبدیل نمیکند، بلکه آن را همچون نیرویی فعال وارد درام میسازد.
« یکی بدنمند، زمینی و نیازمند خوراک است؛ دیگری نماد قدرت نظامی و حضور امپراتوری. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کیفیت، همراه با ریتم تند و تغییرهای ناگهانی لحن، به فیلم انرژی خاصی میدهد. سیاهوسفید بودن تصویر نیز به اثر حالوهوایی خشن و بیتعارف میبخشد. ترکیببندیها در عین زندهبودن، گاه حس بینظمی کنترلشدهای دارند؛ گویی جهان شخصیتها آنقدر فشرده و پرتنش است که هیچ قاب آرامی نمیتواند آن را کاملاً مهار کند.
موسیقی و صدا نیز در ساختن این فضا سهم دارند و گاهی تضادی آشکار میان شور و سرخوشی ظاهری و واقعیت تلخ صحنه پدید میآورند. حاصل، فیلمی است که سیاست اجتماعیاش را فقط با مضمون بیان نمیکند، بلکه آن را در ریتم، صدا و تراکم تصویری خود جا میدهد. بازیها و شخصیتهای متناقض بازیها بر پایهٔ اغراق و انرژی بنا شدهاند، اما در بهترین لحظهها به تیپسازی محض فرو نمیغلتند.
کینتا هم خندهبرانگیز است و هم قابلدلسوزی: جوانی که میخواهد از جایگاه فرودست خود فراتر رود، اما ابزار و شناخت لازم برای این کار را ندارد. هاروکو نیز از نیرویی آرامتر برخوردار است؛ او در برابر هیاهوی اطراف، خواستهای روشنتر و ملموستر دارد، هرچند راه تحقق آن آسان نیست. مردان باند اغلب میان ادعای اقتدار و ضعف شخصی گرفتارند.
« این کیفیت، همراه با ریتم تند و تغییرهای ناگهانی لحن، به فیلم انرژی خاصی میدهد. »
قوتها و کاستیها
برخی از آنان بیش از آنکه هیبت رؤسای تبهکار را داشته باشند، کودکانی بزرگسال به نظر میرسند که درگیر رقابت، ترس و خودفریبیاند. این ویژگی به طنز فیلم کمک میکند و همزمان افسانهٔ جذابیت زندگی گانگستری را از درون میشکافد. بااینحال، تعدد چهرهها و رفتارهای اغراقشده گاهی از عمق عاطفی شخصیتهای فرعی میکاهد؛ برخی بیشتر در خدمت آشوب رواییاند تا آنکه فرصت یابند به موجوداتی کاملاً پیچیده بدل شوند.
روایت پرشتاب و نابرابریهای آن روایت فیلم عمداً بیقرار است و از یک کشمکش به کشمکشی دیگر میجهد. این شتاب، مناسبات شهر و باند را پرجنبوجوش میکند، اما گاهی دنبالکردن رابطهٔ میان رخدادها دشوار میشود. خردهپیرنگهای متعدد، هرکدام دریچهای به بخشی از جهان فیلم میگشایند، ولی انباشتهشدنشان مجال مکث و پرداخت کامل بعضی شخصیتها را محدود میکند.
در نتیجه، فیلم در لحظاتی بیشتر به موجی از رویدادها شباهت مییابد تا درامی با مسیری کاملاً هموار. برخی تصمیمها و رفتارها نیز آنقدر شتابزده یا اغراقآمیزند که باورپذیری روانشناختی را تضعیف میکنند. بااینهمه، این بیقاعدگی همیشه نقطهضعف نیست: بخشی از آن با تصویری که فیلم از جهان خود میسازد تناسب دارد؛ جهانی که در آن افراد زیر فشار فقر، رقابت و ترس، بارها تصمیمهایی میگیرند که از بیرون نابخردانه به نظر میرسد.
« این ویژگی به طنز فیلم کمک میکند و همزمان افسانهٔ جذابیت زندگی گانگستری را از درون میشکافد. »
جمعبندی
مسئله زمانی پدید میآید که آشوب از نقد اجتماعی پیشی میگیرد و پیوند عاطفی با شخصیتها سست میشود. جمعبندی «خوکها و کشتیهای جنگی» فیلمی سرزنده و گزنده است که از ماجرای یک باند محلی فراتر میرود و جامعهای را تصویر میکند که در آن رؤیای پیشرفت با وابستگی و بهرهکشی درهم تنیده است.
ایمامورا با طنز تلخ، قابهای پرتحرک و شخصیتهایی ناسازگار، جهانی میسازد که هم سرگرمکننده است و هم ناآرامکننده. روایت پرشاخه و بعضی اغراقها از انسجام و پرداخت روانشناختی آن میکاهند، اما نیروی مشاهدهگر فیلم از میان همین بینظمی سر برمیآورد. این اثر بیش از آنکه راهحلی عرضه کند، تماشاگر را در برابر پرسشی تلخ میگذارد: در جامعهای که فرصتها از دل وابستگی و فساد میجوشند، آیا رهایی فردی واقعاً ممکن است؟
« مسئله زمانی پدید میآید که آشوب از نقد اجتماعی پیشی میگیرد و پیوند عاطفی با شخصیتها سست میشود. »



ثبت دیدگاه