نقد و بررسی
نقد تصاویری از جهان کهن (Pictures of the Old World) | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پرترهای از حاشیهٔ جهان «Pictures of the Old World» ساختهٔ دویشان هاناک، بیش از آنکه گزارشی معمول از زندگی روستایی باشد، تلاشی برای نزدیکشدن به انسانهایی است که در روایت رسمیِ پیشرفت جایی ندارند. فیلم به منطقهٔ لیپتوف در اسلواکی میرود؛ جایی در میان کوههای تاترا که زندگی مردمانش با کار، فقر، تنهایی و پیوندی دیرپا با زمین شکل گرفته است.
هاناک آنان را نه بهعنوان نمونههایی از یک طبقه یا نشانههایی از گذشته، بلکه بهصورت آدمهایی یگانه پیش چشم میگذارد؛ کسانی که هر یک جهان درونی و شیوهٔ خاص خود را برای زیستن و به یادآوردن دارند. فیلم از عکسهای مارتین مارتینچک الهام میگیرد، اما به بازسازی تصویری آنها بسنده نمیکند و میکوشد زندگیِ جاری پشت چهرهها را نیز ثبت کند.
از همان ابتدا روشن است که اثر در پی ساختن روایتی خطی با گرهافکنی و گرهگشایی متعارف نیست. تماشاگر با مجموعهای از چهرهها، گفتارها، منظرهها و لحظههای روزمره روبهرو میشود؛ قطعاتی که کنار هم تصویری چندوجهی از زیست انسانی میسازند. در این جهان، زندگی نه به صورت داستانی منظم و آمادهٔ نتیجهگیری، بلکه همچون رشتهای از خاطرهها و مکثها پدیدار میشود.
انتخاب چنین ساختاری با موضوع فیلم تناسب دارد: آدمهایی که عمرشان را نمیتوان در چند جمله خلاصه کرد و تجربههایشان نیز بهسادگی در قالب یک پیام واحد نمیگنجد. عکسهایی که به حرکت درمیآیند یکی از خلاقانهترین ویژگیهای فیلم، پیوند میان عکس و تصویر متحرک است. عکسهای مارتینچک لحظهای از زندگی را ثابت کردهاند؛ هاناک با فیلمبرداری، گفتوگو و ثبت جزئیات پیرامون آن چهرهها، به آن لحظهها امتداد میبخشد.
« از همان ابتدا روشن است که اثر در پی ساختن روایتی خطی با گرهافکنی و گرهگشایی متعارف نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حاصل، نه تقلید از عکاسی است و نه مستندی متعارف که عکسها را صرفاً بهعنوان تصویرهای آرشیوی به کار گیرد. عکس در اینجا نقطهٔ آغاز پرسش است: کسی که در قاب دیده میشود، چگونه زندگی کرده؟ چه چیزهایی را از سر گذرانده و اکنون چگونه جهان را میفهمد؟ همین رفتوآمد میان قاب ثابت و حرکت، به فیلم کیفیتی تأملی میدهد.
عکس ما را وادار میکند نگاه کنیم؛ فیلم امکان میدهد در نگاهکردن درنگ کنیم. بااینحال، آنچه در حرکت آشکار میشود لزوماً پاسخی قطعی به پرسشهای برآمده از عکس نیست. شخصیتها همچنان رازآمیز باقی میمانند و دوربین نیز وانمود نمیکند که میتواند تمام زندگی آنان را در اختیار تماشاگر بگذارد.
این محدودیت، بخشی از صداقت اثر است: انسان را میتوان دید و شنید، اما نمیتوان به تمامی در تصویری نهایی خلاصه کرد. چهره، صدا و حضور انسان فیلم به چهرهها توجهی ویژه دارد. صورتهای سالخورده با خطوطی که گذر زمان بر آنها نشانده، در قاب سیاهوسفید نه به نمادهایی انتزاعی، بلکه به حضورهایی ملموس بدل میشوند.
دوربین با آنها شتابزده برخورد نمیکند؛ اجازه میدهد نگاه، سکوت و مکث بخشی از بیان شخصیت باشد. گفتوگوها نیز به همین اندازه اهمیت دارند. آدمها از زندگی، رنج، کار و آنچه برایشان ارزشمند است سخن میگویند، اما فیلم صدای آنان را در قالب توضیحی بیرونی یا تفسیری از پیش آماده محصور نمیکند.
« حاصل، نه تقلید از عکاسی است و نه مستندی متعارف که عکسها را صرفاً بهعنوان تصویرهای آرشیوی به کار گیرد. »
شخصیتها و اجرا
این شیوه، رابطهٔ تماشاگر با شخصیتها را از ترحم ساده فراتر میبرد. فقر و دشواری زندگی در فیلم انکار نمیشود، اما آدمها تنها بهسبب محرومیتشان دیده نمیشوند. شوخی، سرزندگی و نوعی بازیگوشی در کنار اندوه حضور دارد. همین همنشینی مانع از آن میشود که فیلم به مرثیهای یکدست بدل شود.
شخصیتها نه قربانیانی بیصدا هستند و نه قهرمانانی که باید رنجشان را به الگویی الهامبخش تبدیل کرد؛ آنان انسانهاییاند با تناقضها و لحظههایی که گاه خندهآور، گاه تلخ و گاه بهسادگی روزمرهاند. طبیعت و جغرافیای زیستن منظره در «Pictures of the Old World» پسزمینهای تزئینی نیست. کوهها، خانهها، مسیرها و فضای پیرامون، بخشی از تجربهٔ شخصیتها را میسازند.
انسانها در ارتباط با مکانی دیده میشوند که هم امکان زندگی را فراهم میکند و هم محدودیتهایش را بر آنان تحمیل میسازد. فیلم از این پیوند تصویری برای نشاندادن فاصلهٔ میان جهان روستایی و دنیای مدرن بهره میگیرد؛ اما این فاصله را به تقابلی ساده میان پاکیِ گذشته و تباهیِ امروز تبدیل نمیکند.
آنچه دیده میشود، بیش از آنکه ستایش بیچونوچرای گذشته باشد، ثبت شیوهای از زندگی است که در معرض فراموشی قرار گرفته است. سیاهوسفیدبودن فیلم نیز در همین زمینه کارکردی فراتر از انتخاب ظاهری دارد. تضاد نور و سایه، بافت چهرهها و سکون چشماندازها، به تصاویر نیرویی ماندگار میبخشد. بااینهمه، زیبایی بصری رنج را بزک نمیکند.
« این شیوه، رابطهٔ تماشاگر با شخصیتها را از ترحم ساده فراتر میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
قابهای چشمنواز بهجای آنکه دشواری زندگی را پنهان کنند، میان زیبایی و محرومیت تنشی پدید میآورند. گاه تماشاگر از ترکیببندی تصویری لذت میبرد و همزمان متوجه میشود که این زیبایی از جهانی برمیآید که سادگیاش الزاماً انتخابی آزادانه نبوده است. زبان شاعرانه و ترکیب صداها هاناک در کنار تصویر، از موسیقی، آواز، صدای محیط و گفتار شخصیتها بهره میگیرد تا ساختاری چندلایه بسازد.
این عناصر همیشه در خدمت توضیح مستقیم صحنه نیستند؛ گاه با تصویر همراه میشوند و گاه از آن فاصله میگیرند. نتیجه، نوعی مونتاژ حسی است که به فیلم اجازه میدهد از ثبت واقعیت فراتر برود، بیآنکه پیوندش را با واقعیت از دست بدهد. صدای انسان در کنار سکوت یا موسیقی، فضای درونی صحنه را گسترش میدهد و به آن معنایی میبخشد که صرفاً از اطلاعات کلامی به دست نمیآید.
این زبان شاعرانه در بهترین لحظههای فیلم، بهجای آنکه احساسات را به تماشاگر تحمیل کند، راهی برای مکث فراهم میآورد. فیلم پاسخ نهایی به پرسشهایی چون معنای خوشبختی، ارزش زندگی یا نسبت انسان با رنج عرضه نمیکند. شخصیتها از منظر خود سخن میگویند و تصویر، زمینهٔ شنیدن آن صداها را مهیا میسازد.
از این رو، معنای اثر از برخورد میان گفتهها، چهرهها، مکانها و سکوتها شکل میگیرد؛ معنایی که یکبار برای همیشه تثبیت نمیشود. ریتم، پراکندگی و محدودیتهای اثر همین ساختار آزاد، سرچشمهٔ بخشی از کاستیهای فیلم نیز هست. روایت گاه کند و پراکنده پیش میرود و همهٔ بخشها از کشش یکسانی برخوردار نیستند.
« قابهای چشمنواز بهجای آنکه دشواری زندگی را پنهان کنند، میان زیبایی و محرومیت تنشی پدید میآورند. »
قوتها و کاستیها
برخی مکثها و گفتوگوها فرصت میدهند شخصیتها در ذهن تماشاگر رسوب کنند؛ برخی دیگر چنان طولانی میشوند که نیروی تأملیشان کاهش مییابد. تماشاگرانی که انتظار مسیر روایی روشن یا پیشرفت مداوم دارند، ممکن است با فاصلهگرفتن فیلم از الگوهای معمول داستانگویی صبورانه ارتباط برقرار نکنند.
بااینحال، این مسئله را نمیتوان کاملاً جدا از منطق اثر دانست. فیلم میخواهد زمان آدمهایی را ثبت کند که زیستشان به ضرباهنگ تند جهان بیرون وابسته نیست. کندی، در بخشهایی، راهی برای مقاومت در برابر مصرف سریع تصویر و عبور شتابان از چهرههاست. مشکل هنگامی پدید میآید که مکث دیگر به کشف تازهای نمیانجامد و تنها مدت حضور را طولانیتر میکند.
بنابراین، ضعف ریتم واقعی است، اما در عین حال از تصمیمی فرمی سرچشمه میگیرد که فیلم بدون آن بخشی از هویت شاعرانه و مشاهدهگر خود را از دست میداد. جمعبندی «Pictures of the Old World» مستندی است دربارهٔ دیدن و شنیدن؛ دربارهٔ نزدیکشدن به انسانهایی که معمولاً تاریخِ پیشرفت از کنارشان میگذرد، بیآنکه آنان را به تصویرهایی ساده و مصرفپذیر فروبکاهد.
ترکیب عکسهای الهامبخش، گفتوگوهای صمیمی، نماهای مستند و طراحی صوتی، به اثر زبانی شخصی و شاعرانه میدهد. سیاهوسفیدیِ تصویر و پیوند شخصیتها با جغرافیای زندگیشان، فضایی میآفریند که در آن رنج و زیبایی، تنهایی و سرزندگی، در کنار هم حضور دارند. کندی و ناهمواری ریتم ممکن است تجربهٔ تماشای فیلم را دشوار کند، اما حاصل کار همچنان تأثیرگذار است؛ زیرا بهجای تحمیل داوری، زمان میدهد تا چهرهها و گفتهها در ذهن بمانند.
« بااینحال، این مسئله را نمیتوان کاملاً جدا از منطق اثر دانست. »
جمعبندی
ارزش اصلی فیلم در آن است که آدمهایش را نه صرفاً بازماندگان جهانی رو به زوال، بلکه صاحبان تجربه، صدا و شأن انسانی نشان میدهد. نگاه هاناک گرم است، اما سادهدلانه نیست؛ شاعرانه است، اما از واقعیت روی نمیگرداند. სწორედ در این تعادل است که فیلم، پس از پایان تماشایش نیز به زندگی خود در حافظهٔ بیننده ادامه میدهد.
« نگاه هاناک گرم است، اما سادهدلانه نیست؛ شاعرانه است، اما از واقعیت روی نمیگرداند. »
ثبت دیدگاه