نقد و بررسی
نقد Pickpocket | 1997
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهر کوچک، زمانهای شتابان «Pickpocket» که با نام اصلی «Xiao Wu» شناخته میشود، نخستین فیلم بلند جیا ژانگکه است؛ اثری ساختهشده در سال ۱۹۹۷ که از همان آغاز، جهان سینمایی ویژهٔ او را ترسیم میکند: جهان آدمهایی که در میانهٔ دگرگونیهای اجتماعی، نه کاملاً به گذشته تعلق دارند و نه راهی روشن به سوی آینده مییابند.
داستان در فِنیانگ، شهری کوچک در شمال چین، میگذرد و شیائو وو، جیببری خردهپا، را دنبال میکند؛ مردی که دوستان سابقش یکییکی از فعالیتهای غیرقانونی فاصله گرفتهاند و در اقتصاد تازه برای خود جایگاهی یافتهاند. او اما همچنان به همان عادتها و خیابانهایی چسبیده که روزگاری هویت و معاشش را ساخته بودند.
فیلم از همین شکاف ساده، تصویری پیچیده از بیگانگی میآفریند: گاه جهان پیرامون تغییر کرده است، بیآنکه کسی برای置ماندهها راهی برای همراهشدن با آن نشان دهد. روایتِ حاشیهنشینی نیروی اصلی روایت نه در زنجیرهای از رویدادهای پرشتاب، بلکه در انباشت لحظههای کوچک و ظاهراً کماهمیت نهفته است.
شیائو وو در شهر میگردد، با آشنایان قدیمی روبهرو میشود، میکوشد پیوندهایی را حفظ کند و در عین حال از موقعیت تازهٔ خود سر درآورد. داستان در پی آن نیست که او را به قهرمانی استثنایی یا چهرهای کاملاً اهریمنی بدل کند. او انسانی عادی است که شغلش قانونگریزانه است، اما احساسات و نیازهایش، از تنهایی گرفته تا میل به پذیرفتهشدن، آشنا و ملموساند.
« او اما همچنان به همان عادتها و خیابانهایی چسبیده که روزگاری هویت و معاشش را ساخته بودند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم با همین انتخاب از داوریهای ساده فاصله میگیرد. جیببری شیائو وو انکار نمیشود، اما بهتنهایی نیز توضیح کامل شخصیت او نیست. آنچه اهمیت مییابد، جایگاه او در شبکهای از دوستیها و مناسباتی است که پیوسته دگرگون میشوند. وقتی دوستانش راه دیگری برمیگزینند، تغییر صرفاً به معنای موفقیت آنان نیست؛ برای شیائو وو، این تغییر به شکل حذفشدن از جمع و از دستدادن زبان مشترک گذشته تجربه میشود.
روایت از این راه، زندگی فردی را به نشانهای از تحولی گستردهتر تبدیل میکند. شخصیتپردازی و تنهاییِ شیائو وو شیائو وو در عین سرسختی و غرور، آسیبپذیر است؛ و فیلم این دو سویه را بهجای آنکه با گفتوگوهای توضیحی آشکار کند، در رفتار و واکنشهایش مینشاند. او گاهی بیش از آنکه به آینده بیندیشد، میکوشد ثابت کند هنوز همان آدم سابق است؛ انگار حفظ عادتهای قدیمی میتواند مانع از محو شدنش شود.
اما هر دیدار و هر ناکامی، فاصلهٔ میان تصویری را که از خود دارد و موقعیتی را که در آن گرفتار شده، برجستهتر میکند. تنهایی او تنها به نبودِ همراه محدود نیست. مسئله این است که رابطههای موجود نیز دیگر آن صمیمیت پیشین را ندارند. دوستان قدیمی ممکن است همچنان در دسترس باشند، اما مناسباتشان با او تغییر کرده است؛ خانواده نیز نمیتواند به سادگی پناهگاهی بیدردسر فراهم کند.
تلاش برای یافتن عشق هم راهی تضمینشده به سوی رهایی نمیشود. این روابط گاه بهاختصار ترسیم میشوند و همین کمپرداختگی ممکن است برای برخی تماشاگران فاصلهای عاطفی ایجاد کند؛ بااینحال، این خلأ با تجربهٔ خود شخصیت تناسب دارد: او در جهانی زندگی میکند که آدمها اغلب پیش از آنکه به یکدیگر نزدیک شوند، از کنار هم میگذرند.
« فیلم با همین انتخاب از داوریهای ساده فاصله میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
بازیگری؛ حضور بهجای نمایش بازی وانگ هونگوی در نقش شیائو وو از جنس خودنمایی نیست. او شخصیت را با حرکات بزرگ، انفجارهای عاطفی یا توضیحهای آشکار نمیسازد؛ در عوض، نوعی بیقراری فروخورده و خودداریِ تدریجی در حضورش دیده میشود. نگاهها، مکثها و شیوهٔ ایستادن او گاه بیش از کلمات نشان میدهند که این مرد تا چه اندازه میان اعتمادبهنفس ظاهری و احساس طردشدگی گرفتار است.
نتیجه، اجرایی طبیعی و کماغراق است که اجازه میدهد شخصیت بهتدریج در ذهن تماشاگر شکل بگیرد. این شیوهٔ بازیگری با رویکرد کلی فیلم هماهنگ است. بهجای آنکه از بیرون به شیائو وو برچسب بزند، دوربین به او مجال میدهد در موقعیتهای روزمره حضور داشته باشد و واکنش نشان دهد. همین حضور بیپیرایه، وجه انسانی او را آشکار میکند، بیآنکه رفتار مجرمانهاش را تطهیر کند.
بازیگر نه میکوشد شخصیت را دوستداشتنی کند و نه تماشاگر را به محکومکردن فوری او فرامیخواند؛ ارزش اجرا در حفظ همین ابهام اخلاقی و عاطفی است. واقعگرایی و زبان تصویری «Pickpocket» به واقعگرایی نه فقط بهعنوان موضوع، بلکه بهمثابه شیوهٔ فیلمسازی نزدیک میشود. فیلمبرداری در مکانهای واقعی، دوربین مشاهدهگر و حضور بازیگرانی که اجرای آنان از جلوهگری فاصله دارد، حس تماس مستقیم با محیط را تقویت میکند.
تصویرها اغلب بهجای آنکه رخداد را هیجانانگیز کنند، اجازه میدهند فضا و زمان در قاب بمانند. خیابانها، اتاقها و فضاهای عمومی پسزمینهای خنثی نیستند؛ آنها بخشی از تجربهٔ اجتماعی شخصیتاند و گاه از خود گفتوگوها گویاتر میشوند. فیلم با استفاده از نماهای نسبتاً بلند و مکث، تماشاگر را از مصرف سریع داستان بازمیدارد.
« بازیگری؛ حضور بهجای نمایش بازی وانگ هونگوی در نقش شیائو وو از جنس خودنمایی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب به زندگی روزمره وزن میدهد و حس مشاهده را تقویت میکند، اما بهایی هم دارد: ریتم کند است و بعضی صحنهها ممکن است بیش از اندازه کشدار احساس شوند. در لحظههایی، تماشاگر میتواند انتظار داشته باشد اتفاقی معنادارتر روی دهد، حال آنکه فیلم عمداً بر تداوم وضعیت تأکید میکند.
این کندی صرفاً کاستی فنی نیست؛ بخشی از صورتبندی جهانی است که در آن تغییرات بزرگ، در زندگی فرد置مانده، نه به شکل ماجراهای پیدرپی، بلکه همچون فشار پیوسته و نامرئی احساس میشوند. دربارهٔ پیوند فیلم با سینمای مستندگونه و واقعگرایی نئورئالیستی نیز میتوان همین نکته را گفت: اثر بیش از آنکه واقعیت را بازسازی کند، میکوشد به آن فرصت دیدهشدن بدهد.
جامعهای که عوض میشود یکی از مهمترین لایههای فیلم، نسبت میان انتخاب فردی و تغییر اجتماعی است. دوستان شیائو وو به مشاغل تازه و سودآورتر روی آوردهاند؛ با این حال، فیلم تغییر آنان را به داستانی ساده دربارهٔ پیشرفت اخلاقی یا اجتماعی تقلیل نمیدهد. مرز میان فعالیت قانونی و غیرقانونی، میان احترام عمومی و منفعتطلبی، در این جهان همیشه روشن و پاکیزه نیست.
آنچه برای شیائو وو دردناک است، فقط عقبماندن از موفقیت دیگران نیست؛ او میبیند که قواعد پذیرش اجتماعی عوض شدهاند و راههای قدیمیِ تعلق دیگر کار نمیکنند. از این منظر، فیلم دربارهٔ جیببری است، اما به جیببری محدود نمیماند. شیائو وو همزمان دزد و کسی است که از دگرگونیهای اطرافش سهمی نمیبرد؛ فردی که ارتکاب جرمش او را به حاشیه رانده، اما این حاشیهنشینی با اقتصاد تازه و دگرگونی روابط نیز پیوند دارد.
« جامعهای که عوض میشود یکی از مهمترین لایههای فیلم، نسبت میان انتخاب فردی و تغییر اجتماعی است. »
قوتها و کاستیها
فیلم از ارائهٔ خطابههای مستقیم پرهیز میکند و بهجای آن، تضاد میان زندگی عادی و حاشیهای را در جزئیات روزمره قرار میدهد. همین خویشتنداری، نقد اجتماعی اثر را ماندگارتر میکند: تماشاگر ناچار است خود از مشاهدهها نتیجه بگیرد. ریتم و محدودیتها ساختار پراکنده و کمحادثهٔ فیلم ممکن است برای تماشاگرانی که از درام انتظار گرهافکنی روشن و پیشروی مداوم دارند، دشوار باشد.
برخی رابطهها به اندازهای که بتوانند از نظر روانی کاملاً بسط یابند فرصت نمییابند و در بخشهایی، روایت بیشتر به رشتهای از برخوردها و موقعیتها شباهت دارد تا طرحی فشرده با مسیر عاطفی آشکار. این انتخاب با لحن مشاهدهگر فیلم سازگار است، اما همیشه به یک اندازه ثمربخش نیست؛ گاهی فاصلهٔ میان مخاطب و شخصیت را افزایش میدهد و گاه مکثهای طولانی از نیروی صحنه میکاهند.
بااینهمه، ضعفهای یادشده از همان ویژگیهایی جدا نیستند که به فیلم هویت میبخشند. اگر روایت پیوسته بهدنبال حادثه بود، احتمالاً بخش مهمی از حس روزمرگی و سرگردانی از میان میرفت. مسئله این است که اثر از تماشاگر میخواهد بهجای انتظار برای نقطهٔ عطف بعدی، به تغییرات ظریف رفتار، فضا و رابطه توجه کند.
این شیوه برای همه جذاب نیست، اما برای آن دسته از مخاطبان که به سینمای شخصیتمحور و تأملی علاقه دارند، تجربهای غنی فراهم میآورد. جمعبندی «Pickpocket» پرترهای آرام و تلخ از مردی است که مهارتها و پیوندهای گذشتهاش دیگر پاسخگوی زمانهٔ تازه نیستند. فیلم با بازی طبیعی وانگ هونگوی، نگاه مستندگونه و توجه به لحظههای روزمره، تنهایی شیائو وو را به تصویری از置ماندن در دل جامعهای دگرگونشونده پیوند میزند.
« همین خویشتنداری، نقد اجتماعی اثر را ماندگارتر میکند: تماشاگر ناچار است خود از مشاهدهها نتیجه بگیرد. »
جمعبندی
ریتم کند، روایت کمحادثه و پرداخت محدود برخی رابطهها ممکن است برای بعضی مخاطبان مانع ارتباط شود؛ اما همین خویشتنداری به اثر امکان میدهد از هیجانهای سطحی فاصله بگیرد و به فرسایش تدریجی تعلق و هویت نزدیک شود. حاصل، فیلمی نیست که پاسخهای آماده عرضه کند؛ فیلمی است که تماشاگر را به ماندن کنار شخصیتی فرامیخواند که جهان از او عبور کرده، بیآنکه خود بداند چگونه باید حرکت را آغاز کند.



ثبت دیدگاه