نقد و بررسی
نقد تصویر ذهنی (Phantasm) | 1979
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیایی که به کابوس بدل میشود «Phantasm» ساختهٔ Don Coscarelli بیش از آنکه بر پایهٔ روایتی سرراست بنا شود، همچون خوابی آشفته پیش میرود؛ خوابی که در آن مکانهای آشنا ناگهان تهدیدآمیز میشوند و منطق روزمره، اندکاندک جای خود را به حسی از بدگمانی میدهد. فیلم ما را با نوجوانی روبهرو میکند که همراه برادر و دوستانش به رازهای پیرامون گورستانی محلی و گورکنی مرموز پی میبرد.
این نقطهٔ عزیمت ساده، مقدمهای است برای جهانی که هرچه بیشتر در آن پیش میرویم، کمتر میتوانیم به قواعدش اعتماد کنیم. اثر از همان آغاز وعدهٔ یک وحشت متعارف را نمیدهد. بهجای آنکه همهچیز را توضیح دهد و مخاطب را با زنجیرهای روشن از علت و معلول همراه کند، بر ابهام، تصویرهای غریب و احساس تهدید تکیه میکند.
این انتخاب، مهمترین امتیاز و همزمان سرچشمهٔ اصلی ضعف فیلم است: تماشاگر میتواند در فضای آن غرق شود، اما ممکن است در مقاطعی از پیوند رویدادها جا بماند. گورستان و معماری هراس فضاسازی، ستون اصلی «Phantasm» است. گورستان، آرامگاه و راهروهای سرد و خلوت، صرفاً پسزمینهٔ وقوع ماجرا نیستند؛ انگار خود به موجوداتی زنده بدل شدهاند که شخصیتها را زیر نظر دارند.
« اثر از همان آغاز وعدهٔ یک وحشت متعارف را نمیدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تقابل فضای روشن و مرتب آرامگاه با رازهای هولناک پشت درهای بسته، از انتخابهای بصری مؤثر فیلم است. مکانها نهتنها ترس میآفرینند، بلکه حس بیگانگی را نیز تقویت میکنند: آنچه باید آشنا و امن باشد، آرامآرام نامطمئن میشود. دوربین و طراحی صحنه بهجای آنکه همهچیز را با جزئیات توضیح دهند، بر قابهایی مکث میکنند که در آنها تهدید میتواند هر لحظه از تاریکی سر برآورد.
همین پرهیز از نمایش کامل، تخیل تماشاگر را به کار میاندازد. با این حال، ریتم کند و رفتوآمدهای مکرر میان موقعیتها گاهی از قدرت این فضا میکاهد؛ برخی صحنهها آنقدر در تعلیق میمانند که انتظار، به جای اضطراب، به کشآمدگی بدل میشود. مرد بلندقد؛ حضوری فراتر از گفتار مرد بلندقد با بازی Angus Scrimm یکی از ماندگارترین عناصر فیلم است.
هیبت کشیده و چهرهٔ سرد او، پیش از آنکه شخصیتش چیزی بگوید، تهدید را به قاب میآورد. فیلم لازم نمیبیند انگیزهها یا گذشتهٔ او را بهسرعت روشن کند؛ ناشناختگی، بخشی از نیروی شخصیت است. او همچون نیرویی بیگانه در جهانی روزمره ظاهر میشود و حضورش این تصور را تقویت میکند که خطر، نه حادثهای گذرا، بلکه نظمی پنهان و همیشگی است.
« تقابل فضای روشن و مرتب آرامگاه با رازهای هولناک پشت درهای بسته، از انتخابهای بصری مؤثر فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
بازی Scrimm بر اغراقهای پرهیاهو تکیه ندارد. سنگینی نگاه و سکون بدنش، به شخصیت نوعی اقتدار نامطبوع میدهد؛ گویی حتی پیش از هر حرکت، او بر محیط مسلط است. در برابر این حضور قدرتمند، بازی برخی بازیگران دیگر خامتر و ناموزونتر جلوه میکند. بااینهمه، همین ناپالودگی گاهی با جهان نامتعارف فیلم تناسب پیدا میکند و به آن حالوهوایی مستقل و اندکی ناآرام میبخشد.
گوی فلزی و تخیل سینمایی گوی فلزی پرنده از آن ایدههایی است که بهتنهایی میتواند در حافظهٔ مخاطب بماند. طراحی ساده و درعینحال عجیب آن، به تهدید شکلی ملموس میدهد؛ چیزی که هم ماشین است و هم هیولایی بیچهره. فیلم با تبدیل یک شیء سرد و صنعتی به ابزار شکار، از عناصر آشنای علمیتخیلی استفاده میکند، اما آنها را در خدمت وحشت قرار میدهد.
صحنههای حضور گوی از پرتحرکترین لحظههای اثرند و در برابر بخشهای کندتر، ناگهان ضرباهنگی خشن و تماشایی میسازند. اهمیت این ایده فقط در کارکرد عملی آن نیست. گوی، تصویری فشرده از جهان فیلم است: مرگ در آن تصادفی یا انسانی نیست، بلکه بهشکلی مکانیکی و بیاعتنا به فردیت پیش میآید. سلاحهای فراطبیعی دیگر نیز همین حس را گسترش میدهند؛ گویی در پس ظاهر آشنای شهر، دستگاهی ناشناخته در حال کار است.
« بازی Scrimm بر اغراقهای پرهیاهو تکیه ندارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با این حال، فیلم گاه از جذابیت همین تصاویر برای پوشاندن ناپیوستگیهای داستانی بهره میگیرد و به جای آنکه رابطهٔ میان رخدادها را دقیقتر بسازد، به معمای بعدی میجهد. روایت گسسته و منطق خواب داستان «Phantasm» بیش از آنکه مسیری کاملاً روشن باشد، مجموعهای از برخوردها و کشفهای پراکنده است.
بعضی رویدادها با شتاب وارد روایت میشوند و فرصت کافی برای جاافتادن پیدا نمیکنند؛ برخی دیگر چنان نامنتظرند که مخاطب ممکن است از خود بپرسد آیا این آشفتگی عمدی است یا حاصل کمبود انسجام. فیلم پاسخ قطعی نمیدهد و همین امتناع از توضیح، تجربهٔ تماشای آن را دوگانه میکند. اگر با انتظار یک روایت دقیق و مرحلهبهمرحله به سراغ فیلم برویم، بخشهایی از آن گیجکننده و حتی خستهکننده خواهند بود.
اما اگر آن را اثری مبتنی بر منطق کابوس بدانیم، گسستها معنای دیگری پیدا میکنند: خوابها معمولاً میان مکانها و رخدادها پیوندی عاطفی میسازند، نه لزوماً رابطهای منطقی. «Phantasm» در بهترین لحظههایش از همین سازوکار بهره میگیرد؛ در لحظههای ضعیفتر، ابهام بهانهای برای نپرداختن کافی به روایت میشود.
« فیلم پاسخ قطعی نمیدهد و همین امتناع از توضیح، تجربهٔ تماشای آن را دوگانه میکند. »
قوتها و کاستیها
موسیقی و ریتم پنهان اضطراب موسیقی Fred Myrow و Malcolm Seagrave نقش مهمی در ساختن هویت صوتی فیلم دارد. ترکیب صداهای ارگمانند و بافتهای الکترونیکی، حس ناآرامی را از سطح تصویر فراتر میبرد. موسیقی همیشه برای اعلام خطر آشکار به کار نمیرود؛ گاه مانند پژواکی نامعلوم زیر صحنه جریان دارد و تماشاگر را آمادهٔ رخدادی میکند که هنوز شکل نگرفته است.
این کیفیت، با حالوهوای رؤیاگون فیلم سازگار است و به برخی تصاویر عمق و دوام بیشتری میبخشد. با وجود این، موسیقی نمیتواند همهٔ مشکلات ضرباهنگ را جبران کند. فیلم در بخشهایی بیش از اندازه در موقعیتهای کمتحرک میماند و رشتهای از صحنههای کوتاه و نامتصل ممکن است ارتباط عاطفی تماشاگر با داستان را سست کند.
از همین رو، تجربهٔ تماشا احتمالاً برای همه یکسان نخواهد بود: گروهی مجذوب مکثها و فضای نامتعین میشوند و گروهی دیگر انتظار دارند هر صحنه گامی روشن به سوی پیشرفت روایت بردارد. جمعبندی «Phantasm» فیلمی ناصاف، نامتعارف و بهیادماندنی است؛ اثری که قوتش را بیش از هر چیز از تصویرهای وهمآلود، فضای کابوسوار، موسیقی مؤثر، حضور تهدیدآمیز مرد بلندقد و ایدهٔ خلاقانهٔ گوی فلزی میگیرد.
« موسیقی و ریتم پنهان اضطراب موسیقی Fred Myrow و Malcolm Seagrave نقش مهمی در ساختن هویت صوتی فیلم دارد. »
جمعبندی
در مقابل، روایت گاه پراکنده میشود، پیوند میان بعضی رخدادها سست میماند و ریتم کند فیلم ممکن است حوصلهٔ مخاطبی را که به تعلیق پیوسته نیاز دارد، سر ببرد. جذابیت آن در این نیست که همهٔ پرسشها را پاسخ میدهد، بلکه در حسی است که پس از پایان تماشا باقی میگذارد: نگرانی مبهمی از جهانی که قواعدش بهآسانی فهمیده نمیشوند.
«Phantasm» شاید بهندرت کاملاً منسجم باشد، اما تصاویر و حالوهوایش چنان خاصاند که از ذهن بهسادگی کنار نمیروند. برای تماشاگر علاقهمند به وحشت فراواقعی و روایتهای خوابگون، همین ناپایداری بخشی از تجربه است؛ برای دیگری، ممکن است همان چیزی باشد که میان او و فیلم فاصله میاندازد.



ثبت دیدگاه