نقد و بررسی
نقد پتا (Petta) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و منطق جهان آن «Petta» فیلمی تامیلی به نویسندگی و کارگردانی Karthik Subbaraj است که در سال ۲۰۱۹ ساخته شد و Rajinikanth را در نقش سرپرست خوابگاهی به نام کالی قرار میدهد؛ مردی که آرامش محیط دانشگاه را با اقتداری غافلگیرکننده برقرار میکند، اما گذشتهاش بهتدریج سایهای سنگین بر روایت میاندازد.
تقابل او با سیاستمداری بانفوذ و پسر گانگسترش، فیلم را به قصهای درباره قدرت، انتقام و هویت بدل میکند؛ قصهای که بیش از آنکه بخواهد از مسیرهای واقعگرایانه عبور کند، به قراردادهای پرشور سینمای عامهپسند تکیه دارد. از همان ابتدا روشن است که «Petta» قصد ندارد قهرمانش را بیسروصدا وارد قاب کند.
ورود کالی بخشی از طراحی نمایشی فیلم است: مکث، نگاه، حرکت و واکنش دیگران همگی برای ساختن لحظهای باشکوه کنار هم قرار میگیرند. این انتخاب با منطق درونی اثر سازگار است؛ قهرمان نه صرفاً شخصیتی در دل داستان، بلکه نیرویی است که حضورش میزانسن و ضرباهنگ را تغییر میدهد. فیلم از مخاطب نمیخواهد فقط بپرسد کالی چه خواهد کرد؛ میخواهد از خودِ تماشای او لذت ببرد.
Rajinikanth؛ ستارهای که قاب را تصاحب میکند مهمترین سرمایه فیلم، بیتردید حضور Rajinikanth است. کاریزمای او به مجموعهای از نشانههای آشنا متکی است: شیوهٔ راهرفتن، چرخش سر، مکث پیش از پاسخ و حرکات کوچک دست. بااینحال، اثر صرفاً به بازآفرینی عادتهای محبوب او بسنده نمیکند؛ این نشانهها را در موقعیتهایی مینشاند که برای شخصیت کالی معنا پیدا کنند.
« از همان ابتدا روشن است که «Petta» قصد ندارد قهرمانش را بیسروصدا وارد قاب کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او در نقش سرپرستی که در ظاهر نظمطلب و صمیمی است، تضادی جذاب میان روزمرگی و تهدید میسازد. همین دوگانگی باعث میشود که تغییر لحن فیلم، از فضای دانشگاهی به رویارویی جنایی، تا حد زیادی طبیعی جلوه کند. کاریزمای ستاره البته شمشیری دولبه نیز هست. گاهی شخصیتهای دیگر و حتی مسیر درام در حاشیهٔ نمایش اقتدار او قرار میگیرند.
فیلم بهروشنی از ستارهبودن Rajinikanth آگاه است و هر فرصت را برای برجستهکردن این کیفیت به کار میگیرد؛ برای هوادار، چنین رویکردی سرچشمهٔ اصلی لذت است، اما برای تماشاگرانی که انتظار شخصیتپردازی متوازنتری دارند، ممکن است نوعی سلطهٔ بیش از اندازه به نظر برسد. «Petta» در نهایت فیلمی است که ستاره را در مرکز مینشاند و جهان پیرامون را حول او سازمان میدهد.
کارگردانی و طراحی لحظههای قهرمانانه Karthik Subbaraj در نیمهٔ نخست با اطمینان از انرژی موقعیتها بهره میگیرد. فضای خوابگاه، درگیریهای دانشجویان و ورود کالی امکان میدهد لحن فیلم میان شوخی، تهدید و اکشن جابهجا شود. صحنههای ورود و حرکتهای قهرمانانه با دقتی حسابشده ساخته شدهاند؛ نور، قاببندی و واکنش اطرافیان، همگی برای افزایش اثرگذاری لحظه به کار میروند.
این لحظهها شاید بیش از آنکه در خدمت پیشبرد قصه باشند، کارکردی اجرایی داشته باشند، اما فیلم آنقدر آگاهانه آنها را میچیند که به بخشی از هویت اثر بدل میشوند. در این میان، بازی با سایه و آشکارشدن تدریجی قهرمان نیز به ساخت تعلیق کمک میکند. کالی ابتدا همچون حضوری رازآلود در محیطی نسبتاً عادی دیده میشود و همین فاصله میان ظاهر آرام و توان خشونتبار او، جذابیت نخستین بخش را میسازد.
« او در نقش سرپرستی که در ظاهر نظمطلب و صمیمی است، تضادی جذاب میان روزمرگی و تهدید میسازد. »
شخصیتها و اجرا
کارگردانی در این قسمتها پرتحرک است و اجازه نمیدهد صحنههای اکشن صرفاً زنجیرهای از ضربهها باشند؛ هر رویارویی با میزانسن و زمانبندی مخصوص خود شکل میگیرد. فیلم در بهترین لحظاتش سرگرمکننده است، چون میداند تماشاگر را چگونه منتظر نگه دارد و لحظهٔ رهایی را چه وقت عرضه کند. بازیگران مکمل و توازن شخصیتها گروه بازیگران گسترده، به فیلم رنگوبویی پرستاره میدهد.
Vijay Sethupathi و Nawazuddin Siddiqui در سوی مخالف قهرمان قرار میگیرند و حضورشان انتظار تقابلهای پرتنش را بالا میبرد. Simran نیز به بخش عاطفیتر روایت پیوند میخورد؛ درحالیکه Trisha و M. Sasikumar در مسیرهای دیگر داستان ظاهر میشوند. این ترکیب، ظرفیت درام را افزایش میدهد، اما فیلم همیشه فرصت کافی برای پرورش همهٔ شخصیتها ندارد.
بعضی چهرهها بیشتر بهعنوان مهرههایی در صفحهٔ شطرنج قصه عمل میکنند تا انسانهایی با انگیزههای کاملاً مستقل. بااینهمه، بازیگران مکمل در حفظ تنوع لحن مؤثرند. برخی صحنهها با شوخطبعی و معاشرتهای روزمره نرم میشوند و برخی دیگر با حضور چهرههای خشنتر، تهدید را برجسته میکنند. مشکل اصلی نه ضعف کلی بازیها، بلکه نابرابری در سهم شخصیتها از روایت است: وقتی قهرمان چنان پرقدرت طراحی شده که بخش بزرگی از توجه را میبلعد، فرصت پرداخت به دیگران محدود میشود.
در نتیجه، فیلم مجموعهای از حضورهای بهیادماندنی دارد، اما الزاماً همهٔ این حضورها به قوسهای داستانی کامل تبدیل نمیشوند. موسیقی، تصویر و نیروی حسی موسیقی Anirudh Ravichander یکی از پایههای مهم انرژی فیلم است. ترانهها و قطعات پسزمینه بهویژه در صحنههای ورود و اکشن، ریتم را تقویت میکنند و به حرکتهای قهرمانانه وزن بیشتری میدهند.
« بازیگران مکمل و توازن شخصیتها گروه بازیگران گسترده، به فیلم رنگوبویی پرستاره میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی در «Petta» صرفاً همراه تصویر نیست؛ اغلب نقش محرک دارد و تماشاگر را به مشارکت عاطفی دعوت میکند. گاه همین تأکید پرقدرت ممکن است بیش از حد آشکار باشد، اما در چارچوب فیلمی که قرار است شور و هیجان را به سطحی نمایشی برساند، این اغراق بخشی از زبان اثر است. تصویر نیز در ساختن هویت دیداری فیلم سهم دارد.
نورپردازی و قاببندی، بهویژه هنگام معرفی کالی، حس انتظار و رازآلودگی پدید میآورند. این طراحی در کنار موسیقی، به صحنهها کیفیتی نزدیک به اجرای صحنهای میدهد: هر حرکت فقط عملی در داستان نیست، بلکه نمایشی برای تماشاگر نیز هست. حاصل کار، فیلمی است که بیش از هر چیز با صدا و تصویر و حضور بدنی بازیگر اثر میگذارد؛ وجهی که برای مخاطب مشتاق سینمای ستارهمحور، از عناصر اصلی جذابیت آن خواهد بود.
روایت، فلشبکها و مسئلهٔ ریتم نقطهٔ قوت نیمهٔ نخست، کشش ناشی از راز شخصیت کالی و استفادهٔ سنجیده از اطلاعات است. فیلم کنجکاوی میسازد و بهتدریج نشان میدهد که پشت رفتار کنترلشدهٔ او چه گذشتهای پنهان است. اما همین مسیر در نیمهٔ دوم با گسترش فلشبکها و جابهجاییهای روایی دشوارتر میشود.
گذشتهای که باید به شخصیت عمق ببخشد، گاهی جریان اکنون را متوقف میکند و ضرباهنگی را که با مهارت بنا شده بود، کند میسازد. افزون بر این، انسجام روایت در بخشهایی سست میشود. فیلم میان انتقام، درام خانوادگی، رویاروییهای گانگستری و نمایش قهرمانانه رفتوآمد میکند، بیآنکه همیشه پیوندی روان میان این لایهها برقرار سازد.
« موسیقی در «Petta» صرفاً همراه تصویر نیست؛ اغلب نقش محرک دارد و تماشاگر را به مشارکت عاطفی دعوت میکند. »
قوتها و کاستیها
بعضی رخدادها بیشتر برای رساندن داستان به یک لحظهٔ پرهیجان طراحی شدهاند تا آنکه از تصمیمهای شخصیتها بهطور کامل برآیند. این ویژگی در سینمای تجاری لزوماً نقصی نابخشودنی نیست، اما وقتی فیلم از مخاطب انتظار همراهی عاطفی و توجه به جزئیات روایی دارد، لغزشهای پیدرپی بیشتر به چشم میآیند.
طول فیلم و انتظارات تماشاگر «Petta» حدود ۱۷۰ دقیقه زمان دارد و این مدت در بخشهایی سنگین احساس میشود. مسئله فقط طول فیلم نیست، بلکه تکرار تأکیدهایی است که پیشتر اثرشان را گذاشتهاند: نمایش اقتدار قهرمان، مکثهای پیش از درگیری و گسترش مسیرهای فرعی. اگر برخی از این لحظهها فشردهتر میشدند، فیلم میتوانست انرژی نیمهٔ نخست را با قدرت بیشتری تا پایان حفظ کند.
در عوض، بخشهایی از روایت کش میآیند و فاصلهٔ میان لحظههای پرشور را افزایش میدهند. بااینحال، معیار تماشای فیلم اهمیت دارد. کسی که از «Petta» انتظار درامی موجز، واقعگرا و کاملاً منسجم داشته باشد، احتمالاً با افتوخیزهای روایت و اغراقهایش کنار نخواهد آمد. اما مخاطبی که برای تماشای Rajinikanth، صحنههای پرشور، موسیقی پرانرژی و اکشن خوشساخت به سراغ فیلم میرود، بخش بزرگی از خواستهاش را دریافت میکند.
اثر از ابتدا قرارداد خود را با تماشاگر آشکار میسازد: قصه مهم است، اما شورِ ستارهمحور و لذت لحظهای نیز به همان اندازه اهمیت دارد. جمعبندی «Petta» اثری است که در بهترین لحظات، از کاریزمای Rajinikanth و مهارت Karthik Subbaraj در ساخت صحنههای نمایشی نیرویی چشمگیر میگیرد. ورودهای پرهیجان، موسیقی مؤثر و فضای رازآلود آغازین، فیلم را به تجربهای سرگرمکننده و پرجنبوجوش بدل میکنند.
« طول فیلم و انتظارات تماشاگر «Petta» حدود ۱۷۰ دقیقه زمان دارد و این مدت در بخشهایی سنگین احساس میشود. »
جمعبندی
در مقابل، فلشبکهای طولانی، انسجام نابرابر روایت و کشآمدن بعضی بخشها از قدرت آن میکاهند. حاصل، فیلمی بینقص نیست و در نیمهٔ دوم به اندازهٔ آغازش چابک نمیماند؛ اما در مقام جشنِ حضور یک ستاره و سینمای عامهپسندِ پرشور، هویت روشنی دارد. ارزش آن بیش از آنکه در تازگی قصه باشد، در شیوهای است که حضور قهرمان را به رویدادی دیداری و شنیداری تبدیل میکند.
« در مقابل، فلشبکهای طولانی، انسجام نابرابر روایت و کشآمدن بعضی بخشها از قدرت آن میکاهند. »
ثبت دیدگاه