نقد و بررسی
نقد اژدهای پیت (Pete's Dragon) | 1977
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانهای کوچک در دلِ شهر ماهیگیری «Pete's Dragon» محصول ۱۹۷۷، از آن فیلمهایی است که بیش از آنکه بر پیچیدگی قصه تکیه کند، میکوشد جهانی دلپذیر و خیالانگیز بسازد؛ جهانی که در آن پسری تنها میتواند به اژدهایی نامرئی اعتماد کند و در شهری ساحلی، خانهای تازه بیابد. فیلم به کارگردانی دان چفی، آمیزهای از بازیگران زنده و انیمیشن است؛ شیوهای که در آثار خانوادگی آن دوره جذابیت ویژهای داشت و به روایت، حالوهوایی میان قصهگویی کلاسیک و نمایش خیال میبخشد.
داستان، پیت را در مرکز خود قرار میدهد: کودکی که از محیطی سخت میگریزد و همراه الیوت، اژدهای مهربان و دستوپاچلفتی، به شهر ماهیگیری پاساماکودی میرسد. آشنایی با نورا و پدرش، فانوسبان شهر، امکان شکلگیری نوعی خانواده را پیش روی او میگذارد؛ اما ورود این دو مهمان نامتعارف، آرامش شهر را بهآسانی بر هم میزند.
این چارچوب ساده، بستری برای پرداختن به تنهایی، اعتماد و نیاز کودک به پناهگاهی امن فراهم میکند، بیآنکه فیلم از لحن سرگرمکننده و کودکانهاش فاصله بگیرد. رفاقت پیت و الیوت محور عاطفی فیلم، رابطه پیت و الیوت است؛ دو همراه که هر یک به شکلی از جهان پیرامون جدا افتادهاند. پیت در میان بزرگسالانی قرار گرفته که همیشه خیرخواه او نیستند، و الیوت نیز موجودی است که حضورش برای دیگران بهسادگی قابل درک نیست.
همین جدایی مشترک، پیوندشان را باورپذیر میکند. الیوت برای پیت فقط دوست و همبازی نیست؛ محافظی است که در لحظههای دشوار به او دلگرمی میدهد و نوعی وفاداری بیقیدوشرط را نمایندگی میکند. فیلم در نمایش این رفاقت، به جای گفتوگوهای پیچیده، از بازی و شوخی و کنشهای کوچک بهره میبرد. الیوت گاهی پرهیاهو و خرابکار است، اما دستوپاچلفتیبودنش از شیرینی شخصیت او میکاهد که نه، بلکه آن را بیشتر میکند.
« همین جدایی مشترک، پیوندشان را باورپذیر میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پیت نیز در کنار او مجال مییابد کودکی کند؛ چیزی که شرایط دشوار زندگیاش از او دریغ کرده است. این وجه عاطفی، حتی هنگامی که روایت کند میشود، فیلم را زنده نگه میدارد و دلیل اصلی ماندگاری آن در حافظه بسیاری از تماشاگران است. فانوس دریایی و جغرافیای خیال فضای ساحلی و فانوس دریایی، از مهمترین عناصر هویتی فیلماند.
فانوس در اینجا فقط بنایی دیدنی نیست؛ نشانهای از پناه، راهنمایی و امکان بازگشت به امنیت است. در برابر خانههایی که ممکن است ترسآور یا بیثبات باشند، این مکان تصویری از آسایش و پذیرش به دست میدهد. شهر ماهیگیری نیز با جمعی از آدمهای رنگارنگ و گاه بدگمان، فضایی میسازد که هم طنزآمیز است و هم به اندازه کافی باورپذیر تا خیال بتواند در آن جا بگیرد.
تصور اژدهایی که دیده نمیشود، ایدهای ساده اما پربازده است. نامرئیبودن الیوت به فیلم امکان میدهد شوخیهای بصری متعددی خلق کند: وسایل حرکت میکنند، آشفتگی به بار میآید و شخصیتها ناچارند میان آنچه میبینند و آنچه باور میکنند، فاصلهای را پر کنند. تماشاگر اما از راز حضور اژدها باخبر است و همین تفاوت، سرچشمه بخشی از طنز فیلم میشود.
خیال در اینجا به معنای فرار کامل از واقعیت نیست؛ راهی است برای دیدنِ تنهایی و امیدِ پیت از زاویهای دیگر. انیمیشن و جلوههای بصری الیوت، با طراحی رنگارنگ و حرکات اغراقآمیزش، از نظر بصری بهیادماندنیترین شخصیت فیلم است. انیمیشن او تلاش میکند با محیط بازیگران زنده هماهنگ شود و حضورش را در قاب طبیعی جلوه دهد؛ تلاشی که برای زمان خود جاهطلبانه بود.
« پیت نیز در کنار او مجال مییابد کودکی کند؛ چیزی که شرایط دشوار زندگیاش از او دریغ کرده است. »
شخصیتها و اجرا
ترکیب تصویر زنده و شخصیت متحرک، بهویژه در صحنههایی که الیوت بیآنکه دیده شود بر محیط اثر میگذارد، فرصتهایی برای شوخی و غافلگیری فراهم میکند. نامرئیبودن او نیز صرفاً یک ترفند نیست، بلکه به بخشی از زبان تصویری اثر تبدیل شده است. با این همه، فاصله زمانی تولید فیلم آشکار است. جلوهها و دکورها گاهی تصنعی به نظر میرسند و مرز میان انیمیشن و فضای واقعی همیشه به نرمی محو نمیشود.
برای تماشاگر امروز، بعضی صحنهها ممکن است بیش از آنکه خیالانگیز باشند، یادآور محدودیتهای فنی دوره خود شوند. اما همین ناهمواری نیز بخشی از بافت فیلم است: «Pete's Dragon» محصول دورانی است که صنعت سینما هنوز در حال آزمودن راههای گوناگون برای کنار هم نشاندن تصویر زنده و انیمیشن بود.
جذابیت اثر، در نهایت، تنها به واقعنمایی جلوهها وابسته نیست؛ شخصیت الیوت و انرژی کودکانهاش همچنان میتوانند تماشاگر را با خود همراه کنند. بازیگران و لحن کمدی بازیگران فیلم، فضایی پرجنبوجوش و تا اندازهای نمایشی به آن میبخشند. میکی رونی در نقش فانوسبان، شخصیتی گرم و پرتحرک میسازد و رد باتنز نیز در همراهی با جیم دیل به بخش کمدی داستان نیرو میدهد.
حضور هلن ردی در نقش نورا، نقطه اتکای عاطفی روایت است؛ او شخصیتی مهربان و آرام ارائه میکند که برای پیت امنیت و پذیرش به همراه دارد. بازی شان مارشال نیز با سادگی متناسب با نقش، اندوه و امید کودکانه پیت را در کنار هم نگه میدارد. با وجود این، لحن بازیها گاهی بیش از اندازه اغراقشده است.
« نامرئیبودن او نیز صرفاً یک ترفند نیست، بلکه به بخشی از زبان تصویری اثر تبدیل شده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی شخصیتهای بزرگسال چنان به سوی کمدیهای نمایشی میروند که با حساسیت عاطفی داستان فاصله میگیرند. این ناهمگونی ممکن است برای بعضی تماشاگران بخشی از جذابیت قدیمی فیلم باشد و برای گروهی دیگر، مانعی در برابر باورکردن جهان آن. فیلم کمتر به ظرافت روانشناختی تکیه میکند و بیشتر به تیپسازی، حرکات پررنگ و شوخیهای آشکار متوسل میشود؛ انتخابی که با حالوهوای خانوادگی اثر سازگار است، اما دامنه تأثیر آن را محدود میکند.
ترانهها و ضربآهنگ روایت موسیقی جایگاهی مرکزی در ساختار فیلم دارد و بهجای آنکه صرفاً پسزمینه باشد، بارها روایت را به قالب ترانه میبرد. ترانههایی چون «Candle on the Water» وجه احساسی اثر را تقویت میکنند و با مضمون انتظار و امید پیوند دارند. برخی قطعات نیز حالوهوایی بازیگوش و نمایشی دارند و به شخصیتها مجال میدهند عواطف یا خواستههایشان را به شکلی ساده و مستقیم بیان کنند.
نامزدی «Candle on the Water» برای جایزه اسکار بهترین ترانه اصلی نیز نشان میدهد موسیقی فیلم از همان زمانِ ساخت، بخشی مهم از هویت آن بوده است. اما جایگیری ترانهها همیشه طبیعی نیست. گاهی آهنگ ناگهان وارد میشود و پیوستگی صحنه را قطع میکند؛ گاهی نیز قطعهای که قرار است انرژی تازهای به روایت بدهد، بهتنهایی آنقدر نیرومند نیست که این توقف را جبران کند.
مشکل فقط کیفیت تکتک ترانهها نیست، بلکه ریتم کلی فیلم هم از این گسستها تأثیر میپذیرد. بعضی لحظهها موسیقی به جهان قصه جان میدهد و بعضی دیگر، بیش از آنکه روایت را پیش ببرد، زمان آن را کش میدهد. کندی روایت و جایگاه فیلم در امروز «Pete's Dragon» بهویژه در بخشهای میانی، گاهی بیش از اندازه مکث میکند.
« برخی شخصیتهای بزرگسال چنان به سوی کمدیهای نمایشی میروند که با حساسیت عاطفی داستان فاصله میگیرند. »
قوتها و کاستیها
داستان ظرفیت گسترش دارد، اما همه صحنهها به یک اندازه به پیشبرد آن کمک نمیکنند؛ شوخیها و موقعیتهای فرعی بعضاً طولانی میشوند و فیلم برای رسیدن به گام بعدی، زمان زیادی صرف میکند. با توجه به زمان نمایش نسبتاً بلند اثر، این کشآمدن برای مخاطبی که به روایتهای سریعتر عادت دارد، محسوستر است.
با این حال، کندی فیلم را نباید تنها نقصی بیجبران دانست. بخشی از تماشای آن به ماندن در فضای شهر، آشناشدن با شخصیتها و لذتبردن از خیال سادهاش وابسته است. این اثر نه ماجراجویی پرشتاب امروزی است و نه قصهای که همه لحظههایش با دقتی یکسان پرداخت شده باشد؛ بیشتر شبیه کتاب مصوری است که بعضی تصویرهایش روشنتر از مسیر میان آنها در ذهن میمانند.
برای کودکی که با رؤیای داشتن دوستی نامرئی یا زندگی در فانوس دریایی همراه میشود، زمان کندتر فیلم میتواند بخشی از افسون آن باشد. برای تماشاگر بزرگسال، همان ویژگی ممکن است به ملال تبدیل شود. جمعبندی «Pete's Dragon» فیلمی بیعیب نیست، اما گرمای عاطفی و تخیل صمیمانهاش آن را از یک سرگرمی گذرا فراتر میبرد.
پیوند پیت و الیوت، فضای فانوس دریایی و شهر ساحلی، و شیرینی اژدهایی که میان شیطنت و وفاداری حرکت میکند، از عناصر ماندگار آناند. در برابر این امتیازها، روایت کشدار، جلوههای بصری کهنه و ترانههایی با کیفیت نابرابر قرار دارند؛ کاستیهایی که برای تماشاگر امروز بهسادگی دیده میشوند.
« با این حال، کندی فیلم را نباید تنها نقصی بیجبران دانست. »
جمعبندی
ارزش فیلم بیش از آنکه در استحکام همه اجزایش باشد، در حس و خاطرهای است که میسازد: خیالِ داشتن همراهی که همیشه کنار تو میماند، و امید به آنکه جایی برای پذیرش و امنیت وجود داشته باشد. این قصه گاه بیش از حد طول میکشد و گاه با شور موسیقایی خود از مسیر اصلی منحرف میشود، اما در بهترین لحظههایش هنوز توانایی دارد تماشاگر را به قلمرویی ببرد که در آن دوستی، حتی اگر نامرئی باشد، از هر چیز واقعیتر به نظر میرسد.



ثبت دیدگاه