نقد و بررسی
نقد دوستان پیتر (Peter's Friends) | 1992
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به خانهای که دیگر همان خانه نیست «Peter’s Friends» از یک موقعیت ساده و آشنا آغاز میکند: پیتر، پس از بهارثبردن خانهای بزرگ از پدرش، دوستان دوران دانشگاه را برای تعطیلات سال نو دعوت میکند. ده سال از جوانی مشترکشان گذشته و هرکدام در مسیر جداگانهای افتادهاند. این دیدار قرار نیست صرفاً فرصتی برای زندهکردن خاطرهها باشد؛ بیشتر شبیه آینهای است که گذشته را در برابر اکنون میگیرد و فاصلهٔ میان این دو را آشکار میکند.
خانهٔ بزرگ روستایی در فیلم فقط پسزمینهای زیبا نیست. معماریاش، اتاقهای فراخ و فضاهای دور از هیاهوی شهر، شخصیتها را موقتاً از زندگی روزمره جدا میکند؛ اما همین خلوت، راه گریز از خودشان را هم میبندد. آدمها گرد هم آمدهاند تا خوش بگذرانند، ولی گفتوگوها آرامآرام نشان میدهد که هرکس چیزی با خود به این جمع آورده که بهآسانی در قالب شوخی و یادآوری خاطرات جا نمیگیرد.
فیلم از همان ابتدا وعدهٔ حادثهای پرشتاب نمیدهد؛ نیروی اصلیاش در کنار هم قراردادن آدمهایی است که زمانی یکدیگر را خوب میشناختند و اکنون باید دوباره هم را کشف کنند. دوستی در گذر زمان موضوع محوری فیلم، نه صرفاً رفاقت، بلکه فرسودگی و دگرگونی آن در گذر سالهاست. شخصیتها در جوانی به واسطهٔ شوخطبعی، تجربههای مشترک و نوعی آرمانگرایی به هم نزدیک بودهاند؛ اکنون اما هرکدام با انتخابها، شکستها و سازشهای خود روبهرو هستند.
« ده سال از جوانی مشترکشان گذشته و هرکدام در مسیر جداگانهای افتادهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دیدار دوباره، شکاف میان تصویری را که از دوستان قدیمی در ذهن دارند و کسانی را که واقعاً شدهاند، آشکار میکند. از این منظر، فیلم نگاه سادهانگارانهای به گذشته ندارد. خاطرات مشترک گرما میآورند، اما لزوماً به معنای حفظ صمیمیت نیستند. گاهی آدمها با هم میخندند، بیآنکه در حقیقت حرف مهمی را به زبان آورده باشند؛ گاهی نیز سکوت یا طعنهای کوتاه از چندین سال فاصله پرده برمیدارد.
«Peter’s Friends» بهخوبی میفهمد که صمیمیت قدیمی میتواند هم پناه باشد و هم میدان مواجهه: دوستان یکدیگر را از پیش میشناسند و همین شناخت، پنهانکاری را دشوارتر میکند. گروه بازیگران و شیمی جمعی مهمترین سرمایهٔ فیلم، جمع بازیگران آن است. Stephen Fry، Kenneth Branagh، Emma Thompson، Hugh Laurie، Imelda Staunton و دیگر بازیگران، به شخصیتها حالتی میدهند که گویی پیش از آغاز داستان نیز زندگی مشترکی داشتهاند.
این باورپذیری در چنین فیلمی اهمیت اساسی دارد؛ زیرا اگر تماشاگر پیوند گذشتهٔ این آدمها را نپذیرد، بخش بزرگی از بار عاطفی و طنز اثر از میان میرود. فیلم بر همین احساس اتکا میکند که این افراد نه صرفاً در یک مهمانی، بلکه در تاریخچهای مشترک کنار هم قرار گرفتهاند. اما Thompson حضوری بهویژه پرجنبوجوش دارد.
« دیدار دوباره، شکاف میان تصویری را که از دوستان قدیمی در ذهن دارند و کسانی را که واقعاً شدهاند، آشکار میکند. »
شخصیتها و اجرا
بازی او به صحنهها انرژی میبخشد و از خلال تغییر لحن و واکنشهای سریع، شخصیتی را شکل میدهد که هم میتواند خندهدار باشد و هم زیر ظاهر پرتحرکش، آسیبپذیریاش را نمایان کند. Laurie و Staunton نیز در نقش زوجی که رابطهشان با نگرانیها و عادتهای خانوادگی گره خورده، ظرافت قابلتوجهی دارند.
در سوی دیگر، شخصیتهای Branagh و Rita Rudner به فیلم امکان میدهند روابط را از زاویهٔ دیگری بررسی کند؛ زاویهای که در آن موفقیت بیرونی الزاماً نشانهٔ رضایت درونی نیست. طنزی که از گفتوگو میجوشد طنز فیلم بیش از آنکه بر موقعیتهای بزرگ یا شوخیهای پیدرپی استوار باشد، از برخورد شخصیتها و تفاوت نگاهشان شکل میگیرد.
شوخیها اغلب در دل مکالمه پدیدار میشوند: یک کنایه، واکنشی بیحوصله یا جملهای که ظاهراً بیاهمیت است، اما از شناخت قدیمی میان گوینده و شنونده نیرو میگیرد. این شیوه با فضای دورهمی سازگار است و به فیلم حس گفتوگویی زنده میدهد. بااینحال، همین اتکا به دیالوگ همیشه نتیجهبخش نیست.
« این شیوه با فضای دورهمی سازگار است و به فیلم حس گفتوگویی زنده میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی صحنهها طولانیتر از ظرفیت شوخیشان ادامه مییابند و لحظهای که میتوانست بامزه یا تأثیرگذار باشد، بر اثر مکثهای زیاد از تازگی میافتد. فیلم گاهی انتظار دارد صرف حضور این شخصیتها و لحن طعنهآمیزشان برای حفظ توجه کافی باشد؛ درحالیکه همهٔ گفتوگوها از نیروی یکسانی برخوردار نیستند.
بنابراین، تماشاگرانی که به کمدی پرتحرک و موقعیتمحور علاقه دارند، ممکن است از ریتم آرام و تأکید مکرر بر معاشرتها فاصله بگیرند. موسیقی و خاطرهٔ یک دوره موسیقی یکی از عناصر مهم در ساختن حالوهوای اثر است. ترانههای شناختهشده، از جمله آثار Queen، Tears for Fears و گروههای دیگر، به فیلم رنگی نوستالژیک میدهند و پیوند میان نسل شخصیتها و خاطرههای مشترکشان را تقویت میکنند.
موسیقی صرفاً برای پرکردن فاصلهٔ میان صحنهها به کار نمیرود؛ گاه حالوهوایی میسازد که گفتوگوها بهتنهایی قادر به انتقالش نیستند. در لحظههایی که شخصیتها کنار هم آواز میخوانند یا به ترانهای گوش میدهند، گذشته برای مدتی کوتاه نه موضوع گفتوگو، بلکه تجربهای زنده میشود. البته استفاده از قطعههای مشهور همیشه کاملاً یکپارچه با روایت نیست.
« موسیقی و خاطرهٔ یک دوره موسیقی یکی از عناصر مهم در ساختن حالوهوای اثر است. »
قوتها و کاستیها
بعضی انتخابها بیشتر به فضای کلی فیلم کمک میکنند تا آنکه مستقیماً از دل موقعیت بیرون آمده باشند. بااینهمه، همین ترکیب موسیقی و جمعبودن آدمها، به اثر گرمایی میبخشد که ممکن است تماشاگر پس از پایان فیلم بیش از جزئیات داستان به یاد بسپارد. موسیقی، در کنار خانهٔ بزرگ و مهمانی سال نو، تصویری از زمانی میسازد که شخصیتها میکوشند آن را دوباره به دست آورند، هرچند میدانند بازگشت کامل به گذشته ممکن نیست.
انتخاب این قطعهها در ساخت موسیقایی فیلم جایگاهی برجسته دارد. پراکندگی روایت و محدودیتهای ریتم «Peter’s Friends» فیلمی شخصیتمحور است و به همین دلیل، حرکت روایتش بیشتر از مسیر رفتوآمد میان روابط شکل میگیرد تا زنجیرهای از رویدادهای پرشتاب. این انتخاب در بخشهایی سودمند است: فرصتی فراهم میکند تا شخصیتها در برابر یکدیگر قرار گیرند و تناقضهایشان کمکم آشکار شود.
اما در بخشهایی دیگر، فیلم میان موضوعها و شخصیتها جابهجا میشود بیآنکه همیشه پلی محکم میان آنها بسازد. در نتیجه، برخی خردهداستانها بیش از آنکه اجزای یک ساختار منسجم به نظر برسند، مکالمههایی جداگانه در یک آخرهفتهٔ شلوغاند. ریتم کند نیز حاصل همین رویکرد است. برای تماشاگرانی که از مکث، گفتوگوی طولانی و جزئیات رابطهها لذت میبرند، این آرامش میتواند فرصتی برای خوگرفتن به جمع باشد؛ اما برای کسانی که انتظار پیشروی روشنتری دارند، بخشهایی از فیلم احتمالاً کماتفاق جلوه میکند.
« بعضی انتخابها بیشتر به فضای کلی فیلم کمک میکنند تا آنکه مستقیماً از دل موقعیت بیرون آمده باشند. »
جمعبندی
مسئله آن نیست که در این جمع هیچ تنشی وجود ندارد، بلکه فیلم گاهی تنش را چنان پراکنده میکند که از شدت اثرش کاسته میشود. بااینحال، این کاستیها به فیلم لطمه میزنند، نه به هستهٔ انسانی آن. جمعبندی «Peter’s Friends» کمدیِ پرشتاب یا روایتی بینقص نیست؛ فیلمی است دربارهٔ آدمهایی که یکدیگر را از سالهای جوانی میشناسند، اما دیگر نمیتوانند فرض کنند که همان آدمهای سابقاند.
مهمانی سال نو بهانهای میشود برای سنجیدن فاصلهٔ میان خاطره و واقعیت، و برای دیدن اینکه رفاقت چگونه میتواند زیر بار سالها تغییر، همچنان معنایی داشته باشد. گروه بازیگرانِ هماهنگ، حضور پرانرژی Emma Thompson، موسیقی دلنشین و فضای نوستالژیک، به اثر گرما میبخشند؛ در مقابل، کندی ریتم، پراکندگی بعضی خطهای روایی و کشآمدن چند صحنه از گیرایی آن میکاهند.
ارزش فیلم بیش از آنکه در غافلگیریهای داستانی باشد، در حس جمعی آن نهفته است: شنیدن گفتوگوهای دوستانی که همدیگر را میخندانند، میرنجانند و ناچار میشوند دوباره به هم گوش دهند. اگر تماشاگر با کمدیهای گفتوگومحور و روایتهای آرام ارتباط برقرار کند، این دیدار دوباره میتواند تجربهای صمیمی و ماندگار باشد؛ تجربهای که شاید پس از پایانش، نه بهخاطر بینقصبودن، بلکه بهخاطر آدمهایش در ذهن باقی بماند.
« بااینحال، این کاستیها به فیلم لطمه میزنند، نه به هستهٔ انسانی آن. »
ثبت دیدگاه