نقد و بررسی
نقد نبرد خرگوشها (Peter Rabbit) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای کلاسیک در لباسی تازه فیلم «پیتر خرگوشه» ساختهٔ ویل گلوک، برداشتی آزاد و امروزی از شخصیت محبوب بیترکس پاتر است؛ برداشتی که بهجای بازگویی سادهٔ ماجراهای کتابها، خرگوش بازیگوش را به قهرمان یک کمدی پرتحرک و پر سر و صدا بدل میکند. پیتر و خانوادهاش در باغ سبزیجات آقای مکگرگور رفتوآمد دارند، اما ورود وارث تازهٔ خانه، توماس، دشمنی دیرینه را وارد مرحلهای تازه میکند.
در این میان، بی، همسایهٔ مهربان و دلبستهٔ حیوانات، به نقطهٔ پیوند و رقابت دو طرف بدل میشود. این تغییر در مسیر داستان، فیلم را از فضای قصهگویی آرام و موجز کتابها دور میکند و به الگوی آشنای کمدی خانوادگی نزدیکتر میسازد: دو رقیب لجوج، نقشههایی پیدرپی و کشمکشی که هر بار از مرحلهای سادهتر به آشوبی بزرگتر میرسد.
حاصل، اثری است که بیش از آنکه در پی بازسازی حالوهوای ادبیات پاتر باشد، میخواهد تماشاگر را با جنبوجوش و شوخیهای پیاپی سرگرم کند. جهان بصری و دلنشینی طبیعت یکی از امتیازهای آشکار فیلم، ساختن جهانی رنگارنگ و خوشتماشا است. باغ، خانه و چشماندازهای روستایی با ترکیبی از فیلمبرداری زنده و شخصیتهای رایانهای جان میگیرند؛ خرگوشها در فضای واقعی رفتوآمد میکنند، میدوند و با انسانها تعامل دارند، بیآنکه پیوند میان دو شیوهٔ تصویری در بیشتر لحظات ناهماهنگ به نظر برسد.
این ترکیب، به فیلم امکان میدهد هم از زیبایی منظره بهره ببرد و هم حرکات اغراقآمیز و کارتونی حیوانات را به نمایش بگذارد. طراحی شخصیتهای جانوری نیز در ایجاد جذابیت دیداری سهم دارد. آنها به اندازهای پرجزئیاتاند که در قاب باورپذیر بنشینند، اما همچنان چهره و حرکتهایشان به زبان انیمیشن تعلق دارد.
« در این میان، بی، همسایهٔ مهربان و دلبستهٔ حیوانات، به نقطهٔ پیوند و رقابت دو طرف بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم گاه با نمایی کوتاه و نقاشانه، به سرچشمهٔ تصویری خود اشاره میکند؛ لحظههایی که یادآور تصویرگری ظریف پاترند و از پرتحرکی عمومی اثر فاصله میگیرند. همین مکثهای بصری نشان میدهند که جهان داستان ظرفیت لطافت و سکون بیشتری داشته است؛ ظرفیتی که فیلم همیشه از آن بهره نمیبرد. ریتم و سازوکار کمدی «پیتر خرگوشه» بهندرت اجازه میدهد فضای داستان آرام بماند.
تعقیبوگریزها، خرابکاریها، واکنشهای بدنی و شوخیهای متوالی، ریتمی تند و سرزنده پدید میآورند. این شتاب برای مخاطب کمسن میتواند سرگرمکننده باشد و فیلم در بخشهایی، با بازی میان شخصیتهای زنده و حیوانات متحرک، از موقعیتهای ساده انرژی میگیرد. کشمکش پیتر و توماس نیز موتور اصلی این حرکت است: هر اقدام یکی، واکنشی تازه از دیگری به دنبال دارد و این زنجیره، به روایت نیروی پیشبرنده میدهد.
بااینحال، سرعت همیشه به معنای انسجام نیست. فیلم گاهی از یک شوخی به شوخی دیگر میپرد، بیآنکه فرصت کافی برای پرورش موقعیت یا عمیقتر کردن رابطهها فراهم کند. تکرار بعضی لطیفهها و ارجاعهای امروزی نیز ممکن است آهنگ اثر را بهجای تقویت، پراکنده کند. در نتیجه، ریتم پرجنبوجوش فیلم همزمان نقطهٔ قوت و محدودیت آن است: تماشاگر را در حرکت نگه میدارد، اما گاهی به بهای کاستن از مکث، لطافت و ظرافت روایی.
پیتر؛ از شیطنت تا آزارگری مهمترین فاصلهٔ فیلم با تصویر آشنای پیتر در کتابها، در شخصیتپردازی خود او دیده میشود. پیتر همچنان شجاع، پرانرژی و بازیگوش است، اما شیطنتهایش در اینجا بارها از مرز شوخی کودکانه میگذرند و به رفتاری آزارگرانه نزدیک میشوند. دشمنی او با توماس فقط تلاشی برای حفظ قلمرو یا دسترسی به باغ نیست؛ فیلم آن را به رشتهای از نقشهها و تلافیجوییها بدل میکند که گاه بیش از اندازه خصمانه به نظر میرسند.
« ریتم و سازوکار کمدی «پیتر خرگوشه» بهندرت اجازه میدهد فضای داستان آرام بماند. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب شاید با منطق کمدیِ اغراقآمیز سازگار باشد، اما پیامدش تضعیف همدلی با قهرمان است. پیتر قرار است موجودی دوستداشتنی باشد که از سر کنجکاوی و سرسختی به دردسر میافتد؛ حال آنکه در بعضی صحنهها، رفتار او چنان بیرحمانه جلوه میکند که تماشاگر ناخواسته به رقیب انسانیاش نزدیکتر میشود.
فیلم میکوشد از مسیر رابطهٔ پیتر با خانوادهاش و بی، جنبهای مهربانتر از او نشان دهد، اما این وجه همیشه به اندازهٔ خرابکاریها و پرخاشگریهایش مجال بروز پیدا نمیکند. طنز، خشونت و تناسب با مخاطب کودک فیلم برای خنداندن، به شوخیهای جسمانی، برخوردهای خشن و موقعیتهایی با رنگوبوی زننده متوسل میشود.
مسئله این نیست که کمدی کودکانه باید کاملاً بیخطر یا آرام باشد؛ اغراق و حادثه از عناصر دیرپای این گونهاند. دشواری از جایی آغاز میشود که خشونت چنان شدت میگیرد که با لطافت مورد انتظار از داستانی دربارهٔ حیوانات کوچک و جهان روستایی ناسازگار مینماید. در چنین لحظههایی، فاصلهٔ میان ظاهر دلنشین شخصیتها و رفتارهای خشن آنها چشمگیر میشود.
این تضاد، لحن فیلم را دوپاره میکند: تصویرها همچنان رنگارنگ و فریبندهاند، اما شوخیها گاه به سمت آزار و انتقام میروند. برای مخاطبان بزرگسال، این ناسازگاری ممکن است بهعنوان انتخابی عامدانه در کمدی اغراقآمیز پذیرفته شود؛ برای کودکان، اما میتواند پرسشهایی دربارهٔ مرز شوخی و رفتار آسیبزننده ایجاد کند.
« این انتخاب شاید با منطق کمدیِ اغراقآمیز سازگار باشد، اما پیامدش تضعیف همدلی با قهرمان است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در پایانبندی اخلاقی خود به اهمیت مسئولیتپذیری و توجه به دیگران اشاره میکند، ولی این مضمون در برابر انبوه شوخیهای خشونتآمیز همیشه به روشنی برجسته نمیشود. شخصیتهای انسانی و رقابت آشنا توماس و بی در مرکز بخش انسانی داستان قرار دارند، اما رابطهٔ میان آنها بیشتر کارکردی روایی دارد تا روانشناختی.
بی با مهربانی و علاقهاش به حیوانات، میانجی طبیعی کشمکش است؛ توماس نیز با ورود از لندن و برخورداری از روحیهای سختگیرانه، در برابر جهان آزاد و بیقاعدهٔ پیتر قرار میگیرد. تقابل این دو شیوهٔ زندگی میتوانست زمینهای برای بررسی گستردهترِ سازگاری انسان با طبیعت و مفهوم مالکیت فراهم کند.
بااینحال، فیلم بیش از آنکه این زمینه را بکاود، به رقابت عاطفی و جلب محبت بی تکیه میکند. این چارچوب آشنا، بهسرعت رابطهها را قابلفهم میسازد، اما از پیچیدگی آنها میکاهد. بی بیش از آنکه شخصیتی با مسیر مستقل و خواستههای روشن باشد، گاه به داوری تبدیل میشود که دو رقیب میکوشند نظرش را جلب کنند.
توماس نیز ظرفیت تحول دارد، اما گذار او از خشکی و خودمحوری به نرمش، با شتابی بیش از اندازه پیش میرود. بازی دومنهال گلیسون به این شخصیت انرژی و جنبهای کمیک میبخشد و رز برن نیز گرمای دلنشینی به بی میدهد، اما پرداخت سطحی فیلم فرصت چندانی برای بسط این تواناییها باقی نمیگذارد. اقتباس و هویت مستقل فیلم اقتباس از اثری کلاسیک همواره میان وفاداری و بازآفرینی در حرکت است.
« بااینحال، فیلم بیش از آنکه این زمینه را بکاود، به رقابت عاطفی و جلب محبت بی تکیه میکند. »
قوتها و کاستیها
«پیتر خرگوشه» آشکارا راه دوم را انتخاب میکند: شخصیتها و نشانههای جهان پاتر را میگیرد، اما آنها را در قالبی امروزی، شلوغ و متکی بر شوخیهای سریع قرار میدهد. این رویکرد برای تماشاگرانی که با کتابها آشنایی ندارند، مانعی ایجاد نمیکند و فیلم بهتنهایی نیز داستانی روشن و سرگرمکننده دارد.
در مقابل، برای دوستداران تصویر لطیف و آهنگ آرام قصههای پاتر، این تغییر ممکن است به معنای ازدسترفتن بخشی از هویت اثر اصلی باشد. فیلم زمانی به ریشههایش نزدیکتر میشود که به طبیعت، نقاشی و پیوند عاطفی میان جانوران و انسانها توجه میکند. هرگاه بر این عناصر مکث میکند، جهانش دلنشینتر و متمایزتر میشود.
اما هر بار که شتاب، شوخیهای روزآمد و رقابتهای پرهیاهو بر صحنه مسلط میشوند، اثر بیشتر به کمدی خانوادگیِ متعارف شباهت پیدا میکند. بنابراین، فیلم نه اقتباسی وفادار به لحن کتاب است و نه بازآفرینیای کاملاً مستقل؛ هویتش در همین کشاکش میان اصالت تصویری و سرگرمی عامهپسند شکل میگیرد.
جمعبندی «پیتر خرگوشه» فیلمی خوشرنگ، پرتحرک و در بخشهایی واقعاً سرگرمکننده است که با ترکیب انیمیشن و بازی زنده، جهانی تماشایی میسازد. ریتم سریع و موقعیتهای کمیک میتوانند مخاطب کودک را جذب کنند، اما شوخیهای زننده، خشونت اغراقشده و رفتار آزارگرانهٔ پیتر از هماهنگی لحن میکاهند.
« فیلم زمانی به ریشههایش نزدیکتر میشود که به طبیعت، نقاشی و پیوند عاطفی میان جانوران و انسانها توجه میکند. »
جمعبندی
داستان نیز با تکیه بر رقابتی آشنا و شخصیتهای انسانی کمپرداخت، از عمقی که ایدهٔ تقابل انسان و طبیعت در اختیارش میگذارد، بهرهٔ کامل نمیبرد. در نهایت، این اثر بیش از آنکه بازتابی از لطافت و ظرافت کتابهای بیترکس پاتر باشد، کمدیای خانوادگی با چهرههای آشنا و انرژی فراوان است. اگر با این فاصلهٔ سبکی کنار بیاییم، میتوان از رنگ، حرکت و بازیگوشی آن لذت برد؛ اما اگر انتظار بازگشت به سکون شاعرانه و شیطنت معصومانهٔ پیتر کلاسیک را داشته باشیم، فیلم احتمالاً غافلگیرکننده و گاه ناهمگون خواهد بود.



ثبت دیدگاه