نقد و بررسی
نقد پیتر خرگوشه ۲: فراری (Peter Rabbit 2: The Runaway) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت خرگوشی که نمیخواهد در یک قالب جا بگیرد «پیتر خرگوشه ۲: فراری» دنبالهای است که از همان آغاز، مسئلهای ساده اما ثمربخش را پیش میکشد: چه کسی حق دارد دربارهٔ هویت یک شخصیت تصمیم بگیرد؟ پیتر، پس از آنکه درمییابد در کتابی که بی قرار است دربارهٔ او بنویسد، بیش از هر چیز بهعنوان موجودی دردسرساز تصویر میشود، احساس میکند دیگران پیشاپیش او را تعریف کردهاند.
این رنجش، او را از خانه دور میکند و به مسیری میکشاند که در آن با خرگوشی سالخورده و گروهی تازه آشنا میشود. فیلم از همین تعارض، هم موتور ماجراجویی میسازد و هم فرصتی برای صحبت دربارهٔ برچسبزدن، پذیرفتهشدن و مسئولیت رفتار. ویل گلوک بار دیگر جهان زنده و بازیگوش مجموعه را هدایت میکند و جیمز کوردن، رز بیرن و دامنل گلیسون نیز در کنار گروه بازیگران صدا حضور دارند.
مسئلهٔ اصلی: شیطنت یا سوءتفاهم؟ نقطهٔ قوت ایدهٔ مرکزی فیلم آن است که پیتر را صرفاً خرگوشی پرجنبوجوش و قانونگریز نمیبیند؛ او از اینکه دیگران رفتارهایش را به هویتی ثابت و یکبعدی تبدیل میکنند، دلخور است. این دلخوری برای قهرمانی که همواره با شیطنت شناخته شده، زمینهای مناسب فراهم میکند: آیا پیتر واقعاً همان شخصیتی است که دیگران از او ساختهاند، یا میتواند انتخاب کند چه جور خرگوشی باشد؟
فیلم پاسخ را بهصورت مستقیم و موعظهگرانه عرضه نمیکند، اما مضمون پذیرش و همدلی را در رابطههای میان پیتر، خانوادهٔ انسانیاش و خرگوشها میگستراند. آنها باید از تفاوتهای یکدیگر عبور کنند و بپذیرند که محبت، به معنای نادیدهگرفتن خطاها نیست. با این همه، این مضمون گاهی زیر بار شوخیها و اتفاقهای پیاپی قرار میگیرد؛ فیلم بهجای آنکه همیشه مکث کند و تناقض درونی پیتر را پرورش دهد، بارها سراغ موقعیت تازهای میرود تا ریتم را بالا نگه دارد.
« این رنجش، او را از خانه دور میکند و به مسیری میکشاند که در آن با خرگوشی سالخورده و گروهی تازه آشنا میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کمدی خودآگاه؛ بازیگوشی با مرزهای داستان یکی از مشخصههای بارز فیلم، شوخی با خودِ داستانگویی است. روایت بارها به این نکته اشاره میکند که پیتر شخصیتی در یک کتاب یا محصول فرهنگی است و همین خودآگاهی میتواند لحظههایی خلاقانه بسازد. فیلم با تصویرشهرت، برندسازی و اینکه چگونه یک شخصیت داستانی به تصویری قابلفروش تبدیل میشود، شوخی میکند؛ طنزی که به مسئلهٔ اصلی اثر، یعنی ساختن هویت از بیرون، پیوند دارد.
اما این شگرد همیشه به یک اندازه کارآمد نیست. وقتی شوخی خودارجاعی در خدمت شخصیت و مضمون قرار میگیرد، طراوت دارد؛ وقتی صرفاً برای جلب توجه تکرار میشود، از نیروی خود میکاهد. برخی لحظهها چنان اصرار دارند که تماشاگر متوجه شوخی شده است که فرصت خندیدن یا اندیشیدن را از او میگیرند. با وجود این، بازیگوشی فیلم کاملاً بیثمر نیست.
کوردن نیز در لحظههایی که پیتر را دستمایهٔ شوخی قرار میدهد، با نوعی خودمسخرهگری به شخصیت انرژی میبخشد و از تبدیل او به قهرمانی بیش از حد جدی جلوگیری میکند. ماجرای سرقت و تغییر ناگهانی لحن پیتر پس از دورشدن از خانه، به گروهی از حیوانات شهری میپیوندد و درگیر نقشهای برای سرقت میشود.
این بخش فیلم را از فضای باغ و مناسبات خانوادگی دور میکند و به کمدی ماجراجویانهای با حالوهوای گروهی بدل میسازد؛ گویی خرگوشها برای مدتی وارد قلمرو فیلمهای سرقتی شدهاند. همین چرخش، سرچشمهٔ بخشی از سرگرمی اثر است: تدارک نقشه، همکاری حیوانات و زنجیرهٔ موقعیتهای پرتحرک، مجال فراوانی برای شوخیهای بصری و تعقیبوگریز فراهم میکند.
« کمدی خودآگاه؛ بازیگوشی با مرزهای داستان یکی از مشخصههای بارز فیلم، شوخی با خودِ داستانگویی است. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، این تغییر ژانر گاهی بیش از اندازه ناگهانی است. خط داستانی سرقت، هرچند به ماجراجوییهای پیتر نیروی محرکه میدهد، از جهان کوچکتر و صمیمیتر خرگوشها فاصله میگیرد و انسجام روایت را سست میکند. فیلم میان داستانی دربارهٔ احساس طردشدگی و ماجرایی پرهیاهو دربارهٔ نقشهای گروهی رفتوآمد میکند؛ اتصال این دو بخش همیشه طبیعی نیست.
در نتیجه، برخی تصمیمها بیشتر بهانهای برای رسیدن به صحنهٔ بعدی به نظر میرسند تا پیامدهایی که از تحول شخصیتها برآمده باشند. ضرباهنگ، تصویر و کار گروهی فیلم در بخشهای پرتحرک خود سرزنده است. حرکتهای سریع، تعقیبها و آشوبهای کنترلشده، به روایت شتابی مناسب برای مخاطب خانوادگی میدهند.
تصویر حیوانات نیز همچنان از جذابیتهای اصلی مجموعه است: آنها در محیط واقعی جای گرفتهاند، اما چهرهپردازی و رفتارشان بهگونهای طراحی شده که بیانگری کارتونی خود را حفظ کنند. این هماهنگی میان عناصر زنده و انیمیشن، اجازه میدهد فیلم از تضاد میان جهان انسانی و حیوانی برای ساختن شوخیهای دیداری بهره ببرد.
از سوی دیگر، تنوع گروه حیوانات در برخی صحنهها دست فیلم را برای ساختن کمدی جمعی باز میگذارد. هر شخصیت میتواند در آشوبی که شکل میگیرد سهمی داشته باشد و همین تقسیم کار، فضای اثر را پرجنبوجوش نگه میدارد. نقطهٔ ضعف این رویکرد آن است که گاه تعداد ایدهها و واکنشها از ظرفیت صحنه فراتر میرود.
« بااینحال، این تغییر ژانر گاهی بیش از اندازه ناگهانی است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم بهسرعت از یک شوخی به شوخی دیگر میپرد و همیشه به هرکدام فرصت نمیدهد تا به اوج برسند؛ حاصل، گاهی هیجانآور و گاهی پراکنده است. شخصیتهای فرعی و اغراق طنزآمیز چهرههای فرعی بخشی از رنگوبوی فیلم را میسازند، اما پرداخت یکسانی ندارند. بعضی از آنها بهواسطهٔ یک رفتار، صدا یا واکنش مشخص بهیادماندنی میشوند؛ بعضی دیگر بیشتر کارکردی لحظهای دارند و پس از اجرای شوخی، از ذهن دور میشوند.
بحران فلسفی خروس نمونهای از انتخابهایی است که میتواند برای مخاطب کمسن بامزه و غافلگیرکننده باشد، اما اغراق آن چنان آشکار است که احتمالاً برای برخی تماشاگران بیشتر یک شوخی گذرا خواهد بود تا بخشی منسجم از شخصیتپردازی. این اغراق در کلیت فیلم نیز حضور دارد و بخشی از هویت کمدی آن است.
پیتر خرگوشه قرار نیست واقعگرایی روانشناختیِ یک درام خانوادگی را دنبال کند؛ جهانش با برخوردهای ناگهانی و واکنشهای بزرگ جان میگیرد. مسئله از جایی آغاز میشود که شوخیهای فرعی، رشتهٔ اصلی داستان را متوقف میکنند. هرچه فیلم بیشتر به شخصیتهای حاشیهای و لحظههای عجیب مجال میدهد، احتمال دارد پیوند عاطفی ما با کشمکش پیتر کمرنگتر شود.
بازیگران و کیفیت رابطههای انسانی در بخش زندهٔ فیلم، رز بیرن و دامنل گلیسون نقش مهمی در حفظ پیوند احساسی داستان دارند. حضور آنها به ماجراجوییهای حیوانی زمینهای خانوادگی میدهد و کمک میکند مسئلهٔ پیتر فقط به یک زنجیرهٔ شوخی و فرار محدود نماند. بهویژه گلیسون، با ترکیب خشم، آسیبپذیری و بازیگوشی، به رابطهٔ شخصیت انسانیاش با پیتر کیفیتی دوگانه میبخشد: او میتواند هم مانعی برای خرگوش باشد و هم بخشی از خانوادهای که پیتر به آن تعلق دارد.
« شخصیتهای فرعی و اغراق طنزآمیز چهرههای فرعی بخشی از رنگوبوی فیلم را میسازند، اما پرداخت یکسانی ندارند. »
قوتها و کاستیها
در میان صداپیشگان، کوردن با لحنی پرانرژی پیتر را از سکون دور نگه میدارد. این انتخاب به شخصیت شور و شیطنت میبخشد، هرچند ممکن است برای تماشاگرانی که با این سبک پررنگ از اجرا ارتباط نمیگیرند، بیش از اندازه پرهیاهو باشد. گروه صداپیشگان در مجموع به حیوانات شخصیت میدهد، اما فیلم فرصت چندانی برای عمیقکردن همهٔ آنها ندارد؛ تمرکز اصلی، بهدرستی، بر پیتر و احساس او نسبت به جایگاهش در خانواده باقی میماند.
جمعبندی «پیتر خرگوشه ۲: فراری» دنبالهای پرتحرک و خوشتصویر است که با ایدهٔ جذابِ برچسبخوردن و تلاش برای تعریف خویشتن آغاز میشود. کمدی خودآگاه، ماجراجوییهای پرسرعت و پیام گرمِ همدلی و پذیرش خانواده، آن را برای تماشای خانوادگی دلنشین میکند. در مقابل، تکرار بعضی شوخیها، جهش ناگهانی به داستان سرقت و پراکندگی خردهداستانها، مانع از آن میشود که همهٔ اجزای فیلم به یک روایت یکپارچه بدل شوند.
این اثر در بهترین لحظههایش میان آشوب و عاطفه تعادل برقرار میکند؛ در لحظههای ضعیفتر، چنان برای حفظ شتاب میکوشد که فرصت پرداختن به مضمونهای خودش را از دست میدهد. بااینحال، پیتر همچنان قهرمانی دوستداشتنی است، نه به این دلیل که همیشه درست رفتار میکند، بلکه چون فیلم اجازه میدهد پشت شیطنتهایش، نیاز سادهای به فهمیدهشدن دیده شود.
« در میان صداپیشگان، کوردن با لحنی پرانرژی پیتر را از سکون دور نگه میدارد. »
ثبت دیدگاه