نقد و بررسی
نقد پیتر خرگوشه ۲: فراری (Peter Rabbit 2: The Runaway) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به باغی آشنا، با مسئلهای تازه «پیتر خرگوشه ۲: فراری» دنبالهای است که میکوشد ماجرای آشنای خرگوش بازیگوش را از محدودهٔ باغ بیرون ببرد و به پرسشی دربارهٔ هویت و قضاوت دیگران پیوند بزند. پیتر در خانهای زندگی میکند که اکنون برایش شکل خانوادهای نامتعارف یافته است؛ اما وقتی درمییابد قصهای که دربارهاش نوشته شده او را موجودی دردسرساز تصویر میکند، این تصویر را چون حکمی قطعی میپذیرد و از خانه دور میشود.
برخوردش با خرگوشی سالخورده و زیرک، مسیر ماجرا را به سوی زندگی پرهیاهوی شهری و نقشهای خلافکارانه میکشاند. این نقطهٔ آغاز ظرفیت دراماتیک خوبی دارد: قهرمان داستان نه فقط از خانه میگریزد، بلکه از برچسبی که بر او خورده نیز میخواهد فاصله بگیرد. بااینحال، فیلم بیش از آنکه این مسئله را بهدقت بکاود، از آن سکویی برای ورود به ماجراهای تازه میسازد.
حاصل، اثری سرزنده و گاه خندهآور است که ایدهٔ مرکزیاش از اجرای نهاییاش پربارتر به نظر میرسد. هویت، برچسب و نگاه دیگران یکی از لایههای قابلتوجه فیلم، بازی آن با مفهوم «بدجنس» یا «دردسرساز» بودن است. پیتر از تصویری که دیگران از او ساختهاند دلخور است، اما در برابر این تصویر واکنشی شتابزده نشان میدهد: بهجای آنکه دربارهٔ معنای قصه و جایگاهش در خانواده گفتوگو کند، به جهانی پناه میبرد که رفتارهای نادرستش را تشویق میکند.
« برخوردش با خرگوشی سالخورده و زیرک، مسیر ماجرا را به سوی زندگی پرهیاهوی شهری و نقشهای خلافکارانه میکشاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این تناقض برای ساختن کمدی بهره میگیرد، ولی همزمان پرسشی ساده و مناسب مخاطب کودک پیش میکشد: آیا باید همان کسی باشیم که دیگران میگویند هستیم؟ این مضمون، بهویژه برای تماشاگران کمسن، روشن و قابلدریافت است. بااینحال، گاهی فیلم میان شوخی با شهرت پیتر و تأکید بر پیام اخلاقیاش معلق میماند.
گویی میخواهد هم از قهرمان بازیگوشش حمایت کند و هم پیامدهای بازیگوشی او را یادآور شود، بیآنکه همیشه این دو موضع را به شکلی متقاعدکننده به هم پیوند دهد. در نتیجه، مضمون اصلی بیشتر به رگهای در دل ماجراجویی بدل میشود تا نیرویی که همهٔ اجزای داستان را سامان دهد. داستانی پرتحرک، اما نه چندان تازه تغییر فضای داستان از باغ به شهر، در ظاهر امکان تازهای برای گسترش جهان فیلم فراهم میکند.
پیتر در محیطی تازه با آدمها و حیوانات غریبه روبهرو میشود و آشنایی با خرگوش سالخورده، ماجرا را به مسیر گروهی و نقشهٔ سرقت میبرد. این تغییر، ریتمی پرجنبوجوش میآفریند و به فیلم اجازه میدهد از تعقیبوگریزها، سوءتفاهمها و خرابکاریهای پیدرپی بهره بگیرد. اما جابهجایی مکان بهتنهایی به داستان عمق نمیدهد.
« این مضمون، بهویژه برای تماشاگران کمسن، روشن و قابلدریافت است. »
شخصیتها و اجرا
خط روایی سرقت، هرچند برای ایجاد موقعیتهای کمدی و حرکت سریع قصه مناسب است، چندان غافلگیرکننده یا متمایز نیست. بخشهایی از فیلم بهجای آنکه از دل شخصیتها و تعارضهایشان رشد کنند، بیشتر شبیه زنجیرهای از اتفاقات طراحیشدهاند که هدفشان رساندن گروه به صحنهٔ بعدی است. این ساختار برای تماشاگر خردسال میتواند سرگرمکننده باشد، اما مخاطبی که انتظار روایتی منسجمتر و ایدهپردازانهتر دارد، احتمالاً کمبود تازگی را احساس میکند.
کمدی و بازیگری؛ موتور محرک فیلم قویترین برگ برندهٔ فیلم، تواناییاش در خلق لحظههای خندهدار است. بعضی شوخیها از بازی با تفاوتهای میان جهان انسانها و حیوانات شکل میگیرند؛ برخی دیگر به طنز فیزیکی و آشوبی تکیه دارند که در فیلمهای خانوادگی معمولاً بهخوبی جواب میدهد. این لحظهها بهتنهایی فیلم را به اثری ماندگار تبدیل نمیکنند، اما به آن انرژی میبخشند و گاه تماشاگر بزرگسال را نیز غافلگیرانه میخندانند.
Domhnall Gleeson در نقش توماس مکگرگور سهم مهمی در این سرزندگی دارد. واکنشهای اغراقآمیز، عصبانیتهای ناگهانی و درگیری او با موقعیتهای روزمره، طنزی جسمانی به فیلم میآورد که در کنار شلوغی خرگوشها خوب عمل میکند. نقشآفرینی او گاهی از سایر بخشهای فیلم پررنگتر میشود و به نوعی تکیهگاه کمدی آن بدل میگردد.
« خط روایی سرقت، هرچند برای ایجاد موقعیتهای کمدی و حرکت سریع قصه مناسب است، چندان غافلگیرکننده یا متمایز نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در سوی دیگر، خرگوشهای پرتحرک و طراحیشده با جزئیات، جذابیت بصری لازم را برای مخاطب کودک فراهم میکنند؛ حضورشان حتی در صحنههایی که روایت مکث میکند، به فیلم جنبوجوش میدهد. ریتم و شلوغی؛ سرگرمیای با نفسهای نامنظم فیلم در بخشهایی با سرعت و آشفتگی پیش میرود و همین شتاب، با روحیهٔ سرکش پیتر هماهنگ است.
اما پیدرپی آمدن شوخیها و رخدادها همیشه به معنای ریتم خوب نیست. بعضی صحنهها بیش از اندازه امتداد مییابند، و تکرار موقعیتهای مشابه از تأثیر شوخی میکاهد. تماشاگر ممکن است در نیمههایی از فیلم احساس کند داستان بهجای پیشرفت، دور خود میچرخد و برای حفظ هیجان به شلوغی بیشتری پناه میبرد.
این ازدحام لحن نیز مسئلهساز میشود. فیلم از یک سو دربارهٔ احساس طردشدن و نادیدهگرفتهشدن حرف میزند و از سوی دیگر با شوخیهای پرسروصدا و رفتارهای بیپروا این مضمون را سبک میکند. این تضاد لزوماً نادرست نیست، اما گاهی فرصت نمیدهد لحظات عاطفی بهاندازهٔ کافی در ذهن بمانند. در قیاس با قسمت نخست، دنباله بیشتر به هیاهو و ماجراجویی متکی است و بخشی از سادگی و لطافتی را که میتوانست رابطهٔ شخصیتها را برجسته کند، از دست میدهد.
« اما پیدرپی آمدن شوخیها و رخدادها همیشه به معنای ریتم خوب نیست. »
قوتها و کاستیها
تصویر و جهان حیوانات از نظر بصری، ترکیب بازیگران زنده با حیوانات رایانهای همچنان بخش مهمی از هویت مجموعه است. خرگوشها با حرکات پرانرژی و واکنشهای چابک، در قاب جا میافتند و تعاملشان با محیط انسانی بخش بزرگی از جذابیت فیلم را میسازد. بیرونرفتن از فضای آشنای باغ نیز به فیلم تنوع تصویری میدهد و زمینهای برای برخورد حیوانات با قواعد و شتاب زندگی شهری فراهم میکند.
باوجوداین، جلوههای دیداری بیشتر در خدمت حرکت و شوخیاند تا ساختن فضایی شاعرانه یا جهانسازی چشمگیر. فیلم بهندرت مکث میکند تا تماشاگر را در محیط خود غرق کند؛ معمولاً ترجیح میدهد سریعتر به تعقیبوگریز یا شوخی بعدی برسد. موسیقی و تدوین نیز همین گرایش به شتاب را تقویت میکنند. حاصل، تجربهای پرتحرک است، اما نه چندان آرام و خوشتأمل.
مناسب چه تماشاگرانی است؟ «پیتر خرگوشه ۲» در درجهٔ نخست برای تماشای خانوادگی ساخته شده است. جذابیت ظاهری حیوانات، کمدی فیزیکی و موقعیتهای قابلفهم، آن را برای کودکان سرگرمکننده میکند؛ بزرگسالان هم ممکن است از برخی شوخیها و بازی Domhnall Gleeson لذت ببرند. در عین حال، فیلم بهسبب شلوغی، تکرار بعضی موقعیتها و قصهای که گاه کش میآید، برای همه به یک اندازه دلنشین نخواهد بود.
« تصویر و جهان حیوانات از نظر بصری، ترکیب بازیگران زنده با حیوانات رایانهای همچنان بخش مهمی از هویت مجموعه است. »
جمعبندی
این دنباله همچنین برای کسانی مناسبتر است که از آشوب کنترلشده، خرابکاری کارتونی و شوخیهای پیدرپی لذت میبرند. تماشاگرانی که در قسمت نخست بیشتر به رابطهٔ شخصیتها یا فضای لطیفتر داستان دل بسته بودند، ممکن است این بار با اثری پرهیاهوتر و کمتمرکزتر روبهرو شوند. خود فیلم نیز گویی از همین تغییر آگاه است، اما آگاهی از یک ضعف همیشه به معنای برطرفکردن آن نیست.
جمعبندی «پیتر خرگوشه ۲: فراری» دنبالهای خوشجنبوجوش و گاه واقعاً خندهدار است که با شخصیتهای حیوانی دوستداشتنی و بازی پرانرژی Domhnall Gleeson لحظههای سرگرمکنندهای میآفریند. مضمون هویت و داوری دیگران نیز میتوانست به داستان عمق بیشتری ببخشد، اما زیر فشار ماجراهای پراکنده و شوخیهای پرتعداد، آنچنان که باید پرورده نمیشود.
فیلم در بخشهایی کشدار و شلوغ است و قصهاش به اندازهٔ ظاهر پرتحرکش تازگی ندارد. بااینهمه، برای یک تماشای خانوادگی سبک و بیتکلف، چند لحظهٔ دلپذیر در چنته دارد. این اثر بیشتر از آنکه دنبالهای ضروری یا پیشرفتی روشن بر قسمت نخست باشد، سرگرمیای قابلقبول است که گاهی میدرخشد و گاهی در آشوب خودش گم میشود.
« خود فیلم نیز گویی از همین تغییر آگاه است، اما آگاهی از یک ضعف همیشه به معنای برطرفکردن آن نیست. »
ثبت دیدگاه