نقد و بررسی
نقد پیتر پنج هشت (Peter Five Eight) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان نقاب و اعتراف «Peter Five Eight» که مایکل زایکو هال نویسندگی و کارگردانی آن را بر عهده دارد، خود را در مرز تریلر جنایی، کمدی سیاه و نئونوآر قرار میدهد. نقطهٔ آغازش جذاب است: سم، مشاور املاکی خوشپوش در شهری کوهستانی، ظاهراً زندگیای مرتب و قابلکنترل دارد؛ اما ورود پیتر، مردی مرموز و کاریزماتیک، این تصویر را ترک میاندازد.
آشکار میشود که سم با اعتیاد به الکل و گذشتهای پنهان دستوپنجه نرم میکند. پیتر نیز به دستور رئیسش، آقای لاک، در پی یافتن اطلاعاتی است که برندا، همکار سالخوردهٔ سم، ممکن است در اختیار داشته باشد. فیلم از همین موقعیت بهره میگیرد تا دربارهٔ راز، گناه و فروپاشی نقاب اجتماعی حرف بزند؛ مسئله آن است که ایدهٔ مرکزی از پرداختی منسجمتر و سنجیدهتر برخوردار نمیشود.
عنوانی با سایهٔ مذهبی عنوان فیلم به آیهای از نامهٔ نخست پطرس اشاره دارد؛ عبارتی دربارهٔ هوشیاری و کمینکردن نیروی شر. چنین ارجاعی از همان ابتدا وعده میدهد که روایت فراتر از یک تعقیبوگریز جنایی خواهد رفت و با پرسشهایی اخلاقی یا حتی دینی سروکار خواهد داشت. فیلم گاه میکوشد پیتر را همچون فرستادهای برای داوری یا نیرویی تنبیهگر جلوه دهد و در مقابل، سم را در برابر گذشته و ضعفهای خود قرار دهد.
« آشکار میشود که سم با اعتیاد به الکل و گذشتهای پنهان دستوپنجه نرم میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما این لایهٔ تمثیلی بهندرت به ابهامی ثمربخش میرسد. اشارهها بیشتر بهصورت نشانههایی پراکنده باقی میمانند و پیوندی محکم با تحول شخصیتها پیدا نمیکنند. در نتیجه، فیلم میان قصهٔ جنایی، هزل و تمثیل اخلاقی معلق میماند، بیآنکه هیچیک را بهطور کامل به مقصد برساند. جهانی کوچک با ظرفیتِ استفادهنشده فضای شهر کوچک کوهستانی از معدود امتیازهای روشن فیلم است.
چشماندازهای طبیعی، جادهها و محیطی که در ظاهر آرام و دور از هیاهوی شهرهای بزرگ است، با حس تهدیدی که ورود پیتر ایجاد میکند تضادی دیدنی میسازد. چنین مکانی میتوانست به عاملی فعال در روایت بدل شود: جامعهای محدود که همه یکدیگر را میشناسند، اما هرکس بخشی از حقیقت را پنهان میکند.
بااینحال، فیلم بیشتر از منظرهها بهعنوان پسزمینهای زیبا استفاده میکند تا عنصری سازنده در تعلیق یا شخصیتپردازی. سکون شهر به انزوا و اضطراب میانجامد، اما این کیفیت بهطور کامل در میزانسن و روایت پرورانده نمیشود. گاه قابها بیشتر یادآور تولیدی کمهزینهاند تا انتخابهایی هدفمند برای ساختن جهان داستان.
« اما این لایهٔ تمثیلی بهندرت به ابهامی ثمربخش میرسد. »
شخصیتها و اجرا
سم؛ فروپاشی پشت ظاهر آراسته سم در مرکز درامی قرار دارد که میخواهد فاصلهٔ میان ظاهر اجتماعی و واقعیت درونی را بررسی کند. ظاهر مرتب و رفتار حرفهای او، در تقابل با آشفتگی و وابستگیاش به الکل، زمینهای مناسب برای مطالعهٔ شخصیتی فراهم میآورد که کنترل را بهسختی حفظ میکند. راز گذشته نیز میتواند این تضاد را پیچیدهتر کند.
اما فیلمنامه برای آنکه این وضعیت صرفاً مجموعهای از نشانههای ملودراماتیک نباشد، به جزئیات رفتاری و رابطهای بیشتری نیاز دارد. سم گاهی بیش از آنکه انسانی با منطق عاطفی قابلردیابی باشد، وسیلهای برای افشای راز و پیشبردن معما به نظر میرسد. بنابراین، مخاطب ممکن است وضعیت او را بفهمد، اما همیشه فرصت نمییابد با تجربهٔ او همراه شود.
پیتر و مسئلهٔ بازیگری کوین اسپیسی در نقش پیتر حضوری دارد که از همان جنس نقشآفرینیهای آشنای اوست: صدایی کنترلشده، مکثهای حسابشده و لحنی که میان شوخی و تهدید نوسان میکند. این ویژگیها گاهی به شخصیت جذابیتی مرموز میبخشند و برخی لحظهها را بهیادماندنی میکنند. بااینهمه، تکیهٔ مداوم بر همان شگردها نتیجهای دوگانه دارد.
« راز گذشته نیز میتواند این تضاد را پیچیدهتر کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پیتر کمتر به شخصیتی تازه و چندوجهی بدل میشود و بیشتر همچون بازگشتی به لحن و هیبت نقشهای پیشین بازیگر جلوه میکند. از آن سو، بازیگران دیگر نیز همیشه به اندازهٔ کافی مجال نمییابند تا با واکنشهای ظریف یا تفاوتهای فردی، فضای نمایشی را متعادل کنند. حاصل، لحظاتی است که حضور بازیگر بهجای آنکه تنش بسازد، توجه را به خودِ اجرای نمایشی جلب میکند.
دیالوگهایی میان طنز و تصنع یکی از پرمسئلهترین جنبههای فیلم، زبان آن است. دیالوگها گاه با لحنی چنان غریب یا تأکیدشده ادا میشوند که مرز میان طنز عمدی و تصنع ناخواسته از میان میرود. بعضی جملهها بهسبب همین اغراق در ذهن میمانند، اما ماندگاری همیشه نشانهٔ موفقیت نیست: ممکن است مخاطب آنها را به خاطر خندهداربودن ناخواستهشان به یاد بسپارد، نه بهسبب عمق یا دقتشان.
فیلم ظاهراً به کمدی سیاه علاقهمند است، ولی برای آنکه این کمدی کار کند، به نظمی دقیق در لحن و زمانبندی نیاز دارد. در اینجا شوخیها گاه از دل موقعیت برنمیآیند و گاه نیز فضای تهدیدآمیز داستان را بیآنکه جایگزینی مؤثری بسازند، مختل میکنند. چند صحنهٔ عجیب و نامتعارف ممکن است سرگرمکننده باشند، اما پراکندگیشان انسجامی به اثر نمیبخشد.
« حاصل، لحظاتی است که حضور بازیگر بهجای آنکه تنش بسازد، توجه را به خودِ اجرای نمایشی جلب میکند. »
قوتها و کاستیها
ریتم و ساخت بصری «Peter Five Eight» برای ایجاد تعلیق، به راز گذشتهٔ سم و حضور مردی که ظاهراً پاسخهایی در اختیار دارد تکیه میکند. این مصالح بالقوه جذاباند، اما ریتم کند و نوسانهای ناهموار روایت، کشش را کاهش میدهند. برخی صحنهها بیش از اندازه درنگ میکنند، بیآنکه اطلاعات تازه یا دگرگونی عاطفی مهمی به داستان بیفزایند؛ برخی دیگر نیز از موقعیتهایی میگذرند که میتوانستند با مکث و فضاسازی مؤثرتر شوند.
فیلمبرداری و جلوههای بصری نیز همیشه با جاهطلبی ژانری اثر همسطح نیستند. چشماندازهای طبیعی کیفیتی چشمنواز دارند، اما قاببندی و اجرای صحنهها گاهی خام یا کمپرداخت به نظر میرسد. این ناهماهنگی، فاصلهٔ میان نیت نوآر فیلم و نتیجهٔ اجرایی آن را آشکارتر میکند. جمعبندی «Peter Five Eight» ایدههایی دارد که میتوانستند به تریلری روانشناختی دربارهٔ اعتیاد، گناه و هویت تبدیل شوند.
فضای کوهستانی، رازهای پنهان و حضور پیتر، مواد اولیهٔ مناسبی برای ساختن اثری تیره و پرتعلیقاند؛ اما فیلمنامه در پیوند دادن این عناصر به یک مسیر روایی استوار کامیاب نمیشود. بازی اسپیسی گاه لحظاتی سرگرمکننده میآفریند، ولی اتکای بیش از حد به لحن آشنای او، در کنار دیالوگهای تصنعی، ریتم فرساینده و اجرای بصری ناپخته، تجربه را محدود میکند.
« این مصالح بالقوه جذاباند، اما ریتم کند و نوسانهای ناهموار روایت، کشش را کاهش میدهند. »
جمعبندی
فیلم شاید برای تماشاگرانی که از آثار جنایی عجیبوغریب و لحنهای نامتعارف لذت میبرند، چند صحنهٔ قابلتوجه داشته باشد؛ اما در مجموع، بیش از آنکه معمایی جذاب و منسجم باشد، مجموعهای از ایدههای پراکنده است که گاه ناخواسته به هزل نزدیک میشود.
ثبت دیدگاه