نقد و بررسی
نقد قبرستان حیوانات خانگی ۲ (Pet Sematary II) | 1992
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به زمینی که مردهها را رها نمیکند «Pet Sematary II» از همان آغاز، خود را در مسیری متفاوت از قسمت نخست قرار میدهد. فیلم بار دیگر به شهری کوچک و جنگلی در مین بازمیگردد؛ جایی که مرگ نه پایان، بلکه دریچهای به سوی نظمی تباهشده است. اما این بار محور داستان خانوادهای تازه است: جف متیوز، نوجوانی که مادرش را در حادثهای تلخ از دست داده، و پدرش چیس که میکوشد زندگیشان را از نو سامان دهد.
آشنایی جف با درو گیلبرت و ماجرای سگ محبوب او، دو نوجوان را به گورستانی میکشاند که وعده بازگشت مردگان را میدهد و در عوض، چیزی ناآشنا و خطرناک را به خانهها بازمیگرداند. مری لمبرت، کارگردان قسمت نخست، در این دنباله نیز پشت دوربین است؛ با این تفاوت که «Pet Sematary II» کمتر بر وحشت آرام و اندوهبار تکیه میکند و بیشتر به سمت سینمای ترسناک نوجوانانه، خشونت صریح و فضای آشفته حرکت میرود.
این تغییر، فیلم را از هویت اثر پیشین دور میکند، اما به آن نوعی انرژی ناهنجار و گاه سرگرمکننده میبخشد. حاصل کار نه ادامهای همسنگ با قسمت اول، بلکه تجربهای مستقلتر، پر سر و صدا و نابرابر است. سوگ نوجوانانه و وسوسه بازگشت در مرکز فیلم، سوگ جف قرار دارد؛ اندوهی که نه مجال بیان درست یافته و نه بهسادگی در زندگی تازهاش جا میگیرد.
« این تغییر، فیلم را از هویت اثر پیشین دور میکند، اما به آن نوعی انرژی ناهنجار و گاه سرگرمکننده میبخشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جف با فقدانی روبهروست که بزرگتر از توان عاطفی او به نظر میرسد، و همین زخم، او را در برابر وعده گورستان آسیبپذیر میکند. فیلم از این موقعیت برای طرح پرسشی آشنا اما مؤثر بهره میگیرد: آیا عشق به مردگان میتواند ما را به پذیرفتن بازگشتشان وادارد، حتی اگر آن بازگشت دیگر معنای زندگی را نداشته باشد؟
این ایده، بالقوه ظرفیت یک تراژدی روانشناختی را دارد؛ با این حال، فیلم چندان درنگی بر پیچیدگی احساسات جف نمیکند. سوگ او بیشتر نقش موتور پیشبرنده روایت را دارد تا موضوعی که با ظرافت واکاوی شود. در نتیجه، تصمیمهای مهم شخصیت گاهی ناگهانی یا کمپشتوانه جلوه میکنند. داستان از نیروی عاطفی مفهوم خود آگاه است، اما اغلب ترجیح میدهد آن را بهانهای برای رخدادهای هولناک بعدی کند.
دنبالهای با هویت مستقل، اما پیوندی سست فیلم برای فهم جهان خود به قسمت نخست وابسته نیست و شخصیتهای تازهاش را در همان جغرافیای نفرینشده جای میدهد. این انتخاب از یک سو به سازندگان آزادی میدهد تا داستان دیگری بسازند و مخاطب تازه را نیز وارد ماجرا کنند؛ از سوی دیگر، باعث میشود پیوند عاطفی و روایی دنباله با فیلم قبلی کمرنگ باشد.
« سوگ او بیشتر نقش موتور پیشبرنده روایت را دارد تا موضوعی که با ظرافت واکاوی شود. »
شخصیتها و اجرا
«Pet Sematary II» بیشتر از آنکه ادامهای ضروری به نظر برسد، بازگشتی دوباره به ایدهای آشناست: دفن مردگان در خاکی ممنوع و تحمل پیامدهایی که از کنترل بیرون میروند. از همینجا یکی از ضعفهای اصلی فیلم پدیدار میشود. قواعد جهان داستانی و تصمیمهای شخصیتها همیشه انسجام محکمی ندارند؛ برخی رخدادها برای رسیدن به صحنه بعدی طراحی شدهاند، نه آنکه از منطق درونی شخصیتها سربرآورند.
روایت گاه با چنان شتابی از یک بحران به بحران دیگر میپرد که فرصت نمییابد تأثیر واقعی هر اتفاق را تثبیت کند. این سستی، بهویژه در مقایسه با قسمت نخست که فضای خود را با حس ناگزیر بودن و اندوه پیوند میداد، آشکارتر است. کلنسی براون؛ نیروی مسلط فیلم برجستهترین دارایی فیلم، بیتردید بازی کلنسی براون در نقش گاس گیلبرت است.
او با حضوری سنگین، صدایی نافذ و ترکیبی از خشونت و غرابت، شخصیتی میسازد که هر بار در قاب ظاهر میشود، توجه را از دیگر عناصر میرباید. براون نقش را با جدیتی تماشایی اجرا میکند؛ حتی وقتی لحن فیلم به سوی اغراق میرود، او از فروکاستن شخصیت به یک شرور ساده پرهیز نمیکند و به آن وجهی بیثبات و تهدیدآمیز میدهد.
« از همینجا یکی از ضعفهای اصلی فیلم پدیدار میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این بازی، به فیلم انرژی میبخشد و گاه ضعفهای فیلمنامه را موقتاً میپوشاند. در مقابل، ادوارد فرلانگ در نقش جف بیشتر درگیر حمل بار عاطفی قصه است و آنتونی ادواردز نقش پدر را با خویشتنداری ایفا میکند. بااینحال، پرداخت روابط خانوادگی به اندازهای نیست که ظرفیت بازیگران را بهطور کامل به کار گیرد.
براون در این میان چنان حضوری پررنگ دارد که گاهی به نظر میرسد فیلم بیش از آنکه بر قوس شخصیت اصلی تمرکز کند، برای بازگشت او به صحنه انتظار میکشد. وحشت جسمانی به جای دلهره ماندگار «Pet Sematary II» در طراحی لحظههای شوک و نمایش زامبیها، گاه موفق و سرگرمکننده است. جلوههای عملی، چهرههای آسیبدیده و حرکت نامتعارف مردگان، با حالوهوای سینمای ترسناک دهه نود سازگارند و فیلم را از خشکی کامل نجات میدهند.
برخی جامپاسکرها نیز بهخوبی از تغییر ناگهانی سکون به هراس بهره میبرند؛ فیلم میداند چگونه مخاطب را برای لحظهای غافلگیر کند. اما شوکهای کوتاه با ترس عمیق یکی نیستند. اثر بیش از آنکه از سکوت، انتظار یا ابهام بهره ببرد، بر خونریزی، خشونت و آشوب بصری تکیه میکند. در قسمت نخست، وحشت از دل اندوه و حس عبور از مرزی اخلاقی و طبیعی برمیخاست؛ اینجا بسیاری از صحنهها بیشتر به نمایش بدل میشوند تا امتداد یک کابوس.
« این بازی، به فیلم انرژی میبخشد و گاه ضعفهای فیلمنامه را موقتاً میپوشاند. »
قوتها و کاستیها
نتیجه، فیلمی است که میتواند هیجان لحظهای ایجاد کند، اما کمتر در ذهن میماند یا اضطرابی پایدار میسازد. ریتم نابرابر و لحن متزلزل شروع فیلم نامتعارف است و مدتی طول میکشد تا روایت، شخصیتها و فضای خود را سر و شکل دهد. سپس ماجرا جان میگیرد و رابطه جف و درو، در کنار تهدید گورستان، مسیر قابلقبولی برای پیشروی داستان فراهم میکند.
بااینحال، این شتاب اولیه پایدار نمیماند. هرچه فیلم جلوتر میرود، بعضی بخشها بیش از اندازه کش میآیند و تکرار موقعیتهای تهدیدآمیز جای گسترش شخصیتها را میگیرد. لحن نیز پیوسته میان وحشت جدی و اغراق کمابیش هزلآمیز در نوسان است. این نوسان همیشه به سود فیلم عمل نمیکند: بعضی لحظهها چنان خشن و تیرهاند که انتظار تراژدی میآفرینند، اما بلافاصله رخدادی نمایشی یا نامعقول آن جدیت را میشکند.
بااینهمه، همین بیقراری میتواند برای مخاطبی که از سینمای ترسناک پرزرقوبرق و بیپروا لذت میبرد، بخشی از جذابیت اثر باشد. فیلم در بهترین لحظاتش نه هراس خالص، بلکه نوعی سرگرمی آشفته و غریب عرضه میکند. جمعبندی «Pet Sematary II» دنبالهای کمظرافتتر و کماثرتر از قسمت نخست است؛ فیلمی که مضمون سوگ و بازگشت مردگان را در اختیار دارد، اما در پرداخت روانشناختی و انسجام روایی به ظرفیت آن نمیرسد.
« نتیجه، فیلمی است که میتواند هیجان لحظهای ایجاد کند، اما کمتر در ذهن میماند یا اضطرابی پایدار میسازد. »
جمعبندی
داستان گاهی سست و اغراقآمیز میشود و ریتم نامتوازن، بهخصوص در بخشهای پایانی، از نیروی اثر میکاهد. بااینحال، حضور چشمگیر کلنسی براون، چند لحظه مؤثر از وحشت جسمانی و حالوهوای نامعمول فیلم، آن را از تجربهای کاملاً بیرمق دور میکند. این اثر را بهتر است نه بهعنوان ادامهای همسنگ با فیلم نخست، بلکه بهمثابه محصولی پرهیاهو از سینمای ترسناک دهه نود دید: فیلمی که ضعفهایش آشکار است، اما در لحظههایی نیز با جسارت، اغراق و نیروی بازیگر محوریاش سرگرم میکند.
کسانی که در پی ترسی ظریف و اندوهی ماندگارند احتمالاً از آن فاصله میگیرند؛ اما علاقهمندان به زامبیها، جلوههای عملی و وحشت عامهپسند ممکن است در آشفتگیاش لذتی خاص پیدا کنند.
« داستان گاهی سست و اغراقآمیز میشود و ریتم نامتوازن، بهخصوص در بخشهای پایانی، از نیروی اثر میکاهد. »
ثبت دیدگاه