نقد و بررسی
نقد تعطیلات همیشگی (Permanent Vacation) | 1981
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی دربارهٔ سرگردانی «Permanent Vacation» بیش از آنکه قصهای با مسیر روشن و مقصدی مشخص باشد، تجربهای از پرسهزدن است؛ تماشای جوانی که در خیابانهای فرسودهٔ منهتن حرکت میکند، با آدمهایی گذرا روبهرو میشود و در میانهٔ گفتوگوها و سکوتها دنبال معنایی میگردد که حتی خودش نیز نمیتواند بهروشنی نامش بگذارد.
الی، شیفتهٔ چارلی پارکر و گرفتار نوعی بیقراری خاموش، از خانوادهای گسسته آمده است: پدرش غایب است و مادرش در آسایشگاه به سر میبرد. اما فیلم این پیشینه را به زنجیرهای از رویدادهای توضیحدهنده تبدیل نمیکند؛ آن را چون سایهای همراه شخصیت نگه میدارد. همین امتناع از داستانپردازی متعارف، هم سرچشمهٔ جذابیت اثر است و هم علت اصلی دشواری آن.
تماشاگرانی که انتظار دارند هر برخورد، سرنخی برای پیشرفت قصه باشد، ممکن است با فیلمی روبهرو شوند که به نظر میرسد پیوسته از حرکت در مسیر نتیجهگیری سر باز میزند. در عوض، اهمیت در مکثها، فضاها و برخوردهای اتفاقی است؛ در احساسِ بودن میان آدمها، بیآنکه واقعاً به آنان پیوند خورد.
منهتن؛ شهری بهمثابه وضعیت روانی نیویورکِ فیلم نه تصویر پرزرقوبرق یک کلانشهر پرجنبوجوش است و نه پسزمینهای خنثی برای ماجرا. خیابانها و ساختمانهای فرسوده، فضاهای خالی و گوشههای ناآرام شهر، حالتی از بیگانگی را در خود دارند و با وضعیت درونی الی همآوا میشوند. شهر بهجای آنکه خانهای برای شخصیت باشد، به گذرگاهی بدل میشود که او در آن میچرخد؛ جایی که هر مکان موقت است و هر آشنایی میتواند به همان سرعت ناپدید شود.
« همین امتناع از داستانپردازی متعارف، هم سرچشمهٔ جذابیت اثر است و هم علت اصلی دشواری آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این رابطه میان شهر و شخصیت، به فیلم اجازه میدهد بدون توضیح مستقیم از تنهایی سخن بگوید. الی در محیطی متراکم زندگی میکند، اما تراکم آدمها به نزدیکی عاطفی نمیانجامد. او در میان صداها و چهرهها حضور دارد و در عین حال از آنها فاصله میگیرد. دوربین نیز اغلب این فاصله را حفظ میکند: بهجای آنکه هر صحنه را به اوج دراماتیک برساند، اجازه میدهد نگاه تماشاگر در فضا بماند و فرسودگی، سکون و نامتعارفبودن محیط را حس کند.
شخصیت الی؛ بیگانگی یا بیتفاوتی؟ الی شخصیتی است که دشوار میتوان بهسادگی دوستش داشت یا با او همذاتپنداری کرد. شیفتگیاش به چارلی پارکر نشانهای از میل به تعلق است؛ گویی او در موسیقی، هویتی را میجوید که در زندگی روزمره پیدایش نمیکند. اما این علاقه به حرکتی فعال برای تغییر وضعش منجر نمیشود.
الی بیشتر شاهد زندگی است تا سازندهٔ آن؛ به موقعیتها وارد میشود، اما اغلب چنان به نظر میرسد که از پیش آمادهٔ ترککردنشان است. این ویژگی ممکن است از نگاه برخی تماشاگران جلوهای از بیحالی و ناتوانی شخصیت باشد؛ از نگاه دیگران، بخشی از بیان فیلم است. الی نه قهرمانی است که با ارادهای محکم به سوی هدفی حرکت کند، نه شورشی که مخالفتش را به کنشی آشکار بدل سازد.
او بیشتر کسی است که از قواعد معمول زندگی فاصله گرفته، اما هنوز جایگزینی برای آنها نیافته است. فیلم این خلأ را با روانشناسی مفصل پر نمیکند و همین تصمیم، شخصیت را هم رازآلود میسازد و هم گاه دور از دسترس. برخوردهای گذرا و ساختار اپیزودیک آدمهایی که الی در طول پرسههایش میبیند، بیش از آنکه در خدمت یک خط داستانی منسجم باشند، همچون جزیرههایی کوتاه در مسیر او ظاهر میشوند.
« این رابطه میان شهر و شخصیت، به فیلم اجازه میدهد بدون توضیح مستقیم از تنهایی سخن بگوید. »
شخصیتها و اجرا
هر برخورد لحنی تازه دارد و جهانبینی یا زخم کوچکی را پیش چشم میآورد؛ اما بسیاری از این لحظهها به نتیجهای قطعی نمیرسند. فیلم بهجای ساختن رابطههایی که پیوسته گسترش یابند، بر ناپایداری تماس انسانی تأکید میکند: دیدار، مکث، گفتوگویی نامتعارف و سپس جدایی. این ساختار با منطق تجربهٔ الی تناسب دارد.
او از رابطهای به رابطهٔ دیگر میرود، بیآنکه هیچیک لزوماً به پناهگاهی پایدار بدل شود. بااینحال، پراکندگی روایی هزینهای هم دارد. برخی دیدارها چنان کوتاه یا کماثرند که بهسختی میتوان فهمید چه چیزی به تجربهٔ شخصیت افزودهاند. اگر فیلم از نگاه تماشاگر بیش از اندازه کماتفاق جلوه کند، این حس از ضعف طرح داستانی جدا نیست؛ بلکه نتیجهٔ انتخاب آگاهانهای است که در آن پیوندهای روایی قربانی حالوهوا میشوند.
ریتم، سکوت و موسیقی ریتم کند فیلم نه صرفاً مانعی در راه تماشاست و نه بهخودیخود فضیلتی هنری. در بهترین لحظهها، کندی به تماشاگر مجال میدهد در مکانی بماند، به نگاهها و صداهای پیرامون توجه کند و بیقراری شخصیت را نه از راه گفتار، بلکه از طریق گذر زمان دریابد. در لحظههای کمرمقتر، همان مکثها کشدار میشوند و پرسهزنی از مشاهدهای اندیشیده به تکرار بدل میشود.
موسیقی و اشارهٔ پیوسته به جَز، برای فیلم نقشی بیش از تزئین دارند. چارلی پارکر برای الی نامی برجسته و نشانهای از جهانی هنری است که میتواند به آن دل ببندد؛ جهانی که در برابر آشفتگی زندگی روزانه نظمی دیگر عرضه میکند. حضور موسیقیدانان و اهمیت صدا نیز به بافت فیلم عمق میبخشد. بااینهمه، موسیقی قرار نیست خلأ قصه را پُر کند یا برای هر صحنه معنایی نهایی بسازد.
« این ساختار با منطق تجربهٔ الی تناسب دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم بهجای تکیه بر ضرباهنگ پرتحرک، از خلوت و سکوت بهره میگیرد؛ انتخابی که برای بعضی مخاطبان تأملبرانگیز و برای برخی دیگر فرساینده خواهد بود. زبان بصری و امکانات محدود «Permanent Vacation» نخستین فیلم بلند جیم جارموش است و نشانههای یک تجربهٔ مستقل و کمخرج را آشکارا با خود دارد.
فیلمبرداری روی نگاتیو شانزدهمیلیمتری و امکانات محدود تولید، در اینجا صرفاً پشتصحنهٔ ساخت اثر نیستند؛ بخشی از بافت تصویری آناند. تصویرها گاه خام و ناصیقلخورده به نظر میرسند و همین خامی با شهرِ فرسوده و زندگی بیقرار الی هماهنگ میشود. دوربین بهجای آنکه همهچیز را صیقل دهد، میگذارد ناهمواری محیط به چشم بیاید.
اما کمخرجبودن خودبهخود به معنای قدرت هنری نیست. در پارهای لحظهها، شکل سادهٔ اجرا به تصویرها اجازه میدهد حالتی زنده و بیواسطه پیدا کنند؛ در لحظههایی دیگر، محدودیتها با کمبود پرداخت همراه میشوند و صحنهها کمتر از آنچه باید در ذهن میمانند. فیلم هنوز به تسلط و دقت آثار پختهتر جارموش نرسیده است، اما علایقی را آشکار میکند که بعدها در سینمایش پررنگتر میشوند: شخصیتهای حاشیهای، برخوردهای تصادفی، طنز کمصدا و توجه به ریتم زندگی روزمره.
بازیگری و طنز کمفروغ بازی کریس پارکر در نقش الی آگاهانه یا ناخواسته، از قالب بازی پرتحرک و نمایشی فاصله دارد. لحن یکنواخت، حرکتهای کمتأکید و نوعی فاصلهگیری در چهره و بیان او با شخصیت سازگار است؛ اما این سازگاری همیشه به معنای اقناع کامل نیست. اگر تماشاگر نتواند سکون الی را بهعنوان بخشی از تجربهٔ بیگانگی بپذیرد، ممکن است آن را صرفاً بیجانی بازی بداند.
« تصویرها گاه خام و ناصیقلخورده به نظر میرسند و همین خامی با شهرِ فرسوده و زندگی بیقرار الی هماهنگ میشود. »
قوتها و کاستیها
مرز میان این دو برداشت باریک است و فیلم همیشه به سود برداشت نخست عمل نمیکند. طنز نیز در اثر حضور دارد، اما نه با بسامد یا قدرتی که بتواند کندی را سبک کند. شوخیها اغلب در دل موقعیتهای نامتعارف یا گفتوگوهای خشک پدیدار میشوند و بیشتر از آنکه خندهای بلند برانگیزند، لبخندی کمرنگ و اندکی معذب به جا میگذارند.
این طنز سرد با جهان فیلم جور است، ولی کمیابی لحظههای جذاب باعث میشود بعضی صحنهها بیش از حد یکنواخت جلوه کنند. جمعبندی «Permanent Vacation» فیلمی است که بیش از قصه، حالتی ذهنی را دنبال میکند: تنهاییِ کسی که میان دیگران حرکت میکند، اما نمیتواند بهسادگی خود را به هیچکجا متعلق بداند.
قدرت اصلی آن در فضای غریب و فرسوده، حس بیگانگی و توجهش به پرسهزنی و برخوردهای گذراست. در مقابل، روایت پراکنده، ریتم کند، بازی کمانرژی و کمبود لحظههای پرکشش میتوانند تماشای آن را به تجربهای دشوار بدل کنند. اثر را نمیتوان بیچونوچرا موفق دانست، اما ارزشش در این نیست که همهٔ اجزایش به کمال رسیده باشند.
بیشتر میتوان آن را طرحی خام و شخصی از جهان سینمایی جارموش دید؛ فیلمی که گاهی بیش از اندازه در مکثهایش میماند، اما همان مکثها نیز بخشی از معنای آناند. تماشاگرانی که از روایت کلاسیک، تحول روشن شخصیت و گرهگشایی رضایت میخواهند، احتمالاً با آن فاصله خواهند گرفت؛ کسانی که به سینمای حالوهوا، شخصیتهای حاشیهای و تنهایی بینام علاقه دارند، ممکن است در سرگردانیاش چیزی آشنا پیدا کنند.
« مرز میان این دو برداشت باریک است و فیلم همیشه به سود برداشت نخست عمل نمیکند. »
ثبت دیدگاه