نقد و بررسی
نقد سکههایی از بهشت (Pennies from Heaven) | 1981
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیای آهنگین در دل رکود فیلم «Pennies from Heaven» ساختهٔ Herbert Ross، موزیکالی است که از همان ابتدا با قراردادهای آشنای این ژانر فاصله میگیرد. داستان در آمریکا و در روزگار رکود بزرگ میگذرد؛ دورانی که فقر و ناامنی، زندگی روزمره را تیره کردهاند. آرتور پارکر، فروشندهٔ نتهای موسیقی، در جهانی کار میکند که آهنگهایش را به مردم میفروشد، اما خودش بیش از هر چیز میخواهد به جهان خیالانگیز همان ترانهها پناه ببرد.
رؤیای زندگی در قالب یک آهنگ، برای او نه تفننی ساده، بلکه راهی برای گریز از روزمرگی و ناکامی است. فیلم بهجای آنکه موسیقی را تنها وسیلهای برای شادکردن فضا یا پیشبردن عاشقانهای دلپذیر بداند، از آن همچون شکافی میان واقعیت و خیال بهره میگیرد. ترانهها وعدهٔ شور، عشق و خوشبختی میدهند؛ زندگی شخصیتها اما سرشار از محدودیت، خودفریبی و پیامدهای ناخواسته است.
همین شکاف، هستهٔ اصلی اثر را شکل میدهد و به آن هویتی نامتعارف میبخشد. داستانی دربارهٔ فرار و خودفریبی آرتور در زندگی زناشویی و کاریاش احساس خفقان میکند و آشناییاش با ایلین، آموزگاری خجالتی و سادهدل، به پیوندی پرشور میانجامد. بااینحال، فیلم رابطهٔ آن دو را به قالب عاشقانهای آرمانی و بیدردسر نمیبرد.
« داستان در آمریکا و در روزگار رکود بزرگ میگذرد؛ دورانی که فقر و ناامنی، زندگی روزمره را تیره کردهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شور و خیالپردازی آرتور با بیمسئولیتی و میل او به فرار از واقعیت درهمتنیده است؛ او نه قهرمانی رمانتیک، بلکه شخصیتی معیوب و گاه ناخوشایند است که خواستههای خود را مقدم میداند. فیلمنامهٔ Dennis Potter، برگرفته از مجموعهٔ تلویزیونی همنام او، در پی آن نیست که مخاطب را با قهرمانش همدل کند یا برای رفتارهایش توجیهی آسان بتراشد.
در عوض، فیلم نشان میدهد چگونه رؤیاپردازی میتواند هم پناهگاهی موقت باشد و هم ابزاری برای انکار مسئولیت. این انتخاب از نظر مضمونی جسورانه است، اما گاه فاصلهای میان مخاطب و شخصیتها ایجاد میکند. قصه در بخشهایی پراکنده میشود و مسیر رواییاش به اندازهٔ ایدهٔ مرکزی، محکم و پیوسته پیش نمیرود.
موسیقی بهمثابه جهان موازی ترانههای دهههای بیست و سی میلادی در فیلم صرفاً تزیین داستان نیستند. هرگاه شخصیتها وارد شمارهای موزیکال میشوند، جهان تصویر ناگهان دگرگون میشود: حرکتها اغراقآمیزتر میشوند، میزانسن حالتی نمایشی پیدا میکند و اندوه پنهان زندگی روزانه، برای لحظاتی در شور آهنگ حل میشود.
« در عوض، فیلم نشان میدهد چگونه رؤیاپردازی میتواند هم پناهگاهی موقت باشد و هم ابزاری برای انکار مسئولیت. »
شخصیتها و اجرا
اما این سبکپردازی به معنای خوشبینی نیست. درست برعکس، فاصلهٔ میان سرزندگی ترانهها و تلخی موقعیت واقعی، گاهی اثر را گزندهتر میکند. این شمارهها به خیال شخصیتها شکل دیدنی میبخشند، بیآنکه مرز میان خیال و واقعیت را کاملاً از میان ببرند. ترانهها تصویری از جهان مطلوباند؛ جهانی که آدمها میتوانند در آن عشق بورزند، برقصند و از رنج فاصله بگیرند.
بازگشت به زندگی عادی اما ناگزیر است، و همین بازگشت معنای موسیقی را پیچیده میکند: آهنگ هم تسلی میدهد و هم ناتوانی خود را در تغییر واقعیت آشکار میسازد. از این رو، موزیکالبودن فیلم بیش از آنکه راهی برای فرار مخاطب باشد، بخشی از نقد آن به خودِ فرار است. طراحی بصری و فضای تاریخی Herbert Ross و گروه سازندهاش، فضای فیلم را به بازسازی صرفِ یک دورهٔ تاریخی محدود نمیکنند.
طراحی صحنهها و تصویرپردازی، حالتی میان واقعگرایی و صحنهآرایی خیالپردازانه دارند؛ خیابانها و فضاهای روزمره میتوانند ناگهان به بستری برای اجرای موزیکال بدل شوند. این جابهجایی، حس بیثباتی جهان فیلم را تقویت میکند: گویی خیال همیشه در چند قدمی واقعیت ایستاده است، اما هرگز نمیتواند آن را برای مدتی طولانی کنار بزند.
« اما این سبکپردازی به معنای خوشبینی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلمبرداری Gordon Willis در پدیدآوردن این تضاد نقش مهمی دارد. تصویرها، بسته به حالوهوای صحنه، میان تیرگی و جلوهگری بصری حرکت میکنند. جلوهٔ موزیکالها گاه پرزرقوبرق و پرتحرک است، حالآنکه بخشهای دراماتیک به فضای روزمره و دشوار شخصیتها بازمیگردند. این تمایز به فیلم زبان تصویری مشخصی میدهد؛ هرچند تغییرهای شدید لحن و سبک ممکن است برای برخی مخاطبان گسسته یا ناپیوسته به نظر برسد.
بازیها؛ از ناهماهنگی تا درخشش Steve Martin در نقشی جدی ظاهر میشود که با تصویر کمدی شناختهشدهٔ او تفاوت دارد. این انتخاب به خودی خود جالب است: خونسردی و نوعی فاصله در بازی او با شخصیتی همخوانی دارد که بیش از آنکه دیگران را واقعاً ببیند، درگیر تصویر رؤیایی خود از زندگی است. بااینحال، این فاصله همیشه به سود فیلم تمام نمیشود؛ در برخی لحظهها آرتور چنان سرد یا نامأنوس جلوه میکند که دشوار است مخاطب بخواهد مسیر او را دنبال کند.
Bernadette Peters در نقش ایلین، لطافت و آسیبپذیری را با میل به تجربهای متفاوت درهم میآمیزد. حضور او به شخصیت عمق عاطفی میدهد و بهویژه در بخشهای موزیکال، تواناییاش در ایجاد پیوند میان ترانه و احساس آشکار است. Jessica Harper نیز در نقش جوآن، تصویری از زندگی زناشوییای ارائه میدهد که در سکوت و ناکامی فرسوده شده است.
« فیلمبرداری Gordon Willis در پدیدآوردن این تضاد نقش مهمی دارد. »
قوتها و کاستیها
در میان اجراهای مکمل، Christopher Walken حضوری چشمگیر دارد. توانایی حرکتی و رقص او به یکی از برجستهترین لحظههای نمایشی فیلم میانجامد و بهخوبی نشان میدهد که موسیقی در این اثر چگونه میتواند ناگهان انرژی صحنه را دگرگون کند. ریتم و چالشهای روایت «Pennies from Heaven» فیلمی است که برای همراهشدن با آن باید تغییرهای مکرر حالوهوا را پذیرفت.
اثر گاهی با شمارههای موزیکال پرتحرک پیش میرود و گاهی در فضایی خاموش و سنگین مکث میکند. این تفاوت، در سطح ایده با مضمون فیلم سازگار است، اما در اجرا همیشه به تعادل نمیرسد. برخی بخشها بیش از اندازه کش میآیند و قصه در مقاطعی آنقدر از مسیر اصلی فاصله میگیرد که پیوند عاطفی مخاطب با آن سست میشود.
ریتم کند یا پراکندگی روایی را نمیتوان صرفاً نقصی فنی دانست؛ تا اندازهای حاصل انتخابی است که میخواهد مخاطب را از آسودگی یک موزیکال متعارف محروم کند. بااینحال، نیت هنری همیشه ضعف اجرایی را جبران نمیکند. فیلم در لحظههای درخشانش ترکیبی فراموشنشدنی از ترانه، رقص و اندوه میسازد، اما گاهی نیز به دشواری میتواند نیروی دراماتیک خود را حفظ کند.
« در میان اجراهای مکمل، Christopher Walken حضوری چشمگیر دارد. »
جمعبندی
این نوسان، هم از ویژگیهای خاص اثر است و هم مهمترین مانع آن برای جذب مخاطب. جمعبندی «Pennies from Heaven» موزیکالی تلخ، نامتعارف و گاه ناهموار است؛ فیلمی که آهنگهای دلنشین را نه برای پنهانکردن رنج، بلکه برای برجستهکردن فاصلهٔ رؤیا و زندگی به کار میگیرد. صحنههای رقص، طراحی بصری و حضور چشمگیر Christopher Walken از نقاط قوت آشکار آناند، و بازی Bernadette Peters نیز به اثر گرمایی عاطفی میبخشد.
در مقابل، قصه در بخشهایی کمکشش و پراکنده است و تغییرهای لحن ممکن است همراهی با شخصیتها را دشوار کند. اثر برای مخاطبی که از موزیکالهای متعارف انتظار سرگرمی یکدست دارد، تجربهای غریب و احتمالاً سنگین خواهد بود. اما برای بینندهای که از برخورد میان خیالپردازی موسیقایی و واقعیت تلخ لذت میبرد، فیلم جهانی متمایز و پرسشبرانگیز میسازد.
«Pennies from Heaven» شاید همیشه روان و متوازن نباشد، اما تضاد مرکزیاش ــ میان وعدهٔ شیرین ترانه و سختی زندگی ــ تا مدتها پس از تماشا در ذهن باقی میماند.
« این نوسان، هم از ویژگیهای خاص اثر است و هم مهمترین مانع آن برای جذب مخاطب. »
ثبت دیدگاه