نقد و بررسی
نقد Pathaan | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت قهرمان؛ بازگشت به سینمای نمایش «Pathaan» بیش از آنکه بخواهد ژانر جاسوسی را از نو تعریف کند، میکوشد لذت تماشای قهرمانی را احیا کند که با حضوری پرجاذبه و صحنههایی پرهیاهو، پرده را به قلمرو نمایش بدل میسازد. فیلمِ سیدارت آناند از همان الگوی آشنای مأمورِ ناپدیدشده پیروی میکند: سربازی که اسیر شده و دیگران مرگش را پذیرفتهاند، بازمیگردد تا مأموریتی ناتمام را به انجام برساند.
این طرح، مسیر قصه را از پیش روشن میکند و بهندرت غافلگیری ماندگاری میآفریند؛ بااینحال، فیلم بیش از آنکه بر تازگی پیرنگ تکیه کند، نیروی خود را از ستارههایش، ریتم اکشن و مقیاس پرزرقوبرق ماجرا میگیرد. «Pathaan» در اصل فیلمی است که میداند تماشاگرش برای چه آمده است: قهرمان، دشمنی سرسخت، مأموریتی جهانی و رویاروییهایی که هر بار از نظر اندازه و شدت بزرگتر میشوند.
این آگاهی گاهی به نقطهقوت اثر بدل میشود و گاهی نیز بهانهای برای کنارگذاشتن منطق و ظرافت. حاصل، فیلمی است که در لحظههای پرتحرکش میتواند سرگرمکننده باشد، اما کمتر در ذهن میماند. داستان آشنا و ساختار قابلپیشبینی هسته روایی فیلم از عناصر آشنای تریلرهای جاسوسی شکل گرفته است: مأمورِ بازگشته، تهدیدی بزرگ، شبکهای از وفاداریها و دشمنیها، و متحدانی که ممکن است در هر لحظه نقشی دوگانه پیدا کنند.
روایت در معرفی این جهان، اطلاعات و موقعیتهای تازهای پیش میکشد، اما کمتر از آنها برای ساختن تعلیقی واقعاً پیچیده بهره میبرد. بسیاری از گرهها آنقدر به قواعد متعارف ژانر نزدیکاند که مخاطب میتواند پیش از وقوعشان مسیر احتمالی داستان را حدس بزند. این پیشبینیپذیری لزوماً فیلم را از کار نمیاندازد؛ در اثری که مقصد اصلیاش سرگرمی و هیجان است، قصه گاه تنها چارچوبی برای پیوند دادن صحنهها به شمار میآید.
« این آگاهی گاهی به نقطهقوت اثر بدل میشود و گاهی نیز بهانهای برای کنارگذاشتن منطق و ظرافت. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مسئله آنجاست که «Pathaan» در بعضی بخشها چنان به همین چارچوب بسنده میکند که شخصیتها و موقعیتها کمتر مجال مییابند عمق یا پیچیدگی مستقلی پیدا کنند. فیلم بهجای آنکه تنش را از انتخابهای دشوار و پیامدهایشان بسازد، بارها به حادثهای تازه یا رویاروییای بزرگتر متوسل میشود. شاهرخ خان و قدرت ستارهبودن مهمترین نیروی جاذبه فیلم، حضور شاهرخ خان است.
کاریزمای او به نقش اصلی نوعی سرزندگی میبخشد که در متن داستان بهتنهایی وجود ندارد. حتی هنگامی که قهرمان در موقعیتی کموبیش کلیشهای قرار میگیرد، بازیگر با اعتمادبهنفس، شوخطبعی و تسلط بر قاب، توجه را به خود بازمیگرداند. این همان نیرویی است که اجازه نمیدهد بخشهایی از روایت، با وجود آشنایی و تکرار، بهکلی بیرمق شوند.
«Pathaan» از این نظر نه فقط داستان یک مأمور، بلکه نمایش قدرت ستارهبودن است: فیلم در بسیاری از لحظات به تماشاگر یادآوری میکند که دیدن خودِ بازیگر در این نقش، بخشی از جاذبه اثر است. این تکیهگاه مؤثر است، اما محدودیت هم دارد. کاریزما میتواند ضعفهای متن را موقتاً بپوشاند، نه آنکه برایشان جایگزینی کامل بسازد.
اگر مخاطب با حضور شاهرخ خان ارتباط نگیرد، احتمالاً بیش از دیگران متوجه تکرارها و کشآمدن بعضی بخشها خواهد شد. رقیب قدرتمند و همنشینی ستارهها جان آبراهام در نقش نیروی مقابل، حضوری سرد و محکم دارد و در قاب، وزنی متناسب با قهرمان پیدا میکند. تقابل او و شاهرخ خان به فیلم امکان میدهد از دو نوع انرژی متفاوت بهره بگیرد: یکی پرتحرک و بازیگوش، دیگری خویشتندار و تهدیدآمیز.
« شاهرخ خان و قدرت ستارهبودن مهمترین نیروی جاذبه فیلم، حضور شاهرخ خان است. »
شخصیتها و اجرا
همین تضاد، شماری از رویاروییها را جذابتر میکند و باعث میشود صحنههای مشترک دو بازیگر از نقاط برجسته فیلم باشند. دیپیکا پادوکن نیز حضوری فراتر از همراهی تزئینی دارد. او در صحنههای اکشن توانمند و مطمئن ظاهر میشود و در لحظههایی که فیلم به او فرصت میدهد، میتواند همپای مردان مرکز توجه باشد.
بااینهمه، توازن شخصیتپردازی کامل نیست: فیلم گاهی از ظرفیت او برای پیشبرد کنش بهره میگیرد، اما کمتر به او مجال میدهد تا به شخصیتی با مسیر عاطفی و دراماتیک مستقل بدل شود. در نتیجه، جذابیت بازیگران از عمق نوشتهشده برای نقشها پیشی میگیرد. اکشن؛ هیجان در مرز اغراق صحنههای اکشن مهمترین عرصهای هستند که «Pathaan» وعده سرگرمی خود را محقق میکند.
تعقیبوگریزها، درگیریهای تنبهتن و موقعیتهای پرخطر با مقیاسی طراحی شدهاند که برای تماشای روی پرده مناسب است. فیلم میکوشد هر رویارویی را از قبلی بزرگتر و نمایشیتر کند؛ این رویکرد گاه به لحظههایی پرانرژی میانجامد که ریتم را بالا میبرند و حس یک ماجرای جاسوسی پرخرج را منتقل میکنند.
اما اغراق در اینجا مرز باریکی دارد. هنگامی که کنش از قیدهای فیزیکی و پیامدهای واقعی فاصله میگیرد، تماشاگر ناچار است منطق را موقتاً کنار بگذارد و صرفاً به تماشای نمایش بنشیند. اگر این قرارداد را بپذیرد، بسیاری از صحنهها سرگرمکنندهاند؛ اگر انتظار تعلیقی واقعگرایانه داشته باشد، همان صحنهها ممکن است غیرقابلباور یا حتی ناخواسته خندهآور شوند.
« دیپیکا پادوکن نیز حضوری فراتر از همراهی تزئینی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم غالباً بهجای پرداخت دقیق حرکت و خطر، بر بزرگی تصویر و شدت حادثه تکیه میکند. جلوههای بصری و کیفیت اجرا در ظاهر، «Pathaan» میخواهد جهانی گسترده و پرزرقوبرق بسازد؛ فیلم از جابهجایی میان مکانها و موقعیتهای گوناگون برای ایجاد حس ماجرایی بینالمللی استفاده میکند. طراحی قابها، رنگآمیزی و موسیقی نیز به این قصد نمایشی خدمت میکنند.
بااینحال، اجرای فنی در همه لحظهها همسطح نیست. بعضی جلوههای ویژه مصنوعی به نظر میرسند و فاصله میان تصویر واقعی و عناصر دیجیتال، بهخصوص در صحنههای شلوغ یا اغراقآمیز، آشکار میشود. این ناهمگونی بهخودیخود فیلم را از جذابیت نمیاندازد، اما بر باورپذیری جهان آن اثر میگذارد. وقتی قصه از مخاطب میخواهد خطر موقعیت را جدی بگیرد، کیفیت نابرابر جلوهها میتواند او را از فضای صحنه بیرون بکشد.
از سوی دیگر، تدوین پرشتاب و موسیقی پرانرژی در بخشهایی کمک میکنند هیجان حفظ شود، هرچند گاهی همان شتاب، فرصت مکث و شکلگیری تعلیق را محدود میکند. ریتم، موسیقی و لذت لحظهای فیلم در بهترین لحظاتش بر ضرباهنگ و برخورد ستارهها تکیه میکند. موسیقی و ترانهها نیز بخشی از هویت پرزرقوبرق اثرند و به آن حالوهوایی آراسته و نمایشی میدهند.
این عناصر برای مخاطبی که از سینمای سرگرمکننده و پرتحرک انتظار دارد، کارکردی روشن دارند: تنوع بصری ایجاد میکنند، انرژی صحنهها را بالا میبرند و تجربه را از یک تریلر جاسوسی خشک دور میسازند. بااینحال، طول فیلم و انباشت صحنههای پرحادثه گاهی خستگی میآورد. وقتی هر بخش میخواهد به اوجی تازه برسد، شدت مداوم سرانجام اثر خود را از دست میدهد؛ هیجان بدون فاصله و تنوع، به یکنواختی نزدیک میشود.
« فیلم غالباً بهجای پرداخت دقیق حرکت و خطر، بر بزرگی تصویر و شدت حادثه تکیه میکند. »
قوتها و کاستیها
فیلم در بعضی مقاطع میتوانست با حذف تکرارها یا کوتاهکردن مسیر میان دو نقطه اوج، منسجمتر و چابکتر باشد. جمعبندی «Pathaan» فیلمی است که قوت اصلی خود را نه در نوآوری داستانی، بلکه در جذابیت بازیگران و نیروی نمایش مییابد. شاهرخ خان با کاریزمای خود بارها فیلم را از معمولیشدن نجات میدهد؛ جان آبراهام رقیبی دیدنی برای اوست و دیپیکا پادوکن در لحظههای اکشن حضوری مؤثر دارد.
صحنههای پرتحرک و موسیقی پرانرژی نیز تجربهای سرگرمکننده میسازند، هرچند اغراق، ضعف برخی جلوههای ویژه و قصهای آشنا از پیوستگی و باورپذیری اثر میکاهند. این فیلم بیش از آنکه برای داستانی ماندگار یا شخصیتپردازی عمیق به یاد آورده شود، برای لحظههای نمایشی و لذت تماشای ستارههایش کار میکند.
اگر مخاطب با قواعد اغراقآمیز سینمای اکشن کنار بیاید، «Pathaan» میتواند سرگرمیای پرزرقوبرق و خوشریتم فراهم کند؛ اما اگر انتظار روایتی تازه، منطقی و دقیق داشته باشد، محدودیتهای آن بهسرعت آشکار میشوند.
« فیلم در بعضی مقاطع میتوانست با حذف تکرارها یا کوتاهکردن مسیر میان دو نقطه اوج، منسجمتر و چابکتر باشد. »



ثبت دیدگاه