نقد و بررسی
نقد فعالیت فراطبیعی ۴ (Paranormal Activity 4) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تداوم یک کابوس آشنا «فعالیت فراطبیعی ۴» ساختهٔ هنری جوست و آریل شولمن، دنبالهای است که آشکارا بر میراث قسمتهای پیشین تکیه میکند. ماجرا پنج سال پس از ناپدیدشدن کیتی و هانتر میگذرد؛ خانوادهای در حومهٔ شهر با پسری مرموز روبهرو میشوند که حضورش بهتدریج نظم خانه را بر هم میزند.
فیلم، مانند نمونههای قبلی مجموعه، وحشت را از دل موقعیتهای روزمره بیرون میکشد: خانهای آرام، اتاقهایی آشنا و نشانههایی کوچک که ابتدا میتوان آنها را به تصادف نسبت داد. این انتخاب همچنان ظرفیت دلهرهآفرینی دارد، اما در قسمت چهارم، آشنایی با دستور زبان مجموعه همزمان به نقطهٔ قوت و محدودیت بدل میشود.
خانه بهمثابه صحنهٔ مراقبت مهمترین ایدهٔ بصری فیلم، استفاده از دوربینهای رایانه و ابزارهای خانگی برای ثبت رخدادهاست. فیلمبرداری دیگر صرفاً به دوربین دستی محدود نمیماند؛ قابهای ثابت و تصاویر نظارتی، خانه را به فضایی تبدیل میکنند که گویی همواره زیر نظر است. تماشاگر در این قابها به جای آنکه فقط منتظر وقوع حادثه باشد، ناچار میشود تصویر را وارسی کند: آیا گوشهٔ اتاق تغییری کرده؟
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آیا چیزی در پسزمینه جابهجا شده است؟ این مشارکتِ نگاه، نوعی کنجکاوی و انتظار میسازد که با جهان داستان تناسب دارد. ورود فناوریهای معاصر به ساختار فیلم، از جمله تماسهای تصویری و دوربین کینکت ایکسباکس، برای قالب «تصاویر پیداشده» کارکردی فراتر از تزئین دارد. ابزارها هم راهی برای توجیه ثبت تصاویرند و هم امکانهایی تازه برای ساختن قابهای ناآرام فراهم میکنند.
بااینحال، هرچه فیلم این سازوکارها را بیشتر به کار میگیرد، مصنوعبودن برخی موقعیتها نیز نمایانتر میشود؛ گاهی دشوار است باور کنیم شخصیتها در شرایطی خاص همچنان به ضبطکردن ادامه میدهند. دلهره در فاصلهٔ میان رخدادها اثر در بهترین لحظههایش به جای نمایش مستقیم تهدید، از مکث و انتظار بهره میبرد.
دوربین روی اتاقی ظاهراً خالی میماند و تماشاگر، بهسبب دانستن اینکه ممکن است چیزی در قاب پنهان باشد، با دقتی مضاعف به تصویر نگاه میکند. ترس در چنین لحظههایی نه از خودِ حادثه، بلکه از احتمال وقوع آن سرچشمه میگیرد. چند صحنه واقعاً مؤثر از کار درآمدهاند و حس ناامنی خانه را بهخوبی منتقل میکنند.
« این مشارکتِ نگاه، نوعی کنجکاوی و انتظار میسازد که با جهان داستان تناسب دارد. »
شخصیتها و اجرا
در کنار این تعلیق آرام، فیلم گاه از غافلگیریهای ناگهانی نیز استفاده میکند. این لحظهها میتوانند واکنشی فوری ایجاد کنند و هیجان را بالا ببرند، اما اثرشان کوتاه است. چون فیلم بارها به شیوهای مشابه میان سکون و شوک جابهجا میشود، بخشی از غافلگیریها کمکم قابل پیشبینی میشوند. ضربهٔ ناگهانی زمانی بیشترین اثر را دارد که از دل تنشی انباشتهشده برخیزد؛ تکرار بیوقفهٔ آن، حساسیت تماشاگر را کاهش میدهد.
شخصیتها و چشمانداز نوجوانانه تمرکز بر الکس، دختر نوجوان خانواده، به فیلم امکان میدهد تا بخشی از ماجرا را از نگاه شخصی کنجکاو و اهل ثبتکردن تجربه کند. رابطهٔ او با بن نیز زمینهای برای شکلگیری فیلمبرداری و تماسهای تصویری فراهم میآورد. این انتخاب، روایتی نسبتاً امروزی میسازد؛ ترس نه از طریق گروهی متخصص یا شخصیتهایی آمادهٔ مقابله با نیروهای ناشناخته، بلکه در بستر زندگی معمول نوجوانان وارد خانه میشود.
بااینحال، شخصیتپردازی بیشتر در خدمت پیشبرد موقعیتهای ترسناک است تا ایجاد پیوند عاطفی عمیق. خانواده و روابط میان اعضایش بهاندازهای پرداخت میشوند که فضای خانگی باورپذیر بماند، اما فیلم کمتر مکث میکند تا اضطرابها و واکنشهای درونی شخصیتها را با جزئیات بکاود. در نتیجه، بعضی لحظهها از نظر بصری مؤثرند، ولی پیامد عاطفیشان به همان اندازه گسترش نمییابد.
« در کنار این تعلیق آرام، فیلم گاه از غافلگیریهای ناگهانی نیز استفاده میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تکرار فرمول و فرسودگی تعلیق بزرگترین مانع فیلم، وابستگی شدید آن به الگوی شناختهشدهٔ مجموعه است: خانهای آرام، دوربینهایی که شبانه ضبط میکنند، نشانههای پراکنده و افزایش تدریجی شدت رخدادها. این فرمول هنوز قابلیت اثرگذاری دارد، اما قسمت چهارم بهندرت آن را چنان دگرگون میکند که حس تازگی پایداری به وجود آید.
آشنایی مخاطب با قواعد این جهان باعث میشود بسیاری از لحظهها پیش از وقوع، قابل حدس به نظر برسند. ریتم نیز از همین مشکل آسیب میبیند. فیلم برای ایجاد انتظار، زمان زیادی را صرف قابهای ثابت و رخدادهای کوچک میکند؛ رویکردی که در ذات این نوع وحشت است، اما همیشه به نتیجهای متناسب نمیرسد.
گاهی سکون بهجای آنکه اضطراب را فشردهتر کند، به احساس کشآمدن زمان میانجامد. تماشاگر ممکن است مدت زیادی منتظر نشانهای بماند، بیآنکه هر بار اطلاعات تازهای دربارهٔ شخصیتها یا تهدید به دست آورد. روایتی رازآلود، اما نه همیشه روشن فیلم میکوشد رخدادهای تازه را به گذشتهٔ مجموعه پیوند بزند و بر اسطورهشناسی آن بیفزاید.
« آشنایی مخاطب با قواعد این جهان باعث میشود بسیاری از لحظهها پیش از وقوع، قابل حدس به نظر برسند. »
قوتها و کاستیها
این اتصال برای مخاطبی که قسمتهای پیشین را دیده، جذابیت خاصی دارد؛ گذشته همچون سایهای بر ماجرای کنونی میافتد و جزئیات کوچک میتوانند معنایی فراتر از خود پیدا کنند. اما گسترش رازها همیشه با روشنشدن رابطهٔ میان آنها همراه نیست. برخی اطلاعات در حد اشاره باقی میمانند و برخی پرسشها بدون پاسخ میمانند.
پایانبندی نیز بهجای آنکه همهٔ خطوط داستانی را به شکلی رضایتبخش جمع کند، ناگهانی و پرسشبرانگیز است. بدون ورود به جزئیات، میتوان گفت فیلم بیش از آنکه حس فرجامی کامل ایجاد کند، راه را برای ادامهٔ جهان داستان باز میگذارد. این انتخاب ممکن است برای علاقهمندان مجموعه جذاب باشد، اما برای تماشاگرانی که انتظار دارند فیلم بهتنهایی تجربهای منسجم ارائه دهد، ناکافی جلوه میکند.
کارکرد صدا و فضای خانه در فیلمی که بخش بزرگی از وحشتش بر مشاهده استوار است، صدا نقشی تعیینکننده دارد. سکوتهای طولانی، صداهای کمحجم و تغییرهای ناگهانی در فضای صوتی، خانه را به محیطی بدل میکنند که حتی در غیاب اتفاقی آشکار نیز آرامشبخش نیست. این طراحی بهویژه در همراهی با نماهای ثابت خوب عمل میکند: تماشاگر پیش از آنکه چیزی ببیند، ممکن است از صدا به حضور خطری احتمالی پی ببرد.
« اما گسترش رازها همیشه با روشنشدن رابطهٔ میان آنها همراه نیست. »
جمعبندی
در مقابل، وابستگی فیلم به الگوهای تکرارشوندهٔ صوتی و غافلگیری، گاهی اثر را به تجربهای مکانیکی نزدیک میکند. هنگامی که تماشاگر با زمانبندی ترسها آشنا میشود، سکوت دیگر همیشه حامل تهدید نیست و بعضی صحنهها کشدار به نظر میرسند. فیلم در لحظههایی موفق است که صدا و تصویر همزمان معنایی مبهم میسازند، نه آنگاه که صرفاً مقدمهای برای یک شوک سریع باشند.
جمعبندی «فعالیت فراطبیعی ۴» دنبالهای است که چند ابزار بصری تازه به قالب آشنای مجموعه میافزاید و در لحظههایی میتواند واقعاً ناآرامکننده باشد. دوربینهای نظارتی و فناوریهای روز، حس کنجکاوی و مشارکت تماشاگر را تقویت میکنند و برخی صحنهها با تکیه بر انتظار و قابهای خلوت، دلهرهای مؤثر میآفرینند.
در برابر این امتیازها، تکرار فرمول قسمتهای قبلی، ریتم کند، غافلگیریهای کموبیش آشنا و روایت رازآلود اما ناتمام قرار دارند. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه تجربهٔ وحشت را از نو تعریف کند، سازوکارهای موفق مجموعه را ادامه میدهد. برای مخاطبی که از تماشای تصاویر نظارتی و جستوجوی نشانههای پنهان لذت میبرد، لحظههای قابلاعتنایی دارد؛ اما برای بینندهای که در پی روایتی تازه، منسجم و دارای فرجام روشن است، احتمالاً رضایتبخش نخواهد بود.
« در مقابل، وابستگی فیلم به الگوهای تکرارشوندهٔ صوتی و غافلگیری، گاهی اثر را به تجربهای مکانیکی نزدیک میکند. »
ثبت دیدگاه