نقد و بررسی
نقد Paper Year | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ازدواج بهمثابه آغاز، نه فرجام «Paper Year» ساختهٔ Rebecca Addelman، درام عاشقانهای دربارهٔ زوجی جوان است که ازدواج را نه نقطهٔ پایانِ جستوجوی عشق، بلکه آغاز آزمونی دشوار مییابند. Franny و Dan در بیستودوسالگی زندگی مشترک خود را شروع میکنند؛ سنی که در آن خواستهها هنوز شکل قطعی نگرفتهاند و تصور آدم از آینده، اغلب از واقعیت جلوتر میدود.
فیلم از دل همین فاصله میان شور آغازین و مسئولیت روزمره، تصویری نسبتاً صمیمی از نخستین سال زناشویی میسازد. عنوان اثر نیز بهطور ضمنی به شکنندگی این دوره اشاره دارد: سالی که پیوندها هنوز در حال شکلگرفتناند و دوامشان بیش از هر چیز به شناخت، گفتوگو و بلوغ عاطفی وابسته است. روایت از دل جزئیات کوچک فیلم بهجای آنکه رابطه را با پیشینهای مفصل و توضیحهای طولانی معرفی کند، تماشاگر را تقریباً بیواسطه وارد زندگی تازهٔ زوج میکند.
این انتخاب در آغاز مؤثر است؛ زیرا حس میشود مخاطب نیز مانند خود شخصیتها باید بهتدریج بفهمد چه چیزی میان آن دو پیوند ساخته و چه عواملی آن را سست میکند. Addelman توجه ویژهای به لحظههای کوچک دارد: مکثها، واکنشهای ناتمام و تغییرات ظریفی که در ظاهر اهمیت چندانی ندارند، اما میتوانند بعدها معنایی سنگین پیدا کنند.
تمرکز بر همین خردهلحظهها با موضوع فیلم تناسب دارد. رابطهها معمولاً با یک حادثهٔ بزرگ و ناگهانی از هم نمیپاشند؛ گاه مجموعهای از بیتوجهیها، ناگفتهها و انتظارهای ناهماهنگ، بهتدریج فاصله میسازد. بااینحال، فیلم همیشه از این شیوه بهدرستی بهره نمیبرد. گاهی از کمگویی به ایجاز میرسد و گاهی اطلاعاتی را که برای فهم عمیقتر شخصیتها لازم است، بیش از اندازه کنار میگذارد.
« فیلم از دل همین فاصله میان شور آغازین و مسئولیت روزمره، تصویری نسبتاً صمیمی از نخستین سال زناشویی میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، بعضی لحظهها ظریف و پرمعنا جلوه میکنند، اما برخی دیگر ناتمام میمانند. شخصیتهایی میان میل و ناپختگی Franny و Dan در وضعیتی ایستادهاند که عشق و شناخت هنوز به یک اندازه در آنها رشد نکرده است. کشش عاطفی و جسمانی میانشان باورپذیر است، اما زندگی مشترک بهسرعت نشان میدهد که صمیمیت بهتنهایی برای ساختن رابطهای پایدار کافی نیست.
هر یک درگیر دغدغههای فردی و شغلی خود است و در همان حال میکوشد از دیگری تأیید و امنیت بگیرد. همین دوگانگی، بستر اصلی کشمکشهای فیلم را شکل میدهد: زوجی که میخواهند کنار هم بمانند، اما هنوز نمیدانند چگونه نیازهایشان را بیآنکه به یکدیگر آسیب بزنند بیان کنند. Franny در مسیر یافتن جایگاه حرفهای و هویت شخصی خود، میان خواستههایش و تصورش از همسریکردن گرفتار میشود.
Eve Hewson این تردید را با بازیای کنترلشده و پرحس منتقل میکند؛ بازی او بیش از آنکه بر نمایش آشکار اندوه تکیه کند، از تغییرات ظریف در لحن و رفتار نیرو میگیرد. Dan نیز با ناامنیها و نیاز عاطفی خود دستوپنجه نرم میکند. Avan Jogia در لحظههایی که شخصیت میان محبت و دلواپسی در نوسان است، حضوری طبیعی دارد؛ بااینحال، کمبود زمینهپردازی باعث میشود انگیزههای Dan گاه بیشتر به نشانههایی بیرونی محدود بمانند تا ویژگیهایی که فیلم بهروشنی کاویده باشد.
بازیها؛ نیروی اصلی اثر با وجود نابرابری در پرداخت شخصیتها، بازیهای اصلی از نقاط قوت فیلماند. Hewson و Jogia در کنار هم، حس آشنایی و راحتی زوجی را ایجاد میکنند که زمانی از بودن با یکدیگر لذت میبردهاند. این نکته اهمیت دارد؛ زیرا وقتی شکاف میان آن دو پدیدار میشود، تماشاگر باید بتواند تصویری از صمیمیت گذشته را نیز باور کند.
« در نتیجه، بعضی لحظهها ظریف و پرمعنا جلوه میکنند، اما برخی دیگر ناتمام میمانند. »
شخصیتها و اجرا
بازیگران در بخشهایی از فیلم این پیشینه را با رفتارهای ساده و بیتکلف منتقل میکنند، بیآنکه به توضیح مستقیم متوسل شوند. حضور Andie MacDowell و Hamish Linklater نیز به جهان شخصیتها بُعدی مکمل میبخشد؛ بهویژه از آن رو که آدمهای پیرامون زوج، فقط پسزمینهای برای بحران اصلی نیستند و نگاههای متفاوتی به تعهد و بلوغ را نمایندگی میکنند.
بااینحال، نقشهای فرعی گاه بیش از آنکه شخصیتهایی مستقل و کامل باشند، به کارکرد روایی خود محدود میمانند. فیلم از حضور آنان برای روشنکردن فشارهای بیرونی و عاطفی استفاده میکند، اما فرصت چندانی برای گسترش جهان درونیشان فراهم نمیآورد. کار، استقلال و فشار زندگی روزمره «Paper Year» ازدواج را در خلأ بررسی نمیکند.
مسائل مالی، فرصتهای کاری محدود و دشواری یافتن جایگاه حرفهای، بر رابطهٔ Franny و Dan سایه میاندازند. اوضاع اقتصادی و شغلی شخصیتها نه تزئینی پیرامون داستان، بلکه بخشی از همان فشاری است که صبر و اعتمادشان را میآزماید. فیلم بهخوبی نشان میدهد که گاهی اختلاف عاطفی از جایی آغاز میشود که هر یک از دو نفر میکوشد در زندگی شخصی خود پیش برود، اما از دیگری انتظار دارد همزمان همانجا بماند.
این وجه از داستان ظرفیت اجتماعی قابلتوجهی دارد: استقلال فردی در برابر تعهد مشترک، و این پرسش که آیا رشد یکی از طرفین الزاماً به احساس置ماندن دیگری میانجامد یا نه. بااینحال، اثر این موضوعها را بیشتر در قالب تنشهای روزمره مطرح میکند تا آنکه به کاوشی عمیق و چندوجهی برساند. برخی تعارضها چنان آشنا هستند که تماشاگر زودتر از شخصیتها مسیر احتمالیشان را حدس میزند.
« بااینحال، نقشهای فرعی گاه بیش از آنکه شخصیتهایی مستقل و کامل باشند، به کارکرد روایی خود محدود میمانند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از این پیشبینیپذیری کاملاً رهایی نمییابد، هرچند در لحظههای کوچکتر گاهی نگاه دقیقتری به آسیبپذیری آدمها نشان میدهد. ریتم و انتخابهای روایی ریتم اثر یکنواخت نیست. در بخشهایی، حرکت آرام روایت با حالوهوای روزمرهٔ داستان هماهنگ میشود و اجازه میدهد تغییرهای عاطفی بیسروصدا انباشته شوند.
اما همین مکثها در قسمتهایی دیگر به کندی و کمکششبودن میانجامند. برخی صحنهها پس از آنکه معنای خود را منتقل کردهاند، ادامه مییابند یا بدون آنکه شناخت تازهای از شخصیتها بدهند، به روایت افزوده میشوند. از سوی دیگر، فشردگی در معرفی گذشتهٔ زوج باعث میشود پیوند آغازین آنها به اندازهٔ کافی شکل نگیرد؛ بنابراین، تماشاگر ممکن است تحول رابطه را بفهمد، اما همیشه آن را با تمام عمق عاطفیاش حس نکند.
این دوگانگی، یکی از محدودیتهای مهم فیلم است: اثر در جزئیات روزمره دقیق است، اما در ساختن تصویری کامل از شخصیتها گاهی شتابزده یا کمحوصله به نظر میرسد. در نتیجه، بعضی موقعیتها بهجای آنکه از پیچیدگی طبیعی رابطه برآیند، همچون گامهایی قابلانتظار در مسیر یک درام عاشقانه جلوه میکنند.
لحن و نگاه کارگردان نگاه Addelman بیش از آنکه داورانه باشد، مشاهدهگر است. فیلم نه ازدواج را آرمانی بینقص مینمایاند و نه فروپاشی رابطه را به یک علت ساده فرو میکاهد. این خویشتنداری، به اثر لحنی انسانی میبخشد: شخصیتها نه قهرمانانی کاملاند و نه خطاکارانی یکبعدی؛ بیشتر آدمهایی هستند که در میانهٔ تصمیمهای ناپخته و خواستههای متعارض، میکوشند خود و دیگری را بفهمند.
« ریتم و انتخابهای روایی ریتم اثر یکنواخت نیست. »
قوتها و کاستیها
طنزهای پراکنده نیز از خشکی فضای درام میکاهند، هرچند فیلم در مجموع به سوی ملودرام پرهیاهو نمیرود. انتخاب لحن آرام، با ایدهٔ روایت سازگار است، اما گاه انرژی عاطفی داستان را پایین میآورد. کارگردانی در ثبت لحظههای خصوصی و فاصلههای نامرئی میان دو نفر موفقتر از ساختن اوجهای پرقدرت است؛ به همین سبب، اثر بیشتر با حالوهوای تدریجی خود در ذهن میماند تا با صحنههایی نمایشی و بهیادماندنی.
جمعبندی «Paper Year» درامی خوشساخت و صمیمی دربارهٔ دشواریهای نخستین سال زندگی مشترک است؛ فیلمی که از بازیهای باورپذیر و توجه به جزئیات عاطفی نیرو میگیرد و ازدواج را فرایندی زنده، پرخطا و نیازمند بلوغ نشان میدهد. در عین حال، ریتم کند در بخشهایی، شخصیتپردازی نابرابر و تعارضهای گاه قابلپیشبینی، مانع از آن میشوند که اثر به کاوشی کاملاً ژرف در رابطهٔ مرکزی خود بدل شود.
ارزش فیلم بیش از هر چیز در صداقت نگاهش نهفته است. «Paper Year» یادآوری میکند که عشق آغاز رابطه را ممکن میسازد، اما ادامهدادنش به شناخت متقابل، گفتوگوی صادقانه و آمادگی برای تغییر نیاز دارد. همین نگاه، با وجود کاستیهای روایی، به فیلم گرمایی انسانی میبخشد و آن را برای تماشاگرانی که به درامهای رابطهمحور علاقه دارند، اثری قابلتأمل میکند.
« طنزهای پراکنده نیز از خشکی فضای درام میکاهند، هرچند فیلم در مجموع به سوی ملودرام پرهیاهو نمیرود. »
ثبت دیدگاه