نقد و بررسی
نقد Overdrive | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی در ستایش خودرو، نه در خدمت داستان «Overdrive» به کارگردانی Antonio Negret از همان ابتدا روشن میکند که مقصود اصلیاش چیست: خودروهای چشمنواز، سرعت، بدلکاری و تعقیبوگریز. قصه دربارهٔ دو برادر سارق خودرو، Andrew و Garrett، است که در جنوب فرانسه با رئیس باندی خطرناک درگیر میشوند و برای رهایی از مخمصه به مأموریتی پرریسک تن میدهند.
فیلم در بندرها و خیابانهای مارسی فضایی آفتابی و خوشرنگ میسازد؛ اما این زیبایی بصری بهتنهایی نمیتواند ضعفهای روایی و شخصیتی آن را پنهان کند. «Overdrive» بیش از آنکه یک داستان سرقت منسجم باشد، ویترینی برای خودروهای خاص و حرکتهای پرشتاب است. پیرنگی آشنا با چرخشهای بیش از اندازه اسکلت روایی فیلم از الگوی آشنای سرقت و فرار پیروی میکند: قهرمانان گرفتار میشوند، فرصتی برای نجات مییابند، گروهی را گرد هم میآورند و نقشهای میچینند که قرار است مخاطب را غافلگیر کند.
این ساختار برای فیلمی سرگرمیمحور فینفسه مشکلساز نیست؛ مسئله آن است که «Overdrive» بهجای آنکه بر پایهٔ شخصیتپردازی یا منطق دقیق نقشهها پیش برود، به مجموعهای از تهدیدها، توافقهای موقت و نقشههای تودرتو تکیه میکند. در نتیجه، آنچه باید هوشمندی نقشهکشی باشد، گاه به پیچیدگی تصنعی بدل میشود.
« Overdrive» بیش از آنکه یک داستان سرقت منسجم باشد، ویترینی برای خودروهای خاص و حرکتهای پرشتاب است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم اطلاعاتی را پنهان میکند تا در زمان مناسب پرده از بخشی از نقشه بردارد، اما این تعلیق همیشه از دل کنش شخصیتها به وجود نمیآید؛ بیشتر محصول عقبانداختن اطلاعات است. روایت گاهی کش میآید و گاهی با شتاب از نقطهای به نقطهٔ دیگر میپرد. تماشاگر میتواند مسیر کلی داستان را حدس بزند و پیچشهای آن نیز بهاندازهای زمینهچینی نمیشوند که حس کشف واقعی ایجاد کنند.
بنابراین، غافلگیریها کمتر از آنکه حاصل معماری دقیق باشند، راهی برای زنده نگهداشتن طرحی آشنا به نظر میرسند. خودروها؛ ستارههای واقعی فیلم جایی که «Overdrive» بیتردید جان میگیرد، نمایش خودروهاست. خودروهای کلاسیک و لوکس در فیلم صرفاً وسیلهٔ حرکت نیستند؛ قاببندی، نور و شیوهٔ معرفیشان آنها را به جاذبههایی مستقل تبدیل میکند.
بدنههای براق، خطوط طراحی و تفاوت میان خودروهای قدیمی و مدرن، بخشی از لذت دیداری فیلم را میسازند. برای مخاطبی که به خودرو علاقه دارد، همین حضور پررنگ میتواند دلیل اصلی تماشا باشد. فیلم درک میکند که ارزش این ماشینها فقط به سرعتشان محدود نیست؛ آنها نماد ثروت، منزلت و وسواس صاحبانشان نیز هستند.
« روایت گاهی کش میآید و گاهی با شتاب از نقطهای به نقطهٔ دیگر میپرد. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، این وجه نمادین بهندرت بسط مییابد و بیشتر در حد جلوهای تزئینی باقی میماند. خودروها چنان جذاباند که گاهی از آدمهای فیلم باورپذیرتر و بهیادماندنیتر میشوند؛ نه به این دلیل که شخصیت مستقلی دارند، بلکه چون فیلم برای دیدهشدنشان وقت و دقت بیشتری صرف میکند. تعقیبوگریزهایی که فیلم را سر پا نگه میدارند صحنههای رانندگی و تعقیبوگریز، مهمترین دستاورد اجرایی فیلماند.
میزانسن این بخشها معمولاً روشن و قابلدنبالکردن است و تدوین، با وجود شتاب صحنهها، اغلب اجازه نمیدهد مسیر کنش کاملاً مبهم شود. بدلکاریها و حرکت خودروها نیز انرژی لازم را به فیلم میدهند؛ انرژیای که در بخشهای گفتوگومحور و توضیح نقشهها کمرنگ میشود. بااینهمه، هیجان بصری همیشه به تنش دراماتیک تبدیل نمیشود.
خطرهایی که شخصیتها با آن روبهرو هستند، اغلب بیش از آنکه از انتخابها و ضعفهایشان سرچشمه بگیرد، بهانهای برای طراحی حرکت بعدی خودروهاست. به همین دلیل، صحنههای اکشن ممکن است لحظهای سرگرمکننده باشند، اما اثر عاطفی چندانی بر جا نگذارند. فیلم بهخوبی میداند چگونه خودرو را از قاب عبور دهد؛ کمتر میداند چگونه آن عبور را به نقطهٔ عطفی در زندگی شخصیتها بدل کند.
« بااینحال، این وجه نمادین بهندرت بسط مییابد و بیشتر در حد جلوهای تزئینی باقی میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شخصیتها و بازیها: ظرفیتهایی که شکوفا نمیشوند Andrew و Garrett قرار است در مرکز قصه باشند، اما رابطهٔ برادریشان عمق چندانی پیدا نمیکند. فیلم به تفاوتهای رفتاری آنها اشاره میکند، ولی این تفاوتها بهندرت به تعارضی جدی یا مسیری برای تحول بدل میشوند. بخش زیادی از جذابیت رابطه، به شوخیها و کلکلهای گذرا واگذار شده است؛ شوخیهایی که نمیتوانند جای شناخت متقابل و تاریخ مشترک را بگیرند.
بازیها نیز در سطحی معمولی باقی میمانند. Scott Eastwood و Freddie Thorp حضور لازم را برای نقشهای اصلی دارند، اما متن فرصت چندانی برای نمایش ظرافت یا کشمکش درونی به آنها نمیدهد. Ana de Armas و دیگر بازیگران هم در فضایی گرفتارند که شخصیتها را بیشتر بر اساس نقششان در نقشه تعریف میکند تا خواستهها و تناقضهایشان.
حاصل، گروهی از چهرههاست که برای پیشبرد ماجرا کارکرد دارند، اما بهندرت به شخصیتهایی بدل میشوند که پس از پایان فیلم در ذهن بمانند. لحن و جهان فیلم «Overdrive» میخواهد همزمان فیلمی دربارهٔ سرقتی پرخطر، ماجرایی عاشقانه و سرگرمی سبکِ ماشینمحور باشد. این ترکیب میتوانست با لحنی آگاهانه و بازیگوشانه جذاب شود، اما فیلم در تعیین جایگاه خود مردد میماند.
« بازیها نیز در سطحی معمولی باقی میمانند. »
قوتها و کاستیها
گاهی خطرها را جدی میگیرد و از شخصیتها انتظار واکنش عاطفی دارد؛ گاهی نیز چنان به اغراق و تصادفهای داستانی تکیه میکند که همان خطرها وزن خود را از دست میدهند. محیط جنوب فرانسه هم بیش از آنکه در شکلگیری جهان داستان نقشی فعال داشته باشد، پسزمینهای زیبا برای خودروها و تعقیبها فراهم میآورد.
مارسی و فضای مدیترانهای میتوانستند به فیلم هویتی متمایز بدهند، اما استفاده از مکانها بیشتر بصری است تا دراماتیک. در نتیجه، اثر با وجود ظاهر خوشآبورنگش، از نظر جهانسازی چندان خاص نمیشود و به الگوی عمومی فیلمهای سرقتی نزدیک میماند. برای چه تماشاگری مناسب است؟ ارزش سرگرمی فیلم تا حد زیادی به انتظارات مخاطب وابسته است.
اگر تماشاگر بهدنبال قصهای پیچیده، شخصیتهایی چندلایه یا تعلیقی حسابشده باشد، «Overdrive» احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود. داستان کلیشهای، بازیهای کمرمق و ریتم نابرابر، مانع از آن میشوند که فیلم فراتر از سرگرمی گذرا برود. اما اگر انگیزهٔ اصلی تماشا، دیدن خودروهای جذاب و چند صحنهٔ پرتحرک باشد، فیلم لحظاتی برای لذتبردن فراهم میکند.
« ارزش سرگرمی فیلم تا حد زیادی به انتظارات مخاطب وابسته است. »
جمعبندی
این اثر بیش از آنکه به تمرکز کامل نیاز داشته باشد، به رویکردی سبکگیرانه جواب میدهد: میتوان از نماهای خودروها و بدلکاریها لذت برد و ضعفهای داستان را چندان جدی نگرفت. چنین تماشایی البته به معنای نادیدهگرفتن کاستیها نیست؛ بلکه پذیرش این واقعیت است که فیلم در بخشهای نمایشی موفقتر از بخشهای روایی عمل میکند.
جمعبندی «Overdrive» فیلمی است که سرمایهٔ اصلی خود را در خودروهای کلاسیک، ظاهر براق و صحنههای رانندگی میجوید. تعقیبوگریزها انرژی دارند و ماشینها واقعاً دیدنیاند، اما داستان سرقتیِ آشنا و پرپیچوخم، شخصیتپردازی کمعمق و بازیهای معمولی، مانع از شکلگیری تجربهای ماندگار میشوند.
فیلم گاهی با کشدادن روایت و گاهی با پیچاندن بیش از اندازهٔ نقشهها، ریتم خود را از دست میدهد. حاصل، اثری قابلتحمل برای علاقهمندان به خودرو و اکشن سبک است؛ نه فیلمی که در روایت یا شخصیتهایش تازگی ویژهای داشته باشد، بلکه سرگرمیای که بخش عمدهٔ جذابیتش در بدنهٔ صیقلی خودروهایش خلاصه میشود.
« فیلم گاهی با کشدادن روایت و گاهی با پیچاندن بیش از اندازهٔ نقشهها، ریتم خود را از دست میدهد. »



ثبت دیدگاه