نقد و بررسی
نقد اور درایو (Over Drive) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مسابقهای بیرون از پیست «Over Drive» ساختهٔ Eiichirō Hasumi در ظاهر دربارهٔ رالی و رؤیای رسیدن به مسابقات قهرمانی جهان است؛ اما موتور دراماتیک آن نه فقط در خودروهای پرسرعت، بلکه در رابطهٔ پرتنش دو برادر میتپد. آتسوهیرو هیاما، مهندس و مکانیک ارشد تیم سوپیکا، با انضباط و دقت شناخته میشود.
نائوزومی، برادر کوچکترش، رانندهای مستعد است که تواناییاش را با رفتاری سرکش و رانندگی بیمحابا درهم میآمیزد. ورود هیکارو اِندو بهعنوان مدیر برنامههای نائوزومی، این تنش را وارد مرحلهای تازه میکند و فیلم را میان رقابت ورزشی، اختلاف خانوادگی و همکاری تیمی به حرکت درمیآورد. از همان ابتدا روشن است که اثر قرار نیست قواعد ژانر را از نو بنویسد.
الگوی آشنای استعداد خام، انضباط حرفهای، بحران و کوشش برای عبور از محدودیتها در آن حضور دارد. ارزش فیلم بیشتر در شیوهٔ اجرای این الگو و انرژی صحنههای مسابقه است تا در تازگی طرح. نتیجه، اثری تماشایی و سرگرمکننده است که در لحظات عاطفیاش گاه به آشنایی بیش از اندازهٔ مسیر داستانی تکیه میکند.
ضرباهنگ سرعت و تصویر مهمترین دستاورد «Over Drive» در سکانسهای رالی دیده میشود. دوربین با حرکتهای پرشتاب و قاببندیهای نزدیک، تماشاگر را به سطح جاده و کابین خودرو میبرد؛ جایی که پیچها، لغزشها و تغییر مسیرها تنها نمایش مهارت نیستند، بلکه بخشی از فشار روانی راننده نیز به شمار میآیند.
« آتسوهیرو هیاما، مهندس و مکانیک ارشد تیم سوپیکا، با انضباط و دقت شناخته میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تدوین سریع و صدای موتور، حس رقابت را تقویت میکند و به فیلم نیرویی میدهد که در بخشهای گفتوگومحور گاهی از دست میرود. فیلمبرداری مسابقهها عموماً بر ایجاد هیجان متمرکز است، نه بر توضیح فنیِ پیچیدهٔ رالی. همین انتخاب به مخاطب ناآشنا با این ورزش امکان میدهد بیدرنگ با خطر و سرعت همراه شود.
در عوض، گاهی منطق واقعگرایانهٔ صحنهها در برابر تأثیر نمایشی عقب مینشیند. فیلم بیش از آنکه بخواهد تصویری مستندوار از سختیهای مسابقه ارائه کند، میخواهد تماشاگر را در تجربهٔ حسی آن شریک سازد. از این منظر، اغراقهای محدودش نیز بخشی از قرارداد سرگرمکنندهٔ اثرند. دو برادر، دو شیوهٔ زیستن محور عاطفی فیلم تقابل آتسوهیرو و نائوزومی است.
یکی به نظم، محاسبه و کار بیوقفه باور دارد و دیگری انرژی و استعدادش را در رفتاری تکانشی آزاد میکند. این تفاوت، فقط اختلافی دربارهٔ شیوهٔ رانندگی نیست؛ دو برداشت از مسئولیت و اعتماد را روبهروی هم قرار میدهد. آتسوهیرو میخواهد خطر را مهار کند، در حالی که نائوزومی مهارشدن را مانعی در برابر توانایی خود میبیند.
نقطهٔ قوت رابطهٔ آنها در این است که فیلم اختلاف را به جدلهای کلامی محدود نمیکند. جایگاه هر برادر در تیم، نوع نگاهش به مسابقه و واکنشش به فشار، بارها همان شکاف را بازتاب میدهد. بازی Masahiro Higashide در نقش آتسوهیرو بر خویشتنداری و سختکوشی تکیه دارد؛ در مقابل، Mackenyu نائوزومی را با حضوری تند و پرحرارت شکل میدهد.
« فیلمبرداری مسابقهها عموماً بر ایجاد هیجان متمرکز است، نه بر توضیح فنیِ پیچیدهٔ رالی. »
شخصیتها و اجرا
تضاد این دو بازی، به شخصیتها وضوح میبخشد و حتی هنگامی که گفتوگوها به الگوهای آشنا میرسند، کشمکش را زنده نگه میدارد. بااینحال، رابطهٔ برادرانه به سبب تکیه بر سوءتفاهم و رنجهای پیشین، گاه بیش از اندازه به الگوی ملودراماتیک نزدیک میشود. فیلم سرنخهایی برای فهم فاصلهٔ میان آنها میگذارد، اما همیشه فرصت کافی نمیدهد تا لایههای این پیوند با همان دقتی که جزئیات فنی مسابقه را میبینیم، آشکار شوند.
تیم؛ نیروی پشت فرمان یکی از انتخابهای مؤثر فیلم آن است که پیروزی را دستاورد یک رانندهٔ تنها نشان نمیدهد. کار مهندسان و مکانیکها، آمادهسازی خودرو و هماهنگی اعضای تیم، یادآور میشود که نتیجهٔ مسابقه حاصل زحمتی جمعی است. آتسوهیرو در این میان شخصیتی کلیدی است: او در مرکز صحنه نیست، اما توانایی نائوزومی تا اندازهای به کار و دقت او وابسته است.
این وابستگی، معنای اختلاف برادران را پیچیدهتر میکند؛ آنها نه فقط با هم رقابت یا مشاجره میکنند، بلکه در عمل به یکدیگر نیاز دارند. این وجه گروهی به فیلم گرمایی فراتر از هیجان مسابقه میدهد. فضای کارخانه و کار تیمی، تضادی دلپذیر با آشوب پیست میسازد: در یک سو، سرعتی که همهچیز را در چند لحظه تعیین میکند و در سوی دیگر، کار دقیق و تکرارشوندهای که امکان آن سرعت را فراهم میآورد.
فیلم در نمایش این پیوند موفق است، هرچند بیشتر اعضای گروه فرصت نمییابند به شخصیتهایی مستقل و کامل بدل شوند. هیکارو و پیرامون داستان هیکارو اِندو با ورود به دنیای مسابقه، نقشی واسطهای میان نائوزومی و محیط حرفهای او پیدا میکند. ناآشناییاش با رالی امکان میدهد برخی جنبههای این جهان از نگاه تازهای دیده شود، و حضورش به رابطهٔ برادران نیز زاویهای بیرونی میبخشد.
« تیم؛ نیروی پشت فرمان یکی از انتخابهای مؤثر فیلم آن است که پیروزی را دستاورد یک رانندهٔ تنها نشان نمیدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، فیلم در پرداخت او به اندازهٔ دو شخصیت اصلی کامیاب نیست. مسیر عاطفی و تغییراتش گاه سریعتر از آن پیش میروند که تماشاگر بتواند انگیزههای درونی او را بهروشنی دنبال کند. این کمپرداختی تنها به هیکارو محدود نمیماند. شخصیتهای فرعی عمدتاً در خدمت تقویت فضای رقابت یا برجستهکردن توانایی رانندگان قرار میگیرند.
رقیبان و همکاران بهاندازهای حضور دارند که جهان مسابقه باورپذیر شود، اما کمتر مجال مییابند از کارکرد روایی خود فراتر بروند. به همین دلیل، فیلم در لحظههایی که از محور دو برادر فاصله میگیرد، گاهی حس میشود مواد داستانی بیشتری در اختیار دارد تا آنچه زمان و تمرکزش اجازهٔ پرداخت کاملش را میدهد.
فیلمنامه؛ میان آشنایی و اثرگذاری فیلمنامه بر کشمکشی آشنا بنا شده است: فردی بااستعداد که باید بیاموزد توانایی بدون مسئولیت کافی نیست، و فردی منضبط که باید نسبت خود را با اعتماد و عاطفه بازنگری کند. این چارچوب بهخودیخود ایراد نیست؛ مسئله آن است که برخی گرهها و واکنشها بهسادگی از مسیرهای شناختهشدهٔ درام ورزشی پیروی میکنند.
بنابراین، مخاطبی که با این گونه آثار آشناست، احتمالاً بخشهایی از حرکت کلی داستان را زود تشخیص میدهد. با وجود این، ساختار آشنا مانع تمام اثرگذاری فیلم نمیشود. رالی بهطور طبیعی میدان مناسبی برای نمایش تصمیمگیری زیر فشار است؛ اشتباه در آن پیامدی فوری دارد و هر دور مسابقه فرصتی برای سنجش اعتماد میان راننده و تیم فراهم میکند.
« بااینحال، فیلم در پرداخت او به اندازهٔ دو شخصیت اصلی کامیاب نیست. »
قوتها و کاستیها
فیلم از این ظرفیت بهره میگیرد تا اختلاف شخصی را به تنشی ملموس در کار جمعی تبدیل کند. ضعفش آنجاست که تحول عاطفی بعضی شخصیتها گاه به نتیجهای سریع میرسد، بیآنکه مسیر رسیدن به آن به همان اندازه پرجزئیات باشد. بازیگری و لحن عاطفی بازیگران نقشهای اصلی با توازن میان اغراق و جدیت، به فیلم کمک میکنند از تبدیلشدن به نمایش صرفِ خودروها فاصله بگیرد.
Higashide در سکوتها و رفتار کنترلشدهٔ آتسوهیرو، مسئولیتی سنگین را القا میکند؛ نائوزومیِ Mackenyu در مقابل، سرشار از بیقراری و نیروی جوانی است. تقابل این دو، حتی وقتی متن به جملههای آشنا پناه میبرد، همچنان قابلباور میماند، زیرا بازیها تفاوت خلقوخو را در حرکات و واکنشها نیز نشان میدهند.
لحن عاطفی فیلم در بهترین لحظات از دل کنش بیرون میآید: از فشار مسابقه، از کار مشترک و از ناتوانی دو برادر در بیان مستقیم آنچه میانشان مانده است. هرگاه فیلم به توضیح آشکار احساسات رو میآورد، ظرافتش کمتر میشود. این نوسان میان احساسات صادقانه و تأکیدهای دراماتیک، از محدودیتهای اثر است؛ اما انرژی بازیها و جذابیت رقابت کمک میکند پیوند عاطفی داستان همچنان کارگر بماند.
جمعبندی «Over Drive» در درجهٔ نخست یک درام ورزشی پرتحرک است که هیجان رالی را با رابطهٔ دو برادر و اهمیت کار گروهی پیوند میزند. صحنههای مسابقه نیروی بصری و ضرباهنگ مناسبی دارند، بازی دو نقش اصلی کشمکش را باورپذیر میکند و حضور تیم، بُعدی انسانی به رقابت میافزاید. در سوی دیگر، طرح داستانی از الگوهای آشنا بهره میگیرد، شخصیتهای فرعی کمتر از ظرفیت خود گسترش مییابند و برخی دگرگونیهای احساسی شتابزده به نظر میرسند.
« فیلم از این ظرفیت بهره میگیرد تا اختلاف شخصی را به تنشی ملموس در کار جمعی تبدیل کند. »
جمعبندی
بااینهمه، فیلم در هدف اصلیاش موفق است: تماشاگر را به دل مسابقه میبرد و همزمان نشان میدهد که پشت سرعت و مهارت، رابطههایی شکننده و کوششهایی جمعی قرار دارند. «Over Drive» اثری نیست که ژانر خود را دگرگون کند، اما با انرژی تصویری، بازیهای مؤثر و محور عاطفی روشنش تجربهای سرگرمکننده و دلنشین فراهم میآورد.



ثبت دیدگاه