نقد و بررسی
نقد معمولی اما خاص (Ordinary but Special) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
در ستایش معمولیبودن «Ordinary but Special» از همان عنوانش تنشی ظریف را پیش میکشد: چگونه میتواند چیزی همزمان معمولی و ویژه باشد؟ پاسخ مجموعه نه در رخدادی خارقالعاده، بلکه در شیوهٔ نگریستن به زندگی روزمره نهفته است. داستان، گروهی از دانشآموزان دبیرستانی را در سفر کلاسی به کنار دریا دنبال میکند و از دل رفتوآمدها، گفتوگوها و لحظههای مشترک آنان، تصویری از نزدیکی، فاصله و دگرگونی رابطهها میسازد.
سفر در اینجا بیش از آنکه مقصدی جغرافیایی باشد، فرصتی برای آشکارشدن چیزهایی است که در محیط آشنای مدرسه پنهان میمانند. سفر بهمثابه فضای روایی انتخاب سفر گروهی، بستری مناسب برای یک درام نوجوانانه فراهم میآورد. دانشآموزان از نظم معمول کلاس و خانه فاصله میگیرند و در فضایی موقت، ناچارند زمان بیشتری را کنار یکدیگر بگذرانند.
همین همنشینی، تعاملهایی را ممکن میکند که در زندگی روزانه بهآسانی شکل نمیگیرند: مکثی طولانی، نگاهِ معنادار، شوخیای که ناگهان به دلخوری میرسد یا گفتوگویی که بیش از انتظار صمیمانه میشود. اهمیت این موقعیت در آن است که مجموعه برای پیشبرد روایت، به حادثهای بزرگ یا بحرانهایی پرهیاهو متکی نیست.
سفر، شخصیتها را در کنار هم قرار میدهد و اجازه میدهد تفاوتهایشان بهتدریج از دل رفتارهای کوچک بیرون بیاید. در نتیجه، محیط ساحلی نه صرفاً پسزمینهای زیبا، بلکه فضایی برای آزمودن مرزهای رفاقت و بازشناختن یکدیگر است. روایت صمیمی و جزئیات روزمره یکی از امتیازهای اصلی اثر، صمیمیت لحن آن است.
« پاسخ مجموعه نه در رخدادی خارقالعاده، بلکه در شیوهٔ نگریستن به زندگی روزمره نهفته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مجموعه به جای آنکه نوجوانی را به رشتهای از بحرانهای استثنایی فروبکاهد، به تجربههایی کوچک و آشنا توجه میکند؛ همان لحظههایی که گاه در نگاه نخست کماهمیت به نظر میرسند، اما در شکلگیری رابطهها نقشی تعیینکننده دارند. در چنین روایتی، معنا نه الزاماً در اعترافی پرشور یا تصمیمی سرنوشتساز، بلکه در جزئیات رفتار و شیوهٔ حضور شخصیتها نزد یکدیگر شکل میگیرد.
این رویکرد، عنوان اثر را نیز معنادارتر میکند. «ویژهبودن» در اینجا صفتی نیست که با بزرگی رویدادها ثابت شود؛ بیشتر در کیفیت تجربهای مشترک جلوه میکند. یک سفر معمولی میتواند برای کسانی که آن را از سر میگذرانند خاطرهای ماندگار شود، زیرا رابطههایی که در آن شکل میگیرند، از تکرار روزانه فراتر میروند.
مجموعه در بهترین لحظههایش به همین ظرافت دست مییابد: نشان میدهد چگونه اتفاقی کوچک در حافظهٔ عاطفی آدمها جایگاهی بزرگ پیدا میکند. شخصیتها و بازیهای کنترلشده شخصیتپردازی اثر بیش از آنکه بر شرح مستقیم درونیات متکی باشد، به کنش و واکنش میان دانشآموزان وابسته است. مخاطب از خلال شیوهٔ گفتوگو، فاصلهگرفتن، پیوستن به جمع یا واکنش به دیگری، به حالوهوای هر شخصیت نزدیک میشود.
این انتخاب با فضای آرام مجموعه تناسب دارد و به بازیگران مجال میدهد احساسات را بیاغراق منتقل کنند. بازیها از همین خویشتنداری سود میبرند. احساسات نوجوانانه در این اثر به فوران دائمی یا تأکیدهای نمایشی تبدیل نمیشوند؛ در بسیاری از لحظهها، ظرافتِ واکنش از خودِ کلمات مهمتر است.
« این رویکرد، عنوان اثر را نیز معنادارتر میکند. »
شخصیتها و اجرا
سکوتها و تغییرات کوچک در لحن، بخشی از بار عاطفی صحنهها را بر دوش میکشند. چنین اجرایی برای درامی که به واقعگرایی و نزدیکی متکی است، انتخابی مؤثر به شمار میرود: بازیگران شخصیتها را به تیپهایی پررنگ و ساختگی بدل نمیکنند و به رابطهها اجازه میدهند تدریجی به نظر برسند. بااینحال، این ظرافت در همهٔ شخصیتها به یک اندازه به عمق نمیرسد.
برخی از آنان بیشتر در جایگاه همراه یا محرک یک موقعیت باقی میمانند و فرصت چندانی برای آشکارکردن انگیزهها و تناقضهایشان نمییابند. ازاینرو، جمع دانشآموزان گاه از نظر عاطفی نامتوازن به نظر میرسد: یک یا چند رابطه مرکز توجه را میگیرند، حال آنکه باقی افراد بیشتر به حاشیهٔ همان تجربهٔ جمعی رانده میشوند.
ریتم آرام و فضای گرم آرامش، هم از ویژگیهای اساسی مجموعه است و هم یکی از عوامل محدودکنندهٔ آن. ریتم ملایم به لحظههای عاطفی فرصت میدهد تا بدون فشار برای رسیدن به نقطهٔ اوج، اثر خود را بگذارند. صحنهها میتوانند در حالوهوای یک جمع یا در مکث میان دو شخصیت باقی بمانند و مخاطب را به تماشای تغییرات ظریف در رابطهها دعوت کنند.
این شیوه برای بینندهای که به درامهای پرحادثه خو گرفته، شاید در آغاز کمشتاب باشد؛ اما با منطق کلی اثر سازگاری دارد. فضای گرم مجموعه نیز از همین فرصت برای مکث پدید میآید. درام بهجای آنکه پیوسته تنش تازهای ایجاد کند، میکوشد کیفیتِ کنار هم بودن را ثبت کند. نزدیکی شخصیتها از انباشت لحظات مشترک به دست میآید و نه از یک چرخش داستانیِ ناگهانی.
« سکوتها و تغییرات کوچک در لحن، بخشی از بار عاطفی صحنهها را بر دوش میکشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین انتخاب باعث میشود بخشهایی از اثر حس خاطرهنگارانه پیدا کنند؛ گویی مخاطب نه فقط داستانی دربارهٔ سفر، بلکه تصویری از دورهای گذرا در زندگی دانشآموزان را تماشا میکند. با وجود این، ملایمت همیشه به معنای ایجاز نیست. بعضی صحنهها بیش از میزانی که برای انتقال حالوهوا یا پیشبرد رابطه لازم است ادامه مییابند.
وقتی سکون به کشآمدن تبدیل شود، توجه مخاطب کاهش مییابد و لحظهای که باید اثرگذار باشد، به جای عمقبخشیدن به تجربه، از نیروی خود میکاهد. بنابراین تدوین و فشردگی روایت میتوانستند در برخی بخشها به سود کلی مجموعه عمل کنند. آشنایی الگوها و محدودیتهای روایت داستان در ترسیم نزدیکی و پیوند میان همکلاسیها موفقتر از غافلگیرکردن مخاطب است.
مسیر عاطفی روایت گاه قابلحدس میشود و از الگوهای آشنای درامهای نوجوانانه و خانوادگی فاصلهٔ چندانی نمیگیرد. چنین آشناییای لزوماً نقطهضعف مطلق نیست؛ گاه پیشبینیپذیری با لحن آرام و صمیمی اثر همخوانی دارد و آن را از پیچیدگیهای تصنعی دور میکند. اما وقتی رویدادها بیش از حد در مسیر انتظار حرکت میکنند، فرصت کشف و غافلگیری نیز محدود میشود.
این مسئله در کنار کمپرداختماندن بعضی شخصیتها پررنگتر به چشم میآید. اگر روایت قرار است بر مجموعهای از رابطهها تکیه کند، تفاوت میان افراد باید بیش از نشانههای بیرونی یا نقششان در جمع احساس شود. برخی انگیزهها در حد طرحی اولیه باقی میمانند و مجال نمییابند به تعارضی پیچیدهتر تبدیل شوند.
« با وجود این، ملایمت همیشه به معنای ایجاز نیست. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، اثر در لحظههای جمعی و رابطههای محوری جان میگیرد، اما در ساختن تصویری چندلایه از همهٔ اعضای گروه به یک اندازه کامیاب نیست. جمعبندی «Ordinary but Special» درامی کوچکمقیاس و آرام است که ارزش خود را در توجه به تجربههای روزمره مییابد. سفر دانشآموزان به کنار دریا، زمینهای برای مشاهدهٔ رابطههایی فراهم میکند که در لحظههای کوتاه، مکثها و همراهیهای ساده شکل میگیرند.
روایت صمیمی، بازیهای کنترلشده و فضای گرم، به اثر هویتی دلپذیر میبخشند و آن را از اغراقهای رایج در برخی درامهای نوجوانانه دور میکنند. در برابر این امتیازها، پیشبینیپذیری، پرداخت نابرابر شخصیتها و کندشدن ریتم در بخشهایی از مجموعه قرار میگیرند. بااینحال، این کاستیها جوهرهٔ اثر را از میان نمیبرند؛ زیرا هدف اصلی آن نه خلق تعلیقی پرشتاب، بلکه ثبت لحظههایی است که در ظاهر عادیاند و در حافظهٔ عاطفی، معنایی ویژه پیدا میکنند.
تماشای آن برای مخاطبی که از درامهای کمادعا و رابطهمحور لذت میبرد، تجربهای گرم و آرام خواهد بود.
« تماشای آن برای مخاطبی که از درامهای کمادعا و رابطهمحور لذت میبرد، تجربهای گرم و آرام خواهد بود. »

ثبت دیدگاه