نقد و بررسی
نقد اورانگوتان (Orangutan) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای انسانی با دامنهای محدود «اورانگوتان» فیلمی کمدیدرام به کارگردانی فرانکی گادو است که یک موقعیت ساده اما بالقوه پربار را محور روایت قرار میدهد: مددکاری اجتماعیِ مشتاق و بلندپروازی به نام سیارا، پنج غریبه را گرد هم میآورد تا در فضایی گروهی درباره دشواریها و پرسشهای وجودی خود گفتوگو کنند.
حاصل، نه داستانی پرحادثه، بلکه روایتی متکی بر برخورد شخصیتها و تدریجِ اعتماد میان آنان است؛ روایتی که میخواهد نشان دهد گاهی شنیدهشدن، حتی از سوی کسانی که تا پیش از آن هیچ پیوندی با ما نداشتهاند، میتواند نقطهٔ آغاز تغییر باشد. فیلم در سال ۲۰۲۱ ساخته شده و نویسندگی آن را نیز گادو بر عهده داشته است.
جمعی که باید از ناآشنایی عبور کند نخستین جذابیت فیلم در خودِ جمع نهفته است. افراد حاضر در نشست، با تجربهها و سنوسالهای متفاوت، از ابتدا بهآسانی در کنار هم قرار نمیگیرند. سکوتها، مکثها و نوعی احتیاط در سخنگفتن، یادآور این واقعیتاند که گفتوگو در جمعی ناآشنا لزوماً صمیمانه یا روان آغاز نمیشود.
« فیلم در سال ۲۰۲۱ ساخته شده و نویسندگی آن را نیز گادو بر عهده داشته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم بهجای آنکه این فاصله را با شوخیهای پیدرپی یا درگیریهای ساختگی از میان بردارد، اجازه میدهد رابطهها بهآهستگی شکل بگیرند. این انتخاب به اثر حالوهوایی انسانی میدهد. شخصیتها نه از همان ابتدا متحدند و نه بهسرعت به راهحلهایی روشن میرسند. هرکدام میکوشد سهمی از تجربهٔ خود را آشکار کند و در عین حال، واکنش دیگران را بسنجد.
به این ترتیب، بخش مهمی از درام در خودِ روند شنیدن و پاسخدادن شکل میگیرد؛ در لحظههایی که یک نفر حرف میزند و دیگران باید تصمیم بگیرند آیا میتوانند از داوری فوری دست بکشند یا نه. سیارا و دشواریِ نقش نجاتدهنده سیارا نیروی محرک داستان است، اما فیلم او را صرفاً قهرمانی توانا و آمادهٔ حل مسائل دیگران نمیسازد.
او انگیزهای صادقانه دارد و میخواهد برای دیگران مفید باشد، اما نیت خوب بهتنهایی برای رویارویی با پیچیدگیهای زندگی کافی نیست. نشست گروهی که طراحی کرده، از همان ابتدا بیش از آنکه برنامهای حرفهای و استوار به نظر برسد، تلاشی امیدوارانه برای ایجاد فضایی امن است. همین فاصله میان اشتیاق سیارا و توان واقعی او، بستر اصلی تنش را فراهم میکند.
« این انتخاب به اثر حالوهوایی انسانی میدهد. »
شخصیتها و اجرا
این جنبه از شخصیتپردازی ظرفیت تحلیلی مهمی دارد: فیلم بهطور ضمنی میپرسد آیا میل به کمککردن، وقتی با شناخت کافی از نیاز دیگران همراه نیست، میتواند خود به مانعی تازه بدل شود؟ سیارا با مسئلههایی روبهروست که بهآسانی در قالب یک نشست یا گفتوگویی کوتاه جای نمیگیرند. بااینحال، پرداخت این پرسش همیشه به اندازهٔ موضوعش ژرف نیست.
فیلم موقعیت را میسازد، اما گاه از بررسی دقیق پیامدهای آن فراتر نمیرود و ایدهٔ مرکزیاش در حد طرحی جذاب باقی میماند. بازیها و صمیمیتی که تدریجی شکل میگیرد یکی از امتیازهای فیلم، بازیهایی است که معذببودن آغازین گروه را باورپذیر میکنند. بازیگران بهجای آنکه از همان لحظهٔ نخست شخصیتهایشان را کاملاً توضیح دهند، بخشی از آنها را از راه مکث، لحن و واکنشهای کوچک آشکار میکنند.
این رویکرد با فضای اثر هماهنگ است: آدمهایی که بهتدریج حرف میزنند، باید بهتدریج نیز برای تماشاگر شناخته شوند. در میان گروه، تفاوتهای فردی امکان شکلگیری لحظههایی از همدلی و اصطکاک را فراهم میکند. شنیدن تجربهٔ دیگری همیشه به معنای فهم کامل او نیست؛ گاهی پاسخِ بهظاهر خیرخواهانه میتواند سادهانگارانه باشد، و گاهی سکوت از هر نصیحتی مناسبتر به نظر برسد.
« سیارا با مسئلههایی روبهروست که بهآسانی در قالب یک نشست یا گفتوگویی کوتاه جای نمیگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در بهترین لحظاتش این ظرافت را در رفتار جمعی نشان میدهد. بااینهمه، محدودیت پرداخت شخصیتها باعث میشود برخی از آنان بیشتر حامل مسئلهای مشخص باشند تا انسانهایی با لایههای متعدد و مستقل. ریتم آرام؛ فرصتی برای شنیدن و آزمونی برای صبر «اورانگوتان» روایتی آرام و کمشتاب دارد و بخش بزرگی از پیشروی خود را بر گفتوگو بنا میکند.
این ریتم به فیلم اجازه میدهد جزئیات رابطهها را با شتابی کمتر آشکار کند. تماشاگر مجال دارد تغییر فضا را از احتیاط و بیاعتمادی به نوعی مشارکت دنبال کند؛ تغییری که اگر ناگهانی رخ میداد، باورپذیری اثر را تضعیف میکرد. اما همین ویژگی میتواند به نقطهضعف بدل شود. گفتوگوها همیشه از نظر دراماتیک نیروی یکسانی ندارند و برخی لحظهها بیش از آنکه کشف تازهای دربارهٔ شخصیتها ایجاد کنند، تکرار همان مضمون کلیِ نیاز به ارتباط و حمایتاند.
ازاینرو، مخاطبی که انتظار تحولهای پیدرپی یا کنش بیرونی دارد، ممکن است فیلم را کند بیابد. آرامشِ روایت زمانی مؤثر است که هر مکث معنایی داشته باشد؛ در بخشهایی از فیلم، مکثها بهجای تعمیق تجربه، صرفاً زمان را امتداد میدهند. پیچیدگی روایت و فاصلهٔ میان نیت و اجرا گردآوردن پنج غریبه با مسئلههای متفاوت، به فیلم امکان میدهد چند منظر از آسیبپذیری و تنهایی را کنار هم بگذارد.
« فیلم در بهترین لحظاتش این ظرافت را در رفتار جمعی نشان میدهد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، همین تعدد گاهی تمرکز روایی را پراکنده میکند. تلاش سیارا برای کمک به همه، داستان را در جهات مختلف میکشاند و فرصت پرداخت عمیق به هر شخصیت را محدود میسازد. فیلم میان معرفی افراد، طرح دشواریهایشان و دنبالکردن مسیر خود سیارا در رفتوآمد است؛ اما همیشه نمیتواند این خطوط را در کلیتی منسجم و متوازن جمع کند.
در نتیجه، ایدهٔ اولیه از اجرای نهایی غنیتر به نظر میرسد. مفهوم گروهی از ناآشنایان که از راه گفتوگو به یکدیگر یاری میرسانند، ظرفیت زیادی برای ساختن درامی چندوجهی دارد، اما فیلم گاه به نتیجهگیریهای آشنا دربارهٔ همدلی و همراهی بسنده میکند. این ضعف به معنای بیارزشبودن مضمون نیست؛ بیشتر نشان میدهد که اثر نمیتواند همهٔ امکانهای خود را به تجربهای دراماتیک و پرجزئیات بدل کند.
لحن میان کمدی و درام فیلم در مرز کمدی و درام حرکت میکند و بخشهایی از موقعیت گروهی، از ناآشنایی و ناهمخوانی آدمها، لحنی سبکتر میگیرند. این سویهٔ کمدی از تلخی تجربههای شخصیتها نمیکاهد، بلکه گاه از سنگینی فضای گفتوگو کم میکند. بااینحال، توازن میان دو لحن همیشه یکدست نیست.
« بااینحال، همین تعدد گاهی تمرکز روایی را پراکنده میکند. »
جمعبندی
بعضی موقعیتها بیشتر بر awkward بودن جمع تکیه میکنند و برخی دیگر انتظار واکنشی عاطفی و جدیتر دارند؛ پیوند میان این دو حالت گاهی نرم و گاهی محسوساً ناپایدار است. در مجموع، فیلم از طنز برای تمسخر شخصیتها استفاده نمیکند. خندههای آن، در بهترین حالت، از فاصلهٔ میان نیتهای خوب و دستوپاچلفتیبودن آدمها در مواجهه با مسائل دشوار پدید میآیند.
این رویکرد با نگاه همدلانهٔ اثر سازگار است، هرچند بهتنهایی برای برطرفکردن ضعفهای ساختاری آن کفایت نمیکند. جمعبندی «اورانگوتان» فیلمی کوچک و گفتوگومحور است که بر اهمیت شنیدن، آسیبپذیری و حمایت میان آدمهایی تأکید میکند که پیشتر غریبه بودهاند. بازیهای باورپذیر و ریتم آرامش به آن لحظههایی صمیمانه میبخشند و رابطهٔ تدریجی میان اعضای گروه را قابلدنبالکردن میکنند.
در مقابل، ایدهٔ مرکزی از آنچه اجرا به دست میدهد پربارتر است: تعدد شخصیتها تمرکز را پراکنده میکند، برخی گفتوگوها تکراری میشوند و مسیر سیارا گاه بیش از اندازه پیچیده به نظر میرسد. حاصل، اثری بیادعا و انسانی است که بیشتر از راه نیت و فضای همدلانهاش اثر میگذارد تا از راه پرداختی کاملاً پخته؛ فیلمی مناسب تماشاگرانی که به درامهای آرام و مبتنی بر شخصیت علاقه دارند و از روایتهای کمحادثه انتظار تأمل دارند، نه شتاب و غافلگیری.
« در مجموع، فیلم از طنز برای تمسخر شخصیتها استفاده نمیکند. »



ثبت دیدگاه