نقد و بررسی
نقد یا یه چیز دیگه (Or Something) | 2025
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روزی که از انتظار ساخته میشود «Or Something» فیلمی دربارهٔ یک ماجرای بزرگ نیست؛ دربارهٔ روزی است که قرار بوده فقط راهی برای رسیدن به پولی باشد، اما به فرصتی ناخواسته برای مواجهه با دیگری تبدیل میشود. الیویا و امیر، دو غریبه با نیازهای فوری و خلقوخوهایی متفاوت، برای گرفتن پولی که طلب دارند به یک آپارتمان در بروکلین میآیند.
وقتی درمییابند پول در دسترس نیست و باید برای یافتنش مسیر دیگری را طی کنند، روزشان به سفری در نیویورک بدل میشود؛ سفری که مقصدش کمتر از زمانِ سپریشده در کنار هم اهمیت دارد. فیلم با همین موقعیت ساده، پرسشی آشنا را پیش میکشد: تا چه اندازه میتوان به کسی نزدیک شد که هنوز از حقیقت زندگیاش چیزی نمیدانیم؟
فیلمنامه را ماری نیلی و کریم رحما نوشتهاند و هر دو در نقشهای اصلی نیز حضور دارند. این پیوند میان نوشتن و بازی، به گفتوگوها حسی شخصی و زنده میدهد؛ انگار شخصیتها نه برای پیشبردن نقشهای از پیش تعیینشده، بلکه برای فهمیدن جایگاه خود در برابر یکدیگر حرف میزنند. البته فیلم عنوان و سال انتشار دیگری نیز در برخی منابع ثبت شده و نسخهٔ مورد اشاره با کارگردانی جفری اسکاتی شرودر در سال ۲۰۲۵ اکران شده است.
گفتوگو بهمثابه کنش مهمترین ابزار فیلم، گفتوگوست؛ اما گفتوگوها صرفاً اطلاعاتی دربارهٔ گذشتهٔ الیویا و امیر منتقل نمیکنند. آنها میدان آزموناند: هر پرسش، شوخی یا اختلافنظر میتواند مرزهای اعتماد را جابهجا کند. صحبت دربارهٔ روابط عاطفی، جنسیت، ایمان، مرگ و معنای درستبودن، رابطهٔ میان دو نفر را از تعارفهای آغازین عبور میدهد و به ناحیهای دشوارتر میبرد.
« فیلمنامه را ماری نیلی و کریم رحما نوشتهاند و هر دو در نقشهای اصلی نیز حضور دارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر کدام میکوشد تصویری از خود بسازد، اما در عین حال واکنش دیگری را نیز میسنجد؛ در نتیجه، زیر سطح مکالمه، نوعی چانهزنی عاطفی جریان دارد. نقطهٔ قوت فیلمنامه در آن است که شخصیتها را به سخنگویان سادهٔ یک موضع تبدیل نمیکند. اختلافنظرهایشان لزوماً به نتیجهای روشن نمیرسد و همین ناتمامی، به مکالمهها حالوهوایی باورپذیر میبخشد.
آدمها در زندگی واقعی هم اغلب با یک گفتوگوی تعیینکننده به شناخت کامل نمیرسند؛ گاهی تنها میفهمند دیگری چیزی را متفاوت میبیند، یا در بخشی از حرفهایش مکث میکند. فیلم این فاصله میان آنچه گفته میشود و آنچه هنوز ناگفته مانده را به بخشی از درام بدل میسازد. برخی منتقدان نیز از خوشنوشتهبودن گفتوگوها و اصالت اجرای دو بازیگر بهعنوان امتیازهای اصلی اثر یاد کردهاند.
الیویا و امیر؛ نزدیکی همراه با اصطکاک الیویا و امیر از همان آغاز با هماهنگی و صمیمیت روبهرو نمیشوند. جاذبهٔ رابطهشان دقیقاً از اینجا شکل میگیرد که بهآسانی یکدیگر را نمیپذیرند. یکی ممکن است سکوت یا کنایه را راهی برای محافظت از خود بداند و دیگری با پرحرفی بکوشد خلأ میانشان را پُر کند.
چنین تفاوتی از آنها زوجی دلنشین و بیتنش نمیسازد؛ برعکس، هر نزدیکشدن کوچک، با احتمال سوءتفاهم یا عقبنشینی همراه است. ماری نیلی و کریم رحما در این بخش بار اصلی فیلم را به دوش میکشند. بازیشان از جنس نمایشهای پرزرقوبرق نیست و به همین دلیل، مکثها، نگاهها و تغییرهای کوچک در لحن اهمیت پیدا میکنند.
« نقطهٔ قوت فیلمنامه در آن است که شخصیتها را به سخنگویان سادهٔ یک موضع تبدیل نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
شیمی میان آنها نیز نه بر پایهٔ توافق دائمی، بلکه از دل برخورد دو شخصیت با یکدیگر شکل میگیرد. فیلم از این تضاد بهره میبرد: آنها میتوانند در یک لحظه به هم نزدیک شوند و در لحظهای دیگر دوباره پشت شوخی یا موضعگیری پناه بگیرند. رابطهای که از اصطکاک آغاز میشود، برای تماشاگر جذابتر از صمیمیتی بیمقدمه است.
نیویورک؛ شهرِ فاصلهها و برخوردها نیویورک در فیلم فقط پسزمینهای تماشایی نیست. خیابانها، رفتوآمد، فضاهای عمومی و مسیرهای میان نقاط مختلف شهر، چارچوبی برای تغییر رابطهٔ دو شخصیت فراهم میکنند. الیویا و امیر در حال حرکتاند، اما این حرکت بهمعنای پیشرفت شتابان پیرنگ نیست؛ بیشتر فرصتی است برای آنکه مکالمهای ادامه یابد، سکوتی طول بکشد یا نگاهشان به محیط اطراف تغییر کند.
شهر آنها را در کنار هم نگه میدارد و همزمان یادآوری میکند که هر کدام زندگی جداگانهای دارند. این انتخاب به فیلم کیفیتی صمیمی و روزمره میبخشد. نیویورک نه تصویر کارتپستالیِ پرزرقوبرق است و نه صرفاً انبوهی از خیابانهای بیروح. محیط شهری در تماس با بدن و زمان شخصیتها معنا پیدا میکند: انتظار، رفتن از جایی به جای دیگر و گذراندن وقت در کنار غریبهای که هنوز نمیتوان به او اعتماد کرد.
مقصدهای روزانه، از جمله رفتوآمد در شهر و مکث در فضاهای عمومی، به جای آنکه نقش تزئینی داشته باشند، ریتم رابطه را شکل میدهند. راز، اعتماد و اخلاقِ روایت از همان معرفی داستان روشن است که یکی از دو شخصیت همهٔ حقیقت را نمیگوید؛ همین آگاهی، لایهای از تعلیق را زیر گفتوگوهای ظاهراً معمولی قرار میدهد.
« شیمی میان آنها نیز نه بر پایهٔ توافق دائمی، بلکه از دل برخورد دو شخصیت با یکدیگر شکل میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم این راز را بهانهای برای تبدیلشدن به تریلری پرحادثه نمیکند. بیشتر میپرسد وقتی رابطهای تازه در حال شکلگیری است، آدمها چه اندازه از خود را پنهان میکنند و چه زمانی پنهانکاری از حفاظت شخصی به فریب دیگری بدل میشود. تماشاگر در خلال حرفها و رفتارها میکوشد نشانهها را کنار هم بگذارد، بیآنکه فیلم هر مکث یا نگاه را به سرنخی قطعی تبدیل کند.
این رویکرد با محور اخلاقی داستان هماهنگ است: اعتماد یک تصمیم ساده و ناگهانی نیست، بلکه چیزی است که در دل جزئیات روزمره ساخته یا فرسوده میشود. بااینحال، فیلم باید مراقب باشد راز را صرفاً برای ایجاد غافلگیری به کار نگیرد. هرچه روایت به حقیقت پنهان نزدیکتر میشود، پرسش مهم این است که آیا آن راز از دل شخصیت و موضوعات فیلم برآمده، یا فقط وسیلهای برای تغییر ناگهانی لحن است.
نتیجهٔ احساسی فیلم از همین توازن اثر میپذیرد؛ از این رو بهتر است دربارهٔ جزئیات آن بیش از این سخن گفته نشود تا تجربهٔ تماشاگر دستنخورده بماند. ریتمی آرام با بهایی روشن انتخاب تمرکز بر مکالمه و شخصیت، هم سرچشمهٔ جذابیت فیلم است و هم محدودیت آن. «Or Something» به دنبال رخدادهای پیدرپی نیست و در بسیاری از لحظات اجازه میدهد گفتوگوها مسیر خود را طی کنند.
این مکثها به بازیگران فرصت میدهند شخصیت بسازند، اما ممکن است برای مخاطبی که انتظار پیرنگی پرشتاب یا نقاط عطف پیاپی دارد، به کندی و تکرار بینجامند. برخی موضوعات و اختلافها بیش از یکبار در گفتوگوها بازمیگردند و اگر تماشاگر با ریتم فیلم همراه نشود، این بازگشتها میتوانند بیش از آنکه لایهای تازه بیفزایند، حس درجا زدن ایجاد کنند.
« فیلم این راز را بهانهای برای تبدیلشدن به تریلری پرحادثه نمیکند. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، کماتفاقبودن داستان به فیلم اجازه میدهد بر کیفیت حضور آدمها تمرکز کند؛ اما این امتیاز تنها وقتی کار میکند که هر مکالمه، حتی در ظاهری گذرا، چیزی از شخصیت یا فاصلهٔ میان آنها آشکار سازد. فیلم در بهترین لحظاتش چنین میکند و در لحظات کماثرتر، به اتکای طبیعیبودن گفتوگو بسنده میکند.
پس صبر تماشاگر بیپاداش نیست، ولی پاداش آن بیشتر عاطفی و تدریجی است تا هیجانانگیز. جمعبندی «Or Something» درامی کوچکمقیاس و شخصیتمحور است که از موقعیتی ساده، مطالعهای دربارهٔ تنهایی، نیاز، صداقت و دشواری نزدیکشدن به آدمی تازه میسازد. قوت اصلیاش گفتوگوهای زنده، بازی طبیعی نیلی و رحما و استفادهٔ ملموس از نیویورک بهعنوان فضایی برای پرسهزنی و مکاشفه است.
ضعفش نیز از همان انتخابها سرچشمه میگیرد: روایت کمحادثه و مکالمهمحور ممکن است ریتم را کند کند و پایان تلخش برای برخی تماشاگران بهجای تأمل، فرسودگی عاطفی بهجا بگذارد. بااینهمه، فیلم در پی آن نیست که همهچیز را مرتب و آرامشبخش حل کند. ارزشش بیشتر در توجه به لحظههایی است که دو غریبه برای چند ساعت، ناچار میشوند به حرفهای یکدیگر گوش دهند؛ آن هم درحالیکه اعتماد هنوز شکننده است و هر کدام چیزی را برای خود نگه داشتهاند.
این اثر برای تماشاگرانی مناسبتر است که از درامهای آرام، گفتوگوهای طولانی و رابطههایی که با تردید شکل میگیرند لذت میبرند؛ نه کسانی که از هر صحنه انتظار پیشبرد سریع ماجرا دارند.
« فیلم در بهترین لحظاتش چنین میکند و در لحظات کماثرتر، به اتکای طبیعیبودن گفتوگو بسنده میکند. »
ثبت دیدگاه