نقد و بررسی
نقد ازدواج آزاد (Open Marriage) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ازدواجی که به جای درمان، بحران را آشکار میکند «Open Marriage» از موقعیتی ساده اما پُرتنش آغاز میشود: بکا و ران ماههاست از صمیمیت زناشویی فاصله گرفتهاند و پیشنهاد مایندی و مکس برای تجربهٔ رابطهای باز، در عین آنکه کنجکاویبرانگیز است، با تردید و ناامنی همراه میشود. جابهجایی شریکها برای یک شب قرار نیست صرفاً ماجرایی تحریکآمیز باشد؛ فیلم آن را به آزمونی برای سنجش اعتماد، میل و حدود توافق در یک رابطه تبدیل میکند.
همین ایده ظرفیت دراماتیک اصلی اثر را میسازد: آیا میتوان با تغییر قواعد رابطه، از مشکلی گریخت که ریشهاش در گفتوگوهای ناگفته و فاصلهٔ عاطفی است؟ فیلم بهدرستی از همان ابتدا نشان میدهد که تصمیم شخصیتها از دل رابطهای کاملاً استوار بیرون نیامده است. بنابراین گشودهبودن ازدواج در اینجا بیشتر به صورت راهحلی عجولانه برای بازگرداندن هیجان مطرح میشود تا انتخابی سنجیده و برآمده از شناخت متقابل.
این تفاوت مهم است؛ زیرا مسئلهٔ اصلی نه خودِ شکل رابطه، بلکه چگونگی تصمیمگیری شخصیتها و شکاف میان خواستههایشان است. بااینحال، اثر فرصت نمییابد این تمایز را بهقدر کافی بکاود و خیلی زود به سوی دسیسه و تهدید حرکت میکند. از ایدهٔ جذاب تا اجرای کمعمق هستهٔ داستان میتوانست بستری برای بررسی دقیق توافق، مرزبندی و تفاوت میان میل شخصی و رضایت مشترک باشد.
تجربهای که در آغاز با کنجکاوی آغاز میشود، بهتدریج احساس حسادت و بیاعتمادی را بیدار میکند؛ در این مسیر، هر شخصیت ممکن است معنای متفاوتی برای همان توافق قائل باشد. درام زمانی جان میگیرد که روشن شود افراد، حتی در یک موقعیت واحد، لزوماً برداشت یکسانی از تعهد و آزادی ندارند. اما فیلم بیشتر به نشانههای بیرونی بحران بسنده میکند تا فرایند شکلگیری آن.
« فیلم بهدرستی از همان ابتدا نشان میدهد که تصمیم شخصیتها از دل رابطهای کاملاً استوار بیرون نیامده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
موقعیتها یکی پس از دیگری مطرح میشوند، ولی کمتر مجال مییابند پیامد عاطفی خود را در رفتار شخصیتها تثبیت کنند. رنجش، شک و کشش تازه گاه همچون پلههایی برای رسیدن به حادثهٔ بعدی عمل میکنند، نه تجربههایی که بتوانند شخصیتها را دگرگون کنند. نتیجه آن است که ایدهٔ اولیه همچنان جذاب به نظر میرسد، اما وزن لازم را در بافت روایت پیدا نمیکند.
شخصیتها و خلأ گفتوگو بکا، ران، مایندی و مکس بیش از آنکه چهار شخصیت با جهان درونی متمایز باشند، اغلب حامل نقشهایی در طرح داستاناند: زوجی در بحران، دوستانی که تجربهای متفاوت را پیشنهاد میکنند، و حلقهای از روابط که بهتدریج درگیر پنهانکاری و بیاعتمادی میشود. فیلم اطلاعات کافی برای فهم کلی موقعیت فراهم میکند، اما کمتر به تماشاگر نشان میدهد هرکدام از این افراد چه نیاز یا ترسی را با خود به این تجربه آوردهاند.
این کمبود، بهویژه در صحنههایی که باید پیامد عاطفی تصمیمها را آشکار کنند، محسوس است. گفتگوها گاه به اعلام وضعیت یا پیشبرد پیرنگ محدود میشوند و کمتر به تضادهای ظریف میان شخصیتها میپردازند. در نتیجه، حسادت و خیانت در سطح موضوعی حضور دارند، اما ریشههای روانی آنها همیشه روشن و باورپذیر نمیشوند.
تماشاگر میفهمد رابطه به سوی بحران میرود، ولی همیشه فرصت نمییابد همراه شخصیتها این سقوط را تجربه کند. بازیها و حضور نیکی لی حضور نیکی لی در نقش بکا از امتیازهای قابلتوجه فیلم است. او در میان شخصیتهایی که پرداختشان گاه کممایه میماند، توجه را بیشتر به خود جلب میکند و به نقش نوعی مرکز عاطفی میدهد.
« نتیجه آن است که ایدهٔ اولیه همچنان جذاب به نظر میرسد، اما وزن لازم را در بافت روایت پیدا نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
بکا در نقطهای قرار دارد که کنجکاوی، تردید و پیامدهای انتخابهایش به هم میرسند؛ حضور بازیگر در این جایگاه کمک میکند که خط اصلی رابطه کاملاً بیجان نشود. بااینحال، این امتیاز به معنای یکدستی بازیها نیست. بخشهایی از اجراها کمرمق و فاقد ظرافتاند و شدت احساسات اعلامشده همیشه با آنچه در چهره و رفتار بازیگران دیده میشود تناسب ندارد.
در فیلمی که بخش بزرگی از کشش آن باید از نگاهها، سکوتها و تغییرات کوچک در اعتماد میان زوجها شکل بگیرد، چنین ناهماهنگیهایی اهمیت پیدا میکند. وقتی اجراها توان انتقال آشفتگی درونی را ندارند، حتی موقعیت بالقوهٔ پرتنش نیز ممکن است مصنوعی جلوه کند. تعلیق و چرخش به سوی تریلر همزمان با آشکارشدن رازها و افزایش بیاعتمادی، حضور غریبهای مرموز و تهدید خونین، داستان را از درام رابطهای به قلمرو تریلر میکشاند.
این تغییر مسیر میتواند راهی برای بالا بردن ضرباهنگ باشد: آنچه ابتدا بحران خصوصی چند نفر به نظر میرسد، ناگهان زیر سایهٔ خطری بزرگتر قرار میگیرد. فیلم از این مسیر میکوشد داستان را از گفتوگوهای زناشویی فراتر ببرد و حس خطر را به فضای روایت وارد کند. اما تعلیقِ مؤثر تنها به رازآلودکردن اطلاعات یا افزودن تهدید وابسته نیست؛ باید از رفتار شخصیتها و منطق موقعیتها برآید.
«Open Marriage» گاهی به جای پرورش تدریجی دلهره، آن را با رخدادهای تازه و تأکیدهای نمایشی بالا میبرد. در نتیجه، حس تعلیق ممکن است بیشتر محصول انباشتهشدن اتفاقها باشد تا نگرانی عمیقی که از دل روابط و انتخابهای شخصیتها برخاسته باشد. پیچشهای داستانی نیز برای برخی تماشاگران قابلپیشبینی جلوه میکنند، هرچند جزئیات نهایی ممکن است همچنان غافلگیرکننده باشند.
« بااینحال، این امتیاز به معنای یکدستی بازیها نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم، روایت و پایان پُرتراکم یکی از ضعفهای اصلی فیلم، شتاب آن در عبور از موقعیتهایی است که برای درام اهمیت دارند. موضوعاتی چون حسادت، رازگویی، خیانت و بازتعریف مرزهای رابطه، هرکدام میتوانند کشمکش مستقلی بسازند؛ اما اثر معمولاً بهجای ماندن در دل این لحظهها، زود به رخداد بعدی میرسد.
این شتاب باعث میشود بعضی بحرانها پیش از آنکه بهخوبی جا بیفتند، جای خود را به بحران تازهای بدهند. در نتیجه، ریتم فیلم دو چهره دارد: از یک سو، حرکت پیدرپی داستان مانع سکون کامل آن میشود؛ از سوی دیگر، کمبود مکث و گسترش عاطفی، ضربهٔ بسیاری از اتفاقها را کاهش میدهد. در پایان نیز تراکم رویدادها بهجای آنکه همهٔ خطوط داستانی را با انسجامی رضایتبخش جمع کند، ممکن است اثری شلوغ و نامتوازن ایجاد کند.
بهخصوص وقتی تریلر ناگهان بر درام رابطهای غلبه میکند، پیوند میان دو وجه داستان همیشه قانعکننده به نظر نمیرسد. لحن و انتظاری که فیلم میسازد عنوان و طرح اولیه، انتظار روایتی را ایجاد میکنند که رابطهٔ باز را با جزئیات روانشناختی و عاطفی بررسی کند. اما فیلم در این زمینه محتاطانه و گذرا عمل میکند و در عوض، بر ترکیب درام زناشویی و هیجانهای تریلری تکیه دارد.
این انتخاب، مسئلهٔ اصلی اثر را روشن میکند: فیلم موضوعی دارد که میتواند بحثبرانگیز و غنی باشد، ولی علاقهمند است آن را بیشتر به موتور رخدادهای داستانی تبدیل کند تا موضوعی برای تأمل پیوسته. از همین رو، اثر نه به کاوشی عمیق در روابط چندنفره بدل میشود و نه تریلری کاملاً منضبط و حسابشده.
« این شتاب باعث میشود بعضی بحرانها پیش از آنکه بهخوبی جا بیفتند، جای خود را به بحران تازهای بدهند. »
قوتها و کاستیها
میان این دو مسیر در نوسان است؛ گاهی به بحران عاطفی نزدیک میشود و گاهی، با اضافهکردن راز و تهدید، از پرداخت همان بحران فاصله میگیرد. این نوسان، هم منشأ بخشی از جذابیت داستان است و هم علت اصلی ناتمامماندن ظرفیت آن. جمعبندی «Open Marriage» بر ایدهای پُرکشمکش بنا شده است: زوجی که میکوشند با شکستن قواعد پیشین، شور ازدسترفته را بازگردانند، اما با پیامدهایی روبهرو میشوند که کنترلشان را دشوار میکند.
فیلم در خلق زمینهای برای حسادت، راز و بیاعتمادی توان بالقوه دارد و نیکی لی نیز حضوری چشمگیر در مرکز روایت ارائه میدهد. بااینحال، شخصیتپردازی محدود، بازیهای نابرابر و عبور شتابزده از احساسات، مانع میشوند که این ظرفیت به درامی عمیق و ماندگار تبدیل شود. اثر برای تماشاگرانی که از تریلرهای تلویزیونیِ مبتنی بر بحرانهای زناشویی و چرخشهای داستانی لذت میبرند، ممکن است سرگرمکننده باشد؛ اما برای کسانی که انتظار دارند رابطهٔ باز و پیامدهای عاطفی آن با دقت و ظرافت بررسی شود، احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود.
فیلم ایدهای دارد که میتوانست به پرسشی جدی دربارهٔ اعتماد و توافق برسد، ولی در نهایت بیشتر به آشفتگی رخدادها تکیه میکند تا ژرفای تجربهٔ انسانی.
« این نوسان، هم منشأ بخشی از جذابیت داستان است و هم علت اصلی ناتمامماندن ظرفیت آن. »



ثبت دیدگاه