نقد و بررسی
نقد Open 24 Hours | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرح و جایگاه فیلم «Open 24 Hours» ساختهٔ پادرایگ رینولدز، فیلمی ترسناک با رگههایی از اسلشر است که هستهٔ تعلیقش را بر شکاف میان واقعیت و ادراک بنا میکند. مری، زنی که پس از آتشزدن دوستپسر قاتل زنجیرهایاش از دوران حبس بیرون آمده، در شیفت شبانهٔ یک پمپبنزین دورافتاده کار میگیرد.
اما این شغل، آنگونه که در آغاز مینماید، فرصتی ساده برای بازگشت به زندگی عادی نیست: سکوت، انزوا و خاطرههای هولناک گذشته، ذهن او را به قلمرویی میکشانند که در آن هر سایه میتواند نشانهٔ خطری واقعی یا بازتاب وحشت درونیاش باشد. فیلم بیآنکه رازهای اصلی قصه را آشکار کند، این موقعیت محدود را به بستری برای اضطرابی فزاینده بدل میسازد.
پمپبنزین؛ مکانی میان پناه و دام یکی از موفقترین انتخابهای فیلم، تمرکز بر فضایی بسته و کمرفتوآمد است. پمپبنزین شبانهروزی، با راهروها و اتاقکهای محدود، محوطهٔ خلوت و روشنایی سردش، هم محل کار مری است و هم زندانی که امکان فرار از آن بهآسانی فراهم نمیشود. باران و تاریکی نیز به این فضا کیفیتی وهمآلود میبخشند؛ گویی محیط بیرون نه امتداد جهان عادی، بلکه قلمرویی ناشناخته و تهدیدگر است.
« فیلم بیآنکه رازهای اصلی قصه را آشکار کند، این موقعیت محدود را به بستری برای اضطرابی فزاینده بدل میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کارگردانی از ظرفیت همین لوکیشن برای تولید تعلیق بهره میگیرد. قابهایی که از میان قفسهها یا در امتداد راهروها شکل میگیرند، چشم را به جستوجوی خطر وامیدارند، بیآنکه همیشه چیزی آشکار در قاب باشد. این ترفند در بهترین لحظهها مؤثر است، زیرا تماشاگر را شریک بیقراری مری میکند. بااینحال، پمپبنزین هرقدر در آغاز تازه و هراسآور به نظر برسد، فیلم گاه بیش از اندازه به همان بازی سایهها و نقاط کور تکیه میکند و از ظرفیت روانی مکان، آنگونه که میتوانست، فراتر نمیرود.
مری و مسئلهٔ اعتماد به ادراک مری فقط شخصیتی گرفتار خطر بیرونی نیست؛ او با ذهنی زندگی میکند که در اثر تجربههای گذشته، به نشانههای اطرافش اعتماد ندارد. فیلم از این وضعیت برای ساختن تعلیق استفاده میکند: تماشاگر همراه او میکوشد میان آنچه واقعاً رخ میدهد و آنچه حاصل اضطراب و توهم است تمایز بگذارد.
این ابهام، در اصل، میتواند به بررسی عمیقتری از آسیب روانی و دشواری بازگشت به زندگی روزمره منتهی شود. اما فیلم همیشه این امکان را تا پایان دنبال نمیکند. گاهی توهم بیشتر کارکردی روایی دارد؛ ابزاری برای غافلگیری، قطع آرامش یا مهیا کردن یک صحنهٔ ترسناک. در نتیجه، تجربهٔ روانی مری از یک سو سرچشمهٔ تعلیق است و از سوی دیگر گاه زیر فشار نیاز فیلم به ضرباهنگ و شوک قرار میگیرد.
« کارگردانی از ظرفیت همین لوکیشن برای تولید تعلیق بهره میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
این دوگانگی باعث میشود لایهٔ روانشناختی اثر جذاب اما ناپایدار باشد: بعضی لحظهها ترس از درون شخصیت برمیخیزد، و بعضی دیگر صرفاً در پی برانگیختن واکنشی فوری از مخاطباند. بازی ونسا گراس و پیوند عاطفی ونسا گراس در نقش مری، تصویری از زنی آسیبپذیر اما کاملاً منفعل ارائه نمیدهد. بازی او در انتقال بیقراری، مراقبت دائمی از محیط و تردید نسبت به آنچه میبیند، کمک میکند تا شخصیت به صرف وسیلهای برای عبور از یک رشته صحنههای ترسناک تقلیل پیدا نکند.
مری میکوشد گذشتهاش را پشت سر بگذارد، اما آثار آن گذشته در واکنشهای جسمی و عاطفیاش باقی مانده است؛ گراس این فشار را بیآنکه به نمایش اغراقآمیز متوسل شود، در رفتار و حضورش منعکس میکند. اهمیت این بازی در آن است که فیلم برای حفظ تعلیق، به همدلی مخاطب با مری نیاز دارد. اگر تماشاگر نگران او نباشد، ابهام میان توهم و واقعیت نیز کاراییاش را از دست میدهد.
گراس در بخشهایی که شخصیت ناچار است با دیگران تعامل کند، وجه انسانی مری را برجسته میسازد و به فیلم اجازه میدهد برای لحظاتی از الگوی سادهٔ «قربانی در معرض خطر» فاصله بگیرد. بااینهمه، فیلمنامه همیشه فرصت کافی برای گسترش روابط و پیچیدگیهای عاطفی او فراهم نمیکند. تعلیق، خشونت و ریتم «Open 24 Hours» از ترکیب هراس ذهنی و خشونت فیزیکی نیرو میگیرد.
« بازی ونسا گراس و پیوند عاطفی ونسا گراس در نقش مری، تصویری از زنی آسیبپذیر اما کاملاً منفعل ارائه نمیدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در آغاز با مکثها، صداها و احتمالِ حضور خطری پنهان، فضای تردید را میسازد؛ سپس بهتدریج به سوی موقعیتهای خشنتر و پرتحرکتر میرود. این جابهجایی میتواند برای دوستداران سینمای اسلشر رضایتبخش باشد، زیرا اثر را به یک تجربهٔ یکنواخت از انتظار بدل نمیکند. همچنین گذشتهٔ مری، تماسها و برخوردهای شبانه، پرسشهایی را زنده نگه میدارند که مخاطب را درگیر ادامهٔ ماجرا میکنند.
نقطهضعف این روند، اتکای گاهوبیگاه به تصادف و تصمیمهای ناموجه است. برخی موقعیتها نه از منطق شخصیتها، بلکه از نیاز فیلمنامه به رساندن آنها به خطر بعدی شکل میگیرند. هنگامی که رفتارها برای پیشبرد تعلیق غیرطبیعی به نظر برسند، تهدید نیز بخشی از اعتبار خود را از دست میدهد. افزون بر این، تکرار بعضی الگوهای ترساندن، بهویژه وقتی مخاطب سازوکار صحنه را از پیش تشخیص داده باشد، از شدت اثر میکاهد.
میزانسن، صدا و اتمسفر فیلم از عناصر دیداری و شنیداری برای تقویت حس محصوربودن بهره میگیرد. باران، نورهای محدود و فضای خلوت، پمپبنزین را از مکانی معمولی به صحنهای برای بروز ترس تبدیل میکنند. طراحی لوکیشن به فیلم اجازه میدهد مدام توجه را به جزئیات محیط جلب کند: گوشهای که دیده نمیشود، دری که پشت آن چیزی پنهان است، یا محوطهای که فاصلهاش با محل کار آنقدر کوتاه است که رفتوآمد به آن هم میتواند به تجربهای تهدیدآمیز بدل شود.
« نقطهضعف این روند، اتکای گاهوبیگاه به تصادف و تصمیمهای ناموجه است. »
قوتها و کاستیها
موسیقی و صدا نیز در ساختن حالوهوای فیلم نقش دارند، هرچند اثر بیش از آنکه بر ظرافتهای صوتی پیچیده تکیه کند، از قراردادهای آشنای ژانر بهره میبرد. در بخشهایی، همین آشنایی به سود فیلم تمام میشود و انتظار مخاطب از یک داستان ترسناک را برمیانگیزد؛ در بخشهایی دیگر، پیشبینیپذیری همان ترفندها از غافلگیری میکاهد.
اتمسفر فیلم، در مجموع، از قصهگویی آن نیرومندتر است: پمپبنزین و فضای شبانه در ذهن میمانند، حتی وقتی منطق روایی برخی رخدادها سست میشود. جمعبندی «Open 24 Hours» اثری است که بیش از هر چیز با موقعیت مرکزی و فضای خود به یاد میماند: زنی تنها در شیفت شب، گرفتار گذشتهای خشونتبار و ذهنی که در تشخیص واقعیت از هراس دچار تزلزل است.
بازی ونسا گراس به این موقعیت وجهی انسانی میبخشد و لوکیشن خلوت و بارانی، زمینهای مناسب برای تعلیق فراهم میکند. فیلم همچنین با آمیختن ترس روانی و اسلشر، ضرباهنگی متغیر میسازد که برای مخاطب علاقهمند به وحشت خشن و فضای بسته جذاب خواهد بود. بااینحال، ظرفیت روانشناختی داستان در همهجا به اندازهٔ اتمسفر آن پرورده نمیشود.
« بااینحال، ظرفیت روانشناختی داستان در همهجا به اندازهٔ اتمسفر آن پرورده نمیشود. »
جمعبندی
تکیه بر شوک، تصادف و برخی تصمیمهای کماقناع، گاه عمق شخصیتها را محدود میکند و ترسهای تکرارشونده از نیروی تعلیق میکاهند. حاصل، فیلمی نابرابر اما خوشفضا است: تجربهای که در بهترین لحظههایش از تردید و انزوا هراس میسازد، و در لحظههای ضعیفتر به قراردادهای آشنای ژانر پناه میبرد.
برای تماشاگرانی که بیش از پیچیدگی روایی، به فضای بارانی، تنش شبانه و وحشت اسلشری اهمیت میدهند، فیلم میتواند تجربهای سرگرمکننده و بهیادماندنی باشد.
ثبت دیدگاه