نقد و بررسی
نقد Ooops! Noah Is Gone... | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای هوشمندانه در حاشیهٔ افسانه «اوه، نوح گم شده است...» داستان مشهور کشتی نوح را از زاویهای فرعی و دلپذیر بازخوانی میکند: این بار تمرکز نه بر کسانی است که به کشتی راه مییابند، بلکه بر حیواناتی که بیرون میمانند. دیو و پسرش فینی از گونهای خیالیاند که اجازهٔ سوارشدن ندارد؛ بااینحال، در آستانهٔ سیل، گرفتار ماجرایی میشوند که آنها را از پناهگاه کشتی جدا میکند و به دل طبیعتی بیرحم میبرد.
این تغییر زاویه، سرچشمهٔ اصلی جذابیت فیلم است: آشنایی با افسانهای کهن، در کنار امکان ساختن جهانی تازه پیرامون شخصیتهایی که در روایت اصلی جایی نداشتهاند. فیلم برای کودکانی که قصهٔ نوح را میشناسند، بازیگوشانه از پرسشی ساده آغاز میکند: اگر همهٔ حیوانات نجات پیدا نکرده باشند، سرنوشت جاماندهها چه میشود؟
پاسخ، ماجراجویی پرتحرکی است که از کشتی و نظم آن فاصله میگیرد و به سیلاب، کوهستان و خطرهای بیرون پناهگاه راه میبرد. این ایده بهخودیخود ظرفیت زیادی دارد، هرچند اثر بیش از آنکه بخواهد با آن به لایههای پیچیده برسد، از آن برای خلق موقعیتهای کمیک و حادثههای پیدرپی استفاده میکند.
دو جهان و یک جدایی ساختار روایت بر دو مسیر موازی استوار است: بچهها، فینی و لیا، در بیرون از کشتی باید زنده بمانند و راهی برای رسیدن به بلندی امن پیدا کنند؛ در سوی دیگر، پدرانشان، دیو و هیزل، ناچارند اختلافها و نگرانیهای خود را کنار بگذارند و برای نجات فرزندانشان دست به کار شوند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این جدایی به فیلم امکان میدهد میان تعلیق و کمدی رفتوآمد کند. ماجرای کودکان با خطرهای ملموستری روبهروست، در حالی که بخش مربوط به بزرگترها بیشتر از برخورد شخصیتها و دشواری همکاری نیرو میگیرد. این جابهجایی میان دو خط داستانی، ریتمی مناسب برای سرگرمی خانوادگی فراهم میآورد؛ اما همیشه به یک اندازه ثمربخش نیست.
گاهی اتفاقهای مسیر بچهها آنقدر سریع پشت سر هم میآیند که فرصت مکث و تأمل از میان میرود، و بخش بزرگترها نیز برای رسیدن به ضرباهنگ ماجراجویانه، بعضی تعارضها را زودتر از حد انتظار حلوفصل میکند. بااینحال، روشنبودن هدف هر گروه کمک میکند داستان برای مخاطب کمسنوسال گیجکننده نشود.
پدران، فرزندان و معنای خانه گره عاطفی فیلم در رابطهٔ دیو و فینی شکل میگیرد. دیو پدری است که امنیت را در جابهجایی و ساختن پناهگاه میجوید؛ فینی، در مقابل، بیش از هر چیز به دوستی و تعلق نیاز دارد. تضاد این دو خواسته، رابطهای آشنا اما مؤثر میسازد: پدری که گمان میکند مراقبت یعنی دور نگهداشتن فرزند از خطر، و پسری که میخواهد در جهان اطرافش پذیرفته شود.
فیلم این فاصله را با لطافت و بدون پیچیدگی روانشناختی زیاد پیش میبرد، اما همین سادگی برای مخاطب کودک قابلفهم است. در کنار آن، پیوند هیزل و لیا نیز تصویری دیگر از خانواده ارائه میکند؛ رابطهای که زیر سایهٔ اختلافهای بزرگترها و شرایط اضطراری قرار میگیرد، اما در نهایت با نیاز مشترک به محافظت از فرزندان معنا پیدا میکند.
« این جدایی به فیلم امکان میدهد میان تعلیق و کمدی رفتوآمد کند. »
شخصیتها و اجرا
داستان در این بخش بر یک پیام آشنا تکیه دارد: ترس و تعصب، وقتی پای مراقبت از عزیزان در میان باشد، میتوانند جای خود را به همدلی بدهند. پیام تازهای نیست، ولی در قالب سفر و خطرهای ملموس، بهسادگی با قصه درمیآمیزد. طنز و شخصیتهای جانوری کمدی فیلم از تفاوتهای میان گونهها، رفتارهای ناآشنا و موقعیتهای جسمانی نیرو میگیرد.
نسترینها، با ظاهر و ویژگیهای عجیبشان، در همان نگاه نخست از حیوانات آشنای کشتی متمایز میشوند. بخشی از شوخیها نیز بر واکنشهای اغراقآمیز و حادثههایی بنا شده که برای تماشاگر کودک روشن و سریعاند. این زبان طنز کمک میکند فضای سیل و خطر بیش از اندازه هراسآور نشود. بااینهمه، فیلم همیشه در یافتن شوخیهای تازه موفق نیست.
برخی موقعیتها به تکرار الگوهای کمیک آشنا وابستهاند و پس از چند بار بازگشت، اثر نخستین خود را از دست میدهند. شماری از شخصیتهای فرعی نیز بیشتر برای راهانداختن یک شوخی یا ایجاد مانع در مسیر قهرمانان حضور دارند تا آنکه هویت مستقلی پیدا کنند. در نتیجه، جهان فیلم سرشار از موجودات رنگارنگ است، اما همهٔ آنها به یک اندازه در ذهن نمیمانند.
تصویر، رنگ و طراحی جهان از نظر بصری، فیلم بر رنگهای زنده و شکلهای ساده تکیه میکند؛ انتخابی که با فضای ماجراجویانه و مخاطب خانوادگی آن تناسب دارد. کشتی، سیلاب و محیطهای طبیعی هر یک زمینهای برای تغییر حالوهوا فراهم میکنند: فضای بسته و پرتراکم کشتی در برابر گسترهٔ ناآرام آب و مسیر دشوار رسیدن به کوه.
« پیام تازهای نیست، ولی در قالب سفر و خطرهای ملموس، بهسادگی با قصه درمیآمیزد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تفاوت مکانی به روایت کمک میکند تا میان احساس پناهگرفتن و آسیبپذیری بیرون از پناهگاه تمایز بگذارد. طراحی نسترینها نیز از نقاط قابلتوجه فیلم است. ظاهر متفاوت آنها تنها برای ایجاد خنده به کار نمیرود؛ نوعی بیگانگی را به چشم میآورد که در دل قصه به موضوع پذیرش و排除 پیوند میخورد.
با این حال، تصویرپردازی در مجموع بیش از آنکه به دنبال امضای بصری بسیار متمایز باشد، در محدودهٔ استانداردهای انیمیشن خانوادگی حرکت میکند. حاصل، جهانی خوشرنگ و قابلدسترس است که بهخوبی از روایت پشتیبانی میکند، هرچند کمتر به تجربهای چشمگیر و فراموشنشدنی بدل میشود. تعلیق، ریتم و پیشبینیپذیری حضور سیل و شکارچیان گرسنه به داستان امکان میدهد فراتر از کمدی موقعیت حرکت کند و حس خطر بسازد.
برای کودک، افتادن از کشتی و تلاش برای رسیدن به نقطهای امن میتواند تعلیقی روشن و فوری داشته باشد؛ برای بزرگسال، همین بخشها گاه یادآور ساختار آشنای بسیاری از انیمیشنهای ماجراجویانهاند. فیلم معمولاً مسیر خود را با وضوح پیش میبرد و از پیچیدگیهای روایی پرهیز میکند، اما این شفافیت هزینهای هم دارد: بعضی گرهها و واکنشها زودتر از آنچه انتظار میرود قابل حدس میشوند.
سرعت روایت، در بیشتر لحظات، مانع از خمودگی میشود. بااینحال، شتاب گاه جای گسترش شخصیت و موقعیت را میگیرد. فیلم فرصت چندانی برای پرداخت کامل به همهٔ حیوانات، تفاوتهای اجتماعی میان آنها یا پیامدهای جدیِ طردشدن فراهم نمیکند. این انتخاب برای اثری که در درجهٔ نخست سرگرمی خانوادگی است قابلدرک است، اما باعث میشود ایدهٔ اولیه از ظرفیت تماتیک خود کمتر بهره ببرد.
« این تفاوت مکانی به روایت کمک میکند تا میان احساس پناهگرفتن و آسیبپذیری بیرون از پناهگاه تمایز بگذارد. »
قوتها و کاستیها
مخاطب و ارزش تماشای خانوادگی «اوه، نوح گم شده است...» بیش از همه برای کودکانی مناسب است که از حیوانات سخنگو، سفرهای پرحادثه و شوخیهای دیداری لذت میبرند. فیلم فضای تهدیدآمیز داستان سیل را تعدیل میکند و آن را در قالب ماجرایی پرتحرک و نسبتاً سبک عرضه میکند. برای بزرگسالان نیز رابطهٔ پدر و پسر و تقابل میان محافظت و استقلال، زمینهای برای همراهی عاطفی فراهم میآورد؛ هرچند لایههای داستان احتمالاً برای آنان آشناتر و کمتر غافلگیرکننده خواهد بود.
این اثر همچنین برای تماشای جمعی خانواده مناسب است، زیرا از یک سو ماجراجویی ساده و قابلپیگیری دارد و از سوی دیگر بر پیوندهای خانوادگی و پذیرش تفاوت تأکید میکند. البته کیفیت سرگرمی آن بیشتر از انرژی و صمیمیت شخصیتهای اصلی میآید تا از تازگی مداوم شوخیها یا پیچیدگی روایت. مخاطبی که انتظار انیمیشنی چندلایه و تجربهای فراتر از قالبهای شناختهشده دارد، ممکن است با اثری معمولیتر روبهرو شود؛ اما برای سرگرمی بیتکلف، فیلم انتخابی خوشقلب است.
جمعبندی «اوه، نوح گم شده است...» با ایدهٔ بامزهٔ حیواناتی که از کشتی نوح جا ماندهاند، ماجراجوییای رنگارنگ و خانوادگی میسازد. نقطهٔ قوت اصلی آن، پیوند عاطفی دیو و فینی و تواناییاش در تبدیل یک افسانهٔ آشنا به قصهای دربارهٔ تعلق، همکاری و مسئولیت والدین است. در برابر، پیشبینیپذیری روایت، تکرار برخی شوخیها و پرداخت محدود شخصیتهای فرعی، مانع از آن میشود که فیلم از محدودهٔ یک سرگرمی خوشساخت اما آشنا فراتر برود.
حاصل اثری صمیمی و مناسب مخاطب کودک است؛ فیلمی که بیش از آنکه با غافلگیری یا عمق روایی در خاطر بماند، با گرمای رابطههای خانوادگی و بازیگوشی ایدهٔ مرکزیاش دلپذیر میشود.
« فیلم فضای تهدیدآمیز داستان سیل را تعدیل میکند و آن را در قالب ماجرایی پرتحرک و نسبتاً سبک عرضه میکند. »
ثبت دیدگاه