نقد و بررسی
نقد وان پیس فیلم: طلا (One Piece Film: GOLD) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهری از نور و طلا «One Piece Film: GOLD» ماجراجویی کلاهحصیریها را به گرن تسورو میبرد؛ شهری شناور و پرزرقوبرق که در آن سرگرمی، ثروت و نمایش، جای قانون را گرفتهاند. این مکان صرفاً پسزمینهای باشکوه برای نبردها نیست، بلکه ایدهٔ مرکزی فیلم را نیز شکل میدهد: در جهانی که همهچیز به معامله و بختآزمایی بدل شده، آزادی چه معنایی دارد؟
گرن تسورو با تالارهای طلایی، کازینوهای پرنور و خیابانهای نمایشی، هم مجذوبکننده است و هم تهدیدآمیز. شکوه آن از همان ابتدا حس میدهد که این بهشتِ تفریحی، هزینهای پنهان دارد. فیلم در طراحی این جهان دستودلباز است. فضاها پر از رنگ، حرکت و جزئیاتاند و جلوهٔ نمایشی محیط، با اغراق آشنای دنیای «وانپیس» همخوانی دارد.
گرن تسورو در ذهن میماند، چون محیطی یکپارچه با شخصیت و منطق خودش است؛ شهری که حتی زرقوبرقش نوعی قدرتنمایی به شمار میرود. بااینحال، گاهی تصویر چنان به نمایشِ پیدرپیِ شکوه و اغراق روی میآورد که مرز میان چشمنوازی و شلوغی محو میشود. ماجرای سرقت در جهان دزدان دریایی پایهٔ روایی فیلم، ماجرایی با حالوهوای سرقت گروهی است: ورود به قلمرو پرخطر، مواجهه با بازیهایی که قواعدشان بهسادگی روشن نیست و تلاش برای برهمزدن نقشهٔ قدرتمندی که پشت سرگرمی پنهان شده است.
« گرن تسورو با تالارهای طلایی، کازینوهای پرنور و خیابانهای نمایشی، هم مجذوبکننده است و هم تهدیدآمیز. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب با گروه کلاهحصیریها سازگاری دارد؛ هر عضو میتواند مهارت یا خصلت متفاوتی را وارد بازی کند و ماجرا از مجموعهای از موقعیتهای پرتحرک نیرو بگیرد. فیلم در نیمهٔ نخست، بهویژه از همین حسِ نقشهچینی و پیشروی در محیطی ناآشنا سود میبرد. اما ساختار سرقتیِ اثر بیش از آنکه بر ظرافتِ نقشه و جزئیاتِ اجرای آن تکیه کند، بر شور و غافلگیریهای نمایشی استوار است.
بنابراین، هیجان غالباً از برخوردهای ناگهانی، تعقیبوگریز و آشکارشدن موانع تازه میآید، نه از لذتِ دنبالکردن طرحی پیچیده و دقیق. این رویکرد برای یک ماجرای پرجنبوجوش مؤثر است، ولی ممکن است تماشاگرانی را که انتظار داستانی حسابشده با تمرکز بر عملیات گروهی دارند، کمتر راضی کند. کلاهحصیریها و جاذبهٔ لباسها یکی از دلنشینترین انتخابهای بصری فیلم، لباسهای متنوع گروه کلاهحصیری است.
پوشش تازهٔ شخصیتها فقط تزئینی نیست؛ به هرکدام حالوهوایی متناسب با فضای مجلل و نمایشی گرن تسورو میبخشد و حضورشان را در قاب برجستهتر میکند. فیلم از این تنوع برای تازهکردن ظاهر آشنای گروه بهره میگیرد و موقعیتهایی میسازد که طرفداران میتوانند از دیدن اعضای محبوبشان در قالبی متفاوت لذت ببرند.
« فیلم در نیمهٔ نخست، بهویژه از همین حسِ نقشهچینی و پیشروی در محیطی ناآشنا سود میبرد. »
شخصیتها و اجرا
بروک، با ظاهر خاص و آمادگیاش برای همراهی با اغراقهای محیط، از نمونههای بهیادماندنی این بازی بصری است. بااینهمه، جذابیت لباسها و طراحیهای خلاقانه همیشه با انسجام یکسان همراه نیست. بعضی جلوهها چنان پررنگ و اغراقآمیزند که توجه را از خودِ صحنه میربایند. فیلم بهجای آنکه همواره میان شکوه و وضوح تعادل برقرار کند، گاه به انباشت رنگها، فرمهای نامتعارف و حرکتهای نمایشی پناه میبرد.
حاصل، لحظاتی است که از نظر بصری پرانرژیاند، اما ممکن است برای تماشاگرانی که با زبان تصویری اغراقشدهٔ مجموعه ارتباط کمتری دارند، توی ذوق بزنند. شخصیتها و مسئلهٔ تمرکز فیلم از حضور گستردهٔ شخصیتهای فرعی برای ساختن حسی از شهرِ پرجمعیت و پرماجرا استفاده میکند. این انتخاب به گرن تسورو مقیاس میدهد و نشان میدهد که قلمرو داستان فقط به گروه اصلی محدود نیست.
همچنین ورود چهرههای تازه میتواند به تغییر مسیر ماجرا و ایجاد برخوردهای گوناگون کمک کند. بااینحال، هر شخصیت تازه به زمان و توجه نیاز دارد؛ در اثری با گروه اصلی پرشمار، افزودن چهرههای متعدد گاه تمرکز روایی را پراکنده میکند. در نتیجه، برخی شخصیتهای فرعی بیش از آنکه فرصت رشد یا تأثیرگذاری عمیق پیدا کنند، کارکردی موقعیتی دارند: حضورشان برای پیشبرد صحنه یا افزودن رنگی تازه به ماجراست.
« بروک، با ظاهر خاص و آمادگیاش برای همراهی با اغراقهای محیط، از نمونههای بهیادماندنی این بازی بصری است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این مسئله دربارهٔ رابطههای بالقوهٔ جذاب نیز صدق میکند؛ فیلم گاهی تنها به اندازهای به آنها نزدیک میشود که کنجکاوی برانگیزد، اما مجال کافی برای بسطشان فراهم نمیآورد. اگر روایت بیشتر بر چند چهرهٔ کلیدی متمرکز میشد، احتمالاً پیوند عاطفی و دراماتیک پررنگتری شکل میگرفت. قهرمان و پادشاه طلا در مرکز کشمکش، تقابل لوفی با قدرتی قرار دارد که ثروت را نه فقط ابزار آسایش، بلکه وسیلهٔ سلطه میبیند.
این رویارویی با روح سرکش لوفی سازگار است: او در برابر نظمی که آزادی دیگران را محدود میکند، بیتفاوت نمیماند. فیلم از این تضاد برای پیوند دادن ماجرای شخصی گروه با تهدیدی گستردهتر بهره میبرد، بیآنکه از چهارچوب سرگرمی و ماجراجویی فاصلهٔ زیادی بگیرد. بااینحال، کشمکش اصلی از نظر شخصیتی به اندازهٔ جهانسازی فیلم پرجاذبه نیست.
لوفی همچنان نیرویی مستقیم و صریح است و تقابلش با دشمن، بیش از آنکه بر پیچیدگی ذهنی یا تحول درونی بنا شود، به برخورد ارادهها و توانها تکیه دارد. این انتخاب برای ماجرایی پرتحرک قابلفهم است، اما از ظرفیتِ تمِ ثروت و قدرت برای ساختن تعارضی ظریفتر چندان استفاده نمیکند. نتیجه، نبردی سرگرمکننده است که از نظر مضمون میتوانست لایههای بیشتری داشته باشد.
« اگر روایت بیشتر بر چند چهرهٔ کلیدی متمرکز میشد، احتمالاً پیوند عاطفی و دراماتیک پررنگتری شکل میگرفت. »
قوتها و کاستیها
ریتم، اکشن و موسیقی در بخشهای نخست، تغییر پیدرپی موقعیتها و تازگی محیط به فیلم شتاب میبخشد. تماشاگر همراه گروه از فضایی به فضای دیگر میرود و هر مرحله، پرسشی یا خطری تازه پیش میکشد. اکشن نیز بهخوبی از امکانات جهان فیلم بهره میبرد: محیطهای باشکوه و غیرمعمول، میدانهایی مناسب برای رویاروییهای پرتحرک فراهم میکنند.
موسیقی و طراحی صوتی به حفظ شور صحنهها کمک میکنند و در کنار رنگآمیزی پرانرژی، حسِ ماجرایی بزرگ و نمایشی را تقویت میکنند. ضعف ریتم در بخش پایانی آشکارتر میشود. فیلم پس از آنکه میتوانست انرژی خود را در مسیری فشردهتر به اوج برساند، برخی موقعیتها و رویاروییها را بیش از اندازه ادامه میدهد.
در نتیجه، هیجانِ نیمهٔ نخست جای خود را به خستگی تدریجی میدهد و اثرگذاری بعضی لحظات کاهش مییابد. مشکل فقط طولانیشدن درگیریها نیست؛ تکرار تأکیدهای روایی نیز از تیزی ضرباهنگ میکاهد. تدوین موجزتر میتوانست پایانبندی را پرقدرتتر و منسجمتر کند. جمعبندی «One Piece Film: GOLD» ماجرایی رنگارنگ و سرگرمکننده است که نقطهٔ قوت اصلیاش را در ساختن گرن تسورو و بهرهگیری از ظرفیت بصری آن پیدا میکند.
« ریتم، اکشن و موسیقی در بخشهای نخست، تغییر پیدرپی موقعیتها و تازگی محیط به فیلم شتاب میبخشد. »
جمعبندی
لباسهای چشمگیر کلاهحصیریها، فضای کازینویی و ایدهٔ ماجراجوییِ مبتنی بر سرقت گروهی، فیلم را برای دوستداران این مجموعه جذاب میسازند. در سوی دیگر، تعدد شخصیتهای فرعی، اغراق بصری در برخی صحنهها و کشآمدن بخش پایانی، مانع از آن میشوند که همهٔ ظرفیتهای داستانی و مضمونی آن بهتمامی شکوفا شود.
این اثر بیش از آنکه بخواهد لایهای تازه و عمیق به جهان «وانپیس» بیفزاید، تماشاگر را به سفری پرزرقوبرق و پرتحرک دعوت میکند. اگر تازگیِ محیط، انرژی گروه و سرگرمیِ ماجراجویی برای تماشاگر اهمیت داشته باشد، فیلم لحظات فراوانی برای لذتبردن فراهم میآورد؛ اما از نظر تمرکز روایی و ایجاز، به اندازهٔ جلوهٔ بصریاش درخشان نیست.
ثبت دیدگاه