نقد و بررسی
نقد یکی از آن روزها (One of Them Days) | 2025
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روزی که همهچیز به هم میریزد در کمدی «One of Them Days»، بحرانی بهظاهر ساده به موتور یک روز پرآشوب بدل میشود: درو و آلیسا، دو دوست صمیمی و همخانه، درمییابند که پول اجارهشان خرج شده و زمان اندکی برای جبران آن دارند. از همین نقطه، فیلم آنها را به سفری شتابزده در دل شهر میفرستد؛ سفری که در آن هر راهحل تازه ممکن است مسئلهای تازهتر بسازد.
روایت از الگوی آشنای «مسابقه با زمان» بهره میگیرد، اما جذابیت اصلیاش نه در معمای پول، بلکه در واکنشهای دو شخصیت و شیوهای است که بحران، تفاوتها و وابستگی عاطفیشان را آشکار میکند. فیلم بهجای آنکه مدعی نوآوری چشمگیر در گونه کمدی رفاقتی باشد، بر سرزندگی موقعیتها و حضور دو بازیگر اصلی تکیه میکند.
این انتخاب، هم نقطه قوت اثر است و هم حد آن را مشخص میسازد: «One of Them Days» بیش از آنکه قصهای پیچیده یا ساختاری غافلگیرکننده داشته باشد، تجربهای پرجنبوجوش و سبک است که میخواهد مخاطب را با دوستی شخصیتهایش همراه کند. دوستی در مرکز آشوب درو و آلیسا نه دو قهرمان همساناند و نه دو قطب کاملاً متضاد که اختلافشان صرفاً برای تولید شوخی به کار رود.
هرکدام شیوه متفاوتی برای مواجهه با گرفتاری دارند و همین تفاوت، به رابطهشان اصطکاک و حرکت میبخشد. درو معمولاً با انرژی و قاطعیت وارد عمل میشود؛ آلیسا حالوهوایی رهاتر دارد و گاه تصمیمهایش از منطق فوری فاصله میگیرد. بااینحال، فیلم آنها را به کلیشههایی خشک تقلیل نمیدهد. پشت مشاجرهها و آشفتگیها، صمیمیتی حس میشود که گویی پیش از آغاز فیلم هم تاریخچهای طولانی داشته است.
« هرکدام شیوه متفاوتی برای مواجهه با گرفتاری دارند و همین تفاوت، به رابطهشان اصطکاک و حرکت میبخشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این باورپذیری برای کمدیای که پیدرپی شخصیتهایش را به موقعیتهای نامعمول میبرد، حیاتی است. اگر دوستی میان آنها فقط در گفتوگوهای توضیحی بیان میشد، بسیاری از موقعیتها تصنعی به نظر میرسیدند؛ اما هماهنگی و واکنشهای متقابلشان اجازه میدهد حتی لحظههای اغراقآمیز نیز تا اندازهای در جهان فیلم جا بیفتند.
رابطه این دو، همچنین از جنس رقابت برای برتری نیست: هرچند گاهی از هم کلافه میشوند، فیلم پیوندشان را همچون نیرویی میبیند که آنها را از دل گرفتاری عبور میدهد. کِکه پالمر و اسزیای؛ نیروی محرک فیلم کِکه پالمر بخش بزرگی از بار کمدی را بر دوش میکشد. او در نقش درو، انرژی بدنی و گفتاری بالایی دارد و زمانبندیاش برای مکث، واکنش و تأکید، صحنهها را از یکنواختی بیرون میآورد.
بازی او فقط به پرتحرکی متکی نیست؛ نکته مهمتر این است که میتواند در دل آشفتگی، نوعی خستگی و نگرانی واقعی را نیز نگه دارد. در نتیجه، درو صرفاً ماشینی برای تحویل شوخی نیست و فشار موقعیت را احساسپذیر میکند. اسزیای در نقش آلیسا حضوری متفاوت دارد. بازیاش آرامتر و کمشتابتر از پالمر است و همین تفاوت به دونفره فیلم شکل میدهد.
او در تجربه سینمایی نخستینش، بیش از آنکه بخواهد با اغراق کمدیپردازی کند، با واکنشهای طبیعی و سکون نسبی شخصیت همراه میشود. حاصل، تضادی دلپذیر است: پالمر اغلب صحنه را به حرکت درمیآورد و اسزیای با پاسخهایش ضرباهنگ آن را تغییر میدهد. نزدیکی این دو در قاب و هماهنگیشان در گفتوگوها، چیزی فراتر از تقسیم وظیفه میان دو بازیگر است؛ تماشاگر بهتدریج باور میکند که این دو زن واقعاً یکدیگر را میشناسند و با وجود اختلافها، به هم تکیه دارند.
« این باورپذیری برای کمدیای که پیدرپی شخصیتهایش را به موقعیتهای نامعمول میبرد، حیاتی است. »
شخصیتها و اجرا
کمدیِ بحران و فشار زندگی روزمره بحران اجاره، صرفاً بهانهای برای راهاندازی زنجیرهای از دردسرها نیست؛ این موقعیت ریشهای ملموس دارد. فیلم از اضطراب مالی، ناامنی مسکن و فرسودگی ناشی از تلاش برای سرپا ماندن در شهری گرانقیمت استفاده میکند تا به ماجرا نیرویی واقعی بدهد. بااینحال، این دغدغهها در قالب کمدی عرضه میشوند، نه در قالب درامی اجتماعی که بخواهد مسئله را بهطور کامل واکاوی کند.
اثر در مرز میان این دو لحن حرکت میکند: گرفتاری شخصیتها جدی است، اما واکنشها و موقعیتهایی که برای حل آن پیش میآیند اغلب مضحک و دور از انتظارند. این دوگانگی وقتی موفق است که فیلم اجازه دهد نگرانی زیر سطح شوخیها باقی بماند. تماشاگر میتواند هم از بیسامانی ماجرا بخندد و هم بفهمد چرا هر دقیقه برای درو و آلیسا اهمیت دارد.
اما گاهی شتاب روایت آنقدر بر پیدرپیبودن اتفاقها متمرکز میشود که جنبه اجتماعی بحران فقط به پسزمینهای گذرا بدل میماند. فیلم به دشواریهای اقتصادی اشاره میکند، اما معمولاً آنها را به فرصتی برای کمدی موقعیت تبدیل میسازد؛ بنابراین عمق انتقادیاش محدودتر از چیزی است که طرح اولیه وعده میدهد.
ریتم، ساختار و لحظههای نابرابر منطق زمانی داستان به فیلم ضرباهنگی روشن میدهد: هر مانع باید شخصیتها را به مرحله بعدی برساند و فرصت اندکشان را محسوستر کند. در بهترین لحظات، این ساختار زنجیرهای از بدبیاریها و تصمیمهای شتابزده میسازد که پیوسته مخاطب را در انتظار دردسر بعدی نگه میدارد.
« این دوگانگی وقتی موفق است که فیلم اجازه دهد نگرانی زیر سطح شوخیها باقی بماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور شخصیتهای فرعی رنگارنگ نیز جهان فیلم را از یک مسیر ساده و خالی از تنوع بیرون میآورد و به ماجرا بافت محلی و اجتماعی میدهد. اما همه بخشها به یک اندازه خوب به هم متصل نمیشوند. بعضی صحنهها بیشتر شبیه طرحهای کوتاه کمدیاند که کنار هم قرار گرفتهاند تا حلقههای ضروری یک روایت پیوسته.
هر طرح ممکن است بهتنهایی لحظهای بامزه داشته باشد، ولی گذار از یکی به دیگری همیشه بهقدر کافی طبیعی نیست. نتیجه آن است که فیلم گاهی بیش از آنکه با افزایش تدریجی تنش پیش برود، از موقعیتی نمایشی به موقعیتی دیگر میجهد. این پراکندگی بهویژه زمانی خود را نشان میدهد که شوخیها به نیروی شخصیتها متکی نیستند و صرفاً بر غرابت اتفاق تکیه میکنند.
شخصیتهای فرعی و مرز اغراق شخصیتهای پیرامونی به فیلم رنگ و تنوع میبخشند و برخی از آنها با حضوری کوتاه، صحنه را بهسرعت از آنِ خود میکنند. این مجموعه، حس رفتوآمد در شهری زنده را تقویت میکند؛ شهری که در آن دو قهرمان برای یافتن راهی فوری، با آدمهایی گوناگون روبهرو میشوند. گاه همین برخوردهای گذرا از بخشهای پرنشاط فیلماند، زیرا تضاد میان هدف جدی دو شخصیت و رفتار نامتعارف اطرافیانشان بهخوبی کار میکند.
در سوی دیگر، اغراق در بازی یا طراحی بعضی نقشها از مرز کاریکاتور عبور میکند. دوستپسر آلیسا، که آغازگر بحران است، بهدرستی شخصیتی کلافهکننده و غیرقابلاعتماد به نظر میرسد؛ اما بازی پررنگ و گلدرشت در این نقش گاه بیش از اندازه بر همان ویژگی تأکید میکند. وقتی فیلم همه نشانههای آزاردهندهبودن او را پشت سر هم انباشته میسازد، شخصیت از فردی باورپذیر به ابزاری برای پیشبردن کمدی نزدیک میشود.
« اما همه بخشها به یک اندازه خوب به هم متصل نمیشوند. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب شاید در لحظه خندهساز باشد، اما از ظرافت رابطهها میکاهد. لحن و دستاورد عاطفی «One of Them Days» در نهایت درباره دوستیای است که زیر فشار روزمرگی و کمبود فرصت آزموده میشود. فیلم از مخاطب نمیخواهد باور کند که دو شخصیت همیشه با هم همنظرند؛ برعکس، بخش مهمی از لذت رابطه در دیدن اختلاف، رنجش و آشتیهای کوچک آنهاست.
گرمای اثر از همین جزئیات میآید، نه از این ادعا که رفاقت میتواند همه مشکلات را جادویی حل کند. درو و آلیسا همچنان با شرایطی دشوار روبهرو هستند، اما پیوندشان کمک میکند آن را تنها و جدا از یکدیگر تجربه نکنند. لحن گرم فیلم نیز به همین معنا وابسته است. شوخیها گاهی زمخت یا نابرابرند، ولی در زیر آنها علاقهای روشن به شخصیتها جریان دارد.
اثر میخواهد مخاطب از تماشای آنها لذت ببرد، نه آنکه صرفاً به بداقبالیشان بخندد. از این جهت، موفقیت فیلم را باید بیشتر در ایجاد همراهی دانست تا در ساختن کمدیای بیوقفه یا کاملاً منسجم. جمعبندی «One of Them Days» کمدیای پرتحرک و صمیمی است که بهترین برگ برندهاش هماهنگی کِکه پالمر و اسزیای است.
پالمر با توانایی کمدی و حضور پرجاذبهاش صحنهها را جان میبخشد و اسزیای با بازی آرامتر، تعادل مناسبی در برابر او ایجاد میکند. داستان مسابقه با زمان، فرصت خوبی برای نمایش دوستی آنها فراهم میآورد و در لحظات موفق، اضطراب اجاره را به موتور شوخی و همدلی بدل میسازد. بااینهمه، فیلم همیشه از ریتم یکنواخت و پیوند روایی محکم برخوردار نیست.
« این انتخاب شاید در لحظه خندهساز باشد، اما از ظرافت رابطهها میکاهد. »
جمعبندی
برخی موقعیتها معمولی میمانند، بعضی صحنهها به طرحهای جداگانه شباهت پیدا میکنند و اغراق در بازی برخی نقشهای فرعی از دقت کمدی میکاهد. این کاستیها مانع از آن نمیشوند که اثر برای تماشایی سبک و خوشمشرب انتخابی دلپذیر باشد؛ فقط یادآوری میکنند که شیمی بازیگران، هرچند میتواند فیلمی را زنده نگه دارد، بهتنهایی جای ساختار کاملاً سنجیده را نمیگیرد.
«One of Them Days» شاهکار کمدی نیست، اما در تصویرکردن رفاقتی پرصدا، آشفته و دوستداشتنی، به اندازه کافی موفق است.
ثبت دیدگاه