نقد و بررسی
نقد مرد یکشبه (One Night Stud) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جسورانه و میدان کمدی «One Night Stud» از موقعیتی آغاز میکند که ظرفیت یک کمدی رمانتیک نامتعارف را در خود دارد: زنی مستقل میخواهد مادر شود، اما نمیخواهد برای رسیدن به این خواسته وارد رابطهای عاطفی و پرهزینه شود. شیاو شین، معمار و زنی بیستونهساله، ژا یی را که مجریای مشهور و خوشگذران است، برای پدرشدن برمیگزیند؛ تصمیمی که از همان ابتدا نظم معمول روابط عاشقانه را وارونه میکند.
در این طرح، زن نه منتظر انتخابشدن میماند و نه مادرشدن را به ازدواج گره میزند. همین جابهجاییِ نقشها، موتور اصلی جذابیت فیلم است و میتوانست به طنزی تیز درباره استقلال، میل شخصی و تصورات رایج از خانواده بینجامد. بااینحال، فیلم بیشتر از آنکه پیامدهای این ایده را با دقت بکاود، از آن برای ساختن موقعیتهای شگفتآور و گاه اغراقآمیز بهره میگیرد.
شیاو شین در آغاز، زنی است که میکوشد زندگیاش را بر اساس خواستههای خود سامان دهد؛ ژا یی نیز مردی است که صمیمیت را جدی نمیگیرد و از پذیرش مسئولیت میگریزد. تقابل این دو، زمینهای آماده برای برخوردهای کمیک فراهم میآورد، اما ایدهی مرکزی همیشه به معنای پرداخت روایی همسنگ آن نیست.
فیلم پرسشهای جالبی طرح میکند، ولی کمتر فرصت مییابد آنها را به شکلی منسجم دنبال کند. از استقلال فردی تا خانواده بار عاطفی داستان زمانی پررنگتر میشود که ژا یی از وجود فرزندش آگاه میشود. تحول او، از مردی بیمسئولیت و خودمحور به پدری که میخواهد در زندگی کودک حضور داشته باشد، یکی از عناصر گرم فیلم است.
« در این طرح، زن نه منتظر انتخابشدن میماند و نه مادرشدن را به ازدواج گره میزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این دگرگونی، دستکم در سطح طرح، از تغییر سادهی یک مرد برای جلب رضایت یک زن فراتر میرود: ژا یی باید با معنای مسئولیت روبهرو شود، و رابطهاش با فرزند میتواند فرصتی برای بازنگری در شیوهی زیستن او باشد. اما روایت میان دو برداشت از این تحول در نوسان است. گاه حضور در زندگی کودک بهعنوان مسئولیتی واقعی و مستقل از رابطهی عاشقانه مطرح میشود؛ گاه نیز به ابزاری برای نزدیککردن دوبارهی پدر و مادر بدل میگردد.
این دو مسیر لزوماً ناسازگار نیستند، اما فیلم برای پیوند دادنشان به زمان و ظرافت بیشتری نیاز داشت. در نتیجه، گرمای عاطفی داستان احساس میشود، ولی بهندرت به عمقی میرسد که تماشاگر را با تجربهی پدرشدن یا دشواریهای شکلگیری خانوادهای نامتعارف درگیر کند. دو شخصیت در جستوجوی پیوند شیاو شین در ظاهر بر انتخاب خود مسلط است؛ او میخواهد مادر باشد، بیآنکه به رابطهای وابسته شود.
این خواسته، شخصیت را از قالب رایج قهرمان زنِ چشمانتظار عشق بیرون میآورد و امکان میدهد فیلم درباره مرزهای اختیار فردی سخن بگوید. بااینهمه، فیلمنامه گاهی استقلال او را با سرسختی و رفتارهای نمایشی یکی میگیرد. چنین انتخابی میتوانست سرچشمهی طنز باشد، اما وقتی انگیزههای درونی شخصیت روشن نمیشوند، شیاو شین بهجای آنکه پیچیده و متناقض جلوه کند، ممکن است صرفاً دشوار و دور از دسترس به نظر برسد.
ژا یی نیز، با آنکه ابتدا نمونهای آشنا از مرد خوشگذران و گریزان از تعهد است، در پیوند با فرزند امکان تغییر پیدا میکند. حرکت او بهسوی مسئولیتپذیری از حیث عاطفی قابلقبولتر از چرخش عاشقانهی میان دو شخصیت است. مسئله این است که فیلم برای تبدیل تفاوتهای آنها به رابطهای باورپذیر، زمینهی کافی نمیسازد.
« اما روایت میان دو برداشت از این تحول در نوسان است. »
شخصیتها و اجرا
مخاطب میتواند بفهمد چرا این دو ناچار به رویارویی میشوند؛ اما کمتر درمییابد چه چیزی، جز فرزند مشترک و خواست پیشبرد داستان، آنها را به انتخاب یکدیگر سوق میدهد. کمدی، اغراق و نوسان لحن فیلم از بازی با کلیشهها و موقعیتهای نامعمول سود میبرد و لحنش را بر اغراق بنا میکند. بازیگران اصلی میتوانند در این فضای سبک و پرتحرک دوام بیاورند و خود را با شوخیها و واکنشهای بزرگنماییشده هماهنگ کنند.
چنین رویکردی گاه به فیلم انرژی میدهد، بهویژه هنگامی که رفتارهای کنترلگرانهی شیاو شین با خودبزرگبینی ژا یی برخورد میکند. بااینحال، اغراق زمانی مؤثر است که ریتم و اجرای آن دقیق باشد؛ در اینجا شوخیها اغلب به اندازهی کافی مکث، ضرباهنگ یا غافلگیری ندارند تا از موقعیت صرف فراتر بروند.
دشواری بزرگتر آن است که فیلم میان چند لحن سرگردان میماند. گاهی میخواهد کمدیای سبک و بیپروا باشد، گاهی به درامی دربارهی مسئولیت خانوادگی نزدیک میشود و گاهی میکوشد به داستانی عاشقانه با پایانبندی احساسی بدل شود. این جابهجاییها میتوانستند به فیلم تنوع ببخشند، اما اتصال میانشان همیشه روان نیست.
صحنهای که باید خندهآور باشد ممکن است ناگهان بار عاطفی پیدا کند، بیآنکه گذار کافی فراهم شده باشد؛ یا احساسی که قرار است از یک موقعیت خانوادگی برآید، زیر فشار شوخیهای پراغراق مجال شکلگیری نیابد. رابطهٔ عاشقانه و شیمی بازیگران در کمدی رمانتیک، باور به کشش میان دو شخصیت اصلی اهمیت بنیادین دارد.
« دشواری بزرگتر آن است که فیلم میان چند لحن سرگردان میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تماشاگر باید بتواند نهفقط منطق کنارهمماندن آنها، بلکه لذت و جذابیت این پیوند را نیز احساس کند. «One Night Stud» در این زمینه آسیبپذیر است. میان شیاو شین و ژا یی برخورد و تنش وجود دارد، اما این برخوردها بهتنهایی جایگزین صمیمیت یا کشش عاطفی نمیشوند. رابطه گاه بیشتر محصول نیازهای طرح داستان است تا نتیجهی شناخت تدریجی دو شخصیت از یکدیگر.
این کمبود به بازیها نیز منتقل میشود. بازیگران از عهدهی لحن اغراقآمیز برمیآیند و حضورشان به فیلم سبکی تماشایی میبخشد، اما در صحنههای عاشقانه، هماهنگی لازم چندان نیرومند نیست. همین مسئله باعث میشود تحول رابطه با شتابی بیش از حد پیش برود: داستان از ناسازگاری و کشمکش به سوی پیوند عاطفی حرکت میکند، ولی میان این دو مرحله، لحظههای کافی برای ساختن اعتماد و نزدیکی نمیگذارد.
در نتیجه، بخش رمانتیک فیلم از ایدهی آغازینش کمجانتر به نظر میرسد. فیلمنامه و انسجام روایی فیلمنامه از مصالح داستانی متنوعی برخوردار است: آرزوی مادرشدن بدون ازدواج، پدری که دیر از وجود فرزندش باخبر میشود، کوشش برای ورود به زندگی کودک، و رابطهای که باید از دل کشمکش شکل بگیرد.
این تنوع، بالقوه غنی است؛ اما فیلم در انتخاب محور اصلی خود تردید دارد. آیا داستان دربارهی حق زن در تعیین شکل زندگیاش است؟ دربارهی رشد مردی که مسئولیت پدرانه را میپذیرد؟ یا دربارهی عشق میان دو آدم ناسازگار؟ هر سه پرسش در فیلم حضور دارند، اما هیچیک بهطور پیوسته و کافی مرکز روایت نمیماند.
« تماشاگر باید بتواند نهفقط منطق کنارهمماندن آنها، بلکه لذت و جذابیت این پیوند را نیز احساس کند. »
قوتها و کاستیها
این تردید، هم بر ریتم کمدی اثر میگذارد و هم بر رشد شخصیتها. شوخیها گاه میان صحنههای عاطفی فاصله میاندازند، بیآنکه مضمون تازهای بسازند؛ در مقابل، بخشهای احساسی نیز اغلب به اندازهای که برای متقاعدکردن مخاطب لازم است بسط نمییابند. فیلم از نظر ایده جسورتر از اجرای خود است: طرحی که میتوانست روایتی ظریف دربارهی خانواده و انتخاب شخصی بسازد، به داستانی تبدیل میشود که میان سرگرمکردن و معناپردازی مردد میماند.
جمعبندی «One Night Stud» فیلمی است با نقطهی شروعی جذاب و ظرفیتی واقعی برای کمدی اجتماعی و عاطفی. استقلال شیاو شین، مسئولیتپذیرشدن تدریجی ژا یی و امکان تصور خانوادهای بیرون از الگوی متعارف، به داستان تازگی میبخشند. همچنین بازیگران میتوانند فضای سبک و اغراقآمیز اثر را حفظ کنند و سویهی انسانی رابطهی پدر و فرزند، به فیلم لحظههایی گرم میدهد.
بااینحال، پراکندگی لحن، شوخیهایی که همیشه بهخوبی فرود نمیآیند و رابطهی عاشقانهای که بهاندازهی کافی پرورده نمیشود، مانع از آن است که این ظرفیتها به فیلمی کاملاً منسجم بدل شوند. حاصل، کمدی رمانتیکی است که بیش از آنکه در پرداخت داستان به یاد بماند، بهواسطهی ایدهی اولیهاش توجه جلب میکند؛ اثری سبک و گاه دلنشین که در موضوعاتی چون اختیار، پدری و خانواده پرسشهایی جالب میگشاید، اما برای پاسخدادن به آنها شتاب میکند.
« این تردید، هم بر ریتم کمدی اثر میگذارد و هم بر رشد شخصیتها. »
ثبت دیدگاه