نقد و بررسی
نقد یکبار دزدегда (Once a Thief) | 1991
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سرقتی با چهرهای بازیگوش «Once a Thief» فیلمی درباره سه یتیم است که زیر سایه یک رئیس تبهکار بزرگ میشوند و به دزدانی ماهر در سرقت آثار هنری بدل میگردند. اما این خلاصه، بیش از آنکه وعده روایتی جناییِ تیرهوتار بدهد، دریچهای به ماجراجویی پرتحرکی میگشاید که در آن رفاقت، رقابت عاطفی، شوخیهای گاه نامتعارف و صحنههای اکشن درهم میآمیزند.
جان وو، که در آثار دیگرش به خشونت پرآرایش و ملودرامهای پرشور شناخته میشود، اینبار سویهای سبکسرانهتر از جهان سینمایی خود را میآزماید. نتیجه، فیلمی است که بیشتر از آنکه بر منطق دقیق یک معمای جنایی تکیه کند، به انرژی بازیگران و جذابیت لحظههای پرهیاهویش متکی است. «Once a Thief» محصول هنگکنگ و ساخته سال ۱۹۹۱ است و در کنار اکشن، عناصر کمدی و عاشقانه را نیز در خود جای میدهد.
قصهای میان خیانت و دلبستگی مرکز ثقل داستان، پیوند سه شخصیتی است که رابطهشان از کودکی و تجربه مشترکِ وابستگی به یک سرپرست قدرتمند شکل گرفته است. آنان در بزرگسالی همکارانی ورزیدهاند، اما صمیمیتشان بهسادگی در چارچوب شراکت حرفهای نمیگنجد. سرقتها و نقشهها زمینهای فراهم میکنند تا وابستگی، حسادت و وفاداری میان این سه نفر آشکار شود؛ همان عواطفی که در لحظههای حساس میتوانند تصمیمهایشان را از مسیر حسابگری منحرف کنند.
فیلم از ابتدا علاقه چندانی به ساختن جهانی واقعگرا و موشکافانه ندارد. آنچه برایش اهمیت بیشتری دارد، حرکت از یک موقعیت نمایشی به موقعیتی دیگر است: نقشهای پرخطر، گرفتاریای ناگهانی، شوخیای در میانه بحران یا رویاروییای که به بدلکاری و تیراندازی ختم میشود. این رویکرد به اثر سرزندگی میدهد، اما گاهی نیز باعث میشود پیوند میان بخشهای داستان شتابزده یا مبهم به نظر برسد.
« آنان در بزرگسالی همکارانی ورزیدهاند، اما صمیمیتشان بهسادگی در چارچوب شراکت حرفهای نمیگنجد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تماشاگر ممکن است برای مدتی بیش از آنکه درگیر منطق نقشه باشد، مشغول دنبالکردن آشفتگی پیرامون آن شود. سه بازیگر و یک رابطه نامتوازن جاذبه اصلی فیلم، هماهنگی میان چو یونفت، لزلی چونگ و چری چانگ است. هر سه بازیگر حضوری دارند که میتواند صحنهای ساده را زنده کند، و فیلم نیز بارها از این توانایی بهره میگیرد.
چو یونفت با آسودگی و شوخطبعی خاص خود، شخصیتش را به نیرویی پیشبینیناپذیر بدل میکند؛ لزلی چونگ وقار و حساسیتی به نقش میآورد که در برابر بازیگوشی همبازیاش تضاد دلنشینی میسازد؛ و چری چانگ میان این دو، حضوری دارد که هم به استقلال شخصیتش اشاره میکند و هم او را در کانون کشمکش عاطفی قرار میدهد.
این ترکیب، بیش از آنکه حاصل پیچیدگی شخصیتپردازی باشد، از جذابیت و ریتم بازیها نیرو میگیرد. بااینحال، رابطه عاشقانه میان شخصیتها از همان استحکامی برخوردار نیست که دوستی و رفاقت آنان دارد. فیلم از پیوندهای دیرینه و خاطرات مشترک انتظار دارد بار عاطفی مهمی را بر دوش بکشند، اما همیشه فرصت کافی نمیدهد تا این احساسات بهتدریج و با ظرافت شکل بگیرند.
در نتیجه، بعضی تصمیمهای عاطفی ناگهانی یا کماقناعکننده جلوه میکنند. این کاستی بهویژه هنگامی محسوس است که فیلم از ما میخواهد همزمان با تماشای شوخیها و آشوبهای اکشن، جدیتِ یک کشمکش عاشقانه را نیز بپذیریم. جان وو در حالوهوایی سبکتر نام جان وو معمولاً با اکشنی همراه است که خشونت را به حرکتی نمایشی و گاه شبهرقص تبدیل میکند.
« تماشاگر ممکن است برای مدتی بیش از آنکه درگیر منطق نقشه باشد، مشغول دنبالکردن آشفتگی پیرامون آن شود. »
شخصیتها و اجرا
«Once a Thief» همین علاقه را حفظ میکند، اما آن را در فضایی سبکتر و کماعتناتر به واقعگرایی به کار میگیرد. تیراندازی و بدلکاری در اینجا الزاماً پیامد تلخ یک بحران نیستند؛ اغلب بخشی از بازی پرشوریاند که فیلم با تماشاگر به راه میاندازد. این انتخاب به اثر شخصیتی متفاوت میدهد: گویی فیلم ترجیح میدهد بهجای مکث بر پیامدهای خشونت، بر شگفتی و جسارت اجرای آن تأکید کند.
همین تغییر لحن هم نقطه قوت فیلم است و هم منبع بخشی از ناهماهنگیهایش. برای مخاطبی که از جان وو انتظار ملودرامی سنگین و اکشنی جدی دارد، لحن شوخ و اغراقآمیز اثر ممکن است غافلگیرکننده باشد. در مقابل، کسی که با ذهنیت یک ماجراجوییِ سرخوشانه به تماشایش بنشیند، آسانتر با بازیگوشی آن همراه میشود.
فیلم یکدست نیست، اما دستکم در پی تقلید از آثار جدیتر خود نمیماند و میکوشد قلمرو دیگری را تجربه کند. اکشن؛ جایی که فیلم جان میگیرد صحنههای اکشن از مؤثرترین بخشهای فیلماند؛ بهخصوص تعقیبوگریزها و لحظههایی که بدلکاری، حرکت دوربین و تیراندازی در کنار هم قرار میگیرند. جان وو به جای آنکه کنش را صرفاً گزارشی از زد و خورد نشان دهد، برایش ضرباهنگ میسازد.
اجسام، وسایل نقلیه و فضای پیرامون وارد طراحی صحنه میشوند و بدلکاریها اغلب کیفیتی نمایشی و بازیگوشانه دارند. همین توجه به حرکت است که بعضی سکانسها را در خاطر نگه میدارد، حتی اگر رشته اصلی داستان در همان بخشها چندان روشن نباشد. اوج اکشن فیلم نیز بر همین منطق بنا شده است: افزایش اغراق، شتاب و آشفتگی تا جایی که صحنه از واقعنمایی فاصله میگیرد و به نمایشی پرتحرک بدل میشود.
« Once a Thief» همین علاقه را حفظ میکند، اما آن را در فضایی سبکتر و کماعتناتر به واقعگرایی به کار میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در چنین لحظههایی، فیلم بیش از هر جای دیگر میداند چه میخواهد باشد؛ نه روایتی واقعگرایانه درباره پیامدهای جرم، بلکه سرگرمیای که با مهارت صحنهپردازی و جسارت اجرا مخاطب را درگیر میکند. این بخشها برای علاقهمندان به اکشن سبک جان وو جذاباند، هرچند ممکن است برای کسانی که دنبال تعلیق واقعگرایانهاند، بیش از اندازه اغراقآمیز باشند.
کمدی و ملودرام در تعادل دشوار کمدی فیلم از شوخیهای کلامی، حرکات بدنی و رفتارهای غافلگیرکننده شخصیتها تغذیه میکند. بخشی از آن از تضاد میان موقعیت خطرناک و واکنش بیخیال قهرمانان نیرو میگیرد؛ اما همه شوخیها به یک اندازه کارگر نیستند. گاهی شوخیها تکراری یا بیش از حد تصنعی به نظر میرسند و ریتم صحنه را مختل میکنند.
فیلم از مخاطب میخواهد با اغراقهایش همراه شود، ولی همیشه آنقدر زمینه نمیچیند که این اغراقها طبیعی یا بامزه جلوه کنند. برای همین، همان شلوغبازیای که ممکن است برای یک تماشاگر نشاطآور باشد، برای دیگری به لوسبودن یا زیادهروی تعبیر شود. ملودرام نیز با مسئلهای مشابه روبهروست.
فیلم به رفاقت، وفاداری، خیانت و دلبستگی عاطفی اهمیت میدهد، اما گاه این عناصر را با سرعتی عرضه میکند که مجال اثرگذاری کامل به آنها نمیدهد. در نتیجه، شدت احساسات با عمق پرداختشان برابر نیست. بااینحال، همین ناهماهنگی گاهی بخشی از شخصیت فیلم میشود: «Once a Thief» اثری حسابشده و متین نیست، بلکه ماجرایی پرجنبوجوش است که از جدیت به شوخی و از احساسات به آشوب اکشن میپرد.
« گاهی شوخیها تکراری یا بیش از حد تصنعی به نظر میرسند و ریتم صحنه را مختل میکنند. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Once a Thief» در بهترین لحظههایش فیلمی بانشاط، خوشاجرا و سرشار از انرژی است؛ اثری که شیمی سه بازیگر اصلی و توانایی جان وو در طراحی اکشن را به نقطه قوت خود بدل میکند. تعقیبوگریزها و صحنههای پرتحرک، بیش از پیچوخمهای قصه در ذهن میمانند، و شوخطبعی فیلم نیز گاه به آن طراوتی میدهد که از یک ماجرای سرقتیِ معمولی انتظار نمیرود.
در سوی دیگر، روایت در بخشهایی گیجکننده میشود، رابطه عاشقانه به اندازه کافی باورپذیر نیست و آمیختگی کمدی و ملودرام همیشه به تعادل نمیرسد. پس ارزش تماشای فیلم بیش از هر چیز به آمادگی مخاطب برای پذیرفتن این آشفتگیِ جذاب بستگی دارد. اگر از آن انتظار داستانی دقیق و عاشقانهای کاملاً اقناعکننده داشته باشید، احتمالاً بعضی کاستیهایش برجسته میشود؛ اما اگر آن را ماجرایی سبک و اغراقآمیز بدانید که میخواهد با بازیگران دوستداشتنی و اکشن پرشور سرگرم کند، سرگرمی قابلاعتنایی در انتظار شماست.
این فیلم نه نمونهای بینقص از سینمای جان وو، بلکه تجربهای متفاوت و بازیگوشانه در کارنامه اوست؛ تجربهای که قوتهایش در شور و حرکت و ضعفهایش در ناهماهنگی لحن و روایت آشکار میشود.
« پس ارزش تماشای فیلم بیش از هر چیز به آمادگی مخاطب برای پذیرفتن این آشفتگیِ جذاب بستگی دارد. »
ثبت دیدگاه