نقد و بررسی
نقد اُولوتوره (Òlòtūré) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از دل تاریکی «Òlòtūré» در ظاهر داستان روزنامهنگاری است که برای افشای شبکهٔ قاچاق انسان، هویت حرفهای خود را پنهان میکند و قدم به جهانی میگذارد که قواعدش را دلالان، واسطهها و صاحبان قدرت تعیین میکنند. اما نیروی اصلی فیلم فقط در تعلیق مأموریت مخفی او نیست؛ اثر میکوشد نشان دهد چگونه فقر، خشونت و بیپناهی، انتخابهای آدمها را محدود میکنند تا مرز میان اختیار و اجبار روزبهروز محوتر شود.
اولوطوره در آغاز خود را ناظری بیرونی میپندارد؛ کسی که میتواند از فاصلهای امن، حقیقت را ثبت کند. هرچه پیشتر میرود، روشنتر میشود که در چنین محیطی مشاهدهکردن نیز نوعی درگیرشدن است. فیلم ساختهٔ کنت گِیانگ است و فیلمنامهٔ آن را کریگ فریموند و یینکا اوگون نوشتهاند. حضور شارون اوجا در نقش شخصیت محوری، در کنار بازیگرانی چون اومووومنی دادا، کمی لالا آکیندوجو و اومونی اوبولی، مجموعهای از روایتهای بههمپیوسته را شکل میدهد؛ روایتهایی که در آنها زنان نه صرفاً موضوع یک گزارش، بلکه آدمهایی با خلقوخو، روابط، امیدها و شیوههای متفاوت بقا هستند.
فیلم در سال ۲۰۱۹ نمایش داده شد و بعدتر در سطحی گستردهتر به مخاطبان بینالمللی رسید. شهر بهمثابه نیروی فشار لاگوس در فیلم پسزمینهای خنثی نیست؛ شهری است که ازدحام، نابرابری و شتاب زندگی در آن به بخشی از فشار دراماتیک بدل میشود. محیطهای بسته و پررفتوآمد، فضاهای نیمهعمومی و مکانهایی که آدمها در آن ناچارند همزمان مراقب خود و دیگران باشند، تصویری از جهانی میسازند که در آن امنیت کالایی کمیاب است.
فیلم بهجای آنکه خشونت را تنها در لحظههای پرحادثه خلاصه کند، میکوشد حضور مداوم آن را در رفتار شخصیتها و مناسبات روزمره نشان دهد. این فضاسازی در بخشهایی از اثر مؤثر است: تماشاگر احساس میکند شخصیتها در محیطی گرفتارند که فرصت مکث و اندیشیدن را از آنان میگیرد. بااینحال، فیلم گاهی برای انتقال همین حس، به نشانههای مستقیم و تأکیدهای پررنگ متوسل میشود.
« اولوطوره در آغاز خود را ناظری بیرونی میپندارد؛ کسی که میتواند از فاصلهای امن، حقیقت را ثبت کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، واقعگراییای که از مشاهدهٔ جزئیات و سکوتها پدید میآید، گاه جای خود را به تأکیدی ملودراماتیک میدهد. فیلم زمانی قانعکنندهتر است که به مخاطب مجال دهد از دل موقعیتها به خشونت پی ببرد، نه آنگاه که معنای هر صحنه را بیش از اندازه توضیح میدهد. اولوطوره؛ خبرنگار و شاهد شخصیت اولوطوره بر تناقضی جذاب بنا شده است: او هم برای کشف حقیقت وارد جهان فیلم میشود و هم از ابزارهای لازم برای تحمل آن جهان برخوردار نیست.
شجاعتش با سادهدلی آمیخته است؛ همین ویژگی در آغاز او را به پیش میراند، اما بهتدریج خطر تصمیمهایش را نیز افزایش میدهد. فیلم از این تضاد برای ساختن تعلیق استفاده میکند و پرسشی اخلاقی را پیش میکشد: آیا نیت افشاگرانه، ورود به زندگی آسیبپذیران و قرارگرفتن آنان در معرض خطر را توجیه میکند؟
شارون اوجا در نقش اصلی، میکوشد فاصلهٔ میان اعتمادبهنفس حرفهای اولوطوره و اضطرابی را که در موقعیتهای تازه تجربه میکند، آشکار سازد. اجرای او در لحظههایی که شخصیت ناچار است نقش خود را حفظ کند، بیش از صحنههایی کارآمد است که فیلم احساسات او را بهصراحت برجسته میکند. بااینهمه، پرداخت شخصیت گاهی به اندازهٔ موقعیت پیرامونش پیچیده نیست.
انگیزههای او روشناند، اما فیلم همیشه فرصت کافی نمیدهد تا دگرگونی درونیاش تدریجی و کاملاً باورپذیر شکل بگیرد. زنانی که در حاشیه نمیمانند رابطهٔ اولوطوره با بلِسینگ، لیندا و بیوتی یکی از مهمترین لایههای انسانی اثر است. این زنان در ابتدا ممکن است از دید قهرمان، بخشی از محیطی باشند که باید دربارهاش تحقیق کند؛ اما همنشینی با آنان، نگاه او و نگاه تماشاگر را تغییر میدهد.
« بااینهمه، پرداخت شخصیت گاهی به اندازهٔ موقعیت پیرامونش پیچیده نیست. »
شخصیتها و اجرا
دوستی و همدلی میان شخصیتها در برابر نظامی قرار میگیرد که میکوشد انسانها را به نقشهای قابلاستفاده و قابلمعامله تقلیل دهد. فیلم هنگامی جان میگیرد که به تفاوتهای فردی این زنان توجه میکند: واکنشهای یکسانی به ترس ندارند، یکجور امید نمیبندند و برای زندهماندن راهبردهای متفاوتی برمیگزینند.
بازی اومووومنی دادا در نقش لیندا، بهویژه در صحنههایی که شخصیت میان شوخطبعی، مراقبت و فرسودگی در نوسان است، از نقاط قوت اثر به شمار میآید. بااینحال، تمرکز روایی همچنان اغلب به اولوطوره بازمیگردد و همین امر گاه اجازه نمیدهد تجربهٔ زنان دیگر با همان عمق و استقلال دنبال شود. اجرای بازیگران و زبان تصویر بازیها از نظر کیفیت یکدست نیستند، اما مجموعهٔ بازیگران در ایجاد حس ناامنی و بیثباتی نقش مهمی دارد.
برخی اجراها بهواسطهٔ جزئیات کوچک و پرهیز از نمایشگری اثر میگذارند؛ برخی دیگر بیش از حد بر شدت عاطفی صحنه تکیه میکنند. این تفاوت، گاهی باعث میشود لحظههایی که باید در یک فضای واقعگرایانه به هم پیوند بخورند، از نظر لحن ناهمگون به نظر برسند. فیلمبرداری و طراحی صحنه نیز در ساختن جهان داستان سهم دارند.
انتخاب مکانها و تراکم محیطی، تصویری از زندگی در فضایی میسازد که در آن حریم خصوصی و آرامش بهسختی یافت میشود. دوربین در بسیاری از لحظهها به شخصیتها نزدیک میماند و به تماشاگر اجازهٔ فاصلهگیری آسان نمیدهد. این نزدیکی میتواند تجربهای فشرده و تأثیرگذار بسازد، اما اگر با مکث و ظرافت همراه نباشد، خطر آن را دارد که رنج را به جلوهای تماشایی تبدیل کند؛ خطری که فیلم همیشه از آن فاصله نمیگیرد.
« فیلمبرداری و طراحی صحنه نیز در ساختن جهان داستان سهم دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
میان افشاگری و بهرهکشی مهمترین کشمکش اخلاقی «Òlòtūré» فقط درون قصه نیست، بلکه به شیوهٔ روایت آن نیز مربوط میشود. اثر میخواهد توجه را به قاچاق انسان و سازوکارهایی جلب کند که آدمها را در معرض استثمار قرار میدهند؛ موضوعی سنگین که پرداخت سینمایی آن به دقتی ویژه نیاز دارد. تصویرکردن خشونت میتواند مخاطب را با واقعیتی نادیدهگرفتهشده روبهرو کند، اما تکرار صحنههای آزاردهنده، بدون آنکه شخصیتها پیچیدهتر شوند یا پیامدهای خشونت روشنتر گردد، ممکن است به مصرف نمایشی رنج بینجامد.
فیلم در بهترین لحظههایش از این دام میگریزد: بهجای آنکه زنان را صرفاً قربانیانی بیصدا نشان دهد، به رابطهها و سازوکارهای بقا مجال ظهور میدهد. در لحظههایی دیگر، شدت عاطفی صحنهها بر ظرافت مشاهده غلبه میکند. ملودرام در چنین اثری ذاتاً نقطهضعف نیست؛ میتواند راهی برای رساندن فوریت اخلاقی داستان باشد.
مسئله آنجاست که تأکید احساسی جای تحلیل را بگیرد و فیلم بهجای آنکه مخاطب را به اندیشیدن وادارد، فقط از او واکنشی فوری بخواهد. روایت، تعلیق و لغزشهای آن ساختار قصه با تکیه بر نفوذ تدریجی اولوطوره به محیطی خطرناک، تعلیقی پیوسته ایجاد میکند. هر مرحله، فاصلهٔ او را از زندگی پیشینش کمتر میکند و امکان کنترل اوضاع را زیر سؤال میبرد.
همین حرکت، فیلم را از گزارشگونهبودن صرف دور میکند و به آن نیروی داستانی میبخشد. بااینحال، چند تصمیم شخصیتها گاه بیشتر از آنکه از روانشناسی آنان برآیند، برای پیشبردن ماجرا لازم به نظر میرسند. این تصنع در بعضی لحظهها از اعتبار واقعگرایانهٔ اثر میکاهد. همچنین، فیلم میان دو هدف در رفتوآمد است: روایت یک مأموریت خبرنگارانه و ترسیم جهانی از استثمار.
« در لحظههایی دیگر، شدت عاطفی صحنهها بر ظرافت مشاهده غلبه میکند. »
قوتها و کاستیها
هر دو مسیر ظرفیت دراماتیک دارند، اما پیوندشان همیشه به یک اندازه محکم نیست. گاهی شخصیت محوری بهانهای برای گشودن دریچهای به آن جهان به نظر میرسد و گاهی جهان پیرامون، مسیر شخصی او را تحتالشعاع قرار میدهد. این دوگانگی به اثر گستره میبخشد، اما از تمرکز روایی آن نیز میکاهد. جمعبندی «Òlòtūré» اثری تلخ و پرتنش است که نیروی خود را از برخورد روزنامهنگاری جوان با ساختاری خشن و از شکلگیری همدلی میان زنانی میگیرد که در نگاه نخست ممکن است تنها بخشی از یک پروندهٔ خبری به نظر برسند.
فیلم در فضاسازی و برخی اجراهای اثرگذار موفق است و موضوعی مهم را به مرکز توجه میآورد؛ در عین حال، ملودرام، تصمیمهای روایی نهچندان طبیعی و خطر تبدیل رنج به منظرهای نمایشی، از پیچیدگی تجربهٔ آن میکاهند. ارزش اثر بیش از آنکه در پاسخهای قطعی یا دقت بینقص روایی باشد، در پرسشهایی است که باقی میگذارد: خبرنگار تا کجا میتواند برای افشای حقیقت پیش برود؟
همدلی در برابر ساختاری استثمارگر چه توان و چه محدودیتی دارد؟ و سینما چگونه میتواند از رنج سخن بگوید، بیآنکه آن را به تماشا بگذارد؟ فیلم در همهٔ لحظهها پاسخ یکسانی برای این پرسشها ندارد، اما همین ناتمامی، همراه با فضای تیره و بازیهای قابلاعتنا، آن را به اثری قابلتأمل بدل میکند.
« هر دو مسیر ظرفیت دراماتیک دارند، اما پیوندشان همیشه به یک اندازه محکم نیست. »



ثبت دیدگاه